متفرعنانه نمي‌توانند تحمل كنند مردم به آن‌ها رأي ندهند/ به چه حقي بخود اجازه تحميل موضوعاتي به امام

حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان در برنامه ديروز، امروز، فردا
متفرعنانه نمي‌توانند تحمل كنند مردم به آن‌ها رأي ندهند/ به چه حقي بخود اجازه تحميل موضوعاتي به امام را مي‌داديد؟

استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخي در خاطرات خود اين گونه ادعا مي كنند كه هرچه سعي و اصرار مي كرديم موضوعي را بر امام راحل تحميل كنيم، نمي شد، در حالي كه سوال ما اين است كه شما به چه حقي به خود اجازه مي داديد موضوعاتي را به امام تحميل كنيد؟

به گزارش رجانيوز، حجت‌الاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان در برنامه "ديروز، امروز، فردا" كه شب گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد، افزود: مردم در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري نشان دادند كه از راست و چپ خسته شده اند و اگرچه منتخبشان به راست نزديك تر بود اما نه چپ بود و نه راست.

پناهيان در بخش ديگري از سخنانش ادامه داد: انقلاب ما در سال ‏1357‏ ضد استبداد بود و سپس ضداستكبار شد و اتفاقاتي كه هم اكنون رخ مي دهد، ضداستعلاء و ضدخودبزرگ طلبي هاي موهوم برخي خواص است.

وي افزود: اكنون برخي متفرعنانه وارد عرصه سياسي شده اند و نمي توانند تحمل كنند كه مردم به آنها رأي ندهند و به جوان ترها اقبال كنند، البته همين جوان ها هم اگر متفرعنانه عمل كنند، به زمين مي خورند.

پناهيان گفت: استكبار هم اكنون به زمين خورده است و از استعلاء طلب‌ها استفاده مي كند كه برگردد.

وي استعلاء طلب‌ها را افرادي خواند كه حب جاه و مقام و منفعت دارند و اضافه كرد: حضور حماسي مردم در ‏9‏ دي امسال بر ضد استعلاء طلب‌ها بود و اتفاقي كه در عاشوراي امسال افتاد، نتيجه خودبزرگ طلبي برخي‌ها بود.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: همه بايد متواضعانه برخورد كنند و هيچ كس نمي تواند بگويد من زنبيل گذاشته ام و جلوترم.

پناهيان افزود: مقام معظم رهبري در سخناني فرمودند همانطور كه انقلاب مال جوان هاي ‏57‏ بود، به جوان هاي كنوني هم اختصاص دارد اما ظاهرا عده اي انقلاب را از آن خود مي دانند.

وي گفت: يك روز، دوره دفاع مقدس از جسم انقلاب بود و اكنون دوره دفاع مقدس از روح انقلاب است.

پناهيان در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه صداوسيما بايد از دو سال پيش جلسات مناظره را برگزار مي كرد، ادامه داد: اگر اين اقدام صورت مي گرفت، هم شفاف سازي و هم هزينه ها كم مي شد.

وي افزود: از ابتداي انقلاب تاكنون حركاتي از مصلحت به حقيقت داشتيم، عزل منتظري و افول بني صدر و موضوع نهضت آزادي نمونه اين حقيقت گرايي‌هاست اما متاسفانه برخي‌ها هم اكنون مي خواهند موتور حقيقت گرايي انقلاب متوقف شود.

اين استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اينكه بسياري از ريزش‌هاي امروز انقلاب مسئله تازه اي نيست، اضافه كرد: مواضع سياسي گذشته اين افراد موضوع را روشن مي كند و نشان مي دهد كه هيچ كس خطش تغيير نكرده است.

پناهيان با اشاره تلويحي به استعفاي موسوي از نخست‌وزيري گفت: همان هايي كه در زمان كنوني ريزش كردند، كساني بودند كه ‏3‏ روز مخفي شدند و استعفا كردند.

وي افزود: اين آقا، همان آقاست اما آن زمان مصلحت نبود، راز از پرده برون افتد اما اكنون حقيقت برملا شده است.

پناهيان، نظام جمهوري اسلامي را نظامي ولايي خواند و اضافه كرد: جمهوري بدون ولايت معنا ندارد و نظام ولايي معناي دقيقي است براي حقيقت جمهوري اسلامي.

پناهيان در ادامه سخنان خود گفت: قصد ندارم به مظلوميت هاي اصل ولايت فقيه بپردازم اما برخي كه در آن زمان موضوعاتي را به امام تحميل مي كردند، اكنون نيز قصد دارند تحميل گري خود را به ولايت ادامه دهند.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخي در خاطرات خود اين گونه ادعا مي كنند كه هرچه سعي و اصرار مي كرديم موضوعي را بر امام راحل تحميل كنيم، نمي شد، در حالي كه سوال ما اين است كه شما به چه حقي به خود اجازه مي داديد موضوعاتي را به امام تحميل كنيد؟

وي با اشاره به اينكه بر حضرت علي(ع) نيز برخي تحميل گري مي كردند، گفت: مردم ما از تحميل بر ولايت خوش‌شان نمي آيد و اينكه برخي به مقام معظم رهبري نامه مي نويسند و آن را علني مي كنند، از اين اقدام بوي تحميل به مشام مي رسد. در هر حال، جريان تحميل گري به ولايت رو به كاهش است

پناهيان در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه از آغاز انقلاب تاكنون روند جدايي ما از تمدن غرب آغاز شده است، افزود: هم اكنون غرب‌گرا به معناي واقعي كلمه نداريم اما در مناظره هاي انتخاباتي برخي مي گفتند اين خرافات است كه برخي مي گويند تمدن غرب رو به فروپاشي است.

پناهيان ادامه داد: اگر به تمدن غرب كاري هم نداشته باشيم، اين تمدن رو به افول است.

در ادامه، گزارشگر اين برنامه با موضوع مقايسه جوانان امروز و ديروز با مردم مصاحبه هايي داشت كه پناهيان پس از اين مصاحبه ها گفت: شما فكر مي كنيد همه جوانان گذشته ما به جبهه ها مي رفتند؟ خيلي‌ها بودند يك بار رفتند و از ترس‌شان ديگر نرفتند اما آنهايي كه رفتند، الگو شدند.

پناهيان گفت: يادم نمي رود وقتي كه عده اي در حال اعزام به جبهه بودند، برخي فوتبال بازي مي كردند.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: آن زمان در لشكر ‏27‏ روحاني گردان بودم و سخنراني مي كردم و اكنون هم در جمع دانشگاهيان هستم و به طور قطع مي توانم بگويم كه جوانان امروز هزاران برابر بهتر و عميق ترند.

وي گفت: اين جوانان در فضايي تربيت شده اند كه متاسفانه ما خوب عمل نكرديم و يك سريال خوب درباره حجاب و يك سريال سياسي خوب و يك سريال كه اصل ولايت فقيه را جا بياندازد، توليد نكرديم و برخي هنرمندان اصلاً جرأت نمي كنند وارد اين عرصه شوند.

وي ادامه داد: اگرچه اندكي كارهاي تبليغاتي هم كرده ايم اما اگر اين همه دانشجوي محجبه در دانشگاه ها وجود دارد، به سبب فطرت پاك آنهاست.

پناهيان در ادامه در پاسخ به سوال مجري مبني بر اينكه مردم بايد با نخبه ها چه كنند، گفت: مردم خودشان مي دانند و در ‏9‏ دي نشان دادند اما صداوسيما فقط بخش هايي از خشم مردم و كيفيت فريادهاي آنها را پخش كرد.

وي گفت: در روز ‏9‏ دي، دانشجوياني حضور يافتند كه به افراد مختلفي رأي داده بودند اما در آن روز فريادهايي داشتند كه رسانه ملي جزئيات آن را پخش نكرد و نبايد مسائل ر ا جسته گريخته بيان مي كرديم. در همان روز ‏9‏ دي، برخي نخبگان هم در تظاهرات شركت كردند اما سپس نامه اي ضعيف نوشتند و به قول عوام ماست مالي كردند.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اينكه برخي نخبگان مردم را درك نمي كنند و هنوز در حال و هواي ‏25‏ سال پيش هستند، گفت: سرعت جامعه فوق العاده بالاست.

پناهيان جوانان را پربصيرت خواند و گفت: گروهي از اين جوانان به من مي گفتند اگر برخي امسال در روز عاشورا امدند و پرچم امام حسين(ع) را آتش زدند، سال اينده ديگر اشتباه نمي كنند و پرچم امام حسين(ع) را بر مي دارند و در قالب عزاداري حرف هاي خود را مي زنند. اين دانشجويان تاكيد مي كردند كه بايد از اكنون آماده باشيم.

وي گفت: جوانان ما بسيار هوشيارند و به نخبگان پيام مي دهند اما آنها به روي خود نمي آورند.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: در شرايط كنوني، رسانه ها بايد نخبگاني را كه در ميان مردم مي جوشند، برجسته كنند.

وي در ادامه به ارادت خود به شهيد ديالمه و سخنراني هاي جذاب اين شهيد اشاره كرد و گفت: اكنون امثال شهيد ديالمه كم نداريم و رسانه ها بايد آنها را مطرح كنند.

وي گفت: رسانه بايد در ارتقاي فرهنگ سياسي جامعه تلاش كند تا بازار نقد و گفت‌وگو رونق پيدا كند.

اين استاد حوزه و دانشگاه، طرح موضوعات موهومي چون چپ و راست و محافظه كار را مربوط به عصر حجر خواند و گفت: محيط هاي مذهبي ما بايد با شفافيت موضوعات سياسي را تحليل كند و بيشترين انحرافات سياسي در جمع هايي رخ مي دهد كه مدعي مي شوند بايد از سياست فاصله گرفت.

پناهيان ادامه داد: امروز هيچ كس نبايد ساكت باشد و محيط غيرسياسي نداريم اما متاسفانه برخي ها مانند ابوموسي اشعري ژست مي گيرند كه دخالت ما در مسائل سياسي اختلافات را بيشتر مي كند.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ويژگي هاي دوران فتنه گفت: يكي از ويژگي هاي اين دوران دوپهلو و مبهم صحبت كردن برخي نخبگان است.

بازخواني نامه تاريخي کروبي به آيت الله منتظري

بازخواني نامه تاريخي کروبي به آيت الله منتظري

ايرنا: مهدي کروبي در بهمن 1367 به همراه آقايان سيد حميد روحاني و امام جماراني نامه اي را خطاب به آيت الله حسينعلي منتظري در انتقاد از منش سياسي وي منتشر نمودند که در اينجا با ذکر مقدمه حجت الاسلام روحاني متن کامل نامه را منتشر مي نماييم:

مقدمه حجت الاسلام والمسلمين سيد حميد روحاني: يک سال و اندي پيش از آنکه به همراه حجج اسلام حاج آقاي کروبي و امام جماراني نامه 29/11/67 را به آقاي منتظري بنگاريم، از لحن سخنان او دريافته بودم که آنچه او بر زبان مي‌آورد، با باورهاي آن آقاي منتظري که ما مي‌شناختيم همخواني ندارد و اين صداي ديگران و دگرانديشان است که از حلقوم او بيرون مي‌آيد. اين دريافت را بارها با برخي از دوستان در ميان گذاشتم و اظهار نگراني کردم، حتي به ياد دارم که يک‌بار در مجمع روحانيان مبارز اين مسأله را مطرح کردم و اين نکته را يادآور شدم که من بيم آن دارم که دشمن از آقاي منتظري براي نظام جمهوري اسلامي، يک انور سادات بسازد و ما روزي چشم باز کنيم ببينيم که کار از کار گذشته و آنچه نبايد اتفاق بيفتد، به وقوع پيوسته است. اين سخنان من با واکنش منفي بسياري از حاضران رو به رو شد. خبر آن هم به گوش آقاي منتظري رسيد و او نيز در ملاقات با برخي از دوستان زبان به گله باز کرده بود که فلاني مرا انور سادات خوانده است! و سرانجام اين بحث و گفتگو به نگارش نامه 29/11/67 منجر شد که با امضاي آقايان کروبي، جماراني و نگارنده همراه بود.

سيد حميد روحاني

و اينک متن کامل نامه:

29/ بهمن/1367

بسم الله الرحمن الرحيم

محضرمبارک حضرت مستطاب آيت‌ الله ‌العظمي جناب آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري دامت افاضاته
با سلام و تحيت، پيش از پرداختن به موضوعات اصلي لازم مي‌داند نکاتي را يادآور شود :
الف: از آنجاکه يکي از ويژگيهاي حضرتعالي صراحت لهجه است، انتظار داريم که از برخورد صريح و دور از مجاملة ما نرنجيد و آنرا حمل بر جسارت و اسائه ادب نکنيد.

ب: اين نامه را افرادي به محضر عالي مي‌نويسند که در درازاي نهضت امام تا پيروزي انقلاب اسلامي و تا به امروز از علاقمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالي به ثبوت رسيده است و علاوه بر اعتراف به مقام علمي شما از نظر مقاومت و از خود گذشتگي و تحمل رنج‌ها و فشارها شما را اسوه و الگوي کم نظير دوران خفقان رژيم ستم شاهي مي‌دانند و در اين نگارش جز خير خواهي و صلاح انديشي و تذکرات مشفقانه و پيشگيري از ضربه و لطمة ناهنجار به مقام والاي آنجناب نظر و انديشه اي ندارند.


ج: اين نامه، پس از دير زماني بردباري و خويشتن داري در برابر يک سلسله برخوردها و موضع‌گيريهاي سئوال برانگيز جنابعالي که براي ما در خور توجيه نبوده است، به حضور عالي نگارش شده است. اميد است که آنرا بر پايه احساسات آني، جواني و حساب نشده نانگاريد و توجه داشته باشيد که در پي دير زماني انديشه و بررسي همه جانبه ، به تقديم آن ناگزير شديم . با وجود اين اگر شيوه نگارش دون شأن آن مقام معظم است ، پوزش مي خواهيم چون ما را از آن گريزي نبوده است . والعذر عند کرام الناس مقبول .


د : شما توصيه مي فرماييد که : « لازم است مردم و کساني که انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهاي خود را بزنند » اميد است که به ما به عنوان سربازاني که در راه اسلام و انقلاب اسلامي- انشاء الله- فداکاري و خدمتگذاري کرده و مي کنند ، اين رخصت را بدهيد که دور از هر گونه سانسور ، انتقاد و نظريه خود را لااقل در نامه اي در بسته ، به حضور عالي بنگارند .
اما مسائلي را که لازم مي دانيم با آنجناب در ميان بگذاريم و دربار? آن با کمال ادب و احترام توضيح بخواهيم بدين شرح است :


1- برخورد و موضع گيري حضرتعالي در ماجراي مهدي هاشمي براي بيشتر دوستان مخلص و ارادتمندان روحاني شما که از نزديک و دور شاهد موضع گيريهاي شما بودند ، شگفت انگيز و حيرت آور بود و هنوز نيز اين شگفتي و حيرت ادامه دارد. شما خود مي دانيد که نامبرده و باند او عالم روحاني مرحوم شمس آبادي و نيز روحاني ديگري را به جرم ساده انديشي و بنا به گفت? خود او « عدم اعتقاد به مبارزه » ربودند و به وضع فجيعي به قتل رسانيدند و آنگاه که دستگير شدند نيز- بنابر پرونده موجود - نامبرده در خدمت ساواک قرار گرفت و به همکاري با آنان پرداخت . در پي پيروزي انقلاب اسلامي که از زندان آزاد گرديد ، نيز به شرارت ادامه داد و حشمت و دو فرزند بي گناه او را به وسيله باند خود ربود و به قتل رسانيد و آنگاه که از سوي حضرتعالي علي رغم هشدارها و تذکرات خيرخواهانه حضرت امام و برخي از مسئولان و دوستان ، به مسئوليت نهضتها گماشته شد ، مي دانيد که چگونه در افغانستان ميان برادران مسلمان کشت و کشتار و برادر کشي راه انداخت و فتنه ها برپا کرد . و سرانجام خونهاي ناحق ريخته گريبان او و باند اورا گرفت و از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي دستگير و تحت پيگرد قانوني قرار گرفت و به جنايات خود اعتراف کرد و به جزاي اعمال خود رسيد در اين ميان انتظار مي‌رفت که حضرت عالي در پي آگاهي از جنايت ها و آدم ربائيها و خون ريزيها و ده ها جنايت و خيانت ديگر او که در پرونده هاي او منعکس است و خود به خوبي از آن آگاهيد ، نه تنها از او و باند او اظهار تبري و انزجار کنيد و از مسئولان امرکيفر هر چه سريعتر آنانرا بخواهيد بلکه از وجود چنين جنايتکاران خونخوار و خداشناسي در ميان بيت خود به شدت نگران شويد و به خود آييد ودر راه پاک سازي بيت خود از عناصر منحرف و وابسته به باند مهدي بکوشيد و از مقامات و مسئولاني که در راه ريشه کن کردن اين ماد? فساد تلاش کرده اند ، سپاسگزاري کنيد و خود را مرهون آنان بدانيد ، ليکن متأسفانه حضرتعالي نه تنها چنين نکرديد بلکه تا واپسين روز زندگي او مي کوشيديد که او را از کيفر قانوني برهانيد ؟! آيا اين موضع حضرتعالي را مي توان با موازين قانوني ، مطابق دانست ؟


2- شما در سخنرانيها و موضع گيريهاي خود از پايبندي به قانون ، عدم تجاوز به قانون و حرکت بر پايه قانون ، فراوان سخن مي گوئيد. پرسشي که براي ما مطرح است اين است که آيا پيروي از قانون براي ديگران است ؟! يعني اين مسئولان نظام جمهوري اسلامي و امت قهرمان پرور ايران هستند که بايد قانون را رعايت کنند ؟ ليکن اطرافيهاي شما از هفت دولت آزادند ؟! اگر چنين نيست پس چگونه :


الف : خبر کشته شدن حشمت و دو فرزند او به دست باند مهدي، نه تنها شما را تکان نداد بلکه تا آنجا که امکان داشت از قاتلان آنها حمايت کرديد. در صورتي که اگر حشمت و دو فرزند او بايد به چنين کيفري مي رسيدند، اين وظيفة دادگاه انقلاب و دستگاههاي قضايي بود، نه وظيفه مهدي و باند او. شما چگونه است که از دريافت قتل حشمت و فرزندان او، به دست باند مهدي تکان نخورديد، ليکن آنگاه که خبردار شديد که مشتي منافق و محارب را طبق موازين قضائي محاکمه و اعدام کرده اند، به نامه نگاري دست زديد و در ديدار با برخي از مقامات قضائي اين کار را جنايت خوانديد و آنانرا جاني ناميديد؟ شگفتا! مهدي و باند او اگر مردم را بدزدند و بکشند جاني نيستند، ليکن مقامات قضائي نظام جمهوري اسلامي اگر شماري از توطئه گراني را که نقشه براندازي دارند، محاکمه و اعدام کنند، جاني هستند ؟!


ب : شما آنگاه که خبردار شديد که يکي از افراد باند مهدي اوراق و اسناد نخست وزيري را دزديده است اظهار داشتيد که « شايد تصميم داشته در آينده نخست وزير بشود و مي خواسته است اطلاعاتي از چون و چند کار نخست وزيري داشته باشد » !
آيا اگر فردا خبردار شويد که يکي از علما – العياذ بالله – به بيت شما دستبرد زده است و شماري اسناد و مدارک را ربوده است و توجيه او اين است که چون قصد دارد در آينده قائم مقام رهبر شود، براي آشنايي با اوضاع و شرايط قائم مقامي به اين کار دست زده است، با او چه رفتار و معامله‌اي خواهيد کرد و چه ديدي نسبت به او خواهيد داشت؟ آيا دربارة او نيز چنين اظهار نظري خواهيد فرمود؟

ج : سعيد آيت الله زاده در حضور حضرتعالي به جعل سند عليه دکتر هادي و سيد صادق روحاني اعتراف کرد و صريحا اعلام داشت که با سند جعلي، آنانرا ساواکي جازده است و در حقيقت با بدترين شيوه با آبرو و حيثيت آنان بازي کرده است. شما که دربارة قانون و حيثيت افراد آن گونه داد سخن مي دهيد لطفا بفرماييد که دربارة اين کار خلاف قانون نامبرده چه واکنشي از خود نشان داديد ؟!


د : حجت الاسلام آقاي سيد هادي هاشمي بنابر اتهاماتي که در پرونده او موجود است و اعترافاتي که مهدي و باند او عليه نامبرده کردند، طبق قانون به بازجوئي فراخوانده شد. حضرتعالي روي احترام به کدام قانون او را در بيت خود مخفي کرديد و اعلام داشتيد که بازجوئي و محاکمة او بازجوئي و محاکمة من است؟! و نيز روي چه مجوزي شماري از هم پرونده هاي مهدي هاشمي مانند جعفرزادة قاتل را در درون بيت شما پنهان ساختند و اجازه ندادند که طبق قانون دستگير و کيفر داده شوند؟
راستي کسي که تحت تأثير اطرافيهاي خود، به اين آساني قانون را ناديده مي گيرد و قانون شکني ها و آدمکشي هاي آنانرا نمي بيند چگونه مي تواند از قانون دفاع کند و قانون را حاکم سازد؟!


3- شما در سخنرانيها و موضع گيريهاي خود از تبعيض نيز گله منديد و آنرا به حق براي اسلام و انقلاب اسلامي و جامعه روحانيت زيان آور مي دانيد. ليکن بار ديگر تحت تأثير جو حاکم در بيت خود دربارة سعيد آيت الله زاده، خود تبعيض قائل مي شويد و آنگاه که او را به اتهام جعل سند، احضار مي کنند، از فرستادن او به بازجوئي ممانعت به عمل مي آوريد و تنها با بازجوئي او در حضور خود شما موافقت مي فرمائيد؟! و آنگاه که در حضور شما صريحا اعتراف مي کند که عليه دکتر هادي و سيد صادق روحاني سند جعل کرده است ولي از نوشتن اين اعتراف سرباز مي زند، شما نيزاز اوحمايت مي کنيد و با پرخاش مي گوئيد چرا مي خواهيد از او نوشته بگيريد؟ آيا مي خواهيد او را به محاکمه بکشيد؟! و اين گونه به ماجرا پايان مي بخشيد. و درست چند روز پس از اين جريان طي يک سخنراني اعلام مي داريد که تبعيض غلط است، ما نبايد ميان خودي و بيگانه فرق بگذاريم! ما بايد از حکومت حضرت علي درس بياموزيم که فرمود اگر عارية مضمونه نبود اولين هاشميه اي بودي که دستت را قطع مي کردم و ... .


4- شما از سانسور در رسانه هاي گروهي انتقاد مي کنيد و از اين نگرانيد که « اگر اينطور باشد کار به جايي مي رسد که حرف من طلبه را هم که از اول انقلاب در کنار مردم و همراه با انقلاب اسلامي بوده ام سانسور مي کنند ... »!
شگفتا! چگونه است آنروز که رسانه هاي گروهي بيانية حضرت امام دربارة مهدي هاشمي را پخش مي کنند، با پرخاش مي گوئيد که چرا اين موضوع را بوق کرده اند؟ وآنگاه که خبر به شما مي رسد که راديو و تلويزيون مي خواهد اعترافات مهدي را پخش کند مي کوشيد که حتي با تهديد از پخش آن جلوگيري کنيد و نگذاريد که امت اسلامي جنايات مهدي را از زبان او بشنوند!
آيا به نظر شما سانسور پيام رهبر انقلاب اسلامي که در راه اين انقلاب همه هستي خود را فدا کرده است در صورتي که شما صلاح بدانيد بي اشکال است و سانسور اعترافات مهدي و باند او نيز بايد انجام بگيرد و تنها سانسور نظريات شما خلاف قانون است؟!


5- شما اعلام مي داريد که: « متأسفانه ديده مي شود طوري شده است که افراد خوب از ترس پرونده سازي نمي توانند نفس بکشند »!! با پوزش از محضر عالي بايد عرض کنيم سياه باد روي آن شياداني که دور شما را گرفته اند و هر روز به گونه اي براي شما جو را ترسيم مي کنند. روزي به شما مي باورانند که مردم تا آن پايه ناراضي هستند که به مقامات مسئول کشور و روحانيان، در کوچه و خيابان آشکارا هتاکي مي کنند و روز ديگر وانمود مي کنند که « افراد خوب هم از ترس پرونده سازي نمي توانند نفس بکشند » و حضرتعالي نيز بدون مطالعه و انديشه روي آن گفته ها، آنرا باور مي کنيد و بر زبان مي رانيد.
اگر حکومت تا آن پايه ضعيف است که مردم در کوچه و بازار به مقامات مسئول کشور آشکارا ناسزا مي گويند چگونه توان پرونده سازي دارد و چگونه افراد خوب نمي توانند نفس بکشند؟
آيا براستي افراد خوب از ترس نمي توانند نفس بکشند که « خوبان » بيت شما بي پروا و آشکارا به امام، مسئولان و مقدسات اين انقلاب همه گونه جسارتها را روا مي دارند؟! آيا اين اشرف خانم صبيه جنابعالي نيستند که از قم تا قهدريجان و تا هرجائي که صداي او برسد به امام عزيز و جان امت اسلامي اهانت مي کند و عکس حضرت امام را در برابر چشمان شما از ديوار مي کند؟! آيا اين سعيد آيت الله زاده نيست که فرزند عزيز امام، حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني را به جرم آنکه اجازه نداده است بيت امام نيز مرکز جاسوسان، آدمکشان و باندبازان قرار بگيرد و براي رسيدن به قدرت باند آدمکشي تشکيل نداده است « احمد شاه » مي نامد!! و حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ علي اکبر هاشمي رفسنجاني را به جرم آنکه از آغاز نهضت امام با فداکاري و پايداري در کنار امام ايستاده است و براي بيرون راندن ديگران از صحنه به جعل سند دست نزده است « اکبر شاه » مي خواند!!


آيا حضرتعالي شب نامه هاي نهضت آزادي را که در آن امام، مسئولان و اصولا نظام جمهوري اسلامي را به زير سؤال مي برند مطالعه نمي کنيد؟!
آيا سخنرانيهاي عناصر وابسته به انجمن حجتيه و پيروان تز « اسلام منهاي روحانيت » را عليه مقامات و مسئولان کشور نمي شنويد؟!
آيا خدا راضي است که با اينگونه سخنان، براي راديوهاي بيگانه و ضد انقلاب خوراک تهيه کنيد و اصل نظام جمهوري اسلامي ايران را به زير سؤال ببريد؟!
حضرت آيت الله !
شما خوب مي دانيد که امت قهرمان پرور ايران هرگز تحمل کوچکترين اهانت به ساحت مقدس حضرت امام را ندارد و اين حقيقت در دوران ستم شاهي بارها ثابت شده است. راستي اگر روزي اين ملت باخبر شود که در بيت شما نسبت به عکس امام چه جسارتي شده است مي دانيد با آن بيت چه خواهند کرد؟!


شما مداحي و ثناگوئي را نکوهش کرده ايد! آيا ممکن است توضيح بفرماييد که منظور شما چه مي باشد. تا آنجا که ما مي دانيم در صدا و سيما، خطبه هاي نماز جمعه، نطق قبل از دستور و در قطعنامه ها جز از امام و حضرتعالي از هيچ مقامي مدح و ثنائي نمي شود و مداحي از امام از باب « فا ما بنعمت ربک فحدث » و « من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق » وظيفه همه مسلمانان است و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم امت حق شناس ايران از اين وظيفه هرگز سر باز نخواهد زد. هر چند ممکن است باند آدمکشان را خوش نيايد.


6- شما هميشه دربرخورد با مسئولان ومقامات قضائي ازعفو زندانيان گروهکي سخن مي گوئيد وآزادي آنانرا ميخواهيد. با وجود آنکه بارها براي شما ثابت شده است که بسياري از آنان به سبب اصرار و پافشاري شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسائي بيشتر از پاسداران و بسيجيان دست به آدمکشي و ترور زده خون عزيزان ما را ريخته اند، ليکن هرگز اينگونه رويدادها در موضع شما در پشتيباني از زندانيهاي گروهکي تغييري پديد نياورده است. اين موضع شما براي ما سؤال برانگيز است ما مطمئن هستيم که عناصر مرموز بيت، در اين موضع گيري شما نقش اساسي دارند.


7- شما در سخنرانيهاي خود روي اين نکته بارها تأکيد داريد که برخي از شعارهائي که داديم غلط بود، تندروي بود موجب رميدن افکار جهاني شد! حتي در ديدار با هيئت فلسطيني سفارش کرديد که اشتباهي را که ما مرتکب شديم شما تکرار نکنيد، شعار نابودي اسرائيل را سر ندهيد.
بايد اين نکته را يادآور شويم که استکبار جهاني براي منحرف کردن مسير يک انقلاب، نخست از اين راه وارد مي شود که به برخي از سردمداران انقلاب بباوراند که قاطعيت و انعطاف ناپذيري و ايستادگي روي آرمانهاي انقلاب غير عملي و موجب انزواي کشور انقلابي در جهان مي شود! و مي کوشند افکار جهاني را به شکل لولوي سر خرمن، در برابر چشمان مسئولان انقلاب، پيوسته به رژه وادارند. غافل از آنکه، افکار جهاني را مشتي زراندوزان بي وجدان، رفاه طلبان بي درد و انسانهاي تهي از انسانيت مي سازند و آنانکه در کشورهاي مقتدر و استکباري هنوز از انسانيت تهي نشده اند، خود از بسياري حقوق محرومند و در معادلات جهاني نقشي ندارند.


مسئولان نظام جمهوري اسلامي بايد بکوشند شعارها و آرمانهايي را دنبال کنند که مورد پشتيباني امت قهرمان پرور ايران است و خانواده هاي معظمي در راه تحقق آن آرمانها بهترين عزيزان خود را فدا کرده اند و هر گونه کمبود، کاستي و ناراحتي را در راه پيشبرد آرمانهاي مقدس انقلاب تحمل مي‌کنند و مسلما هيچگاه از آرمانهاي مقدس خود دست نمي کشند و به آن پشت نمي کنند.
آري ما بايد بکوشيم شعارها و آرمانهايي را که امت اسلامي در راه پياده کردن آن قربانيها داده رنجها برده و مي برد حفظ کنيم و جامه عمل بپوشانيم. نه آنکه براي خوشايند بي تفاوتها، رفاه طلب ها سرمايه داران و سوداگران اروپا و آمريکا، به شعارهاي اسلامي – انقلابي پشت کنيم و آنرا غير عملي بخوانيم.


8- شما مي فرمائيد « هر کس بايد اعمال خود را محاسبه و اشتباهات خود را جبران کند ... و در پي برطرف کردن نواقص و رفع اشتباهات برآيند » البته پيشنهاد ارزنده و اسلامي است و همه وظيفه‌مندند به حساب خود برسند پيش از آنکه به حساب آنان رسيدگي شود ليکن بايد ديد حضرتعالي در اين زمينه چه گامي برداشتيد؟ اگر حضرتعالي نگاهي به گذشته هاي خود بکنيد و اشتباهات گذشته را دريابيد، شايد امروز بتوانيد در برخوردهاي خود جانب احتياط را رعايت کنيد و به اين حقيقت برسيد که ممکن است امروز نيز مانند ديروز در اشتباه باشيد.
شما يک روز به کتاب شهيد جاويد تقريظ نوشتيد و روز ديگر بافشار نيروهاي منفي درصدد برآمديد که آنرا رد کنيد و توبه نامه بنويسيد که برخي از دوستان نگذاشتند که هردو کار اشتباه بود. شما شهيد قهرمان محمد منتظري را تحت تأثير گفته هاي ديگران، رواني خوانديد. در صورتي که امام را هرچه تحت فشار قرار دادند تا کلمه اي عليه محمد بر زبان آورند نپذيرفتند. و خدا مي داند که ليبرالها و ملي گراها از اين اظهار نظر شما در باره ي او چه بهره برداري هاي سوء کردند و در مجلس شوراي اسلامي او را از قول شما ديوانه خواندند! . شما عليرغم توصيه ها و تذکرات حضرت امام که از نجف دربارة مهدي ديد منفي داشت و نيز دوستان دلسوز، مهدي هاشمي را مسئوليت داديد و دست او را باز گذاشتيد و در نتيجه ديديد که بابهره برداري سوء از امکانات بدست آورده، به چه جناياتي در ايران و افغانستان دست زد و امروز نيز عليرغم هشدارها و رهنمودهاي حضرت امام و بيشتر دوستان وفادار و دلسوز، از پاکسازي بيت خود، خودداري مي ورزيد ودر نتيجه مي بينيم که اطرافيها و نزديکان شما برآنند که شمارا گام به گام از راه انقلاب جدا سازند و شما را نسبت به انسانهاي متعهد و فداکار و انقلابي بد بين سازند و آدمکشان و سرمايه دارها و ليبرالها را در ديد شما قهرمانان مبارزه با آمريکا جا بزنند!


شما ديگران را از يک دندگي و لجاجت منع مي کنيد ليکن خود در برابر اين همه دوستان ديرينه و خيل خيرانديشان که از سالهاي متمادي و از دوران هاي بسيارگذشته آنانرا مي شناسيد و به اخلاص و تعهد آنان ايمان داريد سرسختي نشان مي دهيد به گونه اي که انگار همه آنان در مسير مخالف انقلاب حرکت مي کنند و يا نمي فهمند ودر اشتباهند و تنها چند نفري که گرداگرد شما حلقه زده اند دلسوز انقلاب مي باشند و درست مي انديشند!


9- شما پيوسته به مسئولان گوشزد مي کنيد که نيروهارا کنارنزنيد، افراد کاري را حذف نکنيد ليکن مي بينيم که امروز برخي عناصر درستکار و متعهد از بيت شما کنار زده شده و يا منزوي گرديده اند و سعيد آيت الله زاده با اهانت از افرادي که در باند نيستند کليد تحويل مي گيرد!!


10- گفتن ندارد که در نظام جمهوري اسلامي، کمبودها و کاستي هايي وجود دارد که برخي از آن از پيامد هاي انقلاب نو پا و جنگ تحميلي مي باشد و اجتناب ناپذير است و برخي نيز به سبب بي تجربگي و عدم کارائي برخي از مسئولان به وجود آمده است و قهرا با تذکرها و راهنماييهاي مشفقانه همراه با ارائه طرح ها و برنامه‌ها مي توان آن را برطرف ساخت. اما اين شيوه اي که شما در پيش گرفته ايد که ضعف هايي را که اطرافيان و نزديکان در نظر شما بزرگ جلوه مي دهند، بدست مي‌گيريد و با بوق وکرنا به رخ مسئولان مي کشيد، بدون آنکه راه حلي ارائه دهيد، نه تنها شيوه اي سازنده و اصلاحي نيست بلکه از يک سوء ، براي دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي خوراک تبليغاتي فراهم مي کند و از سوي ديگر نظام را زير سؤال مي برد و تضعيف مي نمايد. اين شيوة آنهايي است که کنار گود نشسته اند و همه مشکلات کشور را يک روزه حل مي کنند.
شما خوبست به جاي حمله به اين و آن، به ارشاد و راهنمائي بپردازيد و ضمنا به کارهائي که خود انجام مي دهيد بنگريد تا دريابيد که تا چه پايه اي در صحنه‌ عمل موفق بوده ايد. آن بند ج که دربارة آن نتوان سخن گفت و اين نمايندگان شما در دانشگاه ها که برخي از آنان، مايه شرمساري و دور داشتن دانشجو از روحاني شده اند و ديگر مجالي براي شرح آن نيست.


ما در پايان لازم مي دانيم که راه امام و خط امام را به شما ياد آوري کنيم. ما بر اين باوريم که حضرتعالي اگر به زندگي و راه امام عنايت بيشتري داشته باشيد و آن را در يابيد و به کار بنديد در زندگي سياسي شما 180 درجه دگرگوني پديد خواهد آمد و راه ديگري در پيش خواهيد گرفت.
از ويژگيهاي برجسته و ارزندة امام اين است که تأثير ناپذيرند و اين ويژگيها معظم له را از بسياري خطرها مصون داشته است. در آن روزگاري که در نجف اشرف، در غربت به سر مي بردند، نامه ها پيامها و فشارهاي همه جانبه بيشتر ياران و دوستان ايشان نتوانست معظم له را تحت تأثير قرار دهد و به پشتيباني از منافقين وادارد. و چنانکه در بالا اشاره شد در بارة شهيد محمد نيز تلاشهاي فراواني شد تا امام کلمه اي عليه او بر زبان آورد ونيز دربارة برخي از چهرهائي که در محافل روشنفکري محبوبيتي‌داشتند‌‌و نيز پيرامون برخي گروهها و‌‌انجمنها که متأسفانه امروز نيز در مراکز حساس جا خوش‌کرده اند، بارها تلاشهائي به عمل آمد تا از امام تأييدي بگيرند که به سبب بيداري و هوشياري امام، همه آن تلاشها ناکام ماند و تأثير ناپذيري امام بر همگان ثابت و آشکار گرديد.
موضع امام عليه مهدي هاشمي در نجف اشرف که حتي به برادران روحاني نجف، اجازه تحصن و اعتصاب براي نجات جان او را نداد، آموزنده و پندآميز است ( در اين زمينه آقاي انصاري که در خدمت حضرتعالي انجام وظيفه مي کنند وآقاي سيد حميد روحاني که در اين نگارش، سهيم است، مي توانند ديدگاه امام دربارة مهدي در نجف را براي شما بازگو کنند.)


ما اطمينان داريم که حضرتعالي با الهام از تذکرات و رهنمودهاي حضرت امام بزرگوار، مي توانيد به بهترين شيوه اي در مقام اصلاح و پاکسازي بيت خود برآئيد، عناصر ناباب را از درگاه خود برانيد و نزديکان را از دخالت در امور سياسي و اجتماعي خود منع کنيد.
شما از اصلاحات، فراوان سخن گفته ايد و رهنمود داده ايد ليکن هيچگاه به سبب جوسازيهاي برخي از اطرافيها و نزديکان نتوانستيد به اصلاح بيت خود دست بزنيد يعني اساسا به شما فرصت انديشيدن در اين باره را نداده اند .
صداقت، درستي و سلامت نفس شما برهمگان آشکار است، ليکن آنچه که شما را آسيب پذير ساخته است بيت و نزديکان شما و منابع خبري شما است که متأسفانه ناسالم است. و اين منابع خبري ناسالم و برخي نزديکان ناصالح شما را به اشتباهات خطرناکي واداشته اند و دشمن را به شکل دوست و دوستان را دشمن در برابر شما به نمايش مي گذارند و عناصر ليبرال و منحرف مانند نهضت آزادي را به شما نزديک مي سازند . ما از اين نگرانيم که اين روش و شيوة شما صبر برادران انقلابي و وفادار به شما را لبريز کند و آنانرا به نگارش نامه هاي سرگشاده و استفاده از رسانه هاي گروهي براي پاسخگوئي به جنابعالي و توضيح حقايق براي امت اسلامي، ناگزير سازد که از آن به خدا پناه مي بريم.


ما رسما اعلام مي داريم که تا منابع خبري و تشکيلات دروني شما اصلاح نگردد ، اين ره به ترکستان است و هرگز نخواهيد توانست وظايف و مسئوليتهائي را که در قبال اسلام و انقلاب اسلامي بر دوش داريد به درستي به پايان ببريد بلکه ممکن است خداي نخواسته به خود و اسلام و انقلاب زيانهاي جبران ناپذيري وارد کنيد. اين حقيقت را مي توانيد با مطالعه در زندگي برخي‌علما و مراجع گذشته که در محاصره اطرافيها و نزديکان بوده‌اند به خوبي به دست آوريدکه قرآن مي فرمايد: لقد کان في قصصهم عبرة لاولي الالباب – والسلام عليکم ورحمت الله.

سيد حميد روحاني - مهدي کروبي- مهدي جماراني
منبع

نامه نگاری های موسوی، کروبی و منتظري

گزارشی از نامه نگاری های موسوی، کروبی و منتظري
نامه‌نگاری‌های سه نفره براي تأييد بي‌قانوني با كد آوردن از فيض كاشاني!

چندی است که جریان شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری، در نامه هایی از یکدیگر دلجویی کرده و پس از نگارش هرنامه با قدردانی از طرف مقابل، این مواضع را خواسته دل مردم عنوان می کنند.

به گزارش رجانيوز، چندی پیش میرحسین موسوی نامه‌ای به حسینعلی منتظری ارسال کرد که روز گذشته پاسخ منتظری به آن نامه روی پایگاه اطلاع رسانی وی قرار گرفت.

موسوی در نامه خود به منتظری حوادث پس از انتخابات را دلیل ارسال نامه عنوان کرده و در حالی که عده معدودی طرفداران خود و عوامل خارجی به خیابان‌ها ریخته و موجب خسارات مالی و جانی به شهروندان شده بودند، بار دیگر اين آشوبگران را مردم نامیده و گفته است: "‏اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏‌‏وجود آمده است، آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است."

اين اظهارنظر این افراد در راهپیمایی‌ها و تجمعات خود شعارهای ضد دینی و اسلامی سر می دهند.

شعارهایی همچون، "نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی"، یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" از جمله شعارهایی بود که حامیان موسوی در روز قدس سر دادند و خواستار حذف اسلام از ساحت ایران شده بودند.

موسوی در بخش دیگری از این نامه به نکته طنزآلودی اشاره کرده و می گوید: "‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند، ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد."

هرچند موسوی توضیح نمی دهد چه جریانی پیش از برگزاری انتخابات به خیابان‌ها ریخته و پس از شکست، شهر را به آتش کشیدند، با این حال، وی علی‌رغم اعترافات سردمداران جریان کودتای مخملی در دادگاه باز هم به تقلب در انتخابات اصرار کرده و ادامه می دهد: "اينجانب قطعاً حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است، و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است."

‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند، در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.

‏موسوی که امروز گزینه مطلوب ضد انقلاب قرار گرفته، اغتشاشگری های یک عده معدود را "تکاپوهای مردم خوانده" و ‏هدف ديگر اين بيانيه را ماندن این تکاپوها در چارچوب نظام عنوان کرده تا در دام ساختارشکنی های خطرناک نیافتد و می افزاید: "اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد."

‏موسوی در بخش دیگری از این بیانیه و در شرایطی که پیش از این تشکیل جبهه سیاسی را در سر می پروراند، تقویت شبکه های اجتماعی را پیشنهاد داده و در یک مقایسه بی ربط شبکه های اجتماعی اغتشاشگر را به مثابه محبت و الفت در جامعه عنوان کرده و آن را به ملامحسن فیض کاشانی نسبت می دهد!

اما نامه میرحسین موسوی، با پاسخ منتظری همراه بود، منتظری که امام خمینی(ره) صلاحیت وی را در فعالیت های سیاسی رد کرده بودند در بده بستانی متقابل آورده است: "در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد، و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد."

در حالی که موسوی تشکیل شبکه های اجتماعی را به ملامحسن فیض کاشانی نسبت داده بود، منتظری نیز آن را امری معقول و مطابق با قرآن! عنوان کرده و اجرای آن را راه حلی برای برون رفت از بحران عنوان کرده است.

با این حال و در شرایطی که مقام معظم رهبری در نماز عید سعید فطر تنها اعترافات متهمان علیه دیگران را غیر شرعی عنوان کرده بودند، منتظری اقرار اشخاص علیه خود را نیز غیر شرغی و غیر مسموع دانسته است و مشخص نیست با فرمول منتظری دادگاه چه معنایی پیدا می کند.

منتظری پیش از این نیز نامه ای به مراجع تقلید نگاشته بود که در آن جمهوری اسلامی ایران را با رژیم شاهنشاهی مقایسه کرده بود.

منتظری در آن نامه خود را از پایه گذاران نظریه ولایت فقیه عنوان کرده! و گفته است امروز نسبت از این موضوع احساس شرمندگی می کند."

در شرایطی که هیچ یک از مراجع عظام تقلید هرگز پاسخ منتظری را ندادند وی با اصرار به نامه نگاری خود ادامه داده و اعلام کرده مراجع در ایفای نقش خود در امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی کرده اند.

موسوی، منتظری و کروبی که در چند وقت اخیر برای یکدیگر و به نام مردم نامه نگاری کرده و پس از هر نامه و بیانیه ای از یکدیگر قدردانی می کنند، نامه منتظری به مراجع را نیز از این قاعده مستثنی نکرده و کروبی با قدردانی از منتظری به خاطر حمایت هایش از او در بحران پس از انتخابات، اظهار امیدواری کرده است که دیگر علما و بزرگان حوزه "توان اعتراض" بیابند.

منبع

کروبی ده‌ها میلیارد تومان از اموالش را از ایران خارج کرد

کروبی ده‌ها میلیارد تومان از اموالش را از ایران خارج کرد

یک منبع آگاه گفت: مهدی کروبی بخشی از اموال خود را از ایران خارج کرده است.

به گزارش رجانیوز، این منبع آگاه افزود: بررسی عملکرد مالی 5 شعبه صرافی مستقر در جزیره کیش نشان داد که مهدی کروبی از 6 تیر لغایت 18 شهریور 88 طی 38 مرحله، مبلغ 24 میلیون و 829 هزار و 480 یورو را به خارج از کشور انتقال داده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر عملکرد مالی واسطه هایی که نقل و انتقالات پولی کروبی را کارسازی کرده اند، به دقت در حال بررسی است.

این منبع آگاه تأکید کرد: پرونده ای برای این نقل و انتقال ارزی در حال تشکیل بوده که پس از تکمیل به مراجع قضایی و امنیتی ارجاع خواهد شد.

وی در پایان گفت: با توجه به این حجم بالای نقل و انتقال ارزی، احتمالاً کروبی قصد خروج از ایران را دارد که بر همین اساس لازم است وی در اولین فرصت ممنوع الخروج شود.

 

منبع

اقدامات موسوي، خاتمي و كروبي خلاف قانون و امنيت كشور است

كوثري در گفت‌وگو با فارس:
اقدامات موسوي، خاتمي و كروبي خلاف قانون و امنيت كشور است

خبرگزاري فارس: عضو هيئت رئيسه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با بيان اينكه سخنراني‌ها و بيانيه‌هاي موسوي، خاتمي و كروبي خلاف قانون و امنيت كشور است، گفت: مسئولين امنيتي و قضايي كشور بايد در اين راستا پاسخگو باشند كه چرا تصميمي نمي‌گيرند و مسائله را رسيدگي نمي‌كنند.


اسماعيل كوثري نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس با اشاره به بيانيه‌ها و سخنراني‌هاي اخير موسوي و خاتمي و ملتهب كردن فضاي كشور، اظهار داشت: اقدامات موسوي، خاتمي و كروبي نه تنها الان كه بحث تشكيل كابينه دولت دهم مطرح است، بلكه از همان اوايل بعد از انتخابات نيز همه خلاف قانون و امنيت كشور است.
وي افزود: مسئولين امنيتي و قضايي كشور بايد در اين راستا پاسخگو باشند كه چرا تصميمي نمي‌گيرند و مسئله را رسيدگي نمي‌كنند.
عضو هيئت رئيسه كميسيون امنيت مجلس تصريح كرد: دستگاه‌هاي قضايي و امنيتي كشور بايد پيگيري كنند كه چرا بعد از گذشت 3 ماه و تشكيل دولت دهم باز هم اين افراد بيانيه صادر مي‌كنند.
نماينده تهران با بيان اينكه بايد كارها به صورت معمول و جاري و بدون دغدغه و نگراني دنبال شود، يادآور شد: اينكه همه بخواهند مسائل انتخابات را دنبال كنند، بايد بحث و بررسي شود كه چه نياتي پشت اقدامات آنها وجود دارد.
وي تصريح كرد: نظام ما هيچگاه راضي به اين نيست كه بخواهد نيروهاي خود را از گردونه خارج كند ولي در اين مواقع برخي از افراد متأسفانه از اين حسن‌نيست نظام، سوء استفاده و احساس مي‌كنند كه نظام نمي‌تواند با آنها برخورد كند.
عضو هيئت رئيسه كميسيون امنيت مجلس افزود: بايد اين آقايان از اين كارها دست بردارند تا دولت هم كار خود را با سرعت جلو ببرد و مردم شيريني انتخابات دهم و تشكيل دولت جديد را احساس كنند.
عضو هيئت رئيسه كميسيون امنيت مجلس تأكيد كرد: راي بالاي نمايندگان به كابينه دهم قطعا پشتوانه محكمي براي شروع كار دولت جديد است.
نماينده تهران افزود: نمايندگان مجلس هشتم با تمام توان، مسائل و جوانب را بررسي كردند و به اين نتيجه رسيدند كه بايد به رئيس‌جمهور منتخب فرصت دهند كه وزراي آن با راي بسياري بالايي كار خود را سرعت ببخشد و نتايج آن براي مردم مشهود شود.
منبع

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/2

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/۲
ارتباط مستمر سفارت انگليس با ستاد موسوي و كروبي/ عطريانفر، ليلاز و شمس‌الواعظين از مرتبطين مهم

كمتر از يك ماه قبل بود كه حجت‌الاسلام محسني اژه‌اي وزير وقت اطلاعات از صدها بار تماس برخي ستادهاي انتخاباتي با سفارت‌خانه‌هاي خارجي در تهران به‌ويژه سفارت انگليس خبر داد. خبري كه اگرچه اژه‌اي در آن اشاره مستقيمي به نام اين ستادها نكرد اما ضمير به‌سرعت مرجع خود را پيدا كرد و قربان بهزاديان‌نژاد رئيس ستاد انتخاباتي موسوي هرگونه ارتباط با اين سفارت‌خانه‌ها را تكذيب و اضافه كرد، علي‌رغم درخواست‌هاي متعدد اين سفارت‌خانه‌ها براي تماس با ستاد، از قبل از انتخابات، هرگونه تماس ممنوع شد.

همچنين ميرحسين موسوي نيز در واكنش به اعترافات تكان‌دهنده ابطحي و عطريانفر، بلافاصله با سايت خود مصاحبه كرد و با اشاره به آنچه كه آن را دروغ‌پراکنی‌های رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبون‌ها مي‌ناميد، گفت: به‌رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق‌طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملاً داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله‌گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست‌ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد می‌کند. در حرکت عظیمی که در سراسر جهان از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع از مردم داخل کشور صورت گرفت، به طور محسوسی این فاصله‌گذاری نمایان بود و جا دارد از همه این هموطنان سپاس‌گزاری و تقدیر شود.»

با اين حال، يك هفته پس از اين ادعاي موسوي، اين بار نوبت دبير اول سياسي سفارت انگليس شد تا با بيان اينكه در تهران به ستاد آقاي موسوي رفته و با مسئولان تبليغاتي و مشاورين وي جلسه داشت، گفت: ما ملاقات‌هايي را نيز با اعضاي حزب اعتمادملي داشتيم كه اين تماس ها در مراحل بعد و دوران اغتشاشات نيز ادامه پيدا كرد.

بنا بر اين گزارش، در جلسه امروز دادگاه كه به بررسي اتهامات چند تن از عوامل اغتشاشات اخير در كشور اختصاص يافته بود، نماينده دادستان به قرائت كيفر خواست مير محمدحسين رسام تحليلگر ارشد سفارت انگليس پرداخت و وي را متهم به جاسوسي براي بيگانگان دانست.

نماينده دادستان با اشاره به ملاقات‌هاي متعدد رسام با فعالان سياسي، قومي، نمايندگان احزاب، اقليت‌هاي مذهبي، تشكل‌هاي غير دولتي و نيز فعالان حوزه و دانشگاه گفت: وي شخصاً در روزهاي 22، 25 و 28 خرداد ماه در اغتشاشات خياباني حضور داشته و اخبار و اطلاعات اين موضوع را پس از جمع آوري به وزارت خارجه انگليس ارسال مي‌كرده است.

به گفته نماينده مدعي العموم، حسين رسام به همراه توماس برن دبير دوم سفارت انگليس و شون مورفي دبير سفارت استراليا در ستاد ميرحسين موسوي رفت و آمد داشته و با علي ماهر از مشاورين ستاد مركزي انتخابات مير حسين موسوي نيز تعاملات مختلفي را داشته اند.

وي تأكيد كرد: بنا به تحقيقات معاونت ضد جاسوسي وزارت اطلاعات، مجرميت تحليلگر ارشد سياسي سفارت انگليس محرز بوده و بايد طبق مواد 501، 505، 618 قانون مجازات اسلامي محاكم و مجازات شوند.

* عطريانفر، سعيد ليلاز و شمس الواعظين از مرتبطين مهم سفارت انگليس هستند

حسين رسام پس از قرار گرفتن در جايگاه متهمان به معرفي خود پرداخت و با اشاره به سابق 5 ساله خود در سفارت انگليس، وظيفه اصلي‌اش را جمع آوري اطلاعات و اخبار مورد نياز اين كشور توسط مرتبطين سفارت در تهران و شهرستان‌ها و گروه هاي خاص اعلام كرد.

به گزارش فارس، وي با تشريح نحوه ارتباط گيري با گروه ها و اشخاص مختلف، استخدام كاركنان ايراني توسط اين سفارت خانه را اقدامي براي پوشش دادن نحوه كسب خبر عنوان كرد و افزود: من در طول 5 سال اخير 130 مرتبط با سفارت انگليس و طي يكسال اخير 50 نفر ديگر را جذب كرده ام و از طريق قرارها و ملاقاتي با آنها در رستوران‌ها و كافي شاپ ها مي‌گذاشتم، اطلاعات مورد نياز را كسب مي‌كردم.

رسام از افرادي همچون عطريانفر، سعيد ليلاز و شمس الواعظين به عنوان مرتبطين مهم خود نام برد و افزود: سفارت انگليس از طريق بخش صدور ويزا نيز اقدام به جمع آوري اطلاعات و ارتباط گيري با افراد مستعد مي‌كرد.

تحليل گر ارشد سفارت انگليس، استفاده از شوراي فرهنگي بريتانيا روش ديگري براي كسب اخبار دانست و افزود: اين شورا از طريق ايجاد بانك اطلاعاتي براي پذيرش دوره IELTS، برگزاري دوره هاي مشترك با نهادهاي دولتي و حكومتي، شناسايي و جذب نخبگان از طريق اعطاي بورسيه و نيز جاسوسي علمي و صنعتي در دانشگاه‌ها اقدام به جمع آوري اطلاعات مورد نياز مي‌كرد.

رسام استفاده از NGO ها را يكي ديگر از راه هاي كسب اخبار توسط سفارت انگليس دانست و افزود: سالانه 300 هزار پوند براي كمك براي سازمان هاي مردم نهاد ايراني هزينه مي‌شد.

تحليلگر ارشد سفارت انگليس با تشريح روند ارائه اطلاعات به وزارت خارجه اين كشور افزود: بخشي از گزارش‌ها و سياست هاي پيشنهادي ما به شبكه BBC فارسي ابلاغ مي‌شد تا از آن طريق اجرا شود.

رسام با با يادآوري شكل گيري جلسات سياسي در سفارت انگليس گفت: از حدود 4 ماه قبل از انتخابات جلسات مختلفي در اين خصوص تشكيل شد و اطلاعات لازم از طريق مرتبطين و فعالان سياسي به ويژه اصلاح طلبان جمع آوري شده بود. همچنين سفرهايي نيز به استان هاي مختلف انجام مي شد كه بر اساس آن ميزان مشاركت و گرايشات هر منطقه تدوين ‌شد.

اين متهم به جاسوسي براي انگليس، به افشاي جزئيات دستورالعمل وزارت خارجه انگليس پرداخت كه در خصوص نحوه اطلاع از ديدگاه‌هاي رهبر انقلاب و گرايشات ايشان و در مراحل بعد ائمه جمعه و نمايندگان ولي فقيه و همچنين فرماندهان سپاهان و بسيج و در كنار آن نيز اطلاعات مورد نياز از مردم عادي اقدام ‌شده است.

تحليل گر ارشد سياسي سفارت انگليس از حضور الكس دبير اول سياسي سفارت انگليس در ستادهاي انتخاباتي ياد كرد و گفت: وي تحت عنوان توريست بدون محدوديت به شهرهاي رشت و قم سفر كرد و به صورت يك فرد ناشناس به ستادهاي آقاي موسوي و احمدي نژاد سر زد. اما در تهران به ستاد آقاي موسوي رفته و با مسئولان تبليغاتي و مشاورين وي جلسه داشت. ما ملاقات‌هايي را نيز با اعضاي حزب اعتمادملي داشتيم كه اين تماس ها در مراحل بعد و دوران اغتشاشات نيز ادامه پيدا كرد.

وي نتيجه انتخابات را باعث شگفتي سفارت انگليس دانست و افزود: گزارشات در لندن بر روي القاي تقلب تأكيد مي‌كرد و طبق دستور سفارت كارمندان محلي و برخي ديپلمات ها در تجمع حضور پيدا مي‌كردند كه از آن جمله مي‌توان به حضور دبير اول سفارت انگليس در درگيري‌هاي خيابان مطهري در تاريخ 24 خرداد، حضور دبير سوم مطبوعاتي در تجمع خيابان شريعتي، حضور دبير سوم سياسي در راهپيمايي خيابان انقلاب و نيز حضور معاون بخش ويزا و تهيه تصاوير از تجمعات اشاره كرد.

وي همچنين از دومينك دبير سوم سفارت انگليس ياد كرد كه با لباس سبز به ميان تجمع كنندگان رفته و به همراه آنها در راهپيمايي هاي غير قانوني حضور يافت.

به گفته رسام، سفير انگليس در ايران ساعت 9 هر روز صبح با تمام اعضاي بخش سياسي جلسه داشته و آخرين اطلاعات را جمع آوري مي‌كرد. وي 8 سؤال كلي را مطرح كرده و از كارمندان مي‌خواست تا جواب آن را از طريق گفت و گو با مردم كسب كنند.

تحليلگر ارشد سفارت انگليس اين سوالات را چنين بر شمرد: در سطح شهر چه اتفاقي مي‌افتد، مواضع جناح ها در براي نماز جمعه رهبر انقلاب چست، كسب اسامي دستگير شدگان، اطلاع از تجمع در شهرستان‌ها، ثبت دلايل معترضان براي تقلب، ملاقات با چهره هاي شاخص كانديداهاي معترض، پيش بيني تظاهر كنندگان از آينده و ميزان اطاعت معترضين از دستورات رهبر معظم انقلاب.

به گفته رسام، جواب اين سؤالات علاوه بر ارائه به وزارت خارجه لندن، از طريق آنها به امريكا نيز فرستاده مي‌شود.

وي تاكيد كرد: تلاش اين بود كه اين انتخابات نقطه عطفي براي اقدامات آينده باشد تا نظام يا مجبور تغيير رفتار شده و يا كليت آن تغيير كند.

تحليل گر ارشد سفارت انگليس در پايان سخنان خود ضمن ابراز پشيماني خواستار عفو توسط نظام و ايجاد فرصتي براي جبران اقدامات خود بر ضد امنيت ملي شد.

وكيل مدافع حسين رسام نيز ضمن اشاره به اقرارات وي و اظهار ندامتش گفت: ايشان قصدي براي ضربه زدن به نظام نداشته و اقداماتش در حد جاسوسي نيست.

منبع

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/1

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/1
هدفمان ضربه به نظام و ايجاد پادشاهي در ايران بود
راه اندازي سايت "راي من کجاست"براي القاي تقلب

دومين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات دستگير شدگان در جريان اغتشاشات پس از انتخابات برگزار شد، كه پس از قرائت كيفر خواست توسط دادستان عمومي، تعدادي از متهمان به فعاليتهاي غيرقانوني خود اعتراف كردند.

به گزارش رجانيوز، متن اعترافات برخي از متهمان به كودتاي مخملي كه صبح روز شنبه 17 مرداد در مجتمع قضايي امام خميني(ره) برگزار شد به شرح ذيل است:


*قرار بود امامزاده زيد، امامزاده علي اكبر چيذر و حسينيه فاطميون را منفجر كنيم

آرش رحماني پور عضو گروهک انجمن پادشاهي ايران و متهم به كودتاي مخملي در دفاعيات خود با اشاره به بهره گيري و سوء استفاده از تظاهرات خياباني پس از انتخابات، گفت : ايجاد درگيري بين نيروهاي حکومتي و مردم و ضربه زدن به نظام براي سرنگوني آن و ايجاد پادشاهي و بازگشت به دوران قبل از انقلاب از جمله اهداف گروهک انجمن پادشاهي ايران بود.

اين متهم، هدف قراردادن مکان هاي مذهبي و مکان هاي مهم سياسي را از ديگر اقدامات گروهکي بيان کرد که خود نيز عضو رسمي آن مي باشد.

وي، انفجار در امامزاده زيد تهران را يکي از اهداف گروهک خود دانست و گفت : از آنچا که اين امامزاده مورد رصد نيروهاي امنيتي بود از انجام انفجار در اين مکان منصرف شديم.

وي تصريح کرد: امامزاده علي اکبر چيذر هدف بعدي ما بود و به ما گفته بودند اين مکان بايد در مراسم هاي مذهبي خاص مورد هدف قرار گيرد که چند بار نيز براي شناسايي اين امامزاده مراجعت کرديم و از آن فيلم و تصوير گرفتيم اما اين مکان نيز تحت کنترل امنيتي بود.

آرش رحماني پور ادامه داد: حسينيه فاطميون و يکي از مراکز سوخت گيري که هر دو در اطراف مجلس شوراي اسلامي قرار دارند نيز از ديگر اهداف ما بود که اعضاي انجمن مي گفتند بايد اين اماکن را مورد هدف قرار دهيم تا قدرت خود را به مسوولان جمهوري اسلامي نشان دهيم چراکه در همان زمان قرار بود دو نفر از عوامل انفجار حسينيه شيراز اعدام شوند و انجمن مي خواست از اين طريق مسوولان جمهوري اسلامي را از اعدام اين دو نفر منصرف کند.

اين متهم اعتراف کرد که ما ساخت چاشني هاي دست ساز را آموزش ديده بوديم اما از نظر علمي اين چاشني ها بسيار ساده بود .

وي تصريح کرد: فردي به نام جمشيد که در لس آنجلس مستقر بود دو ماه قبل از شروع سال 88 در مکاتبات اينترنتي و ارتباطاتي با ما مي گفت برنامه هاي مهمي براي روز انتخابات و چند روز بعد از آن داريم تا بتوانيم در انتخابات رياست جمهوري ايران تاثير بگذاريم.

وي اعتراف کرد: انفجار حسينيه ارشاد و مسجد النبي براي ايجاد جنگ رواني از جمله اهداف ما بود چراکه اين دو شعبه ، شعبه هاي انتخاباتي بسيار مهمي بود و افراد مهم سياسي کشور نيز به اين اماکن رفت و آمد داشتند.

وي افزود: انفجار بمب در اين اماکن مي توانست باعث کاهش مشارکت مردم و نهايتا مخدوش کردن انتخابات شود و در اين رابطه بيش از 100 کيلوگرم مواد انفجاري تهيه شده بود .

اين متهم تصريح کرد: آنها حتي به ما مي گفتند شماره حساب جعلي اعلام کنيد تا برايتان پول واريز کنيم تا از نظر مالي مشکلي نداشته باشيد.

رحماني پور ، هدف انجمن پادشاهي ايران که مرکز آن در لندن است را ايجاد کشتار در داخل کشور و جنگ داخلي و نيز ايجاد رعب و وحشت در بين مردم همچون فضاي کشورهاي افغانستان و عراق بيان کرد و گفت: خوشبختانه و خداي را شکر ،‌در آن لحظه اي که وارد فاز عملياتي مي شديم متوجه شديم نيروهاي امنيتي وارد عمل شدند و ما را دستگير کردند.

وي افزود: جاي شکرش باقي است که وزارت اطلاعات کاملا بر فعاليت هاي ما نظارت مي کرد و حال من در محضر دادگاه اظهار پشيماني مي کنم.

اين متعهم اضافه کرد: بنده بخاطر مشکلات معيشتي و فرهنگي و از همه مهمتر ضعف ايمان وارد اين پروژه شدم و مي دانم جرمم سنگين است ، اما اميدوارم به من فرصت داده شود تا نه تنها در لفظ بلکه در عمل اشتباهات خود را جبران کنم.

رحماني پور تصريح کرد: اميدوارم خداوند و مردم کشورم مرا ببخشند و مورد رافت اسلامي قرار گيرم.

وکيل مدافع آرش رحماني پور که متهم به محاربه و عضويت در گروهک انجمن پادشاهي ايران است پس از اتمام سخنان موکل خود اظهار داشت : باتوجه به اقارير صريح متهم در محضر دادگاه که آثار اين اقارير مثبت بوده و ماموران را به سمت منابع اصلي خرابکارانه هدايت کرده است تقاضاي اجراي ماده 22 قانون مجازات اسلامي مبني بر کاهش مجازات را در باره موکل خود دارم.

صلاحي، همچنين خواستار آن شد که رافت اسلامي شامل حال موکل خود و اجراي ماده 25 قانون مجازات اسلامي شد.

وکيل مدافع رحماني پور افزود: موکل من جمعا 20 سال سن دارد و ملاحظه کرديد که تحت تاثير ضد ارزش ها ، چگونه اجتماعي شده است.

وي يادآور شد: متهم در دفاعيات خود به بيان خط مشي انجمن پادشاهي ايران پرداخت ولي درمورد خودش گفت که قصد انجام جرم را داشته است .

اين وکيل مدافع اظهار داشت: موکل من قصد ارتکاب جرم در شاخه نظامي را داشته اما جرمش عقيم مانده و انفجارهايي از سوي وي انجام نشده و همانطور که وي در دفاعيات بيان کرد از عبارت "مي خواستم"، استفاده کرد.

صلاحي ادامه داد: اما متهم به حدود عملياتي که خودش انجام داده اقرار کرده اما من ترديد دارم که بتوان عنوان محارب بر وي گذاشت.

*گروهك منافقين به ما گفت با كوكتل مولوتف مساجد را آتش بزنيد

ناصر عبدالحسيني که روز شنبه به اتهام محاربه از طريق عضويت و همکاري در راستاي پيشبرد اهداف گروهک تروريستي منافقين، تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلي از طريق شرکت در اغتشاشات به دعوت منافقين، خروج غيرقانوني از کشور و تشويش اذهان عمومي به قصد اخلال در نظم و امنيت کشور متهم مي شود با اشاره به اين که از سال 86 با گروهک تروريستي منافقين آشنا شده است افزود: با تماس هاي مکرر يکي از دوستانم از طريق مرز قصر شيرين به پادگان اشرف رفتم و در آنجا فردي به نام سياوش آموزش مي داد که از جمله اين آموزش ها شرکت در تجمعات، به آشوب کشيدن آنها، رفتن به شعب راي و فيلمبرداري از شعب خالي و ارسال تصاوير به آنها بود.

وي اضافه کرد که کارهاي تبليغاتي را در ايام انتخابات شروع کرديم از جمله اين که قرار بود تصوير سرکرده منافقين را مقابل دانشگاه ها نصب کرده و يا با بالن به هوا بفرستيم.

اين متهم با بيان اين که مشکل مالي داشته است، گفت: آنان روي اين نقطه ضعف ما دست گذاشتند و به من پيشنهادهاي خاص دادند؛ از جمله اين که مرا پس از چند وقت به هر کشوري که خواستم مي فرستند.

اين متهم با بيان اين که مدتي تماس هايش با افراد مذکور قطع بوده است، اظهار داشت: زمان انتخابات در بوشهر و مشغول کار بودم که از من خواسته شد به شعب اخذ راي بروم و فيلمبرداري کنم.

وي اظهار داشت: يک هفته پس از انتخابات فردي به نام زهره با من تماس گرفت و مرا با نام بهروز خطاب کرد و گفت امروز با دوستانت به شهر برو، با کوکتل مولوتف اتوبوس ها را نگه دار، مسافران را پياده کن و اتوبوس ها را آتش بزنيد؛ به مساجد حمله کنيد و آنان را آتش بزنيد.

وي که 23 سال سن دارد، ضمن پذيرش اتهامات خود از دادگاه و ملت ايران تقاضاي عفو و بخشش کرد.

در ادامه اين بخش از رسيدگي به دادگاه متهمان اغتشاشات اخير وکيل مدافع متهم ياد شده در دفاعيات خود اظهار داشت که موکلش قصد اخلال داشته و صرف قصد، جرم نيست.

وي با برشمردن عناصر مجرمانه و با اشاره به اعترافات صريح متهم از دادگاه تخفيف مجازات و صدور حکم قرائت را خواستار شد و در عين حال از دادگاه براي تکميل دفاعيات خود يک هفته استمهال درخواست کرد که قاضي دادگاه نيز با اين درخواست موافقت کرد.


* سايت "راي من کجاست" را براي القاي تقلب راه اندازي كردم

رضا رفيعي فروشان که در دومين جلسه علني محاکمه عناصر دخيل در آشوب هاي تهران در مجتمع قضايي امام خميني (ره) به دفاع از خود مي پرداخت پس از ارايه تاريخچه اي از آشنايي و سابقه همکاري خود با مجله تايم اظهار داشت که آن زمان ماموريتش حضور در مصاحبه هاي رياست جمهوري و صحبت هدفمند مجله تايم در اين مصاحبه ها با سران جمهوري اسلامي بوده است.

وي در ادامه اظهارات خود با اشاره به راه اندازي وب سايتي به نام جزيره کيش، گفت: در اين وب سايت مطالب گوناگوني از جمله مصاحبه با افرادي از جناح هاي اصطلاح طلب را منتشر مي کردم.

وي که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق جاسوسي به نفع بيگانگان محاکمه مي شود با اشاره به حضور خود در آزمون بي بي سي در قبرس که به گفته وي 20 نفر از ايرانيان نيز حضور داشتند، گفت: اين حضور ادامه نيافت.

رفيعي سپس به تشکيل يک NGO اصلاح طلب اشاره کرد و گفت: از طريق اين NGO ايراني ها را به دانشگاه هاي اروپايي مي فرستاديم.

اين متهم اغتشاشات اخير افزود: در دور دوم رياست جمهوري خاتمي بنا به علاقه شخصي به ستادهاي وي کمک و وب سايتي را در اين زمينه راه اندازي کردم.

رفيعي سپس با بيان اين که راه اندازي ارتباط تلويزيوني با ماهواره هاي عربي را در امارات انجام مي داده است، گفت: در آن زمان اقاي افخمي با من مرتبط شد و خواست که يک کانال خصوصي براي حزب اعتماد ملي راه اندازي شود.

عضو ستاد 88 با بيان اين که اين کانال به مهدي کروبي متعلق بوده است، گفت که 400 هزار دلار براي راه اندازي اين کانال هزينه کردند اما به دلايلي از جمله مخالفت شوراي امنيت ملي ايران هيچگاه راه اندازي نشد.

رفيعي که به گفته نماينده دادستان تهران با راه اندازي ستاد مجازي 88 و با هدف حمايت از موسوي در اينترنت به القاي مطالب کذب از جمله تقلب در انتخابات و ارسال اطلاعات اقدام مي کرده است، ادامه داد: پس از اين، من تحت نظر سرويس هاي امنيتي قرار گرفتم از جمله اين که کنسولگري آمريکا پي گيري کرد که چه کسي اقدام به تاسيس چنين کانالي کرده است.

وي با اشاره به ارتباط خود با جوليا برنز که به گفته وي مسئول ميز ايران در وزارت خارجه آمريکا در امارات بوده است، گفت: وقتي به آن مرکز رفتم، آنقدر بر روي پشت بام آن بشقاب هاي مخابراتي بود که بر روي آن پوستر تبليغاتي گذاشته بودند.

اين متهم افزود: اين مرکز به تله نخبگان ايراني و کسب اطلاعات ايرانيان ساکن دبي حاشيه خليج فارس و کساني که براي اخذ ويزا به دبي مي آيند تبديل شده بود.

وي که به گفته خودش داراي دکتراي اقتصاد است به تماس هاي تلفني خود با نازي بيگلري اشاره کرد و گفت: وي بر روي تاثير تحريم آمريکا بر روي ايران تحقيقاتي انجام مي داد که از من نيز خواست در اين زمينه همکاري کنم و من نيز خواستم که اظهاراتم از صداي آمريکا پخش شود.

رفيعي سپس با اشاره به اين که از مهر پارسال وارد ايران شده است، گفت: ابتدا خاتمي قصد شرکت در انتخابات داشت و من سعي کردم با او همکاري کنم اما او کنار کشيد و با آمدن موسوي تبليغات انتخاباتي خود را در اين زمينه آغاز کردم.

اين متهم با اشاره به ايجاد وب سايتي که در اين زمينه ايجاد کرده است، گفت: احساس مي کردم که تبليغات مثبتي مي کنم، سلطنت طلب، ضد انقلاب و ... مي آمدند و من آنها را حتي ترغيب به راي دادن مي کردم.

رفيعي اذعان کرد تا روز پس از تاييد، آنان خاموش بودند اما پس از آن متوجه شدم بسياري از افراد اين صفحه به ويژه بخش عمده اي که آمريکايي بودند افراد را به نافرماني و اعتراض به نتيجه انتخابات ترغيب مي کنند.

رفيعي با بيان اين که وي نيز به هيجان عمومي متصل شده است، گفت: من در راهپيمايي ها شرکت مي کردم، با تلفن همراه تصوير مي کردم و با همان هيجان روي صفحه "راي من کجاست" مي گذاشتم؛ با اين تصور که صداي جناح ما به گوش دنيا برسد.

وي افزود: اما زماني متوجه شدم که افراد روي صفحه اقدامشان با برنامه ريزي قبلي بوده و با ايميل جعلي افراد را به اغتشاش، ساخت کوکتل مولوتف، بمب فلفلي و مقابله با گاز اشک آور ترغيب مي کنند.

وي سپس به ارتباط خود با فردي به نام اردلان اشاره کرد و گفت: بسياري از گزارش هاي لحظه به لحظه از اغتشاشات کار وي بوده است زيرا به طور ناگهاني متوجه ايميل مشکوک وي شده است.

وي گفت: اين فرد زمان حمله آمريکا به عراق جزو نيروهاي آمريکايي بوده و در جنگ 33 روزه لبنان نيز حضور داشته است.

منبع

ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت

اعترافات عضو مجمع روحانيون مبارز در دادگاه
ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت

عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان براي محدودكردن رهبري ،‌ القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيس‌جمهور اعتراف كرد.

به گزارش فارس محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيس‌دفتر خاتمي در زمان رياست‌جمهوري، كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم.

وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 ميليون نفر مسئله‌اي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، مي‌توانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب مي‌زد.

* اصلاح‌طلبان براي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت مي‌كردند

ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند.
وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف مي‌كنم كه بخش عمده‌اي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند.

* تقلب يك اسم رمز براي آشوب شده بود

عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصلي‌ترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود.
وي افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه مي‌توانست معنا پيدا كند.
ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر مي‌كنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نمي‌دانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيف‌تري موجود بود، موفق مي‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود.

وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك مي‌گويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدي‌نژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح مي‌كرد و بنده تعجب مي‌كنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود.

* همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌دانستند، ‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند

اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌خواندند،‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند.
ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبه‌هاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا مي‌گفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز مي‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد مي‌شنيديم، نمي‌شنيديم يا صداي همه را نمي‌شنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را مي‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس مي‌كرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است.

* كل مدارك موسوي مبني بر تقلب، 700 هزار راي هم نمي‌شد

ابطحي در ادامه سخنان خود در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: زماني كه قرار بود موسوي مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتي بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد يكي از دوستان كه قبلا وزير كشور هم بود گفت‌ همه اين مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار راي بيشتر نمي‌شود. بنده وقتي از موسوي به عنوان هندوانه سربسته ياد كردم به خاطر همين توهمات بود كه در موسوي وجود داشت كه وي امكان تقلب 11 ميليوني را امكان پذير مي‌دانست.

* هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند

وي افزود: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نمي‌دانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود.

* همراهي خاتمي با موسوي خائنانه بود

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: شايد خاتمي دليل خود را داشت، موسوي شايد كشور را نمي‌شناخت ولي خاتمي با همه ارادتي كه به وي دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را مي‌دانست، توانايي و اقتدار مقام معظم رهبري را مي‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوي را همراهي كرد كه اين همراهي خائنانه بود.

* هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت

ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اين‌ها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود.
وي با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه مي‌داشت.

* به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاح‌طلب مي‌دانم؛ لذا مي‌گويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدي‌نژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردم‌سالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم.

ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيمايي‌هاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راه‌پيمايي‌ها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نمي‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم.

وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوب‌ها خيلي‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كرديم ما مي‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم.
عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد مي‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالي است كه اين آشوب‌ها دلبستگي‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي مي‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد مي‌كرد، بنده مي‌گويم كه هيچكس نمي‌تواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.

ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي‌نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي‌گرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل مي‌شد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نمي‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند.

وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده مي‌كنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام.

* همه دوستانمان بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود

عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: به همه دوستان مي‌گويم و همه دوستاني كه صداي ما را مي‌شنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوب‌ها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود.

لسه دادگاه متهمين كودتاي مخملي/2

فعاليت مهدي هاشمي در آشوب‌هاي خياباني

ابطحي در جاي ديگري مي افزايد: "به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمه اي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدمهايش براي اينكه جمعيت را در خيابانهاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش بيني و طراحي برنامه براي شب شنبه نقش داشتند."

ادامه اظهارات محبتي معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران به نمايندگي از مدعي‌العموم به شرح ذيل است:


*اهم شباهت هاي كودتاي مخملي شكست خورده در ايران به كودتاي مخملي چند كشور نامبرده

1) طرح تقلب با هدف بي اعتماد سازي مردم و مشروعيت زدائي از نظام سياسي مستقر

متأسفانه برخي از جريانهاي سياسي، احزاب و فعالان سياسي بدون توجه به هشدارهاي معظم له و در يك همنوائي معنادار با دشمنان مرتباً بر توهم احتمال بروز تقلب در انتخابات دامن زدند. آنهم بدون ارائه هيچ دليل و مدركي.

يكي از احزاب مورد نظر در اين زمينه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است كه از ماهها پيش از انتخابات چه قبل و چه بعد از فرمايشات مقام معظم رهبري و دعوت معظم له به پرهيز از همسوئي با دشمن، در بيانيه هاي رسمي و اظهار نظر هاي اعضاء آ‌ن كراراً بحث تقلب در انتخابات ترويج گرديده است.

سازمان مجاهدين در بيانيه21/1/88 كه به عنوان اعلام حمايت از نامزدي ميرحسين موسوي ثبت گرديده و تنها 20 روز بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر شده است، اينگونه حرف دشمنان را تكرار مي‌كند "سلامت انتخابات به شدت به مخاطره افتاده است به طوري كه ديگر تقريباً اعتمادي به آمارهاي انتخابات از جمعيت واجد حق رأي گرفته تا آراء شركت كنندگان و تا آراء كانديداها وجود ندارد "

البته اين سازمان ماهها قبل از آن نيز يعني در تير ماه سال 87 طي قطعنامه كنگره دوازدهم موضوع تقلب را به نوعي ديگر مطرح مي نمايد. بعد از اعلام نتايج و پيام رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي مبني بر تأئيد انتخابات نيز سازمان مجاهدين با صدور چند بيانيه، بدون ارائه سند و مدركي صحت انتخابات را زير سئوال برده است. به عنوان مثال در اولين بيانيه بعد از اعلام نتايج تصريح شده است: "ما در وجود تقلب و تخّلف ترديدي نداشتيم "


*برخي اسناد جعلي براي تشويش اذهان عمومي در منزل بهزاد نبوي و ستادهاي موسوي پيدا شد

اين جريان با هدف القاء جعل و تقلب در انتخابات و تشويش اذهان عمومي، نامه وزارت كشور را جعل نموده و با انتصاب افتراء به اين وزارت خانه و توزيع وسيع آن قصد فريب افكار عمومي را داشته است. همچنين در بازرسي از منزل آقاي بهزاد نبوي عضو مؤثر و محوري سازمان مجاهدين اسنادي دال بر جعل سند با هدف تشويش اذهان عمومي به دست آمده كه به پيوست تقديم دادگاه مي شود.

شايان توجّه اينكه نمونه هائي از اين اوراق و نامه هاي جعلي در ستادهاي برخي كانديداهاي ناكام و معترض نيز كشف گرديده است.


*متهمين اعتراف كردند كه با علم به عدم وجود تقلب،‌ اين موضوع را مطرح مي كردند

حزب مشاركت، حزب كارگزاران، برخي از اعضاء مجمع روحانيون مبارز نيز رسماً و همسو با رسانه ها و گروههاي معاند و مخالف نظام صحت انتخابات را چه قبل و چه بعد از انتخابات مورد ترديد قرار دادند.

اين مسئله از آن جهت مهم و براي دادگاه قابل توجه است كه اولاً طبق آنچه گفته شد مسئله تقلب همزاد با شروع فعاليت هاي انتخاباتي بوده كه حاكي از برنامه ريزي قبلي براي هدفي مشخص مي‌باشد.

ثانيا؛ اين مسأله دليل اصلي بروز تشنجات و اغتشاشاتي است كه خسارت مادي و معنوي فراواني از جمله كشته شدن هموطنانمان را در بر داشت و اين در حالي است كه متهمين بازداشت شده در اعترافات خود اذعان دارند كه با علم به عدم وجود تقلب وبا هدف ايجاد ترديد ، موضوع تقلب را مطرح نموده اند.

مازيار بهاري خبرنگار هفته نامه نيوزويك در اين رابطه اظهار مي دارد:

"رسانه هاي غربي خط تقلب در انتخابات را حتي قبل از برگزاري انتخابات پيگيري مي كردند و بنده هم در يك مصاحبه‌اي با آقاي خاتمي اين سؤال را از ايشان پرسيدم و پس از مصاحبه با ايشان مشاهده كردم كه جرياني مطابق با الگوي كلاسيك انقلاب رنگي در كشور دنبال مي شود "


*بهزاد نبوي تقلب در انتخابات دهم را مطرح كرد

محمد علي ابطحي مسئول دفتر رئيس جمهور سابق كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد بحث تقلب اظهاراتي دارد كه به قسمت هايي از آن اشاره مي شود وي مي گويد:

"بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال 76 اولّين بار (توسط فرد مورد الاشاره) مطرح شد كه اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده كردند و در اين انتخابات اخير هم اين بحث را بهزاد نبوي مطرح كرد ودر ستاد خاتمي بعنوان مسئول كميته صيانت از آرا مشغول به كار شد. "


*موسوي لاري عليرغم علم به عدم تقلب روي اين بحث پافشاري مي كرد.

آقاي ابطحي مي گويد: "آقاي كروبي در جلسه اي با حضور ديگر دوستان اصلاح طلب اعلام كرد ؛ ما نبايد بر روي بحث تقلب در انتخابات پافشاري كنيم چون با اين كار اطمينان مردم سلب خواهد شد و ديگر در انتخابات شركت نخواهند كرد. در همان جلسه آقاي موسوي لاري اعلام كرد در انتخابات رياست جمهوري تقلب قطعي است."


*موسوي خوئيني ها گفته بود نبايد فيتيله تقلب را پايين بكشيم براي جرزني لازم است

وي در ادامه مي گويد: "بعد از اعلام كانديداتوري مهندس موسوي در ستاد ايشان آقاي محتشمي‌پور طرح تقلب را مطرح كرد ، هم آقاي موسوي وهم محتشمي پور زمينه بسيار تندي در اين باره داشتند و كميته صيانت از آراء را تشكيل دادند ، نكته مهم در اين زمينه عقيده داشتن تمام اصلاح‌طلبان است بر اينكه بيش از 2 يا 3 ميليون تقلب نمي شود انجام داد. در جلسه بعد آقاي موسوي خوئيني ها اعلام كرد ؛ ما نبايد فيتيله بحث تقلب در انتخابات را پايين بكشيم چون موقع جرزدن لازم مي شود."


*محتشمي پور ضربه بزرگي به موسوي وارد آورد

آقاي ابطحي تصريح مي كند: "من اعتقادم اين است كه محتشمي پور ضربه بزرگي به مهندس موسوي وارد كرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود ؛ من به مهندس موسوي گفته ام كه نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داريم كه مي توانيم مسير انتخابات را تغيير دهيم. آقاي مهندس موسوي به دليل بي تجربگي و دور بودن از صحنه سياسي زود تحت تأثير قرار مي گيرد. "

ابطحي در ادامه گفته فوق افزود: "2 روز بعد از انتخابات از موسوي لاري در زمينه تقلب پرسيدم كه در جوابم گفت ؛ محتشمي پور چرند مي گويد زيرا تغيير در آراء موسوي بيشتر از 700 الي800 هزار نخواهد بود. "


* تاجزاده گفت انتخابات اخير از لحاظ كمي كم نظير و از لحاظ كيفي بي نظير بود

مصطفي تاج زاده معاون سياسي وزير كشور ورئيس ستاد انتخابات كشور در دولت آقاي خاتمي يكي ديگر از بازداشت شدگان است كه امكان تقلب را منتفي مي داند و در اين باره مي گويد:

"تقلب در انتخابات وجهي نداشت اما به محض اينكه انتخابات تمام شد و من از بچه هاي استانها سؤال كردم احساس كردم كه انتخابات را باخته ايم ولي فاصله را 3 به1 نمي دانستيم "

تاج زاده ادامه داد: "اين راهم براي اولين بار بگويم كه از ساعت 12 كه آراء اعلام شد هيچ كس از من نشنيد كه تقلب شده است. لذا چيزهايي كه مي گويند به من بر نمي گردد و من دخيل نبوده ام ، البته حزبم بيانيه اي داده و بنده را هم مثل آنها مجازات كنيد."

مصطفي تاج زاده اضافه مي كند: "به نظر من اين انتخابات به لحاظ كمّي جزء كم نظيرترين و به لحاظ كيفي جزو بي نظير ترين انتخاباتها بود. معتقدم اين سرمايه 40 ميليوني سرجايش محفوظ است."

همچنين در اظهارات يكي از متهمين آمده است: "... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقاي تاج زاده و تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند. از ايشان دو سئوال مطرح كردم سئوال اول: اوضاع رأي آقاي موسوي چطور است؟ ايشان گفتند: "رأي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد قطعا در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود. سئوال دوم: ‌به نظر شما تقلب شده؟ كه ايشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبيل تماس گرفته ام نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است."


*بهزاد نبوي در اعترافات گفت سندي براي تخلف نداريم ولي به موسوي خيانت نمي كنم

بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق و نايب رئيس مجلس ششم نيز كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد طرح تقلب اعتراف مي كند:

"ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به رأي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم "

وقتي از آقاي نبوي خواسته شد كه لااقل براي جبران بخشي از تخلفات خود و به خاطر وضعيتي كه با طرح واهي تقلب به وجود آورده ايد و معترف هم هستيد كه سندي در تأييد آن نداريد و به خاطر اين ادعاهاي دروغ خسارت هاي جاني و مالي فراواني بر مردم عزيزمان تحميل نموده ايد. همين مسأله را رسما اعلام كنيد ايشان در پاسخ مي گويد: "من به آقاي موسوي خيانت نمي كنم. " از او سئوال شد آيا به خاطر عدم خيانت به موسوي، حاضر هستيد كه به مردم خود و تاريخ كشورت خيانت كني؟ نامبرده هيچ پاسخي نمي دهد.


*رمضان زاده: تقلب در ايران امكان ندارد

رمضان زاده سخنگوي دولت آقاي خاتمي نيز در اين باره مي گويد: "من هميشه گفته ام ودوستان هم حزبي بنده هم مي دانند كه تقلب در ايران امكان ندارد. "


صفايي فراهاني: به هيچ وجه نمي توان پذيرفت تقلب شده

محسن صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي و رئيس هيأت اجرايي مشاركت، نماينده مجلس ششم و رئيس فدراسيون فوتبال از سال 1377 تا 1381 نيز در اقارير خود چنين مي گويد:

"به هيچ وجه نمي توان پذيرفت كه در اين انتخابات تقلب شده است حتي اگر فرض را هم بر تقلب بدانيم يك ميليون، دو ميليون. "

او همچنين در اين زمينه افزود: "براي خود من نيز سئوال است فردي مانند مهندس موسوي كه عملكردش در انقلاب اسلامي روشن است و در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضو مي باشد و افرادي همچون آقايان محتشمي پور و موسوي لاري كه در دوره هاي گوناگون وزير كشور بودند چرا چنين ادعايي در مورد تقلب در انتخابات را دارند. "


*ادعاي موسوي درباره پيروزي در انتخابات بر اساس الگوي كلاسيك انقلاب رنگي بود

خاطر نشان مي گردد كه بقيه متهمين نيز در اظهاراتي مشابه قائلند كه به هيچ وجه در اين انتخابات تقلب نشده و امكان تقلب هم وجود ندارد.

مازيار بهاري، فيلمساز و خبرنگار شبكه هاي غربي در ادامه سخنان خود به نقش رسانه هاي غربي در طرح تقلب چنين اشاره مي كند: "رسانه هاي غربي از چند ماه پيش از برگزاري انتخابات خط تقلب در انتخابات را در كانون توجهات خود قرار دادند و به گونه اي زمينه چيني كردند كه اگر كانديداي مورد نظر آنان در انتخابات پيروز نشد اين حركت را يك كودتا در آراء مردم تلقي كنند. چندي قبل با يكي از مشاوران كانديداي مورد قبول غرب گفتگويي داشتيم كه ايشان هم اين نكته را مطرح كردند كه در كشور كودتا شده است."

بهاري در تكميل مطالب فوق مي افزايد: "در همين راستا آقاي موسوي قبل از اينكه نتايج انتخابات مشخص بشود طبق يك الگوي كلاسيك انقلاب رنگي گفتند: "من پيروز انتخابات هستم و هر نتيجه اي غير از اين اعلام شود تقلب شده است. "


*در بحث تقلب هماهنگي كاملي بين متهمين و بيگانگان بوده است

با توجه به اقارير متهمين و ادله مثبته طرح تقلب از سوي احزاب و فعالان سياسي متهم در اين پرونده از پيش طراحي شده و با هدف ايجاد آشوب و اغتشاش صورت گرفته است و اين دقيقا يكي از مولفه هايي است كه در كودتاي مخملي مورد توجه ويژه بوده و علت اصلي بروز اغتشاشات و آشوبها به شمار مي رود. و نكته مهم اينكه در بحث تقلب هماهنگي كاملي بين متهمين با بيگانگان صورت پذيرفته است.


*افراد حاضر در راهپيمايي هاي غير قانوني مجهز به سلاحهاي گرم و سرد بوده اند

2) تجمعات غير قانوني گسترده و اردو كشي‌هاي خياباني دومين شباهت كودتاي مخملي ايران با كشورهاي مذكور است، كه با هدف تمرين و ايجاد آمادگي براي تسخير مراكز مهم دولتي صورت مي پذيرد، اتفاقي كه تقريباً در تمام كودتاهاي مخملي به وقوع پيوسته است اما در ايران با ناكامي مواجه شد.

برگزاري تجمع در مقابل وزارت كشور، صدا وسيما ، مجلس شوراي اسلامي در همين رابطه ارزيابي مي گردد. حمله به حوزه مقاومت بسيج با سلاحهاي گرم و سرد و بمبهاي آتش‌زا كه پس از راهپيمائي غير قانوني 25/3/88 در ميدان آزادي اتفاق افتاد بنا بر اعترافات متهمين و تصاوير متعددي كه از اين حادثه و عوامل فعال آن بدست آمده كاملاً حكايت از سازمان يافتگي و از پيش طراحي شده اين حمله دارد. حمل كوله پشتي‌هاي پر از سنگ و بمبهاي آتش‌زا، حمل نارنجك و ديگر سلاحهاي گرم در حمله مذكور دليل محكمي است بر اين ادعا، البته لازم است در اينجا به اين نكته اشاره شود كه حساب اعتراضات بخشي از مردم با مهاجمين هدايت شده كاملاً جداست.


*اطلاع رساني تجمعات از طريق سايت، تلفن و ايميل

رستم فرد تهراني مسئول سايت سهام نيوز در مورد اهداف برگزاري تجمعات مي گويد:

"مسأله اي كه ما در جريان انتخابات اخير دنبال مي كرديم اين بود كه با برگزاري اين تجمعات بگوييم كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است. "

وي در ادامه به نحوه اطلاع رساني براي تجمعات اشاره مي كند و مي افزايد:

"ما از سه طريق سايت، تلفن و ايميل زمان و مكان تجمعات را به اطلاع اعضاء شبكه رأي خود مي‌رسانديم."

كيان تاجبخش نيز با مقايسه اي بين اقدامات انجام شده در كودتاهاي مخملي چند كشور و آنچه كه در ايام انتخابات مشاهده شده مانند نماد سازي، زنجيره انساني، طرح تقلب، اعلام پيروزي پيش از شمارش آراء و تجمع گسترده در مقابل مراكز مهم دولتي با هدف تسخير آن اثبات مي كند كه در ايران هم بنا بوده يك كودتاي مخملي اتفاق بيفتد.


*ابطحي: حضور در خيابانها از مدتها قبل از انتخابات طراحي شده بود

آقاي ابطحي هم طي اظهارات خود مبني بر از تجمعات از پيش طراحي شده مي گويد: "در جشن پيروزي يا شكست كه نتيجه آن شورش است مسأله اي بود كه از قبل آماده شده بود. آوردن مردم به خيابان، تعيين مسير، آوردن تجهيزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فيس بوك تماما مواردي بود كه قبل از انتخابات آن را پيگيري مي كردند و مي خواستند اين اعتراضات را به يك نهضت تبديل كنند.

وي در ادامه مي افزايد: "صبح جمعه (22 خرداد) اطلاعيه اي در فيس بوك مهندس موسوي منتشر شد كه حاميان موسوي امشب تا صبح بيدار مي مانند، اين با موضوع سمبليكي كه كروبي مطرح كرده بود متفاوت بود.

بعد از مشخص شدن نتايج اوليه انتخابات، ستاد مهندس موسوي به سرعت نيروهايش را سازماندهي كرد. تاج زاده، در يك تماس تلفني به من گفت: "ما قصد داريم اين جمعيت را تا پايان انتخابات نگه داريم و آنها را به تمام نقاط شهر هدايت كنيم. "

ابطحي ادامه مي دهد: "معتقدم اين جريان داراي سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرك 3-شبكه اجتماعي كه در حقيقت جسم كار هستند. "


*ابطحي: سازماندهي هاي خياباني توسط لشكرهاي ساخته شده انجام مي شد

در توضيح بيشتر بدنه محرك ابطحي اضافه كرد: " در بدنه محرك يكسري نقش فعالتري داشتند مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، گروه هاي لشگر ساخته خاتمي مانند گروه 88، ياري نيوز، پويش و ... حوزه هاي مجازي كه لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خيابان مي كرد و شبكه هاي خارجي كه توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش مي دادند. نكته مهم اين است كه خبرنگاران خارجي به اين آقايان خيلي نزديك شده بودند حتي از لشگرهاي ساخته شده نيز نزديكتر بودند. "

وي در مورد نقش بدنه محرك مي گويد: "مهمترين نقش اين عناصر نگه داشتن مردم در خيابانها بود تا اگر زماني آقاي موسوي اعلام كرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع كنند. اين سازماندهي توسط لشگرهاي ساخته شده صورت مي گرفت. "


*ابطحي: مهدي هاشمي براي اينكه جمعيت را در خيابانها نگه دارد خيلي فعال بود

ابطحي در جاي ديگر مي افزايد: "به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمه اي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدمهايش براي اينكه جمعيت را در خيابانهاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش بيني و طراحي برنامه براي شب شنبه نقش داشتند."

در پايان اين بخش بايد خاطرنشان كرد كه نقش رسانه هاي بيگانه از جمله BBC فارسي، صداي آمريكا VOA، العربيه، راديو فردا و راديو زمانه در آموزش و تحريك با هدف گسترش نا آرامي ها و برگزاري تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات برجسته مي باشد.

همچنين همسويي احزاب و عناصر متهم در اين پرونده با رسانه هاي مذكور بسيار حائز اهميت است كه از رياست محترم دادگاه درخواست توجه ويژه به اين موضوع دارد.


*تشكيل NGO از فرآيندهاي كودتاي مخملي است

3) فرهنگ سازي ، نهاد سازي وشبكه سازي

بنا بر اعترافات متهمين و جزوات آموزشي ، فرايند كودتاي مخملي در سه مرحله 1) فرهنگ سازي يا به عبارت بهتر جابجائي افكار به نفع ارزشهاي غربي ،2) نهاد سازي در قالب تشكيل "NGO " و 3 )شبكه سازي از طريق وصل " NGO " به يكديگر صورت مي گيرد.

كيان تاج بخش يكي از متهمين بازداشت شده كه بعنوان مأمور بنياد سوروس براي مديريت باليني ميداني كودتاي مخملي از سال 1377 در ايران حضور دارد در اين رابطه ميگويد ؛ ايجاد وسيع "NGO " با هدف يارگيري براي استفاده در بحران صورت مي پذيرد .


*ابطحي: وزارت كشور و ارشاد در دوران اصلاحات، مامور صدور مجوز NGO بودند

محمد علي ابطحي يكي ديگر از متهمين نيز در تائيد سخنان تاج بخش مي گويد:

"در دوره اصلاحات 2 وزارتخانه يعني وزارت كشور و وزارت ارشاد و سازمان ملي جوانان موظف شده بودند در سطح وسيعي مجوز تأسيس " NGO " صادر نمايند. "

بنابر اين طي سالهاي گذشته دهها هزار NGO تأسيس و از سوي بنيادهاي پيش گفته غربي مورد حمايت همه جانبه مادي و معنوي قرار گرفته اند تا جايي كه شركت "شل" نيز كه يك شركت نفتي است در زمينه راه اندازي ، آموزش ، سازماندهي و حمايت مالي از NGO ها وارد عمل شد.

مع الوصف NGO ها در كنار گروه غير قانوني 88 كه توسط احزاب فوق الذكر (مشاركت، سازمان مجاهدين و حزب كاگزاران) راه اندازي شده بود سازماندهي و هدايت تجمعات غير قانوني قبل و بعد از انتخابات را به عهده داشتند.


*نقش احزاب فعال در كودتاي مخملي

با توجه به آنچه كه تاكنون گفته شد مي توان نقش برخي از احزاب مانند مشاركت، سازمان مجاهدين و كارگزاران را در زمينه سازي و اجراء كودتاي مخملي در ايران در محضر دادگاه در محورهاي ذيل تبيين نمود.

1- بررسي عملكرد چند ساله احزاب فوق اعم از اعلام مواضع در مسائل مختلف ملي و فراملي از طريق بيانيه ها و سخنراني اعضاء كه عموما با سياه نمايي و تشويش اذهان عمومي همراه بوده است.

2- اخذ تصميمات محرمانه براي براندازي نظام در جلسات حزبي و محفلي

3- ارتباط مستمر و معنادار با بنيادها و موسسات كه در زمينه كودتاي مخملي فعاليت دارند.

4- جلب حمايت هاي مالي خارجي در راه اندازي NGO ها، گسترش و شبكه سازي آنها با هدف به كارگيري در كودتاي مخملي به عنوان لشگر پياده نظام

5- تلاش براي تحقق حاكميت دوگانه و چند صدايي در كشور با هدف ايجاد شكاف بين نخبگان و جامعه

6- طراحي براي بهره برداري از بستر انتخابات در جهت تحقق كودتاي مخملي و تغيير ساختار نظام

در اينجا به برخي از اسناد به دست آمده در مورد فعاليت هاي پنهاني احزاب و فعالان سياسي مذكور اشاره مي گردد.


*در سند حزب مشاركت آمده كه قصد تغيير ماهوي نظام اسلامي ايران را دارد

1- حزب مشاركت در سند تعاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي خود كه براي دوره پنج ساله در پاييز 1387 تهيه نموده پرده از منويات خود براي تغيير ماهوي نظام مقدس جمهوري اسلامي برمي‌دارد. هر چند كه نويسندگان اين سند سعي نموده اند نيت واقعي خود كه حاكميت سكولاريسم در كشور است را در لفافه اصطلاحاتي مانند مردمسالاري و دموكراسي بپوشانند اما در بخش هايي نتوانسته اند واقعيت خويش را بپوشانند از جمله در صفحه 8 بند 4 اين سند آمده است: "بخش مردمسالار حاكميت بتواند از بحرانهايي كه كل سيستم سياسي را تهديد مي كند به نفع تثبيت مردمسالاري و چانه زني بيشتر استفاده نمايد. "

آيا اين جمله نامي جز خيانت دارد؟

البته سراسر محتواي سند فوق حاكي از آن است كه حزب مشاركت، نظام جمهوري اسلامي را نظامي اسبتدادي و غيرمردمسالار مي داند و با اين فرضيه قصد تغيير ماهوي آن را دارد و براي تحقق خواست خود برنامه ريزي نموده است و استفاده از عبارات آزادسازي اقتصادي و آزادسازي سياسي دقيقا با همين نگاه صورت گرفته است.

با اين توضيح توجه دادگاه محترم را به بخشي از اين سند جلب مي كنم، در صفحه 6 آمده است: "در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند."


*خاتمي گفته بود گريزي از سكولاريسم نيست

البته تهيه كنندگان اين سند كه به امضاء دبيركل و مهر حزب نيز منقش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و اين تغيير را به كل نظام قابل تسري مي داند و اين يعني تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولاريسم. مستند به اينكه 1- آقاي خاتمي در دوره رياست جمهوري خود در يكي از جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح مي كند "گريزي از سكولاريسم نيست " و اين تفكر متأثر از تصميم سازي شبه علمي دفتر مطالعات استراتژيك نهاد رياست جمهوري به رياست آقاي تاجيك عضو شوراي مركزي حزب مشاركت است طي مقالاتي سفارشي در نشريه راهبرد اين استنتاج غيرعلمي را القاء و به رويت آقاي خاتمي مي رساند كه "در آينده نزديك احدي را ياراي مقاومت در برابر سكولاريسم نيست و بايد خود به نحو شايسته به اين سرنوشت محتوم بشر تن دهيم و دعوت از هابرماس به ايران در سال 81 نيز با همين هدف صورت مي پذيرد و در جلسه‌اي محرمانه در منزل آقاي كديور كه با حضور افرادي مانند حجاريان و محمد مجتهد شبستري تشكيل گرديد به دقت روند سكولاريزاسيون در ايران مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و راهكارهاي جديد ارائه مي گردد.


*سفر هابرماس و جان كين در سال 78 براي استقرار نظام سكولار انجام شد

آقاي يورگِن هابرماس در حالي به كشور خود باز مي گردد كه در رايزني هاي خود از اراده اصلاح‌طلبان براي استقرار حكومت سكولار در ايران مطمئن گرديده بود.

همچنين سفر آقاي جان كين به ايران در سال 78 و ملاقات با برخي از چهره هاي اصلاح طلب نيز در همين رابطه ارزيابي مي گردد.

آقاي جان كين يكي از نظريه پردازان كودتاي مخملي و عضو سرويس اطلاعات خارجي انگليس ام آي 6 مي باشد.


*اطلاح طلبان در جلسه اي راه حل هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود را بررسي مي كردند

2- در يكي از جلسات مشترك بين نمايندگان چند حزب اصلاح طلب كه در پرونده سند آن موجود مي باشد در مورد بررسي راه هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود در رقابت هاي سياسي داخلي به صراحت بحث مي گردد و حمايت اتحاديه اروپا از متحصنين مجلس ششم نشان مي دهد كه در جلسه فوق گزينه مذكور به تصويب رسيده است.

3- پيشنهاد بهزاد نبوي مبني بر تشكيل جبهه ضد استبداد با حضور همه طيفهاي اپوزيسيون

4- القاي غيردموكراتيك بودن نظام كه به صورت ترجيع بند اظهارات و بيانيه هاي احزاب مذكور و اعضاء آن نمايان مي باشد.


*سازمان مجاهدين انقلاب بررسي كردند در صورت حمله آمريكا،‌ رهبر جمهوري اسلامي را تسليم كنند يا نه

5- بنا بر اطلاعات منابع موثق در يكي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين كليه اعضاء نظرسنجي مي گردد كه در صورت حمله آمريكا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين كنيم يا نه و اين در حالي است كه هيچ يك از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مركزيت انجام نمي دهند.


*حزب مشاركت قصد داشت در صورت حمله آمريكا مسئولين نظام را اعدام كند

6- در حزب مشاركت نيز اقدام مشابهي در شاخه اراك صورت مي پذيرد و يكي از مسئولين شاخه طي سخناني اظهار مي دارد در صورت حمله آمريكا به ايران با دستان خودمان مسئولين جمهوري اسلامي را اعدام خواهيم نمود.

7- اظهارات و مواضع ضد ديني اعضاء سازمان طي سالهاي گذشته كه اسناد آن موجود مي باشد به حدي رسيد كه مرحوم آيت الله مشكيني رحمه الله عليه اين سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند.

8- صدور بيانيه هاي ساختار شكن و محوريت در جمع آوري امضاء براي نامه هاي سرگشاده به مسئولين نظام به ويژه به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه در يكي از اين نامه ها از معظم له مي خواهند مانند امام جام زهر را براي مصلحت نظام بنوشند.

9- و اما در حوادث اخير نقش محوري اعضاء حزب مشاركت، سازمان مجاهدين و حزب كارگزاران در سطح طراحي، سازماندهي و هدايت اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني.

اين نتيجه را به دست مي دهد كه احزاب مذكور همواره چه زماني كه در قدرت باشند مانند دوره‌ اصلاحات كه دو قوه را در اختيار داشتند و چه زماني كه در قدرت نباشند، بر روند فتنه جويي تا تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولار ادامه خواهند داد.

منبع ومنبع2

 

حضور كروبي در تجمع غيرقانوني اغتشاشگران

حضور كروبي در تجمع غيرقانوني اغتشاشگران

مهدي كروبي عصر امروز در تجمع غيرقانوني اغتشاشگران شركت كرد و با ايراد سخناني به تحريك آنان پرداخت.

به گزارش فارس، مهدي كروبي كه در انتخابات اخير رياست جمهوري در بين چهار كانديدا رتبه پنجم را به خود اختصاص داد، با حضور درتقاطع خيابان بهشتي و ولي عصر به تحريك شركت كنندگان در اين تجمع غيرقانوني پرداخت.

اين گزارش مي افزايد: دعوت به اين تجمع كه از هفته گذشته با هدايت شبكه هاي تلويزيوني بيگانه صورت گفته بود توانست حدود 100 نفر از اغتشاشگران را دور هم جمع كند كه نيروهاي انتظامي با متفرق كردن آشوبگران مانع از ايراد خسارت به اموال عمومي و خصوصي توسط آنها شد.

منبع

رفسنجاني مي‌خواست براي ابطال انتخابات بيانيه بدهد

ناگفته‌هاي كوثري از ديدار كميسيون امنيت ملي با نامزدها و شخصيت‌ها
رفسنجاني مي‌خواست براي ابطال انتخابات بيانيه بدهد

نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس حدود 2 هفته پس از ديدارهاي هيئت رئيسه اين كميسيون با نامزدهاي ناكام انتخابات دهم، در جمع مسئولين هيئت‌هاي رزمندگان اسلام سراسر كشور به بيان ناگفته‌هايي از مذاكرات انجام شده در اين ديدارها پرداخت.

كوثري ابتدا گزارشي از روند و علت انجام اين ديدارها داد و در خصوص اتفاقات اخير پس از انتخابات رياست جمهوري با فتنه ناميدن آن، اظهار داشت: در اينگونه مسائل لازم است تا بهترين تدابير انديشيده شود چرا كه اينها يك فتنه بود و فتنه بسيار پيچيده‌تر از يك بحران است.

وي با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در نمازجمعه تهران، گفت: پس از صحبت‌هاي ايشان ديديم كه قضايا هنوز ادامه دارد و روز شنبه كساني به خيابان‌ها آمدند كه هدف اصلي آنها درگيري و اغتشاش بود، آنهم در روز 30 خرداد كه براي منافقين نيز يك روز به‌خصوص است.

نايب‌ رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خاطرنشان كرد: اين كميسيون بر اساس وظايف خود وارد بحث شد و يك كميته 9 نفره متشكل از 6 نفر از هيئت رئيسه و 3 مسئول كميته‌هاي امنيت، دفاع و سياست خارجي تشكيل داد تا با كانديداها و افراد تاثيرگذار ديدار كنند.

به گزارش فارس، كوثري ادامه داد: اولين ديدار ما با محسن رضايي يكي از كانديداهاي انتخابات بود كه در اين ديدار مطالب را بي‌پرده با وي مطرح كرديم و وي هم گفت كه در چارچوب قانون موضوع را پيگيري خواهم كرد. پس از مراجعه آقاي رضايي به شوراي نگهبان، وي در خصوص عدم تخلف در انتخابات قانع شد.

كوثري ادامه داد: هرچند بيانيه آقاي رضايي آن‌طور كه ما مي‌خواستيم نبود، ولي وي نظر خود را بيان كرد.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، ديدار دوم اين كميته را با ميرحسين موسوي عنوان كرد و افزود: در ابتداي اين ديدار، آقاي بروجردي به عنوان رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس توضيحاتي به آقاي موسوي دادند و گفتند شما در انتخابات دم از قانون‌گرايي مي‌زديد و مي‌گفتيد كه دولت قانون گريز است اما امروز چه شده است كه برخلاف قانون عمل مي‌كنيد؟

كوثري گفت: آقاي موسوي ابتدا در برابر اين توضيحات سكوت كرد و سپس گفت‌ دولت از بيت‌المال در انتخابات سوء استفاده كرده و وزارت كشور نيز مرتكب تخلفاتي شده است و تعدادي از اعضاي شوراي نگهبان نيز از احمدي‌نژاد طرفداري كردند.

نميانده مردم تهران در مجلس با اشاره به اعترافات يكي از اعضاي حزب كارگزاران، خاطرنشان كرد: اين شخص در اعترافات خود گفته است كار ما اين بود كه به جاي نظرسنجي اقدام به نظرسازي كنيم و اينگونه به آقاي موسوي تلقين كنيم كه او قطعاً پيروز انتخابات خواهد بود.

وي ادامه داد: بنده در فرمانداري نماينده آقاي موسوي را ديدم كه هر آنچه را كه به نظرش مي‌رسيد، مطرح مي‌كرد و به آن رسيدگي مي‌شد و وقتي اين موضوعات را به آقاي موسوي گوشزد كرديم، با كمال تأسف ايشان گفتند اگر همه هم قبول كنند من يكي هم قبول نخواهم كرد.

كوثري به ديدار اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با هاشمي رفسنجاني اشاره كرد و افزود: آقاي هاشمي در ابتداي اين ديدار پس از اظهار لطف به مقام معظم رهبري، گفتند كه من قصد داشتم بيانيه‌اي در اين خصوص صادر كنم اما كسي نيستم كه زير فشار اقدام به صدور بيانيه كنم. منظور ايشان از اعمال فشار، دستگيري دخترشان در اغتشاشات بود.

وي خاطرنشان كرد: گويا دختر آقاي هاشمي به ايشان گفته بود كه من براي خوردن ساندويچ به آن خيابان رفته بودم اما من را دستگير كردند.

نماينده مردم تهران در مجلس گفت: نهايتاً از آقاي هاشمي خواستيم تا بيانيه‌اي صادر كنند و ايشان نيز اين را قبول كردند اما پس از تهيه اين بيانيه ديديم كه همان حرف‌هاي آقاي موسوي يعني ابطال انتخابات را در بيانيه آورده بودند كه مقام معظم رهبري به صراحت در نماز جمعه با ابطال انتخابات مخالفت كردند و به اين ترتيب، بيانيه آقاي هاشمي صادر نشد.

كوثري افزود: من به آقاي هاشمي گفتم بياييد اختلافات را كنار بگذاريد كه آقاي هاشمي با عصبانيت گفت هيچ اختلافي وجود ندارد و من به ايشان در مورد اختلافش با مقام معظم رهبري صحبت كردم و گفتم ايشان رهبر انقلاب هستند و بيانات‌اشان بايد فصل‌الخطاب باشد و آقاي هاشمي گفتند من با اين موضوع مشكلي ندارم.

وي خاطرنشان كرد: آقاي هاشمي اختلاف خود با احمدي‌نژاد را تأييد كرد و افزود: من از اول با ايشان مشكل داشتم اما اگر رفتارش را كنار بگذارد، من اين موضوع را پيگيري نخواهم كرد.

نايب‌ رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به ديدار اين كميته با مهدي كروبي نيز خاطرنشان كرد:‌ در اين ديدار معلوم شد كه آقاي كروبي در جريان بسياري از مسائل نيستند و به ايشان گفتيم حتي اطرافيانتان مثل آقاي كرباسچي به شما اعتقادي ندارند و وقتي به آقاي كروبي گفتيم كه ميرحسين موسوي در برخي از شهرها نفر اول شده است، اصلاً خبر نداشتند و از اين موضوع ابراز تعجب كردند.

كوثري با بيان اينكه آقاي كروبي در اين ديدار همان حرف‌هاي آقاي موسوي را زد، گفت: به آقاي كروبي عرض كرديم شما چرا نماينده به شوراي نگهبان معرفي نكرديد و ايشان نيز جواب داد من آقاي كرباسچي را به عنوان نماينده خود انتخاب كردم اما آقاي موسوي نگذاشت او به شوراي نگهبان برود.

وي سازمان مجاهدين انقلاب و در رأس آنها بهزاد نبوي را به عنوان يكي از گروه‌هاي پشت سر حوادث اخير عنوان كرد و افزود: اين افراد با تشكيل كميته ايكس حوادث كشور را اداره مي‌كردند و در خانه‌اي در منطقه قيطريه تهران با استفاده از هنرپيشه‌ها و افراد شاخص استوديويي درست كردند كه در اين استوديو عليه نظام و انتخابات مصاحبه مي‌كردند و مستقيم بر روي شبكه بي‌بي‌سي فارسي پخش مي‌شد.

نماينده مردم تهران در مجلس گروهك نهضت آزادي را واسطه اين افراد با امريكا عنوان و تصريح كرد: اين گروهك از يك سال قبل با آمريكايي‌ها بر سر ايجاد شبهه انتخابات به توافق رسيده بودند.

كوثري با اشاره به ديدار اعضاي اين كميته با مراجع و علما در قم و نيز ديدار با سيد محمد خاتمي گفت: من در ديدار با آقاي خاتمي نبودم اما گويا ايشان با آمدن مردم به خيابان‌ها موافق نبودند اما صحبت‌هايي در مورد انتخابات داشتند.

وي ادامه داد: در مجلس شوراي اسلامي نيز يك نامه با 100 امضا از سوي نمايندگان جمع شد كه در آن خواستار محاكمه مسببان اغتشاشات اخير بخصوص آقاي موسوي بودند كه اين امر به قوه قضائيه واگذار شد.

نايب‌ رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس قتل ندا آقا سلطان را يك موضوع ساختگي و حساب شده عنوان كرد و افزود: برخي افراد در اين رابطه دستگير شدند و حتي در عرض 20 ساعت پس از كشته شدن او كه مي‌بايست جسد در پزشكي قانوني باقي مي‌ماند، خاك شد و مادر ايشان گفت من از هيچ كس شكايتي ندارم.

كوثري اينگونه اقدامات را در راستاي ايجاد انقلاب‌هاي رنگين در كشورهاي مختلف دانست و خاطرنشان كرد: دشمن با اين كارها قصد دارد تا احساسات مردم را جريحه‌دار كند.

وي اظهار داشت: انقلاب اسلامي ايران در طول سال‌ها با اتفاقات مهمي مانند مسئله منتظري و موضوع سيد مهدي هاشمي مواجه بود اما حوادث اخير با توجه به گستردگي و شرايط ويژه آن يك حادثه خطرناك است كه هوشياري بيشتري را مي‌طلبد.

منبع

حاشیه های اولین نماز جمعه هاشمی بعد از انتخابات2

تصاویر جالب از نماز خواندن حامیان موسوی
حضور کمرنگ شخصیت‌ها در نمازجمعه و طنز تاریخی سایت پسر هاشمی

حضور کمرنگ شخصیت‌هاي نظام در نمازجمعه تهران به امامت هاشمی رفسنجانی کاملاً قابل توجه بود.

به گزارش رجانیوز، در این نمازجمعه که تقریباً از ابتدای این هفته تبلیغات وسیعی از سوی رسانه‌های حامی موسوی و برخی شبکه‌های خارجی برای شرکت در آن انجام شده بود، هیچ‌یک از رؤسای قوای سه‌گانه و مسئولین ارشد این قوا حضور نیافتند.

همچنین از اعضای مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز که هاشمی رفسنجانی ریاست این دو نهاد را برعهده دارد، تنها تعداد کمی که وابستگی‌های آشکاری به هاشمی دارند، در صفوف اول نماز به چشم می‌خوردند.

این در حالی است که اعضای خانواده هاشمی اعم از همسر، فرزندان و برادر در این نمازجمعه حاضر شده بودند.

اما در کنار حضور کمرنگ شخصیت‌ها در نمازجمعه‌ی این هفته‌ی تهران، سایت نزدیک به پسر هاشمی رفسنجانی که از صبح جمعه تلاش زیادی برای تاریخی خواندن این نمازجمعه و القاء حضور میلیونی در آن را آغاز کرده بود، پس از آنکه متوجه‌ی میزان حضور واقعی مردم شد، ترجیح داد طنزی تاریخی! را جایگزین حضور تاریخی بکند.

این سایت در خبری با عنوان "جمعيت حاضر در نماز جمعه تهران چقدر بودند؟"، نوشت: در حالي كه رسانه‌هاي داخلي و خارجي حضور مردم در نماز جمعه اين هفته تهران را بي‌سابقه توصيف كرده اند، برآوردها حاكي از حضور 1.5 تا 2.5 ميليون نفر در اين نماز جمعه است.

این سایت بدون اشاره به نام این رسانه‌های گمنام که حضور مردم را بی‌سابقه توصیف کرده‌اند، با یک عملیات پیچیده ریاضی! اضافه کرد: براساس اين برآورد كه براساس مساحت تحت پوشش حضور مردم صورت گرفته، در صورتي كه ميزان حضور افراد، 3 نفر در هر متر مربع محاسبه شود، با توجه به حضور مردم در 500 هزار متر مربع که علاوه بر دانشگاه تهران، به خيابانهاي اطراف و ميادين و خيابانهاي ديگر نيز كشيده شده بود، جمعيت حاضر بيش از يك و نيم ميليون نفر بوده اند.

سایت نزدیک به پسر هاشمی رفسجانی در ادامه محاسبات پیچیده‌ی خود، حدود یک میلیون نفر دیگر نیز به آمار یک‌ونیم میلیونی قبلی خود اضافه کرد: اما برخي ديگر از ناظران با محاسبه افراد زيادي كه براي حمايت از مهندس موسوي و نه شركت در نماز در ميادين و راههاي منتهي به دانشگاه اجتماع كرده و پس از نماز به مردم پيوسته اند، جمعيت حاضر را تا دو و نيم ميليون نفر برآورد كرده اند.

این سایت افزود: این در حالی بود که خودروهای نمازگزاران، نه تنها در کل خیابان کارگر و فاطمی و کوچه‌های اطراف، بلکه حتی در بزرگراه جلال آل احمد نیز پارک شده بود. گفتني است پرشورترين نمازجمعه هاي تاريخ تهران در دهه اول انقلاب با حضور حدود يك ميليون نفر و در سالهاي اخير در روز جهاني قدس و روزهاي خاص با شرکت حدود 500تا 800هزار نفر برگزار مي شده است.

اما این طنز تاریخی در حالی در سایت نزدیک به پسر هاشمی رفسنجانی منتشر شده است که شاهدان عینی نمازجمعه تأکید می‌کنند بیش از 70 درصد از جمعیت حضور یافته را نمازگزاران انقلابی به‌منظور خنثی کردن تحرکات تفرقه‌افکنانه تشکیل می‌دادند و همچنین جمعیت در ضلع شرقی محل دانشگاه تهران که همیشه معیاری برای سنجش میزان جمعیت است، تا خیابان وصال، تقاطع طالقانی رسیده بود.

این در حالی است که در نمازجمعه‌ی تاریخی 29 خرداد به امامت رهبر انقلاب، جمعیت تا میدان ولی‌عصر(عج) تهران امتداد داشت.

با این حال، به نظر می‌رسد گزارش و آمارهای غلط از میزان جمعیت تنها محدود به انتشار در سایت نزدیک به پسر هاشمی رفسنجانی نبوده و پیش از حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت در پشت تریبون نمازجمعه، این توهم به وی نیز القا شده بود، به‌طوری که رفسنجانی، در آغاز خطبه‌ها، این نمازجمعه را با نمازهای جمعه‌ی اول انقلاب به امامت آیت‌الله طالقانی مقایسه کرد.

منبع

تماس‌هاي مکرر برخی اعضاء ستاد موسوی و کروبی با سفارت انگليس

وزير اطلاعات در جمع مسئولان هيئت‌هاي رزمندگان اسلام خبر داد
تماس‌هاي مکرر برخی اعضاء ستاد موسوی و کروبی با سفارت انگليس

حجت‌الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای وزير اطلاعات، هفته‌ی گذشته سخنرانی مهمی پیرامون رخدادها و حواشی انتخابات در جمع مديران و مسئولان هيأت هاي رزمندگان اسلام ایراد کرد.

به گزارش رجانیوز، اژه‌ای در سخنان خود ضمن اشاره به جریان‌های سیاسی متعدد داخلی و خارجی که هدف حذف احمدی‌نژاد را دنبال می‌کردند، خبر داد: برخی افراد در ستاد موسوی و کروبی بیش از 100 بار با سفارتخانه‌ها به ویژه انگلیس تماس داشتند.

متن این سخنرانی مهم در ادامه آمده است:

يكي از تقاضاهايي كه در ذهن بوده و هست اين مي باشد كه مي گویيم هاديان اصلي كه نجات بخش هستند، ‌كشتيان نجاتي هستند كه در گردبادها و جايي كه فتنه است و جايي كه حق و باطل در هم مي آميزد و جايي كه تشخيص براي نخبگان سخت مي شود، اين كشتي نجات است كه مي تواند ما را نجات دهد و به ساحل امن برساند، هر كس در اين كشتي نشست، موفق مي شود و نجات پيدا مي كند و هر كسي كه فاصله گرفت و بر كشتي نوح سوار نشد هر كجا ولو قله انتخاب كند، ايمني ندارد و غرق مي شود، هر كس بر اينان پيشي بگيرد يا عقب بماند، جا مانده است، هر كس همراه شود، موفق است، هم به دليل لفظي، هم به دليل عقل و هم به دليل تجربه.

به طور وضوح دريافته ايم هر گاه ما حامي و مطيع ولي فقيه بوده ايم، هر جهتي كه ولي فقيه تعيين كرده حركت كنيم، هم خودمان هم كشورمان موفق بوده و هيچ يك از دسيسه‌ها و فتنه‌ها مؤثر و موفق نبوده است، هر جا كه حركت كند شده و تفسير كرده‌ايم، هم خودمان هم كشورمان ضرر كرده ايم و به اندازه اي كه ما كوتاه آمده ايم، آنان پيشرفت كرده‌اند، پس بايد پشتيبان ولايت فقيه باشيم تا كشورمان مصون بماند.

حدود يك سال پيش يا كمتر نگاه بيرون به كشور ما چگونه بود؟ براي اولين بار بعضي از مقامات غرب اعتراف و اذهان كردند جمهوري اسلامي ايران بزرگترين قدرت منطقه است.

براي اولين بار اذعان كردند چند قدرت جهاني در حال ظهور است كه ايران از جمله آنهاست براي اولين بار مقامات غرب ما با صراحت تمام تعبير به جمهوري اسلامي ايران مي كنند، در گذشته اين تعبير (جمهوري اسلامي) به كار نمي‌برند، براي اولين بار بعد از كشمكش‌هاي فراوان و تهديدهاي نظامي- محاصره اقتصادي- تهديد به انزوا كشاندن سياسي اعلام كردند ما حق مي دهيم به جمهوري اسلامي كه داراي فناوري هسته‌اي صلح آميز باشد، براي اولين بار امریکا پس از شكست‌هاي پي در پي از جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد راهي جز مذاكره با جمهوري اسلامي باقي نمانده و امریکا حاضر است بدون هيچ شرطي مذاكره كند، براي اولين بار، بسياري از مقامات دول غربي و امریکا اعلام كردند ما با جمهوري اسلامي با رعايت احترام متقابل و با حفظ منافع مشترك در حل مسائل منطقه اي حتي بعضي از مسائل جهان و بين المللي با ايران همكاري و مشكلات را رفع كنيم.

اين عزت، اقتدار و قدرت جمهوري اسلامي ايران بعد از 30 سال مبارزه با وحدت كلمه و اتكاء و پيروي از ولي فقيه به دست آمده است.

آِيا اين به معناي اين است كه حق را پذيرفته‌اند؟ اين به معناي آن است كه در مقابل قدرت و منطق جمهوري اسلامي ايران استيصال پيدا كرده اند. آيا بعد از استيصال دست از شيطنت براي براندازي برداشته‌اند، نه، بلكه به عكس، به لحاظ پيروزي جمهوري اسلامي در عرصه‌هاي مختلف و توانمندي ايران در زمينه‌هاي گوناگون، خشم و كينه آنان مضاعف شده است.

خشم اسرائيل و امریکا در اين دوره به گونه‌اي است كه در گذشته نبوده، چون كه مي دانند امروز نمي توانند ضربه بزنند.

نكته دوم؛ غرب اصولاً به اين نتيجه رسيد كه بعد از اقدامات مختلف در دوره هاي گوناگون از جمله دهه اخير و سال هاي اخير و شكست هايي كه در عراق، افغانستان و... خورده و متحمل شد، به هيچ وجه از طريق نظامي امكان موفقيت در ايران ندارد، محاصره اقتصادي هم كه جواب نداد، به اين نتيجه روشن رسيدند كه ما بايد از طريق نفوذ و تأثيرگذاري از طريق اقدامات نرم با جمهوري اسلامي ايران مقابله كنيم و از درون تهي كنيم و يك پوسته اي بيشتر باقي نماند، اگر اين گونه شد و استحاله شد و در جهت منافع ما قرار گرفت، به همين اسم باقي مي ماند اما اگر ديديم همان اسم هم براي ما مضر است، با يك اقدام كوچك اين اسم از بين مي‌رود.

در جاهايي كه ديدند، گلوگاه و مؤثر است، با افرادي كه مي توانستند به آنها نزديك شوند، به طرق مختلف نزديك شدند تا بتوانند اهداف خود را دنبال كنند، مسئله اي كه براي آنها قابل توجه بود، اين بود كه براي پيشبرد برنامه نرم خودشان در مقاطع انتخابات وارد شوند و خواستند از اين برهه بيشترين استفاده در راستاي پياده و به جلو بردن برنامه‌اشان استفاده كنند.

بحث اينكه چه كساني براي انتخابات نامزد شوند، چند دسته در داخل و خارج به شدت مخالف با حضور احمدي‌نژاد بودند و به خصوص مخالف سر سخت اينكه احمدي‌نژاد مجدداً رئيس‌جمهور شود، شايد از سر سخت‌ترين آنان رژيم صهيونيستي بود، با توجه به اينكه احساس مي كرد احمدي‌نژاد يكي از عوامل مؤثر فشار به صهيونيست‌ها است، مصمم شدند كه موفق نشود، حتي اگر لازم شد، ترور كنند، به همين منظور با گروه‌های مختلفي از جمله منافقين رايزني كردند، منافقين اظهار كردند حاضر هستيم، اما به اين شرط كه ما را از ليست گروه هاي تروريستي خارج كنيد، البته با عنوان ديگري نه عنوان منافقين، اقدامات سياسي و ديپلماتيك لازم صورت گرفت.

اپوزيسيون كشور هم در خارج از كشور به‌دنبال همين اهداف بودند كه احمدي‌نژاد رأي نياورد، در داخل كشور هم جريان هاي مختلف و افراد گوناگون بعضاً از اصولگرايان به دنبال اين بودند كه احمدي‌نژاد حضور پيدا نكند، به طور مشخص هاشمي از اولويت هاي درجه يك خود اين قرار داد كه احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور نشود، يك صف بسيار طويل و دراز مقابل احمدي‌نژاد تشكيل شد كه در اين صف با انگيزه هاي مختلف اما با يك صدا كه احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور نشود از جمله گروههاي منافقين، بهائيت، توده، نهضت آزادي، مجاهدين انقلاب، مشاركت و... حضور يافتند.

كروبي اولين نفري بود كه به صورت رسمي از جانب اصلاحات اعلام موضع كرد ولي از جانب اصلاحات بيشترين مخالفت با كروبي شد، شايد بدترين عبارات تحقير آميز و توهين آميز به كروبي نسبت داده شد.

از طرف مجمع روحانيون مبارز به شدت با كروبي مخالفت شد، به طوري كه اختلافات بروز و ظهور كرد، كروبي اعلام كرد كه نامزد هستم و شركت مي كنم و مواضع خود تا حدودي اعلام كرد، كروبي گفته بود كه از ولايت فقيه عدول نمي كنم، با اصل نظام هستم و از آرمان‌هاي امام(ره) تخطي نخواهم كرد و از قانون اساسي هم تخطي نخواهم كرد و اعلام نمود به هيچ عنوان از خارج كمك نمي گيرم و به خارج متوسل نمي‌شوم از گروه هاي تندرو استفاده نمي كنم و همكاري نخواهم داشت و با اين صحبت ها و گفته ها وارد شد.

خاتمي هم با اصرار هاشمي، اصلاحات و مشاركت و بعضي ديگر افراد وارد شد، البته اينكه اين دعوا زرگري بود يا نه و مسائل ديگر از جمله سؤالاتي بود كه مطرح مي شد، خاتمي را به‌عنوان كسي كه مي‌تواند براي احمدي‌نژاد رقيبي باشد، آوردند، كساني كه هيچ سنخيتي با تفكرات و روش‌هاي خاتمي نداشتند اما به دليل اينكه احساس كردند رقيبي در مقابل احمدي‌نژاد نيست، اطراف خاتمي جمع شدند، همان زمان كه خاتمي مطرح بود كه بيايد و هنوز اعلام نكرده بود، مطرح بود كه ميرحسين موسوي مي آيد، موسوي يك مقدار با تأخير آمد، يك سئوال پيش مي آيد كه آيا اين ساختگي و زد و بند است كه خاتمي موج فراهم كند و موسوي سوار اين موج شود؟

كساني كه پشت سر موسوي قرار گرفتند و اعلام موضع كردند، نمي دانستند كه موضع و اهداف موسوي چيست، به اين نتيجه رسيدند كه بايد پشت سر موسوي قرار گيرند، آيا اين فقط يك مسئله انتخاباتي بود و اينكه احمدي‌نژاد رأي نياورد؟ مي توانم بگويم كه اينطور نبوده و نيست، اين صف طويل و دراز اهدافي دنبال مي كرد كه جداي از اين بود يك وجه مشترك يا وجوه مشتركي بين آنها بود، اگرچه وجوه تمايزي هم داشتند.

جهتي كه هر 3 كانديدا دنبال مي كردند، اين بود كه مي گفتند مي خواهيم تغيير ايجاد كنيم، موسوي مدعي بود كه ما احساس مي كنيم كه به عقب برگشته ايم، گفتند اين دولت به قانون عمل نمي كند و شبيه دوره قاجار شده ايم، شوراها و سازمان مديريت منحل شده است (تعبيرات به ظاهر سبك و كوچك به كار مي برد) متوجه شديم كه مسئله فقط اين نيست بلكه عميق تر از اين است، جرياني كه پشت سر موسوي قرار گرفت و بعد بي محابا وارد صحنه شد و تمام امكانات خودش در ميدان به كار گرفت، به دنبال اين بود كه جرياني را كه در طول 8 سال قبل از اين دولت شروع شده بود، ادامه دهد، مي خواستند كه جمهوري اسلامي ايران از درون تهي كنند.

جريانات مختلفي كنار هم قرار گرفته كه خواستار مسائلي جداي از شكست احمدي‌نژاد و پيروزي موسوي بود. در هر صورت كساني كه پشت سر موسوي بودند، بعضي از آنان به طور صد در صد مسائلي غير از مسائل انتخابات را دنبال مي كردند.

بعضي از افرادي كه در ستاد موسوي و كروبي بودند، در طول ماه‌هاي قبل از انتخابات، با سفارتخانه‌ها به‌ويژه انگليس، بيش از صد بار تماس داشتند.

بعضي از كساني كه عليه نظام اقداماتي انجام داده بودند يا خارج از كشور كار مي كردند، با چراغ سبزهايي كه نشان داده شد، برگشتند و در ستاد اين افراد فعاليت مي كردند.

عواملي كه سرويس‌ها داشتند، فعال كردند، فردي به‌نام "رضا.ر.ف" از جمله اين عوامل بودند و به‌عنوان فرد رسانه‌اي وارد شد و به نهاد رياست جمهوري نزديك و كارش را انجام مي داد و به تعبير خودش كارش هم گرفته بود.

اين مسائل است به دست همديگر دادند و فضايي به وجود آورد كه يك‌سري اتفاقات افتاد، كروبي در اين فضا از اصولي كه براي خودش تعيين كرده بود، عدول كرد، در اين مقطع، تذكرات گوناگوني داده شد كه مواظب و مراقب اعمال و رفتار خود باشند اما متأسفانه رعايت نشد و جرياناتي رخ داد كه ما را متضرر كرد.

برخي از طرفداران يا وانمود مي كردند يا قبول داشتند كه موسوي پيروز است، اما بعد از مناظره، نظرسنجي‌ها نشان داد كه رأي احمدي‌نژاد افزايش و رأي موسوي نزول كرده است، حتي بعضي از طرفداران و حاميان نزديك او باور كردند كه موسوي حداقل در مرحله اول رأي نمي آورد ولي سعي كردند كه خبرهاي منفي به موسوي نرسد، به خاطر اينكه در اين راه سست نشود و اين روند تا زمان انتخابات و اخذ رأي ادامه پيدا كرد.

آنچه كه تا قبل از انتخابات اتفاق افتاد، شايد براي افراد قابل توجيه باشد، اما بعد از انتخابات قابل قبول نيست، يكي از صحبت ها اين بود كه به قانون عمل نمي شود، آيا آنچه كه از روز شنبه اتفاق افتاد موافق قانون بود و قانون گريزي و قانون شكني نبود، بعضي از آنان چقدر بي ادبانه و با جسارت و پر رويي برخورد كردند و مسير خلاف دنبال كردند. آنان مخالف گفتمان انقلابي و اصول گرايي بودند.

حضور و مشاركت 85 در صدي بي‌سابقه و كم‌نظير است و در هر جايي بر نمي‌تابد، بعد از اين حضور حماسي بود كه حركات غير قابل قبول و به تعبيري فتنه راه اندازي شد، در فتنه تشخيص حق از باطل سخت است نمي توان دوست را از دشمن تشخيص داد، آنان بايد پاسخگوي اين اتفاقات باشند، كدام انتخابات داراي چنين آزادي و نشاط و شادماني بود، اين جمهوري اسلامي ايران بود كه چنين انتخاباتي برگزار كرد، اما خساراتي كه بار آوردند فقط به خيابان و ماديات محدود نشد، خسارتي كه به عزت و موقعيت جمهوري اسلامي و به چهره ديپلماتيك ايران وارد كردند، بيشتر از خسارت مادي و خياباني بود كه بايد پاسخگو باشند.

منبع

حاشیه های اولین نماز جمعه هاشمی بعد از انتخابات

جوان: پروژه‌ي «نمازاولي‌ها» شکست خورد

روزنامه جوان امروز نوشت:به رغم فراخوان گسترده رسانه هاى ضد انقلاب براى حضور هواداران ميرحسين، کل جمعيت حاضر در نماز جمعه ديروز حتى از نمازگزاران نماز جمعه هاى معمولى در ايام ماه رمضان کمتر بود. اين در حالى بود که اکثريت حاضران را نيز نمازگزاران مدافع نظام و انقلاب تشکيل مى دادند.

در ادامه اين مطلب آمده است:در نماز جمعه هاى باشکوه که معمولاً در روزه جهانى قدس يا با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار مى شود، صف نمازگزاران در خيابان طالقانى تا بعد از ميدان فلسطين و تقاطع ولى عصر(عج) ادامه مى يابد اما در نماز جمعه ديروز، اين صف به ميدان فلسطين هم نرسيد.

هواداران موسوى و هاشمى که با علامت هاى سبز خود را مشخص مى کردند، به صورت پراکنده در جمعيت حضور داشتند و رفتار آنها مورد سرزنش نمازگزاران مؤمن قرار مى گرفت. البته تعدادى از آنها در گروه هاى 100 نفره در چند نقطه نماز جمعه تجمع کرده بودند تا به صورت هماهنگ شعار بدهند.

پس از چند هفته غيبت آيت الله هاشمى رفسنجانى در قامت امام جمعه موقت تهران، حضور وى بهانه اى شد تا دو کانديداى اصلاح طلب در انتخابات راهى دانشگاه تهران شوند. اين نکته از آنجا اهميت دارد که ميرحسين موسوى پس از 20 سال اولين بارى بود که پا به نماز جمعه مى گذاشت و چشمان نمازگزاران به جمال آخرين نخست وزير ايران که مدعى راه بنيانگذار کبير انقلاب است، روشن شد.

البته ظاهراً در اين 20 سال وى فراموش کرده است که فلسفه نماز جمعه چيست و آن را با يک ميتينگ سياسى اشتباه گرفته بود. چراکه روز قبل از آن، هواداران خود در انتخابات را به حضور سبز (!) در نماز فراخوانده بود.

آقاى موسوى در اين فراخوان تنها نبود و بسيارى از رسانه هاى غربى و صهيونيستى از چند روز قبل به صورت هماهنگ او را در اين امر يارى کردند و از آنجا که مى دانستند گروه خون موج سبزى ها با نماز جمعه همخوانى ندارد، براى اينکه از ثواب نماز جمعه بى بهره نمانند (!) مجبور شدند به آموزش شيوه خواندن نماز جمعه بپردازند.

تيپ برخى از آنها آنقدر جالب بود که در کلام مردم نماز گزار، به «نماز اولى ها» مشهور شدند. وقتى برخى نمازگزاران از چند نفر آنها پرسيدند نماز جمعه چند رکعت است، با اطمينان خاصى پاسخ دادند: چهار رکعت.

يکى از نمازاولى ها، که دراين هواى گرم تابستانى حوصله اش سر رفته بود با عصبانيت از مسؤولان برگزارى نماز پرسيد : «پس اين نماز جمعتون کى برگزار مى شه»، آن مسؤول در پاسخش گفت: «مگه شما تا حالا به نماز نيامده ايد، هنوز دو ساعت تا ظهر مانده است.» وى در پاسخ به آن مسؤول با پرخاش گفت: «نه ما براى نماز نيامده ايم ما براى تظاهرات آمده ايم.»

شاهدان عينى چند نفرى را مشاهده کرده بودند که با سگ هاى خود در اطراف دانشگاه تهران محل برگزارى نماز جمعه حضور يافته بودند. ظاهراً برنامه ريزان شبکه هاى ماهواره اى، اين نکته را فراموش کرده بودند که گوشزد کنند فضاى نماز جمعه با پارک يا پارتى هاى مختلط متفاوت است.

تعدادى از حاميان موسوى در خيابان انقلاب و خيابان 16 آذر جلوتر از امام جمعه نشسته بودند و وقتى مسؤولان به آنها تذکر دادند که اينجا جلوتر از امام است و نمى توانيد اقتدا کنيد با جيغ و داد واکنش نشان دادند.

با آغاز سخنرانى رئيس شوراى سياستگذارى ائمه جمعه، تعدادى معدود، هماهنگ با هم به شعارهايى در حمايت از هاشمى و موسوى پرداخته و سعى در اختلال در سخنرانى حجت الاسلام تقوى داشتند که وى بى اعتنا به اين شعارها، سخنان خود را تا انتها ادامه داد و فلسفه نماز جمعه در حکومت اسلامى و وظيفه امام جمعه را تشريح کرد.

با حضور هاشمى رفسنجانى در جايگاه نماز، به جاى رويه مرسوم شعارهاى انقلابى اين عده معدود با سوت و کف در مصلاى نماز از او استقبال کردند که وى مجبور شد در اول سخنان خود تذکر دهد که قداست جايگاه نماز جمعه را حفظ کنند.

نماز اولى ها ظاهراً آموزش هاى ديگر نيز ديده بودند که از جمله آنها شعارهاى خاص بود. شعارهايى همانند «مرگ بر روسيه»، «مرگ بر چين»، «هاشمى هاشمى سکوت کنى خائنى»، «موسوى آزاده آماده ايم آماده» و .... که هماهنگ با هم سر مى دادند.

پس از پايان خطبه هاى نماز جمعه اکثر حاميان ميرحسين از جاى خود بلند شده و جايگاه را ترک کردند و به جاى اقامه نماز با رفتن به سمت درهاى دانشگاه، به سردادن شعارهاى تحريک آميز مشغول شدند. شيوه نماز خواندن تعداد باقى مانده نيز موجب انبساط خاطر نمازگزاران مؤمن شد.

عدم حضور محمد خاتمى در نمازجمعه اين هفته با اعتراض هواداران موسوى همراه شده بود، اين افراد مدعى بودند که خاتمى آنها را تنها گذاشته است.

حضور دانشجويانى که در مصاحبه با خبرگزارى ها اعلام کرده بودند که از دانشگاه هاى آزاد شهرستان ها به محل نماز جمعه آورده شده اند جاى تامل فراوان داشت.

سايت پسر هاشمى با گافى بزرگ جمعيت حاضر در نماز جمعه را ‎1،5 ميليون نفر تخمين زده بودند، اين در حالى است که کل جمعيت، کمى بيشتر از تعداد روزهاى عادى نماز جمعه بود.

منبع

جریان300میلیون و 200 میلیون جزایری به کروبی

روايتي از قصه‌ سانسور شده يك جلسه
آقاي کروبي بخواند
آقای کروبی اگه پول گرفتن شما از جزایری بذ نبود چرا لا پوشونی کرذید؟

روزنامه وطن امروز در شماره روز پنج‌شنبه خود به انتشار داستان‌گونه یکی از جلسات با موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی پرداخت.

به گزارش رجانیوز، در این مطلب که تیتر یک روزنامه نیز با تیتر "آقای کروبی بخواند!" به آن اختصاص یافته است، بخشی از گفت‌وگوی همسر یکی از 3 عضو این جلسه با شهرام جزایری درخصوص دریافت 300 میلیون و 200 میلیون تومان دریافتی از وی منتشر شده است:

جلسه تشكيل شده است. آقايان رؤسا همه در كنار هم روي مبل‌هاي استيل نسبتا قديمي نشسته‌اند. هر كدام از آقايان با خود يك نماينده هم آورده‌اند. بر لب هر كدام از اينان نيز به تناوب، لبخندي مليح مي‌آيد و مي‌رود تا اینکه جلسه رسميت مي‌يابد.

يكي از حضار كه بعد معلوم مي‌شود منشي يكي از آقايان است، به آرامي و متانت دولا شده، چيزي به رئیس خود گفته و دسته‌اي كاغذ و پوشه را روي ميزش مي‌گذارد. جناب رئیس كه سيدي باابهت به نظر مي‌رسد، با ذكر بسم‌الله و خواندن آيه‌اي از قرآن درباره قسط و داد، سخن خود را آغاز مي‌كند:

«از زمان دستور قاطع براي رسيدگي به مفاسد كلان اقتصادي تا كنون چندين جلسه توسط شما آقايان و بنده تشكيل شده است. چيزي كه تاكنون کمتر به آن پرداخته شده و معضل كلي برنامه‌هاي اين ستاد براي مبارزه با مفاسد است، عدم باور مبارزه از جانب خود ماهاست. متأسفانه مشكل مفاسد اقتصادي امروز دامنگير خود ما هم شده است و با اين جلسات، ما تنها در حال درجا زدن هستيم لذا به نظر من، بهتر است در اين جلسه بيشتر درباره اصلاح خودمان و اطرافيان‌مان بحث كنيم كه چرا اين بلا دامن ماها را گرفته و چه كنيم كه از آن رهايي يابيم...».

رئیس جلسه همچنان در حال گفتن است كه ديگر عضو سه‌گانه‌ جلسه كه شيخ جاافتاده‌اي هم هست و در خلال سخنان رئیس جلسه، چانه را جلو داده، چشمانش را تنگ كرده و به دقت به صحبت‌هاي وي گوش مي‌داد، بدون مقدمه و طوري كه انگار زبانش را در دهان گرد كرده و سخن مي‌گويد، با صداي خش‌دار به سخنان رئیس اعتراض كرده، ديگر عضو اصلي ستاد مذكور كه او هم سيدي ميانسال است را خطاب قرار داده و مي‌گويد: «منظور ايشون چيه؟ من فكر مي‌كنم ايشون با منظور خاصي اين حرفا رو مي‌زنن. جناب آقاي [...]! لطف كنين يه كم شفاف‌تر حرف بزنين. ما اينجا جمع شديم مشكل كشور رو حل كنيم، نه اینکه به همديگه تيكه بيايم. شفا‌ف‌تر آقا، شفاف‌تر» . رئیس جلسه كه معمولا صورتش آميخته به يك خنده‌ عادت‌گونه است، كمي مليح‌تر مي‌خندد و رو به اين شيخ كرده و مي‌گويد: «حاج آقاي [...]! من منظور خاصي ندارم. فقط در راستاي دستور جلسه مي‌خواستم عرض كنم كه اگه قراره مردم رو به تقوا و پرهيزكاري سفارش كنيم، بهتره اين‌رو اول از خودمون شروع كنيم».

شيخ مزبور بدون آنکه از عصبانيتش كم شده باشد همچنان با زبان گرد شده در دهان و چانه‌ پيش آمده از صورت و در حالي كه هر دو دست خود را با شتاب تكان مي‌دهد، ادامه‌ سخنان رئیس را قطع كرده و مي‌گويد: «نه آقا! من كه هالو نيستم. ما اومديم خيلي مسالمت‌آميز و اصولي راهكار براي اداره كشور ارائه بديم، ولي شما ظاهراً تحت تأثير القائات دستگاه عريض و طويل خودتون قرار گرفتيد و اين نمايش‌هاي همه‌شبه‌ تلويزيون رو هم مي‌خوايد به اينجا بكشونيد. اصلا من به همين نمايش‌هاي شما اعتراض دارم و بهتره كه تو همين فرصت اونا رو مطرح كنم. همين آقاي [...] (اشاره به سيد ميانسال جلسه) در جريان اعتراض بنده هم هستند و البته اگه ايشون هم اعتراضي دارند بهتره همين‌جا مطرح كنند. من از زمان امام مورد وثوق ايشون بودم، همه‌ مردم و مسؤولان هم شاهد هستند. يه آدم انقلابي و مبارز. حالا شما بدون در نظر گرفتن جايگاه بنده و اقبالي كه نسبت به من وجود داره اين خيمه‌شب‌بازي‌ها رو تو تلويزيون راه انداختيد كه چي بشه؟! (باز هم خطاب به سيد ميانسال جلسه) ببينيد! اگه من اون روز اومدم خدمت شما و گفتم اين جريانات از جاهاي ديگه داره هدايت مي‌شه واسه همين چيزاس. حالا ما اومديم اينجا كه اين حرفا رو بشنويم!» رئیس پيش از آنکه شيخ حرف خود را ادامه دهد، خطاب به دو عضو ديگر ستاد مي‌گويد: «اولا كه بنده منظور خاصي نداشتم، در ثاني، شما هم بهتره آرامش‌خودتون رو حفظ كنيد كه موضوع اصلي جلسه رو پي بگيريم».

شيخ باز هم در صحبت‌هاي وي پريده و مي‌گويد: «چه جلسه‌اي آقاجان؟!»

سيد ميانسال نيز در حالي‌ كه انگشت سبابه و اشاره‌ دست راست خود را از دو طرف لبش به پايين خطوط خاكستري ريش خود مي‌كشد، در تأييد اعتراضات شيخ مي‌گويد: «بنده هم ممنون مي‌شم كه اين جلسه رو وارد مباحث جناحي و بازي‌هاي معمول سياسي نكنيم و به امور محوله برسيم. شما هم اگه موضوعي ذهن‌تون رو مشغول كرده، بهتره اون رو همينجا مطرح كنيد كه مسائل پيچيده‌تر نشه كه ديگران از اون سوءاستفاده كنند». رئیس جلسه، با همان متانت قبلي و لبخندي كه حالا ديگر كمي تصنعي به نظر مي‌رسد، مي‌گويد: «والله ما نمي‌خواستيم اشاره‌ مستقيمي به برخي موضوعات بشه. بنده وظيفه داشتم ولو در لفافه بعضي مهمات رو به عرض آقايون برسونم اون هم بنا بر وظيفه‌ ديني خودم. ولي حالا اگه شما اصرار به اين مسأله داريد كه موضوع بازتر بشه، بنده هم مانعي نمي‌بينم. فرد غريبه‌اي هم در بين ما نيست. اون دوربين هم متعلق به خود قوه است كه برنامه‌ ضبط شده رو با اعمال نظر ما براي بخش‌هاي خبري سيما مي‌فرسته». رئیس سري چرخانده و منشي خود را كه در طرف ديگر سالن نشسته فرامي‌خواند. منشي مثل قبل كمي خم مي‌شود تا صداي آرام رئیسش را بهتر بشنود.

چند لحظه‌اي چند جمله ردوبدل مي‌شود و سپس منشي با احترام از سالن بيرون مي‌رود. فضاي جلسه خيلي سنگين شده و حضار همگي در سكوت به سر مي‌برند. چند لحظه بعد، منشي همراه با يك دستگاه ضبط‌صوت متوسط و نوار كاستي كه در قابش قرار دارد وارد سالن مي‌شود. از رئیس اجازه گرفته آن را در نزديكي محل استقرار سه عضو اين ستاد قرار داده و دو شاخه‌ برقش را هم به جعبه‌ سيار تقسيم برق دوربين تصويربرداري مي‌زند. بعد كاست به دست در همانجا منتظر دستور رئیس مي‌ماند. رئیس اين‌بار با لحني جدي‌تر كه ديگر خنده‌اي هم با آن همراه نيست، رو به دو عضو ستاد كرده و مي‌گويد: «بنده خيلي مايلم مسائل بدون آنکه به مچ‌گيري‌هاي سياسي آغشته بشه و رسانه‌ها هم از اون مطلع بشوند، در بين خود ماها حل و فصل شه. ولي بعضي اوقات اين موضوعات به‌قدري پيچيده مي‌شه كه ما رو مجبور مي‌كنه مستقيما به برخي حوادث اشاره كنيم. نمونه‌اش همين مكالمه‌ايه كه حاج آقا [...] بايد بيشتر از ما تو جريانش باشند. ولي متأسفانه تو هفته گذشته ايشون تمام توانشون رو گذاشتند و از تريبون مقدس مجلس هم عليه قوه‌ ما اقدام به سمپاشي كردند و حالا هم اين حرفا رو مي‌زنند». بعد رو مي‌كند به منشي خود و ادامه مي‌دهد: «آقاي چيز! اين نوار رو بي‌زحمت روشن كن... صداش هم كمي زياد بشه». شيخ همچنان كه چانه‌ خود را جلو داده، با حالتي عصبي به ضبط‌صوت خيره مانده و با ريش خود، ور مي‌رود. سيد ميانسال هم در حالي كه يك ور روي مبل استيل محل جلوس خود تكيه داده، چانه‌اش را روي دست خود قرار داده و حالت انتظار به خود گرفته است. صداي ضبط‌صوت با كمي آمبيانس و خش-‌خش همراه است. مكالمه‌اي كه جملات اولش رد شده و حالا صداي زني نسبتا ميانسال از آن شنيده مي‌شود. «...ما همه مدارك رو از بين برديم. حالا ديگه هيچ مدركي وجود نداره. هم اون 300 ميليون تومن و هم اون 200 ميليون تومن. شما هم بهتره همه چي رو كتمان كني. يعني به نفع خودته كه اين كار رو بكني».

از آن طرف تلفن صداي جواني به گوش مي‌رسد كه سعي مي‌كند صدايش فقط براي مكالمه‌كننده قابل تشخيص باشد: «خب حاج خانوم! من كه اين چيزا رو تو دادگاه گفتم. يعني چي كه من همه چي رو كتمان كنم. من اعتراف كردم...».

باز زن ادامه مي‌دهد: «آقاي جزايري! اين ديگه مشكل ما نيست، حاج‌آقا هم حواسش جمع جَمعه. ما با بانك هم هماهنگيم. اونجا هم ديگه مدركي پيدا نمي‌شه. شما هم مي‌توني تو دادگاه بعدي بگي كه همه‌ اون حرف‌ها رو تحت فشار زدي. حاج‌آقا هم البته از موضع شما حمايت مي‌كنه. امروز هم تو مجلس حسابي اين مسأله رو زير سوال برد ولي حالا ادامه‌ اين موضوع به خود شما بستگي داره».

مرد جوان ادامه‌ مكالمه را دنبال مي‌گيرد: «خانوم [...]! آخه من...».

در حيني كه اين صداها از ضبط صوت شنيده مي‌شود، شيخ حالت تهاجمي به خود گرفته، از جاي خود جهيده و سعي مي‌كند با همان شتاب و عصبانيت به سمت رئیس جلسه حمله‌ور شود كه با يك شوك ناگهاني كه همراه با صداي عجزآلودي است، به طرفي افتاده كه همزمان نيز منشي رئیس با تر و فرزي خاصي مانع زمين خوردن وي مي‌شود. عمامه‌ شيخ به طرفي مي‌افتد. حضار همگي سعي مي‌كنند خود را به شيخ برسانند. با دستور رئیس چند نفر از پيشكاران حاضر در سالن زير بغل و پاهاي شيخ را مي‌گيرند تا به بيرون سالن ببرند. رئیس از همانجا فريادگونه به آنها مي‌گويد: «بهداري، ببرين‌شون بهداري قوه. سريع آقا، سريع».

در حالي‌كه همه سر پا ايستاده‌اند، سيد ميانسال در حالي كه رنگ‌ سفيد صورتش به سرخي و زردي گراييده و با لحني خشمگين مي‌گويد: «اين چه كاريه آقاي [...]؟! اين چه وضعيه؟! شما به چه حقي صداي مكالمه‌ خانوم ايشون رو شنود كرديد؟ اين كار شما عين مفسده‌اس. اون وقت يه همچين جلسه‌ مسخره‌اي هم به پا مي‌كنيد كه جلوي چي رو بگيريد؟»رئیس جلسه كه حالا كمي هم مضطرب به نظر مي‌رسد و سعي مي‌كند همچنان با وقار باقي بماند، پاسخ مي‌دهد: «اجازه بفرماييد آقاي [...]! اجازه بفرماييد. كمي به اعصاب خودتون مسلط بشيد. هيچ‌كار ما هم مفسده نيست. قاضي پرونده قانوناً مجازه كه تمام مكالمات متهمش رو شنود و ثبت و ضبط كنه. اين مورد هم بنا بر اون اختياري كه قانون بهش داده انجام شده و ...». در حالي‌كه اين دو در حال جر و بحث هستند و ديگران نيز يا به اينها نزديك شده‌اند يا با مجاوران خود مشغول تبادل‌نظرند، يكي از حضار شتابان به سمت دوربين مي‌دود و خطاب به تصويربردار مي‌گويد: «خاموشه؟ دوربين خاموشه؟» و پيش از آنکه صداي تصويربردار شنيده شود، صفحه سياه مي‌شود...!

منبع

گزيده اي از تخريب هاي دولت نهم توسط مدعيان اخلاق

گزيده اي از تخريب هاي دولت نهم توسط مدعيان اخلاق

برنا: مطالب مستندي که در ذيل به آن اشاره مي شود تنها گوشه اي از آراء کساني است که مدتي صداقت و ادب را به اجاره خويش در آورده اند.

مرعشي سخنگوي حزب کارگزاران:
رفتارهاي دولت احمدي نژاد از بني صدر خطرناک تر است.
88/11/2روزنامه اعتماد

قدرت الله عليخاني نماينده دوم خردادي مجلس: اميدوارم احمدي نژاد و اعضاي دولت وي سقط بشوند، افتخار من اين است که فقط مخالف اين دولت باشم.

کروبي در جمع دانشجويان دانشگاه آزاد نجف آباد:
احمدي نژاد خادم اسراييل است.
88/2/25

مهدي هاشمي رفسنجاني:
احمدي نژاد هم مثل بني صدر است.
88/1/7ياري نيوز

مسيح مهاجري، مشاور رييس مجمع تشخيص مصلحت:
از شوراي نگهبان مي خواهم در انتخابات رياست جمهوري محمود احمدي نژاد را به دليل دروغ گويي رد صلاحيت کند او رجل سياسي نيست. هيچ يک از دولت هاي گذشته به اندازه اين دولت نسبت به رهبري بي اعتقاد نيست. اين دولت فضايي ايجاد کرده که هيچ کس جرأت انتقاد از آن را ندارد!!

88/2/13آفتاب نيوز

سايت دوم خردادي زنان:
محمود احمدي نژاد براي پيروزيش در انتخابات پيش رو به پيشگويي و اسطرلاب متوسل شده است
88/2/1

عرب سرخي، عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين:
دولت نهم ديوانه وار منابع را هدر مي دهد.
88/2/23جمهوريت

عبدالکريم سروش:
کم نبود آن آبروييي که احمدي نژاد از ايران برد، کم نبود آن همه دروغي ک به مردم گفت. کم نبود آن همه خرافه پروري و سفاهت گستري که کرد، کم نبود آن همه پولي که از چاه هاي نفت برداشت و در چاه هاي جمکران ريخت.
88/2/20سحام نيوز

برخی اگر صدر اسلام بودند، برای تخریب مسجد ضرار هم وااسلاما سرمی‌دادند

واکنش جمعی از طلاب به نامه کروبی در حمایت از دروایش:
 

جمعی از طلاب حوزه علمیه قم در واکنش به نامه اخیر حجت‌الاسلام مهدی کروبی به وزیر اطلاعات، خطاب به وی تأکید کردند: این نوع نگاه به قضایا باعث می شود انسان گمان کند که اگر برخی جناح‌های سیاسی در زمان حیات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله بودند، برای تخریب مسجد ضرار فریاد وا اسلاما سر می دادند و احتمالا نامه یا بیانیه ای نیز صادر می کردند.

به گزارش رجانیوز، در این نامه که با آیه شریفه "يا أيها الذين آمنوا إن جاءكم فاسق بنبإ فتبينوا أن تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين"، آغاز می‌شود، با عجولانه خواندن قضاوت کروبی آمده است: در جمهوری اسلامی حقوق شهروندی تا جایی محترم است که قانون زیر پا گذاشته نشود وهر گروه وجمعیتی طبق قانون حرکت کند.

این نامه می‌افزاید: صوفیگری انحراف است وتبلیغ انحراف نیز جرم است و رهبر معظم انقلاب ومراجع گرامی حضور در این گونه برنامه ها را جایز نمی دانند.

در ادامه با بیان اینکه جرم فرقه مذکور ساخت خانقاه‌هایی در پوشش حسینیه بدون مجوز است، اضافه شده است: شما می دانید که اگر منزلی نیز بدون مجوز ساخته شود، ممکن است به حکم کمیسیون ماده 100 تخریب شود. فرقه مذکور در سالهای گذشته در شهرهای مختلف دست به ساخت خانقاه های این چنینی زده و بعد که با برخورد قانونی مواجه شده است، های وهوی راه انداخته و برخی جناههای سیاسی نیز که فقط کسب آرا برایشان مهم است، به میدان آمده وبه دفاع از بی قانونی پرداخته اند.

این طلاب حوزه علمیه قم با طرح این سؤال که "محلی که در آن انحراف تبلیغ می شود و باعث گمراهی عده ای از جوانان این مرز وبوم است چه حکمی دارد"، افزوده اند: این چه نوع حسینیه ای است که در آن مراسمی همچون پابوسی، سجده به قطب، آواز و برخی حرکات نامعقول انجام می شود.

در ادامه این نامه تأکید شده است: نام حسینیه بر این گونه مکانها اهانتی به سید الشهدا علیه السلام است. مگر صرف گذاشتن نام حسینیه به مکانی بدون مجوز قانونی ومحل تبلیغ انحراف مشروعیت می دهد.

در بخش دیگری از این نامه خاطرنشان شده است: این نوع نگاه به قضایا باعث می شود انسان گمان کند که اگر برخی جناح‌های سیاسی در زمان حیات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله بودند، برای تخریب مسجد ضرار فریاد وا اسلاما سر می دادند و احتمالا نامه یا بیانیه ای نیز صادر می کردند.

در این نامه همچنین آمده است: جناب آقای کروبی! سالهاست وب‌سایت ها و وبلاگ های دراویش گنابادی جز تخریب نظام کاری نمی کنند و نماینده این فرقه در اروپا در شبکه های مختلف ماهواره ای به تخریب نظام می پردازد، چرا شما که این‌قدر دلسوز هستید، یکبار دلسوزی دین این مردم را نمی کنید و از این آقایان نمی‌خواهید به تبلیغ انحراف نپردازند وغیرقانونی حرکت نکنند.

طلاب نگارنده این نامه اضافه کرده اند: اگر واقعاً با عقاید وانحرافات این گروه آشنا نیستید، بفرمایید تا با ارائه مستندات از آثار این فرقه، خطر آنها را برای تشیع به‌ویژه مسئله امامت آشکار کنیم.

در بخش پایانی این نامه، به پرهیز از سیاسی کردن امور مختلف کشور دعوت و به تقوای الهی توصیه شده است.

گفتنی است کروبی پنج‌شنبه گذشته در نامه‌ای به وزیر اطلاعات از تخریب خانقاه دراویش گنابادی در اصفهان انتقاد کرده بود.

خاطرات هاشمی از  تير 84 به بعد(دم انتخابات دولت نهم)

خاک بر سر وال استريت !


   اشاره : داشتم نقد سليمي نمين بر خاطرات هاشمي ، ازدفاع مقدس را ميخواندم ( + ) برخوردم به اين جمله " هاشمي به نوعي با رمز و راز مي‌نويسد که در آينده تنها خودشان بتوانند تفسير کنند ..." بعد از خواندن کل مطلب ، فکر اينکه هاشمي رفسنجاني يادداشت هاي روزانه اش را ، بعد از انتخابات سوم تير 84 ، چگونه نوشته است ، رهايم نساخت ...




سوم تير 84 : رقيبم چندان قدر نيست . مرعشي مي گفت شهردار تهران است . چهره اش را بخاطر ندارم ، تعجب کردم که کانديدا شده . يک بار ليست وزرا را چک کردم . دير وقت خوابيدم .
چهارم تير 84 : ساعت چهار بيدار شدم . خواستم مطالعه کنم ، سر و صدا زياد بود ، منصرف شدم . محسن خبر داد بر اساس گزارش دوستان راي مردم با من است . وزارت کشور تماس داشت . يک ساعت مکالمه داشتيم ، حرف هاي لازم زده شد . صبح زود نرفتم وزارت کشور ، گفتم وزارت کشور را بيارند پيش من .
پنجم تير 84 : ساعت ده کروبي بديدنم آمد . گفت : فرشته ها باز هم رفتند سراغ صندوق ها ، باورم نمي شود . تند روها زهر خود را ريختند . تا دو ساعت با کروبي حرف زدم . رفت . جلسه داشتم نرفتم ، انتخابات به سلامت برگزار نشد . من هم پناه بردم به خدا .
بيست تير 84 : روز پر کاري بود از بانک مرکزي تماس داشتند ، دستورات لازم را دادم . فائزه از انگلستان زنگ زده بود دکترايش را خواهد گرفت . آقايي آمده بود دفتر ، برج ساز بود . از اينکه دانشگاه آزاد را راه انداختم تشکر کرد . مي گفت ديگر سه تا پسر و دو تا دخترش مجبور نيستند براي تحصيل به خارج بروند . 400 ميليون به دانشگاه آزاد کمک کرد . تشکر کردم .
دهم تير 85 : تا دير وقت مطالعه کردم . جاسبي زنگ زد . از سخنراني احمدي نژاد در نظر آباد شکايت داشت . احمدي نژاد گفته با دانشگاه آزاد انقلابي بر خورد خواهد کرد . فهماندم که نگران نباشد . روحاني ( حسن ) تماس داشت . خيلي عصباني بود . مي گفت ، قرار نيست در اين کشور هر 8 ، 9 سال يه انقلاب راه بيفته . دلداري دادم . احمدي نژاد خيلي موذي است .
هفتم بهمن 86 : برف زيادي آمده ، با خانواده کار آفرينان ديدار داشتم ، مسئولين دهه فجر هم آمده بودند . مساعدت شد . تا پاسي از شب کار کردم . بمنزل نرفتم . دفتر گرم بود . گفته بودم جهت صرفه جويي همه درزها را بگيرند . فشار گاز بالا بود . بخاري در آتش مي سوخت . زنگ زدم به ترکمنستان !!
پانزده اسفند 86 : تا ظهر سرم شلوغ بود ، بعد از نهار کارکنان صدا و سيما به ديدنم آمدند . از تکرار بيش از حد شعار " مرگ بر آمريکا " در صدا و سيما ، گله داشتند . راهنمايي هاي لازم را کردم . روحاني تماس گرفت براي حسين موسويان پاپوش درست کرده اند .گفتم به قوه قضائيه بگويند با من تماس بگيرد .
سي ام فروردين 87 : قرار بود بچه ها از سوريه بر گردند ، پرواز يک ساعت تاخير داشت . با هواپيمايي سوريه تماس گرفتم . تذکر هاي لازم را دادم . با کار آفرينان جلسه داشتم ، از کمبود نقدينگي و و عدم تامين سوخت لازم واحدهاي خود ، شکايت داشتند . عيب است در تابستان برق و در زمستان گاز نداشته باشيم . در چشم انداز بيست ساله چنين نوشته نشده است .
دهم مهر 87 : خاک بر سر وال استريت ، تازه داشتيم مدارا با دولت خاص را به پايان مي برديم که وال استريت ، پودر شد رفت رو هوا ، بزرگترين شرکت توليد مسکن جهان با 158 سال سابقه ، ورشکست شد . دست هاي مريي مردم آمريکا سهام هاي نامريي برنانکي را با 700 ميليارد دلار خريدند . بيقين امشب روح آدام اسميت در قبرش خواهد لرزيد . فتيله ها را پائين کشيدم . از سازمان ملل تماس داشتند ، مسکن پنجاه ميليون خانوار آمريکايي در خطر است . از شهرداري خواستم مساعدت نمايد . ملک عبدالله هم از کمک به بي خانمان آمريکايي استقبال کرد . شب در منزل بودم . اصل 44 هنوز معطل مانده است .
بيستم مهر 87 : خاتمي قبل از من در دفترم حاضر بود . از انتخابات حرف زديم . خاتمي در نزد مردم مقبول نيست . کروبي هم، کار گزاران گفتند اخوي بنده کانديدا شود . مقبول مي افتد . اعلام نظر نکردم . روحاني هم مقبول نيست . اين مرد موذي باز راي خواهد آورد . با شکوه تر از سوم تير ، منتها بازنده 22 خرداد 88 هنوز معلوم نيست . کاش خاتمي بيايد !! بايد با دولت مدارا کنم . احمدي نژاد با ما مدارا نخواهد کرد . دير وقت است ، خوابم نمي برد .

به نقل از:  روزنوشته هاي هاشمي بعد از سوم تير84

تذکر:خاطرات آقاي هاشمي هم به صورت كتاب چاپ شده و هم در سايتشون اومده و چيزيه كه خودشون چاپ كردند حتما به آن افتخار مي كردند كه خودشون چاپ كرده اند شما خيلي ناراحت نشيد