سفرهای تفریحی به خارج یعضی از ...

سفرهای تفریحی به خارج یعضی از ...

غيبت حسن روحاني در مراسم تنفيذ، تحليف و معارفه رئيس قوه قضاييه سبب به‌وجود آمدن نگراني‌هايي درباره سلامت وي شده است.

به گزارش رجانيوز، اين عضو شوراي‌عالي امنيت ملي همچنين در هيچ‌يك از جلسات اين شورا پس از انتخابات شركت نكرده است.

گفته مي‌شود وي به همراه خانواده‌اش پس از انتخابات به يك سفر تفريحي خارج از كشور رفته است.

همچنين حسين موسويان،‌ از نزديكان حسن روحاني نيز پيش از انتخابات به كشور آلمان سفر كرده و هنوز به تهران باز نگشته است.

گفتني است اغلب اعضاي تيم مذاكره كننده هسته اي در دوران محمد خاتمي و حسن روحاني مانند سيروس ناصري و حسين موسويان در خارج از كشور به سر مي‌برند.

از سوي ديگر، مشكل اعتياد شديد يك وزير دولت هاشمي رفسنجاني و موسوي سبب شده تا مسئولين يكي از بيمارستان‌هاي تهران مانع از حضور وي در اتاق عمل جراحي شوند.

وي در دوران انتخابات نيز تلاش وافري براي پيروزي ميرحسين موسوي به كار برد، به همين خاطر پس از شكست وي، با فحاشي به مقامات عالي كشور در بيمارستان، موجبات تعجب كاركنان بيمارستان از ميزان نفوذ مواد مخدرشد.

منبع

هتاكي  صانعي به رئيس‌جمهور

هتاكي  صانعي به رئيس‌جمهور

گروه سياسي- در دنیای امروز که حتی خصوصی‌ترین رفتارها و اظهارات شخصیت‌ها نیز از تیررس رسانه‌های اینترنتی، صوتی و تصویری در امان نیست، هر روز اخبار تأمل‌برانگیز، شگفت‌آور، ترسناک و گاه خنده‌آوری از اظهارات و مواضع افراد شناخته شده، فضای رسانه‌ای موجود را در می‌نوردد و چشم‌ها و گوش‌های بسیاری را به خود متوجه می‌سازد.

این موضوع بویژه در ایام پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در ایران، مصادیق زیادی یافت و طی آن بارها مواضع و سخنان شخصیت‌های مختلف بر صدر رسانه‌ها قرار گرفت و موجی از واکنش‌ها را برانگیخت.

این بار اما نوبت به شیخ یوسف صانعی رسیده تا از نردبان مطالب سایت‌های خبری و دیگر رسانه‌ها بالا رود و بر قله آن‌ها بنشیند.

البته صانعی در جریان آشوب‌هایی پس از انتخابات نیز، چندین بار به مدد بیانیه‌هایی که در حمایت از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و آشوبگران معترض و مخالفت با احمدی‌نژاد منتشر کرد، به خبر اول رسانه‌ها به‌ویژه رسانه‌های بیگانه تبدیل شده بود.

این روند اما، ادامه یافت و رسانه‌های خبری پرده دیگری از "کینه" شیخ یوسف را از رئیس جمهور دهم، افشا کردند.

بر این اساس، صانعی که در هفته‌های گذشته بارها در حمایت از آشوبگران، نظام را متهم کرده و تلویحاً شخصیت‌های انقلابی را مورد اهانت قرار داده بود، اخیرا نیز در اقدامی عجیب احمدی‌نژاد را "حرامزاده" خواند.

وی که خود را "مرجع تقلید" می‌خواند، در جمع تعدادی از روحانیون هم‌نظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفت: "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می‌خورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو می‌بینه".

اهانت بی‌سابقه و تعجب‌برانگیز صانعی به رئیس جمهور کشور که حدود دو ماه پیش با کسب بیش از24،5 میلیون رای، بار دیگر از مردم ایران رای اعتماد گرفته،در حالي منتشر مي شود كه فيلم اين فحاشي اكنون در خروجي سايت هاي مخالف نظام در دسترس است با اين وصف، براي يوسف صانعي ممكن نيست تا با تكذيب صوري شانه از بار مسئوليت بيان چنين سخنان مجرمانه اي خالي كند.

البته این فحاشی‌ علاوه بر اینکه مفهوم ادعاهای صانعی و کاندیدای محبوبش را درباره "اخلاق‌مداری" و "ادب" بر همگان روشن ساخت، جایگاه این شیخ را در میان علما و مراجع قم نیز بیش از پیش افشا کرد.

صانعی که نقش پررنگی در همراهی موسوی برای ادامه آشوب‌ها و گسترش دامنه آن‌ها ایفا کرده، حتی از سوی رسانه‌های ضد ایرانی بیگانه با عنوان "آیت‌الله العظمی" یاد می‌شود تا بدین وسیله به سخنان و ادعاهای وی جنبه واقعی بخشیده شود.

ادعاهایی صانعی با درخواست موسوی و با تاکید بر "تقلب" کلید خورد اما پس از آنکه هیچ سند و دلیلی برای اثبات آن وجود نداشت، اکنون وارد فاز اتهام‌زنی و اهانت به نظام و منتخبان ملت ایران شده، به گونه‌ای که دست از ادب و نزاکت و منطق شسته و بدون دلیل روی به فحاشی به بالاترین مقام اجرایی آورده است.

اما نکته‌ی روشنی که بعید است صانعی با توجه به ادعایش مبنی بر مرجع تقلید بودن از آن بی‌خبر باشد، مجازات شرعی و قانونی اتهامی است که او به احمدی‌نژاد وارد ساخته است.

البته شاید او انتظار افشای این فحاشی‌‌ها را به منتخب مردم ایران نداشته اما به هر روی با انتشار فيل صوتي چنين سخناني هرگونه شکایتی از او مستوجب حد خواهد بود.

طبق قانون مجازات اسلامی هر کسی اتهامی را به شخص دیگری نسبت دهد و نتواند صحت این انتساب را ثابت کند، اگر مستوجب حد نباشد، به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکى از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.

اما ماجرای اظهارنظرهایی که شامل حدود و تعزیرات می‌شود، به شیخ یوسف خلاصه نمی‌شود.

مهدی کروبی نیز اخیرا در نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی بدون ذکر نام قربانیان و متجاوزان ادعایی و حتی یک سند، به صراحت مدعی تجاوز جنسی به زندانیان پسر و دختر شده بود که پس از تحقیق مسئولان کذب بودن آن آشکار شد.

به نظر می رسد اظهارات کروبی نیز همچون صانعی شامل این حکم اسلامی می‌شود چرا که "اگر کسی به یک مؤمن یا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند، اولاً این شخص گناهگار و فاسق است مگر اینکه توبه کند، ثانیاً باید 80 ضربه شلاق بخورد."

ادعایی مشابه آنچه کروبی عنوان کرد، پیش از انتخابات از سوی محمدباقر قالیباف نیز مطرح شد، تا حکم اسلامی مذکور او را هم در بر بگیرد.

شهردار تهران و کاندیدای بالقوه تمام انتخابات‌ها، در جمع ستادهای انتخاباتی‌اش به صراحت یکی از وزرای دولت نهم را بدون ذکر نام مشروب‌خوار، وزیر دیگر را دارای مفاسد و در نهایت مشایی، معاون وقت رئیس جمهور و همسرش را منافق خوانده بود.

این اظهارات قالیباف اگر چه از سوی شهرداری تهران مخدوش اعلام شد اما انتشار فایل صوتی آن در اینترنت شبهات را درباره انتساب این سخنان مجرمانه از بین برد.

در این میان احمدی‌نژاد که در دوره چهارساله مسووليتش در دولت نهم آماج حملات به ظاهر انتقادي قرار مي گرفت،‌ طی هفته‌های پیش و پس از انتخابات هدف فحاشی‌ و تهمت‌ها شگفت‌آوری قرار گرفته است.

با اين حال احمدي نژاد تاکنون موضع خاصی عليه سخنان مجرمانه صانعي اتخاذ نکرده و تاكنون حتی از حق خود برای انجام یک شکایت معمولی نیز گذشته است.

منبع

تمجید رضا پهلوی از هاشمی رفسنجانی و خاتمی

تمجید رضا پهلوی از هاشمی رفسنجانی و خاتمی

رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران در مصاحبه ای با نشریه "اشپیگل" آلمان گفت:خوشحالم که هاشمی رفسنجانی و خاتمی در مسیر درست حرکت می کنند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از ایرنا، رضا پهلوی ضمن اظهار این مطلب درباره نقش هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در این جریانات وتاثیر انتقادات آنان گفت: مهم این نیست که آنها چه تاثیری دارند ، بلکه این مهم است که آنها تحت تاثیر نارضایتی مردم قرار گیرند. آنها می بینند که باید طرف ملت باشند و خوشحالم که آنان در مسیر درست حرکت می کنند.

وی ادامه داد: من امیدوارم که انها به شکل صریح تری انتقادات خود را نه تنها نسبت به تصمیمات رهبری ، بلکه به تمام نظام ابراز کنند.

رضا پهلوی افزود: به عنوان مخالف سیاسی رژیم روحانیون در ایران فعال بوده و با اصلاح طلبان و معترضین در تماس هستم.

وی در پاسخ به این سوال که با دولت امریکا در تماس می باشد یا نه،گفت: بخشی از وظایفم این است که با اشخاص سیاسی تصمیم گیر در تمام دنیا از جمله دولت امریکا مشورت کنم . اگر لازم باشد از این امکانات استفاده می کنم که این اشخاص را مطلع ساخته و در باره مسایل ایران با انان مشورت کنم.

فرزند شاه مخلوع در باره تفاوت "محمود احمدی نژاد" و " میرحسین موسوی" ادعا کرد : موسوی شجاعت خود را نشان داده و ترسی از تهدیدات ندارد.طبعا فرق بسیار بزرگی بین این دو نفر وجود دارد.باید شرایط حساس موسوی را نیز در نظر گرفت.

اخیرا نیز مسعود رجوی، سرکرده منافقین با انتشار نامه ای به حمایت از مواضع میرحسین موسوی پرداخته و خواهان ادامه صریح تر این مواضع از سوی آخرین نخست وزیر کشور شده بود.

متن انگلیسی مصاحبه رضا پهلوی با نشریه اشپیگل در آدرس اینترنتی زیر موجود است:
http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,641984,00.html

منبع

چگونگي اخذ مدرك دكترا توسط لاريجاني در نوبت بررسي

يك نماينده مجلس خبر داد
چگونگي اخذ مدرك دكترا توسط لاريجاني در نوبت بررسي

در پی افزایش حساسیت نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به صحت یا سقم وضعیت مدارک تحصیلی بعضی از مسئولین، گزارش‌هایی درباره چگونگی اخذ مدرك دکتراي علی لاریجانی نيز در اختیار تعدادی از نمایندگان مجلس قرار گرفته است.

به گزارش رجانيوز، یکی از نمایندگان بررسی کننده سابقه تحصیلی دکتر لاریجانی با اشاره به گزارش دریافتی در این خصوص اظهار داشت: آنچه که تا این زمان برای ما روشن شده این است که ایشان سال‌ها پیش از اخذ كامل مدرک دکترا، خود را دکتر معرفی می کرد و با این عنوان، در برخي موقعيت‌هاي شغلي، فعاليت مي‌كرد.

وی افزود: آقای لاریجانی مدرک دکتراي خود را چند سال پس از آغاز مدیریتش بر سازمان صدا و سیما اخذ کرد، اما وي پیش از آن، از جمله در انتخابات دوره چهارم مجلس كه از حوزه انتخابیه شهرستان آمل كانديدا شده بود، از عنوان دکترا برای تبلیغ خود استفاده کرد كه البته رأی هم نیاورد. همچنين، او در زمان اخذ رأی اعتماد از مجلس به‌عنوان وزیر ارشاد نیز با عنوان دکتر معرفی شده بود، در حالی که در آن زمان فوق لیسانس داشت.

این نماینده مجلس سپس به شرح ماجرای چگونگی اخذ مدرک دکتری توسط علی لاریجانی پرداخت و گفت: چند سالی که از آغاز به کار ایشان به عنوان رییس سازمان صداوسیما گذشته بود، رئیس وقت مرکز پژوهش‌های مجلس به تهیه پایان نامه دکترای او با استفاده از منابع تحقيقاتي مرکز پژوهش‌ها كمك ويژه‌اي كرد و برخي اطلاعات جمع آوری شده از منابع علمی و اجرایی کشور که باید برای تدوین قوانین استفاده می شد، در تهیه اين پایان نامه استفاده شد.

وي ادامه داد: پس از دفاع لاریجانی از پایان نامه‌اش، اساتید مربوط به آن ایراد گرفته و پایان نامه را نپذیرفتند. ظاهراً این اساتید فشارهای زیادی را هم به علت رد کردن پایان نامه تحمل کرده بودند.

اين نماينده خاطرنشان كرد: بعد از این ماجرا، پایان نامه مردودی لاریجانی به مرکز پژوهش های مجلس بازگردانده شد و این بار علاوه بر اطلاعات موجود در این مرکز، از اطلاعات و اسناد موجود در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی هم استفاده شد تا اینکه بالاخره پایان نامه دکترای آقای علی لاریجانی پذیرفته شد.

یک نماینده دیگر مجلس نیز با اشاره به اظهارات اخیر لاریجانی درباره اینکه عاقبت به خیری فقط با اطاعت از رهبری حاصل می شود، رفتار و مواضع وي پيش و پس از برگزاري انتخابات را مورد اشاره قرار داد و گفت: با اینکه افراد معمولی جامعه هم موضع رهبری را از فرمایشات ایشان به خصوص در سفرشان به استان کردستان درک کرده بودند، اما آقای لاریجانی مسیر دیگری را رفت و هزینه زیادی به کشور و نظام تحمیل کرد.

وی با اشاره به حمایت لاریجانی از موسوی، پيش از انتخابات یادآور شد: از جلسات انتخاباتی وي و ترکیب اعضای این جلسات که بگذریم، کاری که ايشان بعد از ظهر روز اخذ رأی كرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوری‌اش تبریک گفت، قابل گذشت نیست، زیرا او از جایگاه رییس یک قوه و به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، وقتی به موسوی آن هم قبل از پایان زمان رأی گیری تبریک گفت، در واقع او را دچار توهم و تشویق کرد تا مواضع فتنه انگیز و تحریک کننده بعدی را هم داشته باشد که اين رفتارها باعث سلب امنیت و آسایش مردم و وارد شدن خسارات زیادی به کشور و اقتدار و حیثیت نظام شد. آیا نشست و برخاست های انتخاباتی آقای لاریجانی با کسانی که با نظام دچار تعارض و تضاد شده بودند و تشویق او به فتنه انگیزی موسوی و آشوب های خیابانی، نشانه اطاعت از رهبری است؟

اين نماينده افزود: ما به خاطر بعضی مصالح درباره رفتار انتخاباتی آقای لاریجانی و جلسات و محتوای مذاکرات و مواضع علنی متناقض او سکوت کردیم، اما ای کاش وي برای چگونگی تشکیل دولت دهم تعیین تکلیف نکند.

منبع

آقای مطهری ! ظلمی بالاتر ازظلم به نظام نیست

آقای مطهری ! ظلمی بالاتر ازظلم به نظام نیست

 آقای محمد مطهری! مقاله شما را در سایت تابناک  که همزمان با نامه برادرتان علی مطهری خطاب به آیة الله جنتی، در روزنامه اعتماد ملی منتشر شد به دقت مطالعه کردم. از آن جایی که عمری است به شهید بزرگوار علامه مطهری عشق می ورزم وبه شما نیزکه از سال های قبل از مسافرتتان به دیار غرب، در طرح ولایت آشنا شدم، علاقمندم و خاطرات شیرین آن دوران همچنان درلوح ذهنم نقش بسته است. از این رو بر خود لازم می بینم نکاتی را به محضرتان متذکر شوم. امیدوارم از این نقد نرنجید وآن را به عنوان هدیه ای از جانب یک دوست قدیمی بپذیرید :

1)   زمانی که از دیار مغرب زمین به کشور بازگشتید در جلسه ای که در مؤسسه امام خمینی با حضور برخی از اساتید داشتیم در مقایسه با غرب ضعف هایی در کشورمان به چشمتان می آمد که بعضا به صورت گلایه ونقد بیان می داشتید و از این که این گونه مسایل در جمهوری اسلامی می گذرد ابراز نگرانی می کردید. پس از جلسه با من تماس  گرفتید و از درج آن مطالب  در هفته نامه پرتو نهی کردید و البته طولی نکشید که همان مطالب طی مقالاتی در سایت تابناک که از آن بسیار تجلیل کرده بودید درج شد. حتما به یاد دارید که آن روزها بارها بنده از جنابعالی برای شرکت در یکی از جلسات هیات تحریریه دعوت به عمل آوردم تا با یکدیگر در باره مطالب مطروحه از سوی جنابعالی به گفت وگو بنشینیم و برای راه حل آن، هم اندیشی کنیم ولی مع الاسف هیچ گاه حاضر نشدید حتی برای یک بار هم به نشریه ای قدم بگذارید که هر روز از کنار آن چندین بار عبور می کنید. ما همواره به شما گفته ایم که گوش های ما برا ی شنیدن انتقاد باز است. چنان چه انتقادها منصفانه و از سر دلسوزی و همراه با منطق باشد می پذیریم. طبیعی است که نامه ها و مقالاتی که با ادبیات خاص و در سایت های مخالف نظام درج می شود نمی تواند تاثیر اصلاحی چندانی از خود به جای بگذارد.

آقای مطهری! آیا تا کنون فکر کرده اید چرا مقاله شما مورد استقبال کسانی قرار گرفته که سال هاست کمر همت به نابودی اسلام وانقلاب بسته اند؟! مگر امام ره نفرمودند اگر دیدید دشمن برای کار شما کف می زند در کار خود تجدید نظر کنید. لطفا سری به سایت های ضد انقلاب بزنید خواهید دید که غالبا یا به عینه آن را نقل کرده اند ویا به آن لینک داده اند؛ برای نمونه به سایت عطاء الله مهاجرانی سرکی بکشید، وی با ذوق زدگی خاصی از مقاله شما بشدت استقبال کرده  وبا مقدمه ای تجلیل گونه اصل مقاله را نیزبطور کامل آورده  است؛ در این مقدمه چنین آمده است: 

حجه الاسلام محمد مطهری فرزند شهید مطهری مقاله ای نوشته اند با عنوان " دفاع از نظام اسلامی به هر وسیله؟"
مقاله ایشان طعم نوشته های شهید مطهری و منش و سلوک آن شهید عزیز را دارد.
دیروز با دکتر احمد جلالی در باره این مقاله صحبت می کردیم. گفت: در آن سال های پیش از انقلاب که با آقای حداد عادل به خانه
استاد مطهری می رفتیم، محمد کوجک بود و گاه برای ما چای می آورد. استاد مطهری گفت: محمد از حیث صورت و سیرت از دیگر فرزندانم به من شبیه تر است.
این مقاله نشانی است از همان سخن...مقاله ایشان را سایت بازتاب منتشر کرده است. دریغم آمد دوستان مکتوب در مکتوب هم این مقاله را نبینند...

 البته در دیداری که روز یکشنبه برایم حاصل شد ناباورانه از شما شنیدم که برایتان تفاوت نمی کند که کدام سایت مطلبتان را نقل کند مهم نقل آن است.و البته خوب می دانید تا مطلبی برای ان ها مفید یا هم افق نباشد برای آن هزینه نمی کنند..

2)          آقای مطهری! طبیعتا وقتی این روزها کامنت های

 خوانندگان مقاله تان را در سایت تابناک ملاحظه می کنید که این همه از شما تجلیل کرده اند بر خود می بالید که چه خوب وظیفه اتان را انجام داده ید ولی آیا تا کنون فکر کرده اید چرا در میان آن همه، یک کامنت مخالف شما وجود ندارد؟ براستی آیا هیچ کس در باره این مقاله سخن مخالفی ابراز نکرده است؟ یا سایت تابناک که جنابعالی فکر می کنید مهد " آزادی مطلق " است از درج آن امتناع کرده است. لااقل بنده شخصا برای امتحان در چند روز گذشته برای شما چندین کامنت گذاشته ام ولی دریغ از درج یک کامنت مخالف! البته کامنت های دوستان دیگری نیز به همین سرنوشت مبتلا شده اند! این در حالی است که این سایت نسبت به برخی مقالات یا اخبار نه چندان مهم برای نشان دادن آزاد منشی خود بعضا از کامنت های مخالفان نیز استقبال می کند ولی نسبت به این مقاله چنین وانمود کرده است که همه خوانندگان با آن موافقند و حتی یک مخالف هم وجود ندارد!البته جنابعالی در ملاقات حضوری چند روز پیش به این سؤال پاسخ دادید که تابناک همه کامنت ها را برای خودتان فرستاده است. لطفا از دست اندر کاران این سایت بپرسید که چرا همه کامنت ها را برای خوانندگانش نگذاشته است و چرا گزینشی عمل کرده است.

3)         آقای مطهری!

      زمانی که محمد خاتمی عازم غرب بود و برای کسب اجازه به محضر علامه بزرگوار شهید مطهری (بنا به نقل برادرتان علی مطهری) رسید با مخالفت معظم له روبرو شد و مع الاسف بدون اجازه! عازم آن دیار شد. برادرتان در سال 87 به او نوشت اکنون می فهمم چرا آن مرد بزرگ از دادن اجازه امتناع می ورزید ومع الاسف آن چه را که نباید اتفاق می افتاد، افتاد.خاتمی چنان مجذوب برخی جاذبه های غرب شد که خطاب به آمریکایی ها می نویسد که آمریکا و آمریکایی ها برایم بسیار جالبند، می خواستم سال ها در این جا بمانم و از آن لذت ببرم! او به تدریج  به جایی رسید که کسانی راکه یک روز انسان های ماجراجو و غاصبشان می نامید متمدن ترین انسان های روی زمین خواند و اولین ریس جمهور آدمکش و غاصب آن ها " آبراهام لینکلن " را شهید راه آزادی!!معرفی کرد. زرق و برق دنیای غرب و برخی جاذبه هایی که در آن سرزمین وجود دارد افراد ظاهر بین را آن چنان مجذوب خویش می سازد که کمتر واقعیت ها به چشم او می آیند؛ آن ها با شعار دفاع از حقوق بشر هواپیمای مسافربری ایران را با صدها مسافر با موشک می زنند و با بمب هسته ای، ده ها هزار تن از انسان های بی گناه درهیروشیما و ناکازاکی به تلی از خاکستر تبدیل می کنند و در عین حال شعار آزادی و حقوق بشر سر داده، به عامل پرتاب کننده موشک نیز جایزه اعطاء می کنند. به افغانستان و عراق حمله و صد ها هزار مسلمان را قتل عام می کنند و غزه و لبنان را به شهر اشباح مبدل می سازند و صدها و هزاران جنایتی که قلم از بیان آن ها شرمگین است در حق بشریت روا می دارند و در عین حال از ضرورت توسعه دموکراسی و آزادی ملت ها سخن به میان می آورند. خود را کشوری متمدن و تمدن ساز معرفی می کنند و از آزادی مطلق دین و عقیده سخن می گویند و در همان حال، در مقابل چشمان قاضی و سکوت و سانسور خبری غول رسانه ای غرب، زن مسلمان آزاده ای را به جرم التزام به عقیده اش (ضرورت حجاب) با ضربات چاقو پاره پاره می کنند. ومتاسفانه این برخورد دوگانه همچنان در غرب ادامه دارد.

 آقای مطهری! خوب بود روزی که برای ادامه تحصیل به غرب می رفتید نصایح پدرتان، آن حکیم فرزانه را مرور می کردید و سپس تصمیم می گرفتید. آن مرد بزرگ بارها در کتاب های خود از این برخورد دوگانه گلایه کرده، آن را به نقد کشیده و افکار جامعه را نسبت به آن بیدار کرده است.

برادر عزیز! غرب را باید به صورت یک مجموعه دید؛ زیبایی ها و زشتی هایش. و گرنه کار انسان به جایی می رسد که زندان های مخوف ابوغریب و گوانتانامو وشکنجه های قرون وسطایی اش و قتل عام فرقه دیویدیه را نمی بیند ولی برخورد نامطلوب چند پلیس متخلف ایران در مقابله با آشوب گران و پیاده نظامان کودتای مخملین را زیر ذره بین قرار داده بیش از حد بزرگ می کند. از قتل هزاران زن و کودک مسلمان فلسطینی در غزه و جنوب لبنان و افغانستان و عراق و...که حتی عواطف غیر مسلمانان را نیز به موضع گیری واداشت، غفلت می کند، دریغ از یک مقاله چند سطری!! ولی برای قتل مشکوک 4 نفر در زندان های ایران عنان قلم را رها کرده، 30 سال عزت و افتخار جمهوری اسلامی را که در جهت عدالت و آزادی حرکت کرده است را به ظلم وبی عدالتی متهم می کند!!درست همان برخورد دوگانه ای که در غرب وجود دارد.

 آقای مطهری! اندکی تامل کنید ببینید برای فردای خود در برابر پدر شهیدتان و امام بزرگوار و صدها هزار شهیدی که در راه تحقق جمهوری اسلامی تلاش کردند پاسخی دارید؟

4)         آقای مطهری!

از جاده انصاف خارج شدید و جمهوری اسلامی را به  ظلم و بی عدالتی متهم کردید! و خواسته اید همان برخورد دوگانه غرب را به جمهوری اسلامی نسبت دهید لذا در مقاله اتان آورده اید که سیمای ایران بیش از 200بار خبر شهادت خانم شربینی را پخش می کند ولی از کشته های اغتشاشات سخنی به میان نمی آورد. گذشته از آن که در غرب نیز وضعیت چنین است در غول رسانه ای غرب اثری از شهادت مظلومانه خانم شربینی وجود ندارد ولی اخبار خانم آقا سلطان( که او هم توسط عناصر ضد انقلاب و در جهت جو سازی علیه نظام اسلامی به قتل رسید) را لحظه به لحظه پخش می کنند. ولی ما تنها از ظلمی که به خانم شربینی رفت دفاع نکردیم بلکه در برابر همه ظلم هایی که به ملت ایران و سایر ملل آزاده و مسلمان جهان روا می دارند تمام قد ایستاده ایم و درست به همین دلیل از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون مورد بی مهری غرب و شرق قرار گرفته ایم.

5) میان "ظلم در نظام" و "ظلم از نظام" تفاوت از زمین تا آسمان است. تردیدی نیست که در یک کشور 80 میلیونی در طول 30سال نیز ممکن است از سوی برخی ماموران یا مسؤولان تخلفاتی عمدی یا خطایی صورت گرفته باشد این گونه تخلفات در زمان حکومت پیامبر (ص) و امام علی (ع) نیز اتفاق می افتاد و البته مواردی که به اطلاع آن ها می رسید برخورد می شد بعضا از کار برکنار و به فراخور جرمشان به سزای اعمالشان می رسیدند و برخی نیز از چنگال عدالت فرار می کردند. در زمان حاضر نیز وضع بر همین منوال است؛ هیچ کس منکر وقوع تخلف از سوی برخی مسؤولان یا ماموران نیست. مهم آن است موارد مستند و مستدل به مسؤ‌ولان بالاتر برسد و البته در برخی موارد، جرم به حدی پیچیده است که کشف عوامل اصلی آن سال ها وقت می برد؛ به عنوان نمونه همان قتل های زنجیره ای که در دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد و جنابعالی نیز به آن اشاره کرده اید از همین سنخ است. قتل های مشکوکی که جریان مدعی اصلاح طلبی 4 سال آن را تازه نگه داشت و حد اکثر استفاده نیز از آن برد. قتل هایی که قتل سعید امامی( به عنوان خودکشی) را نیز در زندان به دنبال خود ثبت کرد و نزدیک بود همسرش را نیز به او ملحق سازد! آقای حسینیان در همان ابتدا، در برنامه چراغ سیما آن را اقدام جریان مدعیان اصلاحات به منظور در هم کوبیدن جناح رقیب معرفی کرد که با فشارمدعیان "آزادی مطلق بیان" برنامه چراغ  خاموش شد و آقای علی لاریجانی رییس وقت صدا و سیما نیز از هیات دولت اخراج گردید! ولی سرانجام وقتی گرد وغبار فتنه خوابید و مقام معظم رهبری هیات ویژه ای را برای بررسی موضوع و شناسایی عوامل اصلی و مباشر منصوب کردند، متخلفان، شناسایی و مجازات شدند. جالب این که سر انجام معلوم شد طراحان قتل ها همان هایی بودند که طی  سال های گذشته با تیترهای درشت، نظام وانقلاب و جریان ارزشی را به محاکمه می کشیدند؛ قاتلین همان هایی بودند که هم در شکنجه دست داشتند و هم در پخش فیلم شکنجه و قرار دادن روی سایت برای ضربه زدن به حیثیت نظام اسلامی!! و سرانجام همان ادعای حسینیان در برنامه چراغ به اثبات رسید و معلوم شد مصطفی کاظمی از معاونان وزارت اطلاعات دولت خاتمی که خود گرایش اصلاح طلبی داشت نفر اول این اتهام است. عوامل اصلی ماجرا پس از شناسایی محاکمه و بر حسب مقدار مشارکت در جرم به سزای اعمالشان رسیدند. در ماجرای اغتشاشات اخیر نیز مقام معظم رهبری به محض اطلاع، دستور رعایت حقوق شهروندی زندانیان را صادر کردند و بدنبال آن بازداشتگاه کهریزک تعطیل شد و عوامل آن از کار برکنار و دستگیر شدند. البته ما نیز مثل شما از بابت اعمال نفوذ صاحبان قدرت در برخی پرونده ها رنج می بریم وبرای همین موضوع، شب وروز و راحتی خود را گذاشته ایم. ما هم مثل شما وقتی می فهمیم فردی که به اتهام جاسوسی دستگیر شده، چند روز پس از آن از زندان آزاد و در کنار هاشمی رفسنجانی بر دستگیر کنندگانش لبخند تمسخر آمیز می زند در درون خود می سوزیم و رنج می بریم؛ زمانی که می بینیم در شرایط حساس مذاکرات هسته ای که دشمن می خواست ما را به تولید بمب هسته ای متهم کند، نامه به کلی سری امام ره در یک بازی زرگری هاشمی و رضایی افشا می شود و هیچ کس را یارای برخورد با آن ها نیست دلریش می شویم؛ وقتی مشاهده می کنیم فرزندان هاشمی

 و وابستگان وی که در اغتشاشات دست داشته و تصاویر و فیلم آن را مردم نیز دیده اند زیر فشار سنگین صاحبان قدرت آزاد می شوند و جایشان در پشت میز محاکمه خالی است شرمنده می شویم ولی هرگز نظام وانقلاب را به ظلم و بی عدالتی متهم نمی کنیم بلکه آن را در فرآیند انقلاب می بینیم که برای تحقق عدالت باید شب وروز کوشید،  چنان که حضرت امیر(ع) برای رسیدن به عدالت از امثال طلحه و زبیرها با آن همه سابقه عبور کردند و حتما می دانید که این گونه کارها زمان می برد. بنا بر این ممکن است احیانا در نظام اسلامی از سوی یک مسؤول یا ماموری ظلمی صورت گرفته باشد وباز هم صورت بگیرد ولی ظلمی از سوی نظام اسلامی به کسی نشده است. و این بزرگترین ظلم است که نظام بر آمده از خون های  پاک شهدا و حاصل الله اکبر های مردم را به ظلم متهم کنید، آن هم در شرایطی که دشمنان نظام با تمام توان در صددند مشروعیت آن را مورد خدشه قرار دهند. البته برای کسی مانند شما که همه کسانی که از غربال انقلاب خارج شده اند را مظلوم می دانید و حتی در مذاکرات شفاهی  که چند روز پیش در مؤسسه امام خمینی  با شما داشتم آقای منتظری را نیز از جمله مظلوم هایی دانستید که در حق او ظلم شده است! بسیار متاسفم!! و متاسفانه در مقاله شما مرادتان از "مغرض " مشخص نشد و معلوم نشد که چه کسانی را مغرض می دانید و چه کسانی را غیر مغرض.این عبارت شماست  "به جرأت مي‌توان گفت که قاطبه افراد غيرمغرضي که در سي سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دليل يک واژه سه حرفي بوده است: «ظلم». "

براستی آیا نهضت آزادی . سازمان مجاهدین انقلاب،  حزب مشارکت، کارگزاران، مجمع روحانیون و....را که با انقلاب قهر کرده اند ظلم نظام می دانید ؟ قطعا اگر تعریف دقیقی از " مغرض " ارائه می دادید معلوم می شد چه کسانی ظالمند و چه کسانی مظلوم .

آقای مطهری!

آیا تا کنون فکر کرده اید مقاله شما نیز در نوع خود یزرگترین ظلم به نظام اسلامی است؟! آیا می دانید در برابر همه انسان هایی که به خاطر این مقاله نگاهشان از اسلام وانقلاب برمی گردد مسؤولید؟     

5)  آن چه در باره مفقود شدن ترانه موسوی و امثال او نوشته اید به اندازه ای غیر مستند بود که هر انسان فهیمی را به تعجب وا می داشت "به سبب سياست خبري موجود، کسي نمي‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بي‌کسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان مي‌گردد راست است؟ خانواده وي که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبري رسانه ملي هر خبري را باورپذير کرده است.

آيا رسانه ملي در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقي خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفي خواهد کرد؟ اگر چنين باشد اميدي به عدم تکرار اينگونه فجايع هست اما به نظر مي‌رسد اين رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ايران است آنهم در مورد کشورهايي که با ايران مشکل سياسي دارند." براستی آیا می توان با جمله " کسی نمی داند " و ... از خود سلب مسؤولیت کرد و با این عبارات غیر مستند اذهان عمومی را به  نظام وانقلاب مشوش ساخت؟ تفاوت قلم شم ب ارسانه های غربی که به دروغ نظام اسلامی را به قتل وغارت متهم می کنند چیست؟!   هفته گذشته رسانه های غربی از جمله بیبیسی و سی ان ان ماجرای نوجوان دوازده ساله ایرانی را به خبر اول خود تبدیل کردند که وی در چهلم کشته های اغتشاشگران در بهشت زهرا بر اثر ضربه  باتوم پلیس از پای در آمده است و آقای آغاجری مرتد نیز در سخنرانی اش که بخشی از آن از تلویزیون پخش شد برای او غصه می خورد ولی در برنامه اخبار  30/8 روشن شد که وی چهل روز قبل در شهرستان ساوه در حادثه رانندگی کشته شده است و خانواده وی از این که فرزندشان را از کشته های اغتشاش گران اعلام کرده اند به شدت اظهار نگرانی می کردند. آن چه جنابعالی نیز در باره خانم ترانه موسوی اظهار داشتید و از صدا وسیما خواسته بودید ک هدر این باره تحقیق کند اتفاقا تحقیقات خوبی صورت گرفت و دروغ بودن آن بر همگان آشکار ساخت. امیدوارم فرصت کرده باشید نتیجه آن را در برنامه خبری 30/8 ملاحظه کرده باشید؛ بر اساس تحقیقات انجام گرفته بر روی سایت ثبت احوال سه مورد خانم ترانه موسوی یافت شد که هیچ کدام آن ها مفقود نشده اند و ترانه موسوی ادعایی که عکس او بر روی سایت ها قرار گرفته هم اکنون در فرانسه به سر می برد و یک سال ونیم است که به ایران نیامده تا دراطراف مسجد قبا مفقود شده باشد.براستی از نظر شما اگر در این روزها در تهران بزرگ فردی به هر دلیل مفقود گردد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و مورد شکنجه قرار گرفته است؟

 آقای مطهری! برای یک محققی مثل فرزند شهید مطهری شایسته است مطلبی را که می خواهد بنویسد از صحت وسقم آن کاملا اطلاع داشته باشد، سپس آن را د رمقاله خود با آب وتاب نقل کند و نظام را مورد نقد قرار دهد.

6)         آقای مطهری!

  من دغدغه شما را برای نهی از منکر می ستایم و از این که غیرت دینی شما اقتضا می کند در کشور اسلامی حتی یک منکر نیز انجام نگیرد جای تقدیر دارد ولی چه خوب بود که علاج واقعه را قبل از وقوع می کردید و به جای پرداختن به شاخه ها به ریشه و سر شاخه ها می پرداختید. براستی اگر روزی که آقای هاشمی رفسنجانی آن نامه موهن وسراسر تهدید خود را به مقام معظم رهبری نوشت و از وقوع اغتشاشات خیابانی خبر داد و سپس همسر و فرزندانش نیز صحنه گردان اغتشاشات شدند، نامه ای از سر دلسوزی برای ایشان نوشته بودید و یا اگر در شرایطی که آقایان موسوی و کروبی در طول چندین ماه قبل از انتخابات، تهاجم سنگین خود ر ابر ضد آقای رییس جمهور آغاز کردند، نامه ای یا مقاله ناصحانه ای برایشان می نوشتید، امروز هم به جناح بندی خاصی متهم نمی شدید و هم تاثیر کلامتان بیشتر بود و هم چه بسا با تاثیر نامه فرزندان شهید مطهری اغتشاش گران از عملکرد خود پشیمان می شدند و اصلا  این گونه مسایل شکل نمی گرفت تا افرادی دستگیر شوند و مسایل پس از آن که موجب نگرانی شما شده است، فراهم آید.

7) درباره سخنان آیت الله استادی در نماز جمعه نیز اظهار نظر کرده اید کهٍ "به اصطلاح دشمن شناسان، که اخيرا آيت الله استادي گروهي از آنان را به نقد کشيد، به دليل قضاوت بر اساس جناح بازي ـ که به عقيده من نوعي شرک است ـ عملا بسياري از طرفداران واقعي انقلاب اسلامي، از مردم عادي گرفته تا ديگران را نه تنها از انقلاب که گاهي از اسلام هم بيزار کرده و مي‌کنند و در عمل ولو با نيت خير، خيانتي را انجام مي‌دهند که از هيچ دشمني بر نمي‌آيد." گذشته ازآن که از سخنان آیة‌الله استادی نیز مع الاسف بوی یک سویه بودن به مشام می رسد، چرا که در این خطبه طولانی کوچکترین سخنی از راهپیمایی های بدون مجوز و خلاف قانون تهران و اغتشاشات چندین روزه مدعیان اصلاحات به چشم نمی خورد وفقط بر روی راهپیمایی دارای مجوز طلاب و فضلای قم زوم شده بود که در حمایت از رهبری و محکوم کردن اغتشاشات اخیر انجام گرفته است. مع الاسف چنان که ذکرشد موضع گیری های شما نیز مانند آقای استادی یکسویه است، چرا که در برابر زندانی شدن طلاب و فضلایی که در 15 خرداد 85 به خاطر قصد بر چند سؤال از هاشمی رفسنجانی به زندان افتادند هیچ گونه دفاعی از سوی شما وبرادرتان صورت نگرفت ولی در برابر گم شدن خانم ترانه موسوی ( که دروغ بودن آن آشکار شد) ونظایر آن فریادتان به آسمان رسیده، آن را ظلم فاحش نظام تلقی می کنید! در پایان توجه شما را به تازه ترین فرمایش مقام معظم رهبری در جمع برادران سپاه جلب می کنم که تامل وتامق روی آن می تواند برای من وشما و همه مخققان و نخبگان رهگشا باشد.

   بصيرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند. آدم گاهى مى‏بيند كه متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بى‏بصيرتى‏اند؛ نمي‌فهمند؛ اصلاً ملتفت نيستند. يك حرفى يكهو به نفع دشمن ميپرانند؛ به نفع جبهه‏اى كه همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نيستند، نيت بدى هم ندارند؛ اما اين است ديگر. بى‏بصيرتى است ديگر. اين بى‏بصيرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقليدى - كه هر چه گفت، شما قبول كنيد. نه، اين را من نميخواهم - از بين ببريد"

منبع

ييلاق و قشلاق سياستمدار در جشن ملي تنفيذ و تحليف

ييلاق و قشلاق سياستمدار در جشن ملي تنفيذ و تحليف

ييلاق چيست و قشلاق كدام است؟ آيا خارج از تغييرات جوي و زيست محيطي در سياست نيز مي‌توان به ييلاق رفت و متعاقب آن به قشلاق مراجعت كرد؟ مرحوم دهخدا اما در تعريف لغوي و اصطلاحي ييلاق آورده است:

ييلاق [يَ يْ/ يِ يْ] (تركي، اِ مركب) از يي [= ياي] به معني تابستان و لاق كه پسوند مكان است، به معني جايي كه در تابستان سكني گزينند، سردسير، مقابل قشلاق، گرمسير. جاي تابستاني. تابستانگاه مصيف: تقييظ؛ ييلاق رفتن. تصيف، اصطياف؛ ييلاق كردن. جاي سرد و هوادار كه به فصل تابستان در آن باشند. مقابل قشلاق كه جاي باش فصل تابستان است). آنندراج). جاي باش تابستان يعني جاي سرد و خوش هوايي كه در مدت تابستان در آن توقف كنند، (ناظم الاطباء).اا چراگاه. اا ميدان. (آنندراج).

مرحوم دهخدا همچنين در تعريف قشلاق نيز آورده است:

قشلاق [.قِ] (تركي- مغولي، اِ) جاهاي گرم كه زمستان در آن به سر برند، و آن را به عربي مشتاه‌ی خوانند. و ييلاق ضد قشلاق است. (آنندراج از غياث اللغات و فرهنگ و صاف.)

حال كه از حيث لغوي و مفهومي به تبار اين 2 واژه وقوف يافتيم، مي‌پرسيم اما آيا قدرت و سياست ييلاق و قشلاق را بر مي‌تابد؟ به ديگر سخن آيا سياستمداران در تغييرات اجتماعي و سياسي به طرح بندي ييلاقات و قشلاقات سياسي مبادرت مي‌كنند؟

مفروض ييلاق سياسي و ايضاً قشلاق سياسي آن است كه سياستمدار هرگاه آب‌وهواي سياست را مطابق با ميل خويشتن نبيند، خود را از مكاني نامطلوب به مكاني مفرح مي‌رساند تا در سايه‌ی اين رفت و آمدها از گزند حوادث در امان باشد. تهران اما اين روزها تابستاني است، از آن روي كه هم اكوسيستمش گرم و بعضاً غبارآلود است و هم از حيث سياست نيز برخي همانند سعيد حجاريان «تابستان داغ» را براي پايتخت وعده كرده بودند!

با این حال، به نظر مي‌رسد ييلاق و قشلاق وقتي از زيست بوم معنايي خود و نيز زندگي حقيقي مردمان سخت كوش كوه و كمر كه در پي دامپروري و كسب و كارند، فاصله گرفته و به حوزه‌ی قدرت و سياست تسري يابد، از حالت حقيقي و واقعي خود دور افتاده و به صورتي مجازي، تصنعي و دروغين، تغيير ماهيت مي‌دهد. چه اينكه مردمان بختياري و ايلات عشايري، قشقايي و اساساً زاگرسي‌ها و البرزي‌ها وقتي از نقطه‌اي سردسير به نقاط گرمسيري و يا شكل ديگر آن كوچ مي‌نمايند، كاري عبث نمي‌كنند بلكه به كشور سود مي‌رسانند. آنها يكجانشيني اختيار نمي‌كنند چون تنبلي و آسودگي با مدنيت پوياي ايلاتي در تناقض مي‌باشد. اما در خوش بينانه‌ترين طرز تلقي از ييلاق و قشلاق در سياست، آسودگي و فراغت به ذهن متبادر مي‌شود؛ امري كه -فراغت از كار- در سنت‌هاي اسلامي هم مذموم است چه رسد به اينكه سياستمدار به نوعي از كوچ سياسي در فصول و برهه‌اي خاص از آب و هواي سياست مبادرت كند كه نه براي آسودگي و آسايش خود كه براي آشفتگي و فرسايش محيط باشد. در اين صورت، كوچ‌هاي سياسي تصنعي حتي از مدنيت ايلاتي هم بدوي‌تر بوده و نه به خوش‌نشيني كه به دگم انديشي منجر مي‌گردد. زيرا ييلاق و قشلاق در سياست به مفهوم آسودگي و فراغت از كار ملت و دوري از دغدغه‌هاي امت، نسبتي با حكومت‌هاي اصيل اسلامي و سيره‌ی كارگزاران علوي ندارد، امري كه پيش‌تر در حكومت‌هاي صفوي، قجري، ناصري و پهلوي رايج بود. روزگاري كه اراده‌هاي همايوني در صورت نياز به تفرج، به املاك و شكارگاه‌هاي خصوصي وارد مي‌شدند. اگرچه‌‌ رگه‌هايي از اين رويه‌ی ناپسند اشرافي در دوره‌ی موسوم به سازندگي در مديريت‌هاي ارشد رواج يافت و به قُرُق كردن برخي اماكن و تفريحگاهها منجر مي‌شد اما آنچه در اين گفتار مدنظر نگارنده مي‌باشد نوعي از كوچ سياسي است كه به منظور آشفتگي و فرسايش در سياست ملي و تحت الشعاع قرار دادن مناسبات سياسي صورت پذيرفته است.

به 3 مسير زير توجه كنيد تا سياحت سياسي يك سياستمدار رمزگشايي شود.

مسير اول: ايران- تهران- خيابان انقلاب- خيابان فلسطين- حسينيه‌ی امام خميني- جشن ملي تنفيذ رياست جمهوري منتخب در حضور حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامي

مسير دوم: ايران- تهران- ميدان بهارستان- مجلس شوراي اسلامي- جشن ملي تحليف دهمين رئيس جمهوري اسلامي ايران

مسير سوم: تهران- سوادكوه- زيرآب- بابل- بندپي- منطقه‌ی ييلاقي شيخ موسي- نور- لاويجِ چمستان.

درست دريافتيد! فرعي سوم اما غير از شاهراه اول و دوم است. مسير اول و دوم مهياي جشن مردم و دولت اسلامي و بلكه امت اسلام است. اين در حالي است كه مسير سوم، مسير فرديت و قهر از ملت است. در اينجا آب و هواي تنفيذ و تحليف سرشار از عطر معنويت است، به گونه‌اي كه اهل حكمت را بي‌نياز از كوچ ساخته است. شاهراه‌هاي مسير اول و دوم آن‌قدر فراخ است كه ورود به جاده‌هاي مالرو و صعب و سخت كوهستان [بخوانيد حضور در توده‌هاي طوفاني و فتنه آلود سياست] در اين موسم بهاري به احدي توصيه نمي‌شود. مسير تنفيذ از ديرباز تاكنون مسير تمكين به قانون و رأي ملت بود، به‌خصوص اينكه دولت‌داري در خنكاي تنفيذ و تحليف با انفاس قدسي ولايت امري فقيهي پارسا و نايب الامام(عج) گوارا شده، مشروعيت مي‌يابد و امضاء مي‌شود.

جشن تنفيذ با درجه‌اي از اهميت در تاريخ سياسي انقلاب اسلامي برخوردار بوده و هست كه اقشاري از لايه‌هاي ملت در كنار رجال ديني و سياسي به‌علاوه‌ی سفرا و نمايندگان ممالك دول خارجه با تعطيلي تمامي كارهاي فرعي، خويش را به اين مراسم آييني مي‌رسانند و بر شكوه آن مي‌افزايند، همانطور كه از آن حظ برده و براي فرداي خويش مدد مي‌جويند. اما يك سياستمدار در چنين مقطعي از خود نوعي تشخص بروز مي‌دهد تا ابهت اين مراسم آييني را درهم بشكند. گويا او از محمول تنفيذ و تحليف دل خوشي ندارد، اما تنفيذ و تحليف در ادبيات ساختاري انقلاب اسلامي آن‌قدر مهم بود تا ملت از او مطالبه كند كه وي آن احساس تشخص را از خويش دور كند. به هر روي عاليجناب بخواهند و نخواهند مسير سوم في حد ذاته شگفتي ساز است. شگفتي نه از آن روي كه مراسم آييني چيزي كم داشته و با كاستي‌اي روبرو شده باشد، زيرا قانون اساسي ملت بزرگ ايران را پيشاپيش مستظهر به عبور از پديده‌ی موهوم قحط الرجالي نموده و اندازه‌هاي اين جشن‌هاي ساختاري و آييني را نشان داده و نيز وزانت و ابهت ميزبانان آن را نيز فراتر از قهر و اخم سياستمداران ذينفوذ ترسيم و تصوير كرده است، بلكه شگفتي و تحير از آن روي كه يك سياستمدار كه حتماً در زمره‌ی خواص كشور مي‌باشد، براي نخستين بار در تاريخ انقلاب اسلامي هنگامه‌اي كه همه‌ی اذهان به نقطه‌اي تاريخي متمركز شد، از ييلاق و تفرجگاهي سر در آورد كه خارج از شاهراه‌هاي تنفيذ و تحليف بود. اكنون بحث بر آن نيست که در قبولي يا مردودي اين فرد از طايفه‌ی خواص موضوع گفته شده حكمي صادر شود اما اين حق برای خوانندگان گرامي محفوظ است تا پس از رصد كردن 3 مسير ذكر شده در اين گفتار، حُكمي در تراز اين سياستمدار صادر كنند.

...امروز يازدهم مرداد هشتاد و هشت است! يك روز ما قبل مراسم آييني تنفيذ و متعاقب آن تحليف! گروهي پيشرو امنيتي و لجستيكي‌ از تهران خارج مي‌شود! پيشقراولان آقاي سياستمدار مسير سوادكوه را مي‌پيمايند و به قصد كنترل نقطه‌اي كوهستاني در بابل عزيمت مي‌كنند. موضوع با مسئول سابق امنيتي مازندران؛ كيومرث نياز آذري كه اكنون مدير دانشگاه آزاد ساري است، چك مي‌شود. اكنون همه چيز براي قهر از تهران آماده است. من قهر مي‌كنم، پس هستم! سياستمدار حركت مي‌كند. سوادكوه، زيرآب و اكنون منطقه‌ی كوهستاني «رجه» كه عنوان شهرك صنعتي را نيز با خود يدك مي‌كشد، زيرپاي هاشمي رفسنجاني است. اهالي رسانه مي‌گويند او تهران را به قصد خاصي اما به مقصدي نامعلوم ترك كرده است. اما مگر مي‌شود به ديار علويان طبري وارد شد، به گونه‌اي كه علويان طبرستان از آن بي‌خبر باشند. توده‌ی اصولگرا و آگاهان منطقه در حيرتي سخت فرو مي‌روند و از بانيان اين سياحت شگفت زده‌اند كه از چه روي، برخي افراد انگشت شمار اين ديار در ميزباني افراط مي‌كنند و در برابر جشن امت و رهبري در تنفيذ و تحليف تهران، سفره‌اي در كوهستان گسترانيده‌اند؟! او پيش‌تر از روز مبعث نيز با تهران قهر كرده بود اما به‌جاي كوهستان، به علي ابن موسي الرضا پناه برده بود. داخلي‌ها و خارجي‌ها مرتب ضريب القاي اين قهر و ييلاق و قشلاق سياسي را بيشتر مي‌كنند. اينجا «رجه» است. همسر، پسر و دختر سياستمدار او را همراهي مي‌كنند. قريب به 40 محافظ، امور امنيتي آنها را تدارك مي‌كنند. يك‌دستگاه آمبولانس و يك‌دستگاه اتومبيل حاوي مواد خوراكي اين سياست ييلاقي را همراهي مي‌كنند. «رجه» به‌عنوان نقطه‌ رهايي گردش ميداني سياستمدار انتخاب شد.

گفته مي‌شود يك روز قبل از تنفيذ، عاليجناب كوچك؛ جاسبي در اين مكان با هاشمي رفسنجاني ديدار مي‌كند. رئيس دانشگاه آزاد ساري و يكي ديگر از هم قطاران او نيز به ديدار ايشان مي‌شتابند. اينجا خبري از تنفيذ نيست. حاج آقا پس از ساعاتي به منطقه‌ی كوهستاني «شيخ موسي» عزيمت مي‌كند. شيخ موسي منطقه‌اي ييلاقي در بابل است. شيخ موسي در ايام تعطيل، شاهد حضور افراد خاص در خود بوده و در مابقي ايام عموماً غير مسكوني مي‌باشد. 15 نفر از مردم منطقه بر اين ميهمان سياستمدار وارد مي‌شوند. حاج آقا به هر يك، اسكناسي 2 هزار توماني عيدي مي‌دهد. اهالي فقير و مقيم لب به شكوه گشوده و مي‌گويند راه نداريم و مي‌شنوند از همان كسي كه به او رأي داديد، بخواهيد تا براي شما بسازد و جاده بكشد.

حاج آقا در منطقه‌ی كوهستاني لفور به دهكده‌ی «اسب‌خني» پاي مي‌گذارد. اسب‌خني، روستاي كوهستاني قبيله‌ی رئيس سابق اطلاعات مازندران، كيومرث نياز آذري (رئيس دانشگاه‌ آزاد كنوني ساري) است. كيومرث، حاج آقا را به «درزي كلا» مي‌برد و به افتخار او ميزباني ناهار را ترتيب مي‌دهد و به اين ترتيب، آيين تنفيذ سپري مي‌شود. تحليف كه فرا مي‌رسد گروه حاج آقا منطقه‌ی كوهستاني رجه در بابل را به قصد منطقه‌ی لاويج چمستان در شهرستان نور ترك مي‌كند. توقف چهار، پنچ ساعتي در اينجا، انسان را از اخبار مراسمات ملي تهران دور مي‌كند. حاج آقا ناهار را در دامنه‌ی ارتفاعات برخوردار از چشمه‌هاي آب گرم صرف می‌کند و ساعاتي بعد، دوباره به آسايشگاه كوهستاني بابل مراجعت مي‌كند.

با اينكه قضاوت را بر عهده‌ی مخاطبان ارجمند گزارده‌ايم اما نيك مي‌دانيم كه برخي خواص بايد از بعضي تشخص طلبي‌ها به نفع ملت و دولت اسلامي دست كشند و خود را در درياي عظيم ملت مستغرق يابند چه اينكه قدرت و سياست در نظام اسلامي هيچ‌گاه آسايش نمي‌يابد، آسوده نمي‌گردد و ييلاق و قشلاق بر نمي‌دارد. وانگهي رجال و خواص بايد مستحضر باشند كه دوام و بقاي انقلاب اسلامي هرگز مستظهر و قائم به افراد نيست بلكه به قدرت قاهره‌ی خداي بزرگ و پيوند پر بركت امام و امت در نظام ديني ابتنا يافته است.

منبع

آيت در حال انتقال اسناد مهمي درباره موسوي ترور شد

ابراهيم اسرافيليان نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي
آيت در حال انتقال اسناد مهمي درباره موسوي ترور شد

ابراهيم اسرافيليان نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي، نكات مهمي درباره ويژگي‌هاي شهيد آيت و علت ترور وي را بيان كرد.

رابطه شما با شهید دکتر سید حسن آیت چگونه شکل گرفت و از چه زمانی در کنار هم بودید؟

من از سال 1341 که امام راحل علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بیانیه صادر فرمودند، فعالیت‌های خود را علیه رژیم شاه شروع کردم، یعنی در ابتدا از پخش اعلامیه آغاز کردم تا اینکه وارد یک گروه به اصطلاح زیرزمینی شدم. آن گروه را مرحوم شهید آیت تشکیل داده بود و افرادی چون شهید محمد منتظری در آن حضور داشتند.

شهید آ‌یت بعد از آنکه حزب زحمتکشان را ترک کرد این گروه را تشکیل داد؟

بله، آیت بسیار به آیت‌الله کاشانی علاقه داشت و اصلا حضورش در حزب زحمتکشان به واسطه همین علاقه بود. او بعد از ارتحال آقای کاشانی به خاطر اینکه بقایی با مصدق تعارض داشت به سمت حزب او تمایل پیدا کرد.

چگونه آیت از بقایی جدا شد؟

سال 1347 بقایی از آیت دعوت کرده بود به یک مراسم یا بهتر بگویم جلسه‌ای که قرار بود از طرف حزب در کوهرنگ تشکیل شود برود و وقتی در آن جلسه، شهید آیت با صداقت از جنگ و مبارزه مسلحانه دفاع کرد، بقایی او را از حزب زحمتکشان اخراج کرد. آیت در همان سال‌ 47 گروه زیرزمینی خودش را تشکیل داده بود و می‌گفت ما دو راه داریم؛ یا باید بمیریم یا اینکه دست به اسلحه ببریم که خودش راه دوم را انتخاب کرد.

شهید آیت از لحاظ شخصیتی چگونه آدمی بود؟

او از سنین طفولیت یعنی از سن دبستان به دنبال مسائل سیاسی بود، روزنامه‌ها و منابع سیاسی را مطالعه می‌کرد و اطلاعات وسیعی داشت به صورتی‌که بدون اغراق یک دایرهًْ‌المعارف کامل سیاسی بود، روی این اصل افراد را بخوبی می‌شناخت چون در مطالعات خود هر نکته و سندی که می‌دید نگه می‌داشت و آرشیو می‌کرد. ابتدا که روزنامه‌ها را می‌خواند نکات مهمش را درمی‌آورد و در حفره‌هایی در دیوار خانه‌اش جاسازی می‌کرد، بعدها هم صندوقچه‌ای فلزی تهیه کرده بود که این اسناد و مطالب را در آن می‌گذاشت.

مثلا او از بنی‌صدر شناخت زیادی داشت به‌طوری‌که هنگام اقامت امام در فرانسه مرتب از طریق تلفن با شهید محمد منتظری تماس می‌گرفت و راجع به بنی‌صدر هشدار می‌داد و می‌گفت، او را از بیت دور کنند و از سوابق بنی‌صدر و اطرافیانش به شهید منتظری می‌گفت. وقتی هم انقلاب شد و بنی‌صدر برای ریاست جمهوری نامزد شد، مرحوم شهید آیت بشدت مخالفت کرد. یادم هست یک شب فردی به نام «مرتضی مهذب» آمد منزل من و یکسری اسناد به همراه خودش آورده بود، می‌گفت، توأمان حساب‌دار ارتش و دارایی است. آن زمان برق به صورت نوبتی قطع می‌شد برای همین برق محله‌ها قطع بود که این فرد از تاریکی استفاده کرده و خودش را به خانه ما رسانده بود.

اسناد مربوط به چه چیزی بود؟

اسناد مربوط به کمک‌های مالی بنی‌صدر به احزاب کومله، مجاهدین خلق و دموکرات بود که از بودجه ارتش پرداخت شده بود. من از همه مدارک کپی گرفتم، حدود 45 سند بود که یکسری کپی کامل از آن را به شهید بهشتی و یکسری را به شهید آیت و یکسری را به آقای رفسنجانی دادم. آیت برخی از اسناد را علنی کرد برای همین بنی‌صدر با توطئه‌هایی که در روزنامه تحت امر خود یعنی «انقلاب اسلامی» علیه آیت طرح‌ریزی کرد قصد ترور شخصیت او را داشت.

در جایی گفته‌اید یک‌سری کامل از کپی اسناد را به حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای داده‌اید؟

اگر اشتباه نکنم دادم چون تنها کسی که درباره عدم کفایت بنی‌صدر از این اسناد استفاده کرد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودند.

شهید آیت یا خودتان استفاده نکردید؟

آیت کم و بیش به آنها استناد می‌کرد اما من به عنوان مثال در جلسه‌ای که به منظور «وحدت حوزه و دانشگاه» در قم برگزار شد حضور پیدا کردم و آقایان طاهری خرم‌آبادی و مدنی هم سخنرانی کردند، از این مدارک استفاده کردم.

در آن جلسه هیچکس حاضر نشد در جلسه پرسش و پاسخ شرکت کند اما من به تمام سؤالات پاسخ دادم و به آنچه دانشجویان و طلاب درباره بنی‌صدر می‌پرسیدند، با استناد به این مدارک، جواب می‌دادم.

توطئه بنی‌صدر علیه شهید آیت چه بود؟

همان نوار کذایی که به دروغ، تیتر یک روزنامه انقلاب اسلامی شد. در جایی از آیت سوال می‌شود و او پاسخ می‌دهد، بعد آنقدر سر و ته نوار را می‌زنند که طرف مستمع تصور می‌کند آیت طرح کودتا دارد؛ برای همین سر زبان‌ها انداختند«آیت کودتاچی».

شهید آیت، انقلاب را چگونه پیش‌بینی می‌کرد و چه سرنوشتی را برای آن متصور می‌شد؟

آیت نگاه بازی داشت. او برای هر عملی، عکس‌العملی را پیش‌بینی می‌کرد. مثلا عده‌ای از بچه‌های چپ، سازمان ملی دانشگاهیان را راه‌اندازی کردند که در بین دانشجویان رسوخ و آنها را جذب کنند، آنها تفکرات مصدق را دنبال می‌کردند؛ برای همین آیت، جامعه اسلامی دانشگاهیان را تاسیس کرد و به تفکرات آیت‌الله کاشانی پرداخت و در اساسنامه جامعه اسلامی، اصولی همچون برقراری نظام ولایت فقیه را قرار داده بود.

در این تشکل چه افرادی عضو بودند؟

دوستانمان بودند اما افرادی مثل پیمان و ملکی هم حضور داشتند اما به مرور زمان که متوجه شدند چه خبر است ناراحت شدند و رفتند. یادم هست روزی احسان نراقی با من تماس گرفت و گفت بیا وزارت علوم. به آنجا رفتم، از من پرسید شما چه کار می‌خواهید انجام دهید؟ من هم گفتم کاره‌ای نیستم و باید از امام خمینی بپرسید چه می‌خواهد که نراقی بسیار ناراحت شد.

گویا شهید آیت با وزارت میرحسین موسوی در امور خارجه مخالف بود.

بله! شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین‌طور شهید دیالمه. این 2 نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت می‌گفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؛ حالا چطور می‌تواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان می‌کرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امورخارجه به مجلس معرفی شود و رای اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 16 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.

اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟

این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله 30 تا 40 متری بنزی مشاهده مي‌شود که راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به 65 گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.

اسناد چه شد؟

خانم دکتر آیت می‌گوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه می‌رود تا اینکه به وزارت امور خارجه می‌رسد، در آنجا فردی پیدا می‌شود و می‌گوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر می‌کند اما از آن فرد خبری نمی‌شود تا اینکه معلوم می‌شود از در دیگر ساختمان فرار کرده است. پروفسور محمد مجری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌کرد، می‌گفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است اما الآن هیچ خبری از پروفسور مجری ندارم و اصلا نمی‌دانم زنده است یا نه.

آیت در گفت‌وگوهایش درباره شخص میرحسین چه مطالبی را عنوان می‌کرد؟

آیت می‌گفت موسوی اعتقادی به ولایت فقیه ندارد و از نظر مذهبی هم نظر قاطعی ندارد.

مناسبات میرحسین با پیمان چگونه بود؟

بسیار با هم دمخور بودند برای همین است که موسوی تفسیر 2 آیه از قرآن را با نگاهی کاملا چپ می‌نویسد یعنی تحت القائات پیمان چنین کتابی را می‌نویسد.

پس چطور موسوی به حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد؟

جواب این سؤال را از زبان شهید آیت برای‌تان نقل می‌کنم، آیت می‌گفت، موسوی خودش را درون نظام جا کرده تا از آن استفاده کند و بموقع جلوی آن می‌ایستد.

یعنی عدم تمکین به قانون اساسی و ولایت فقیه در گذشته هم در موسوی وجود داشت؟

چه عرض کنم؟! من تعجب می‌کنم از موسوی که چرا جلوی ولی فقیه می‌ایستد چون او هرچه داشت از ولایت فقیه بود البته نباید تعجب کرد؛ چرا که آیت پیش‌بینی کرده بود و فقط من تصور می‌کردم پیش‌بینی آیت اشتباه باشد. من یادم هست دوره اول ریاست‌جمهوری «آقا» در قانون اساسی اینگونه آمده بود که انتخاب نخست‌وزیر حق رئیس‌جمهور است ولی نه در دوره اول و نه در دوره دوم آقای خامنه‌ای، موسوی را معرفی نکردند. نمایندگان مجلس هم که سر دوراهی بودند، چون ‌رفسنجانی می‌گفت، نظر امام، میرحسین است اما از طرفی وقتی با بیت امام تماس می‌گرفتیم، امام تکلیف را جور دیگری عنوان می‌کردند تا اینکه 99 نفر به موسوی رای ندادند اما چون آرا مخفی بود، دارودسته موسوی با حدس و گمان اسامی 99 نفر را روی کاغذ نوشتند و به‌عنوان افراد ضدولایت فقیه منتشر کردند که بعدا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشریف آوردند مجلس و فرمودند نمایندگان مخالف 99 نفر نبودند بلکه یکصد نفر بودند چون صدمین نفر من هستم. یا در زمان تصدی پست نخست‌وزیری از سوی موسوی نمایندگان طرح سوال از وی را درباره ماجرای مک فارلین مطرح کردند که او به همراه لابی‌هایش در مجلس برای فرار از قضیه، برچسب ضدولایت فقیه به طراحان سوال زد. او همه جا از حضرت امام و ولی فقیه مایه می‌گذاشت و به ظاهر، قانون را در برابر ولی فقیه، هیچ می‌دانست. در دور دوم ریاست‌جمهوری «آقا» هم شورایی تشکیل شد که به دروغ می‌گفتند، زیر نظر حضرت امام بوده و موسوی را بدون نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای انتخاب کردند.

یادم هست زمانی آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور تشریف بردند مشهد برای سخنرانی، در آن زمان محتشمی‌پور وزیر کشور بود. او دستور داد تا از سخنرانی آقا جلوگیری کنند چون می‌گفتند سخنران باید از وزارت کشور مجوز داشته باشد و آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور از وزیر کشور مجوز دریافت
نکرده بود(!)

خلاصه! اوضاع به کام موسوی بود و در جایی که منافع داشت، خودش را به ولی فقیه می‌چسباند و در جایی که نداشت، برابر ولی فقیه می‌ایستاد. همان زمان هم وقتی ما در کمیسیون سوالات که 13 نفر بودیم می‌خواستیم نظر امام را درباره هر موضوعی مثل موسوی بدانیم، می‌گفتند امام بیمار است ولی آخر سر خودشان از امام پیغام می‌آوردند که امام تکلیف را بر انتخاب موسوی قرار داده‌اند؛ بدون اینکه دست خطی از معظم‌له بیاورند.

این‌گونه پیش‌بینی‌های شهید آیت، قبلا هم به عینیت رسیده بود، یعنی آیت اصولا آدم آینده‌نگری بود یا فقط درباره میرحسین، حرفش درست از آب درآمد؟

سیاستمداری و حل و فصل قضایا و تحلیل جریانات، طبع سیاسی می‌خواهد که آیت آن را داشت. آیت انقلاب فرهنگی را پیش‌بینی می‌کرد که این اتفاق افتاد. آیت در آن نوار که بنی‌صدر با تحریفش، از آن سوءاستفاده کرد، درباره انقلاب فرهنگی تحلیل کرده و حتی خبر داده بود. آیت بخوبی مناسبات را تجزیه و تحلیل می‌کرد؛ برای همین اتفاقاتی که پیش‌بینی می‌کرد واقعا می‌افتاد، از این رو عده‌ای می‌گفتند آیت از آینده خبر دارد در حالی که او تنها قدرت و قوه تحلیل خوبی داشت و به واسطه سیاست‌ورزی و نگاه هوشمندانه‌اش می‌توانست بفهمد چه کسی جلوی نظام قرار می‌گیرد و قدم‌علم می‌کند و چه کسی برای چه منفعتی خودش را به نظام می‌چسباند یا چه کسی فعلا از نظام بهره‌گیری می‌کند. درباره بنی‌صدر گفتم که آیت بخوبی از همان زمانی که حضرت امام در فرانسه تشریف داشتند، درباره او هشدار می‌داد و به شهید محمد منتظری تلفن می‌زد و می‌گفت، بنی‌صدر را از آنجا دور کنید چون آدم درست و حسابی‌ای نیست.

شهید آیت به مرزبندی رایج آن زمان اعتقاد داشت؟

آیت آدم شریف و باتقوایی بود برای همین کسانی را که از خط انقلاب دور شده بودند، از خودش طرد نمی‌کرد و می‌گفت، اینها هم آدم‌های خوبی هستند ولی راه را گم کرده‌اند. آیت با برخی از اساتید دانشگاه‌ها هم ارتباط نزدیکی داشت و می‌دانست چه استادی در کدام خط است و چه استادی در چه خطی. او سعی می‌کرد ولایت فقیه و اسلام را در ذهن معلمان و استادان جا بیندازد تا آنها هم برای دانش‌آموزان و دانشجویان خود تدریس کنند. آیت به ولایت فقیه اعتقاد راسخ داشت. درباره جامعه اسلامی دانشگاهیان هم همانطور که گفتم، اصل اساسنامه را برقراری نظام ولایت فقیه قرار داده بود در حالی که خیلی‌ها در آن زمان کاملا خط مارکسیستی را دنبال می‌کردند و اصلا در این قید و بند نبودند برای همین است که آیت درباره ارتباط میرحسین با ولی فقيه احساس خطر کرد و پیش‌بینی‌هایی در این زمینه داشت که متاسفانه با عملکردهای موسوی تحقق یافت..

منبع

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/2

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/۲
ارتباط مستمر سفارت انگليس با ستاد موسوي و كروبي/ عطريانفر، ليلاز و شمس‌الواعظين از مرتبطين مهم

كمتر از يك ماه قبل بود كه حجت‌الاسلام محسني اژه‌اي وزير وقت اطلاعات از صدها بار تماس برخي ستادهاي انتخاباتي با سفارت‌خانه‌هاي خارجي در تهران به‌ويژه سفارت انگليس خبر داد. خبري كه اگرچه اژه‌اي در آن اشاره مستقيمي به نام اين ستادها نكرد اما ضمير به‌سرعت مرجع خود را پيدا كرد و قربان بهزاديان‌نژاد رئيس ستاد انتخاباتي موسوي هرگونه ارتباط با اين سفارت‌خانه‌ها را تكذيب و اضافه كرد، علي‌رغم درخواست‌هاي متعدد اين سفارت‌خانه‌ها براي تماس با ستاد، از قبل از انتخابات، هرگونه تماس ممنوع شد.

همچنين ميرحسين موسوي نيز در واكنش به اعترافات تكان‌دهنده ابطحي و عطريانفر، بلافاصله با سايت خود مصاحبه كرد و با اشاره به آنچه كه آن را دروغ‌پراکنی‌های رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبون‌ها مي‌ناميد، گفت: به‌رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق‌طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملاً داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله‌گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست‌ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد می‌کند. در حرکت عظیمی که در سراسر جهان از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع از مردم داخل کشور صورت گرفت، به طور محسوسی این فاصله‌گذاری نمایان بود و جا دارد از همه این هموطنان سپاس‌گزاری و تقدیر شود.»

با اين حال، يك هفته پس از اين ادعاي موسوي، اين بار نوبت دبير اول سياسي سفارت انگليس شد تا با بيان اينكه در تهران به ستاد آقاي موسوي رفته و با مسئولان تبليغاتي و مشاورين وي جلسه داشت، گفت: ما ملاقات‌هايي را نيز با اعضاي حزب اعتمادملي داشتيم كه اين تماس ها در مراحل بعد و دوران اغتشاشات نيز ادامه پيدا كرد.

بنا بر اين گزارش، در جلسه امروز دادگاه كه به بررسي اتهامات چند تن از عوامل اغتشاشات اخير در كشور اختصاص يافته بود، نماينده دادستان به قرائت كيفر خواست مير محمدحسين رسام تحليلگر ارشد سفارت انگليس پرداخت و وي را متهم به جاسوسي براي بيگانگان دانست.

نماينده دادستان با اشاره به ملاقات‌هاي متعدد رسام با فعالان سياسي، قومي، نمايندگان احزاب، اقليت‌هاي مذهبي، تشكل‌هاي غير دولتي و نيز فعالان حوزه و دانشگاه گفت: وي شخصاً در روزهاي 22، 25 و 28 خرداد ماه در اغتشاشات خياباني حضور داشته و اخبار و اطلاعات اين موضوع را پس از جمع آوري به وزارت خارجه انگليس ارسال مي‌كرده است.

به گفته نماينده مدعي العموم، حسين رسام به همراه توماس برن دبير دوم سفارت انگليس و شون مورفي دبير سفارت استراليا در ستاد ميرحسين موسوي رفت و آمد داشته و با علي ماهر از مشاورين ستاد مركزي انتخابات مير حسين موسوي نيز تعاملات مختلفي را داشته اند.

وي تأكيد كرد: بنا به تحقيقات معاونت ضد جاسوسي وزارت اطلاعات، مجرميت تحليلگر ارشد سياسي سفارت انگليس محرز بوده و بايد طبق مواد 501، 505، 618 قانون مجازات اسلامي محاكم و مجازات شوند.

* عطريانفر، سعيد ليلاز و شمس الواعظين از مرتبطين مهم سفارت انگليس هستند

حسين رسام پس از قرار گرفتن در جايگاه متهمان به معرفي خود پرداخت و با اشاره به سابق 5 ساله خود در سفارت انگليس، وظيفه اصلي‌اش را جمع آوري اطلاعات و اخبار مورد نياز اين كشور توسط مرتبطين سفارت در تهران و شهرستان‌ها و گروه هاي خاص اعلام كرد.

به گزارش فارس، وي با تشريح نحوه ارتباط گيري با گروه ها و اشخاص مختلف، استخدام كاركنان ايراني توسط اين سفارت خانه را اقدامي براي پوشش دادن نحوه كسب خبر عنوان كرد و افزود: من در طول 5 سال اخير 130 مرتبط با سفارت انگليس و طي يكسال اخير 50 نفر ديگر را جذب كرده ام و از طريق قرارها و ملاقاتي با آنها در رستوران‌ها و كافي شاپ ها مي‌گذاشتم، اطلاعات مورد نياز را كسب مي‌كردم.

رسام از افرادي همچون عطريانفر، سعيد ليلاز و شمس الواعظين به عنوان مرتبطين مهم خود نام برد و افزود: سفارت انگليس از طريق بخش صدور ويزا نيز اقدام به جمع آوري اطلاعات و ارتباط گيري با افراد مستعد مي‌كرد.

تحليل گر ارشد سفارت انگليس، استفاده از شوراي فرهنگي بريتانيا روش ديگري براي كسب اخبار دانست و افزود: اين شورا از طريق ايجاد بانك اطلاعاتي براي پذيرش دوره IELTS، برگزاري دوره هاي مشترك با نهادهاي دولتي و حكومتي، شناسايي و جذب نخبگان از طريق اعطاي بورسيه و نيز جاسوسي علمي و صنعتي در دانشگاه‌ها اقدام به جمع آوري اطلاعات مورد نياز مي‌كرد.

رسام استفاده از NGO ها را يكي ديگر از راه هاي كسب اخبار توسط سفارت انگليس دانست و افزود: سالانه 300 هزار پوند براي كمك براي سازمان هاي مردم نهاد ايراني هزينه مي‌شد.

تحليلگر ارشد سفارت انگليس با تشريح روند ارائه اطلاعات به وزارت خارجه اين كشور افزود: بخشي از گزارش‌ها و سياست هاي پيشنهادي ما به شبكه BBC فارسي ابلاغ مي‌شد تا از آن طريق اجرا شود.

رسام با با يادآوري شكل گيري جلسات سياسي در سفارت انگليس گفت: از حدود 4 ماه قبل از انتخابات جلسات مختلفي در اين خصوص تشكيل شد و اطلاعات لازم از طريق مرتبطين و فعالان سياسي به ويژه اصلاح طلبان جمع آوري شده بود. همچنين سفرهايي نيز به استان هاي مختلف انجام مي شد كه بر اساس آن ميزان مشاركت و گرايشات هر منطقه تدوين ‌شد.

اين متهم به جاسوسي براي انگليس، به افشاي جزئيات دستورالعمل وزارت خارجه انگليس پرداخت كه در خصوص نحوه اطلاع از ديدگاه‌هاي رهبر انقلاب و گرايشات ايشان و در مراحل بعد ائمه جمعه و نمايندگان ولي فقيه و همچنين فرماندهان سپاهان و بسيج و در كنار آن نيز اطلاعات مورد نياز از مردم عادي اقدام ‌شده است.

تحليل گر ارشد سياسي سفارت انگليس از حضور الكس دبير اول سياسي سفارت انگليس در ستادهاي انتخاباتي ياد كرد و گفت: وي تحت عنوان توريست بدون محدوديت به شهرهاي رشت و قم سفر كرد و به صورت يك فرد ناشناس به ستادهاي آقاي موسوي و احمدي نژاد سر زد. اما در تهران به ستاد آقاي موسوي رفته و با مسئولان تبليغاتي و مشاورين وي جلسه داشت. ما ملاقات‌هايي را نيز با اعضاي حزب اعتمادملي داشتيم كه اين تماس ها در مراحل بعد و دوران اغتشاشات نيز ادامه پيدا كرد.

وي نتيجه انتخابات را باعث شگفتي سفارت انگليس دانست و افزود: گزارشات در لندن بر روي القاي تقلب تأكيد مي‌كرد و طبق دستور سفارت كارمندان محلي و برخي ديپلمات ها در تجمع حضور پيدا مي‌كردند كه از آن جمله مي‌توان به حضور دبير اول سفارت انگليس در درگيري‌هاي خيابان مطهري در تاريخ 24 خرداد، حضور دبير سوم مطبوعاتي در تجمع خيابان شريعتي، حضور دبير سوم سياسي در راهپيمايي خيابان انقلاب و نيز حضور معاون بخش ويزا و تهيه تصاوير از تجمعات اشاره كرد.

وي همچنين از دومينك دبير سوم سفارت انگليس ياد كرد كه با لباس سبز به ميان تجمع كنندگان رفته و به همراه آنها در راهپيمايي هاي غير قانوني حضور يافت.

به گفته رسام، سفير انگليس در ايران ساعت 9 هر روز صبح با تمام اعضاي بخش سياسي جلسه داشته و آخرين اطلاعات را جمع آوري مي‌كرد. وي 8 سؤال كلي را مطرح كرده و از كارمندان مي‌خواست تا جواب آن را از طريق گفت و گو با مردم كسب كنند.

تحليلگر ارشد سفارت انگليس اين سوالات را چنين بر شمرد: در سطح شهر چه اتفاقي مي‌افتد، مواضع جناح ها در براي نماز جمعه رهبر انقلاب چست، كسب اسامي دستگير شدگان، اطلاع از تجمع در شهرستان‌ها، ثبت دلايل معترضان براي تقلب، ملاقات با چهره هاي شاخص كانديداهاي معترض، پيش بيني تظاهر كنندگان از آينده و ميزان اطاعت معترضين از دستورات رهبر معظم انقلاب.

به گفته رسام، جواب اين سؤالات علاوه بر ارائه به وزارت خارجه لندن، از طريق آنها به امريكا نيز فرستاده مي‌شود.

وي تاكيد كرد: تلاش اين بود كه اين انتخابات نقطه عطفي براي اقدامات آينده باشد تا نظام يا مجبور تغيير رفتار شده و يا كليت آن تغيير كند.

تحليل گر ارشد سفارت انگليس در پايان سخنان خود ضمن ابراز پشيماني خواستار عفو توسط نظام و ايجاد فرصتي براي جبران اقدامات خود بر ضد امنيت ملي شد.

وكيل مدافع حسين رسام نيز ضمن اشاره به اقرارات وي و اظهار ندامتش گفت: ايشان قصدي براي ضربه زدن به نظام نداشته و اقداماتش در حد جاسوسي نيست.

منبع

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/1

اعترافات متهمان به كودتاي مخملي/1
هدفمان ضربه به نظام و ايجاد پادشاهي در ايران بود
راه اندازي سايت "راي من کجاست"براي القاي تقلب

دومين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات دستگير شدگان در جريان اغتشاشات پس از انتخابات برگزار شد، كه پس از قرائت كيفر خواست توسط دادستان عمومي، تعدادي از متهمان به فعاليتهاي غيرقانوني خود اعتراف كردند.

به گزارش رجانيوز، متن اعترافات برخي از متهمان به كودتاي مخملي كه صبح روز شنبه 17 مرداد در مجتمع قضايي امام خميني(ره) برگزار شد به شرح ذيل است:


*قرار بود امامزاده زيد، امامزاده علي اكبر چيذر و حسينيه فاطميون را منفجر كنيم

آرش رحماني پور عضو گروهک انجمن پادشاهي ايران و متهم به كودتاي مخملي در دفاعيات خود با اشاره به بهره گيري و سوء استفاده از تظاهرات خياباني پس از انتخابات، گفت : ايجاد درگيري بين نيروهاي حکومتي و مردم و ضربه زدن به نظام براي سرنگوني آن و ايجاد پادشاهي و بازگشت به دوران قبل از انقلاب از جمله اهداف گروهک انجمن پادشاهي ايران بود.

اين متهم، هدف قراردادن مکان هاي مذهبي و مکان هاي مهم سياسي را از ديگر اقدامات گروهکي بيان کرد که خود نيز عضو رسمي آن مي باشد.

وي، انفجار در امامزاده زيد تهران را يکي از اهداف گروهک خود دانست و گفت : از آنچا که اين امامزاده مورد رصد نيروهاي امنيتي بود از انجام انفجار در اين مکان منصرف شديم.

وي تصريح کرد: امامزاده علي اکبر چيذر هدف بعدي ما بود و به ما گفته بودند اين مکان بايد در مراسم هاي مذهبي خاص مورد هدف قرار گيرد که چند بار نيز براي شناسايي اين امامزاده مراجعت کرديم و از آن فيلم و تصوير گرفتيم اما اين مکان نيز تحت کنترل امنيتي بود.

آرش رحماني پور ادامه داد: حسينيه فاطميون و يکي از مراکز سوخت گيري که هر دو در اطراف مجلس شوراي اسلامي قرار دارند نيز از ديگر اهداف ما بود که اعضاي انجمن مي گفتند بايد اين اماکن را مورد هدف قرار دهيم تا قدرت خود را به مسوولان جمهوري اسلامي نشان دهيم چراکه در همان زمان قرار بود دو نفر از عوامل انفجار حسينيه شيراز اعدام شوند و انجمن مي خواست از اين طريق مسوولان جمهوري اسلامي را از اعدام اين دو نفر منصرف کند.

اين متهم اعتراف کرد که ما ساخت چاشني هاي دست ساز را آموزش ديده بوديم اما از نظر علمي اين چاشني ها بسيار ساده بود .

وي تصريح کرد: فردي به نام جمشيد که در لس آنجلس مستقر بود دو ماه قبل از شروع سال 88 در مکاتبات اينترنتي و ارتباطاتي با ما مي گفت برنامه هاي مهمي براي روز انتخابات و چند روز بعد از آن داريم تا بتوانيم در انتخابات رياست جمهوري ايران تاثير بگذاريم.

وي اعتراف کرد: انفجار حسينيه ارشاد و مسجد النبي براي ايجاد جنگ رواني از جمله اهداف ما بود چراکه اين دو شعبه ، شعبه هاي انتخاباتي بسيار مهمي بود و افراد مهم سياسي کشور نيز به اين اماکن رفت و آمد داشتند.

وي افزود: انفجار بمب در اين اماکن مي توانست باعث کاهش مشارکت مردم و نهايتا مخدوش کردن انتخابات شود و در اين رابطه بيش از 100 کيلوگرم مواد انفجاري تهيه شده بود .

اين متهم تصريح کرد: آنها حتي به ما مي گفتند شماره حساب جعلي اعلام کنيد تا برايتان پول واريز کنيم تا از نظر مالي مشکلي نداشته باشيد.

رحماني پور ، هدف انجمن پادشاهي ايران که مرکز آن در لندن است را ايجاد کشتار در داخل کشور و جنگ داخلي و نيز ايجاد رعب و وحشت در بين مردم همچون فضاي کشورهاي افغانستان و عراق بيان کرد و گفت: خوشبختانه و خداي را شکر ،‌در آن لحظه اي که وارد فاز عملياتي مي شديم متوجه شديم نيروهاي امنيتي وارد عمل شدند و ما را دستگير کردند.

وي افزود: جاي شکرش باقي است که وزارت اطلاعات کاملا بر فعاليت هاي ما نظارت مي کرد و حال من در محضر دادگاه اظهار پشيماني مي کنم.

اين متعهم اضافه کرد: بنده بخاطر مشکلات معيشتي و فرهنگي و از همه مهمتر ضعف ايمان وارد اين پروژه شدم و مي دانم جرمم سنگين است ، اما اميدوارم به من فرصت داده شود تا نه تنها در لفظ بلکه در عمل اشتباهات خود را جبران کنم.

رحماني پور تصريح کرد: اميدوارم خداوند و مردم کشورم مرا ببخشند و مورد رافت اسلامي قرار گيرم.

وکيل مدافع آرش رحماني پور که متهم به محاربه و عضويت در گروهک انجمن پادشاهي ايران است پس از اتمام سخنان موکل خود اظهار داشت : باتوجه به اقارير صريح متهم در محضر دادگاه که آثار اين اقارير مثبت بوده و ماموران را به سمت منابع اصلي خرابکارانه هدايت کرده است تقاضاي اجراي ماده 22 قانون مجازات اسلامي مبني بر کاهش مجازات را در باره موکل خود دارم.

صلاحي، همچنين خواستار آن شد که رافت اسلامي شامل حال موکل خود و اجراي ماده 25 قانون مجازات اسلامي شد.

وکيل مدافع رحماني پور افزود: موکل من جمعا 20 سال سن دارد و ملاحظه کرديد که تحت تاثير ضد ارزش ها ، چگونه اجتماعي شده است.

وي يادآور شد: متهم در دفاعيات خود به بيان خط مشي انجمن پادشاهي ايران پرداخت ولي درمورد خودش گفت که قصد انجام جرم را داشته است .

اين وکيل مدافع اظهار داشت: موکل من قصد ارتکاب جرم در شاخه نظامي را داشته اما جرمش عقيم مانده و انفجارهايي از سوي وي انجام نشده و همانطور که وي در دفاعيات بيان کرد از عبارت "مي خواستم"، استفاده کرد.

صلاحي ادامه داد: اما متهم به حدود عملياتي که خودش انجام داده اقرار کرده اما من ترديد دارم که بتوان عنوان محارب بر وي گذاشت.

*گروهك منافقين به ما گفت با كوكتل مولوتف مساجد را آتش بزنيد

ناصر عبدالحسيني که روز شنبه به اتهام محاربه از طريق عضويت و همکاري در راستاي پيشبرد اهداف گروهک تروريستي منافقين، تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلي از طريق شرکت در اغتشاشات به دعوت منافقين، خروج غيرقانوني از کشور و تشويش اذهان عمومي به قصد اخلال در نظم و امنيت کشور متهم مي شود با اشاره به اين که از سال 86 با گروهک تروريستي منافقين آشنا شده است افزود: با تماس هاي مکرر يکي از دوستانم از طريق مرز قصر شيرين به پادگان اشرف رفتم و در آنجا فردي به نام سياوش آموزش مي داد که از جمله اين آموزش ها شرکت در تجمعات، به آشوب کشيدن آنها، رفتن به شعب راي و فيلمبرداري از شعب خالي و ارسال تصاوير به آنها بود.

وي اضافه کرد که کارهاي تبليغاتي را در ايام انتخابات شروع کرديم از جمله اين که قرار بود تصوير سرکرده منافقين را مقابل دانشگاه ها نصب کرده و يا با بالن به هوا بفرستيم.

اين متهم با بيان اين که مشکل مالي داشته است، گفت: آنان روي اين نقطه ضعف ما دست گذاشتند و به من پيشنهادهاي خاص دادند؛ از جمله اين که مرا پس از چند وقت به هر کشوري که خواستم مي فرستند.

اين متهم با بيان اين که مدتي تماس هايش با افراد مذکور قطع بوده است، اظهار داشت: زمان انتخابات در بوشهر و مشغول کار بودم که از من خواسته شد به شعب اخذ راي بروم و فيلمبرداري کنم.

وي اظهار داشت: يک هفته پس از انتخابات فردي به نام زهره با من تماس گرفت و مرا با نام بهروز خطاب کرد و گفت امروز با دوستانت به شهر برو، با کوکتل مولوتف اتوبوس ها را نگه دار، مسافران را پياده کن و اتوبوس ها را آتش بزنيد؛ به مساجد حمله کنيد و آنان را آتش بزنيد.

وي که 23 سال سن دارد، ضمن پذيرش اتهامات خود از دادگاه و ملت ايران تقاضاي عفو و بخشش کرد.

در ادامه اين بخش از رسيدگي به دادگاه متهمان اغتشاشات اخير وکيل مدافع متهم ياد شده در دفاعيات خود اظهار داشت که موکلش قصد اخلال داشته و صرف قصد، جرم نيست.

وي با برشمردن عناصر مجرمانه و با اشاره به اعترافات صريح متهم از دادگاه تخفيف مجازات و صدور حکم قرائت را خواستار شد و در عين حال از دادگاه براي تکميل دفاعيات خود يک هفته استمهال درخواست کرد که قاضي دادگاه نيز با اين درخواست موافقت کرد.


* سايت "راي من کجاست" را براي القاي تقلب راه اندازي كردم

رضا رفيعي فروشان که در دومين جلسه علني محاکمه عناصر دخيل در آشوب هاي تهران در مجتمع قضايي امام خميني (ره) به دفاع از خود مي پرداخت پس از ارايه تاريخچه اي از آشنايي و سابقه همکاري خود با مجله تايم اظهار داشت که آن زمان ماموريتش حضور در مصاحبه هاي رياست جمهوري و صحبت هدفمند مجله تايم در اين مصاحبه ها با سران جمهوري اسلامي بوده است.

وي در ادامه اظهارات خود با اشاره به راه اندازي وب سايتي به نام جزيره کيش، گفت: در اين وب سايت مطالب گوناگوني از جمله مصاحبه با افرادي از جناح هاي اصطلاح طلب را منتشر مي کردم.

وي که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق جاسوسي به نفع بيگانگان محاکمه مي شود با اشاره به حضور خود در آزمون بي بي سي در قبرس که به گفته وي 20 نفر از ايرانيان نيز حضور داشتند، گفت: اين حضور ادامه نيافت.

رفيعي سپس به تشکيل يک NGO اصلاح طلب اشاره کرد و گفت: از طريق اين NGO ايراني ها را به دانشگاه هاي اروپايي مي فرستاديم.

اين متهم اغتشاشات اخير افزود: در دور دوم رياست جمهوري خاتمي بنا به علاقه شخصي به ستادهاي وي کمک و وب سايتي را در اين زمينه راه اندازي کردم.

رفيعي سپس با بيان اين که راه اندازي ارتباط تلويزيوني با ماهواره هاي عربي را در امارات انجام مي داده است، گفت: در آن زمان اقاي افخمي با من مرتبط شد و خواست که يک کانال خصوصي براي حزب اعتماد ملي راه اندازي شود.

عضو ستاد 88 با بيان اين که اين کانال به مهدي کروبي متعلق بوده است، گفت که 400 هزار دلار براي راه اندازي اين کانال هزينه کردند اما به دلايلي از جمله مخالفت شوراي امنيت ملي ايران هيچگاه راه اندازي نشد.

رفيعي که به گفته نماينده دادستان تهران با راه اندازي ستاد مجازي 88 و با هدف حمايت از موسوي در اينترنت به القاي مطالب کذب از جمله تقلب در انتخابات و ارسال اطلاعات اقدام مي کرده است، ادامه داد: پس از اين، من تحت نظر سرويس هاي امنيتي قرار گرفتم از جمله اين که کنسولگري آمريکا پي گيري کرد که چه کسي اقدام به تاسيس چنين کانالي کرده است.

وي با اشاره به ارتباط خود با جوليا برنز که به گفته وي مسئول ميز ايران در وزارت خارجه آمريکا در امارات بوده است، گفت: وقتي به آن مرکز رفتم، آنقدر بر روي پشت بام آن بشقاب هاي مخابراتي بود که بر روي آن پوستر تبليغاتي گذاشته بودند.

اين متهم افزود: اين مرکز به تله نخبگان ايراني و کسب اطلاعات ايرانيان ساکن دبي حاشيه خليج فارس و کساني که براي اخذ ويزا به دبي مي آيند تبديل شده بود.

وي که به گفته خودش داراي دکتراي اقتصاد است به تماس هاي تلفني خود با نازي بيگلري اشاره کرد و گفت: وي بر روي تاثير تحريم آمريکا بر روي ايران تحقيقاتي انجام مي داد که از من نيز خواست در اين زمينه همکاري کنم و من نيز خواستم که اظهاراتم از صداي آمريکا پخش شود.

رفيعي سپس با اشاره به اين که از مهر پارسال وارد ايران شده است، گفت: ابتدا خاتمي قصد شرکت در انتخابات داشت و من سعي کردم با او همکاري کنم اما او کنار کشيد و با آمدن موسوي تبليغات انتخاباتي خود را در اين زمينه آغاز کردم.

اين متهم با اشاره به ايجاد وب سايتي که در اين زمينه ايجاد کرده است، گفت: احساس مي کردم که تبليغات مثبتي مي کنم، سلطنت طلب، ضد انقلاب و ... مي آمدند و من آنها را حتي ترغيب به راي دادن مي کردم.

رفيعي اذعان کرد تا روز پس از تاييد، آنان خاموش بودند اما پس از آن متوجه شدم بسياري از افراد اين صفحه به ويژه بخش عمده اي که آمريکايي بودند افراد را به نافرماني و اعتراض به نتيجه انتخابات ترغيب مي کنند.

رفيعي با بيان اين که وي نيز به هيجان عمومي متصل شده است، گفت: من در راهپيمايي ها شرکت مي کردم، با تلفن همراه تصوير مي کردم و با همان هيجان روي صفحه "راي من کجاست" مي گذاشتم؛ با اين تصور که صداي جناح ما به گوش دنيا برسد.

وي افزود: اما زماني متوجه شدم که افراد روي صفحه اقدامشان با برنامه ريزي قبلي بوده و با ايميل جعلي افراد را به اغتشاش، ساخت کوکتل مولوتف، بمب فلفلي و مقابله با گاز اشک آور ترغيب مي کنند.

وي سپس به ارتباط خود با فردي به نام اردلان اشاره کرد و گفت: بسياري از گزارش هاي لحظه به لحظه از اغتشاشات کار وي بوده است زيرا به طور ناگهاني متوجه ايميل مشکوک وي شده است.

وي گفت: اين فرد زمان حمله آمريکا به عراق جزو نيروهاي آمريکايي بوده و در جنگ 33 روزه لبنان نيز حضور داشته است.

منبع

ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت

اعترافات عضو مجمع روحانيون مبارز در دادگاه
ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت

عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان براي محدودكردن رهبري ،‌ القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيس‌جمهور اعتراف كرد.

به گزارش فارس محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيس‌دفتر خاتمي در زمان رياست‌جمهوري، كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم.

وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 ميليون نفر مسئله‌اي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، مي‌توانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب مي‌زد.

* اصلاح‌طلبان براي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت مي‌كردند

ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند.
وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف مي‌كنم كه بخش عمده‌اي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند.

* تقلب يك اسم رمز براي آشوب شده بود

عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصلي‌ترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود.
وي افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه مي‌توانست معنا پيدا كند.
ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر مي‌كنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نمي‌دانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيف‌تري موجود بود، موفق مي‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود.

وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك مي‌گويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدي‌نژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح مي‌كرد و بنده تعجب مي‌كنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود.

* همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌دانستند، ‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند

اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌خواندند،‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند.
ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبه‌هاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا مي‌گفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز مي‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد مي‌شنيديم، نمي‌شنيديم يا صداي همه را نمي‌شنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را مي‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس مي‌كرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است.

* كل مدارك موسوي مبني بر تقلب، 700 هزار راي هم نمي‌شد

ابطحي در ادامه سخنان خود در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: زماني كه قرار بود موسوي مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتي بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد يكي از دوستان كه قبلا وزير كشور هم بود گفت‌ همه اين مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار راي بيشتر نمي‌شود. بنده وقتي از موسوي به عنوان هندوانه سربسته ياد كردم به خاطر همين توهمات بود كه در موسوي وجود داشت كه وي امكان تقلب 11 ميليوني را امكان پذير مي‌دانست.

* هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند

وي افزود: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نمي‌دانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود.

* همراهي خاتمي با موسوي خائنانه بود

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: شايد خاتمي دليل خود را داشت، موسوي شايد كشور را نمي‌شناخت ولي خاتمي با همه ارادتي كه به وي دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را مي‌دانست، توانايي و اقتدار مقام معظم رهبري را مي‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوي را همراهي كرد كه اين همراهي خائنانه بود.

* هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت

ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اين‌ها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود.
وي با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه مي‌داشت.

* به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاح‌طلب مي‌دانم؛ لذا مي‌گويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدي‌نژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردم‌سالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم.

ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيمايي‌هاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راه‌پيمايي‌ها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نمي‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم.

وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوب‌ها خيلي‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كرديم ما مي‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم.
عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد مي‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالي است كه اين آشوب‌ها دلبستگي‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي مي‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد مي‌كرد، بنده مي‌گويم كه هيچكس نمي‌تواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.

ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي‌نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي‌گرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل مي‌شد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نمي‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند.

وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده مي‌كنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام.

* همه دوستانمان بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود

عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: به همه دوستان مي‌گويم و همه دوستاني كه صداي ما را مي‌شنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوب‌ها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود.

لسه دادگاه متهمين كودتاي مخملي/2

فعاليت مهدي هاشمي در آشوب‌هاي خياباني

ابطحي در جاي ديگري مي افزايد: "به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمه اي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدمهايش براي اينكه جمعيت را در خيابانهاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش بيني و طراحي برنامه براي شب شنبه نقش داشتند."

ادامه اظهارات محبتي معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران به نمايندگي از مدعي‌العموم به شرح ذيل است:


*اهم شباهت هاي كودتاي مخملي شكست خورده در ايران به كودتاي مخملي چند كشور نامبرده

1) طرح تقلب با هدف بي اعتماد سازي مردم و مشروعيت زدائي از نظام سياسي مستقر

متأسفانه برخي از جريانهاي سياسي، احزاب و فعالان سياسي بدون توجه به هشدارهاي معظم له و در يك همنوائي معنادار با دشمنان مرتباً بر توهم احتمال بروز تقلب در انتخابات دامن زدند. آنهم بدون ارائه هيچ دليل و مدركي.

يكي از احزاب مورد نظر در اين زمينه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است كه از ماهها پيش از انتخابات چه قبل و چه بعد از فرمايشات مقام معظم رهبري و دعوت معظم له به پرهيز از همسوئي با دشمن، در بيانيه هاي رسمي و اظهار نظر هاي اعضاء آ‌ن كراراً بحث تقلب در انتخابات ترويج گرديده است.

سازمان مجاهدين در بيانيه21/1/88 كه به عنوان اعلام حمايت از نامزدي ميرحسين موسوي ثبت گرديده و تنها 20 روز بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر شده است، اينگونه حرف دشمنان را تكرار مي‌كند "سلامت انتخابات به شدت به مخاطره افتاده است به طوري كه ديگر تقريباً اعتمادي به آمارهاي انتخابات از جمعيت واجد حق رأي گرفته تا آراء شركت كنندگان و تا آراء كانديداها وجود ندارد "

البته اين سازمان ماهها قبل از آن نيز يعني در تير ماه سال 87 طي قطعنامه كنگره دوازدهم موضوع تقلب را به نوعي ديگر مطرح مي نمايد. بعد از اعلام نتايج و پيام رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي مبني بر تأئيد انتخابات نيز سازمان مجاهدين با صدور چند بيانيه، بدون ارائه سند و مدركي صحت انتخابات را زير سئوال برده است. به عنوان مثال در اولين بيانيه بعد از اعلام نتايج تصريح شده است: "ما در وجود تقلب و تخّلف ترديدي نداشتيم "


*برخي اسناد جعلي براي تشويش اذهان عمومي در منزل بهزاد نبوي و ستادهاي موسوي پيدا شد

اين جريان با هدف القاء جعل و تقلب در انتخابات و تشويش اذهان عمومي، نامه وزارت كشور را جعل نموده و با انتصاب افتراء به اين وزارت خانه و توزيع وسيع آن قصد فريب افكار عمومي را داشته است. همچنين در بازرسي از منزل آقاي بهزاد نبوي عضو مؤثر و محوري سازمان مجاهدين اسنادي دال بر جعل سند با هدف تشويش اذهان عمومي به دست آمده كه به پيوست تقديم دادگاه مي شود.

شايان توجّه اينكه نمونه هائي از اين اوراق و نامه هاي جعلي در ستادهاي برخي كانديداهاي ناكام و معترض نيز كشف گرديده است.


*متهمين اعتراف كردند كه با علم به عدم وجود تقلب،‌ اين موضوع را مطرح مي كردند

حزب مشاركت، حزب كارگزاران، برخي از اعضاء مجمع روحانيون مبارز نيز رسماً و همسو با رسانه ها و گروههاي معاند و مخالف نظام صحت انتخابات را چه قبل و چه بعد از انتخابات مورد ترديد قرار دادند.

اين مسئله از آن جهت مهم و براي دادگاه قابل توجه است كه اولاً طبق آنچه گفته شد مسئله تقلب همزاد با شروع فعاليت هاي انتخاباتي بوده كه حاكي از برنامه ريزي قبلي براي هدفي مشخص مي‌باشد.

ثانيا؛ اين مسأله دليل اصلي بروز تشنجات و اغتشاشاتي است كه خسارت مادي و معنوي فراواني از جمله كشته شدن هموطنانمان را در بر داشت و اين در حالي است كه متهمين بازداشت شده در اعترافات خود اذعان دارند كه با علم به عدم وجود تقلب وبا هدف ايجاد ترديد ، موضوع تقلب را مطرح نموده اند.

مازيار بهاري خبرنگار هفته نامه نيوزويك در اين رابطه اظهار مي دارد:

"رسانه هاي غربي خط تقلب در انتخابات را حتي قبل از برگزاري انتخابات پيگيري مي كردند و بنده هم در يك مصاحبه‌اي با آقاي خاتمي اين سؤال را از ايشان پرسيدم و پس از مصاحبه با ايشان مشاهده كردم كه جرياني مطابق با الگوي كلاسيك انقلاب رنگي در كشور دنبال مي شود "


*بهزاد نبوي تقلب در انتخابات دهم را مطرح كرد

محمد علي ابطحي مسئول دفتر رئيس جمهور سابق كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد بحث تقلب اظهاراتي دارد كه به قسمت هايي از آن اشاره مي شود وي مي گويد:

"بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال 76 اولّين بار (توسط فرد مورد الاشاره) مطرح شد كه اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده كردند و در اين انتخابات اخير هم اين بحث را بهزاد نبوي مطرح كرد ودر ستاد خاتمي بعنوان مسئول كميته صيانت از آرا مشغول به كار شد. "


*موسوي لاري عليرغم علم به عدم تقلب روي اين بحث پافشاري مي كرد.

آقاي ابطحي مي گويد: "آقاي كروبي در جلسه اي با حضور ديگر دوستان اصلاح طلب اعلام كرد ؛ ما نبايد بر روي بحث تقلب در انتخابات پافشاري كنيم چون با اين كار اطمينان مردم سلب خواهد شد و ديگر در انتخابات شركت نخواهند كرد. در همان جلسه آقاي موسوي لاري اعلام كرد در انتخابات رياست جمهوري تقلب قطعي است."


*موسوي خوئيني ها گفته بود نبايد فيتيله تقلب را پايين بكشيم براي جرزني لازم است

وي در ادامه مي گويد: "بعد از اعلام كانديداتوري مهندس موسوي در ستاد ايشان آقاي محتشمي‌پور طرح تقلب را مطرح كرد ، هم آقاي موسوي وهم محتشمي پور زمينه بسيار تندي در اين باره داشتند و كميته صيانت از آراء را تشكيل دادند ، نكته مهم در اين زمينه عقيده داشتن تمام اصلاح‌طلبان است بر اينكه بيش از 2 يا 3 ميليون تقلب نمي شود انجام داد. در جلسه بعد آقاي موسوي خوئيني ها اعلام كرد ؛ ما نبايد فيتيله بحث تقلب در انتخابات را پايين بكشيم چون موقع جرزدن لازم مي شود."


*محتشمي پور ضربه بزرگي به موسوي وارد آورد

آقاي ابطحي تصريح مي كند: "من اعتقادم اين است كه محتشمي پور ضربه بزرگي به مهندس موسوي وارد كرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود ؛ من به مهندس موسوي گفته ام كه نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داريم كه مي توانيم مسير انتخابات را تغيير دهيم. آقاي مهندس موسوي به دليل بي تجربگي و دور بودن از صحنه سياسي زود تحت تأثير قرار مي گيرد. "

ابطحي در ادامه گفته فوق افزود: "2 روز بعد از انتخابات از موسوي لاري در زمينه تقلب پرسيدم كه در جوابم گفت ؛ محتشمي پور چرند مي گويد زيرا تغيير در آراء موسوي بيشتر از 700 الي800 هزار نخواهد بود. "


* تاجزاده گفت انتخابات اخير از لحاظ كمي كم نظير و از لحاظ كيفي بي نظير بود

مصطفي تاج زاده معاون سياسي وزير كشور ورئيس ستاد انتخابات كشور در دولت آقاي خاتمي يكي ديگر از بازداشت شدگان است كه امكان تقلب را منتفي مي داند و در اين باره مي گويد:

"تقلب در انتخابات وجهي نداشت اما به محض اينكه انتخابات تمام شد و من از بچه هاي استانها سؤال كردم احساس كردم كه انتخابات را باخته ايم ولي فاصله را 3 به1 نمي دانستيم "

تاج زاده ادامه داد: "اين راهم براي اولين بار بگويم كه از ساعت 12 كه آراء اعلام شد هيچ كس از من نشنيد كه تقلب شده است. لذا چيزهايي كه مي گويند به من بر نمي گردد و من دخيل نبوده ام ، البته حزبم بيانيه اي داده و بنده را هم مثل آنها مجازات كنيد."

مصطفي تاج زاده اضافه مي كند: "به نظر من اين انتخابات به لحاظ كمّي جزء كم نظيرترين و به لحاظ كيفي جزو بي نظير ترين انتخاباتها بود. معتقدم اين سرمايه 40 ميليوني سرجايش محفوظ است."

همچنين در اظهارات يكي از متهمين آمده است: "... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقاي تاج زاده و تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند. از ايشان دو سئوال مطرح كردم سئوال اول: اوضاع رأي آقاي موسوي چطور است؟ ايشان گفتند: "رأي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد قطعا در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود. سئوال دوم: ‌به نظر شما تقلب شده؟ كه ايشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبيل تماس گرفته ام نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است."


*بهزاد نبوي در اعترافات گفت سندي براي تخلف نداريم ولي به موسوي خيانت نمي كنم

بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق و نايب رئيس مجلس ششم نيز كه اكنون در بازداشت به سر مي برد در مورد طرح تقلب اعتراف مي كند:

"ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به رأي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم "

وقتي از آقاي نبوي خواسته شد كه لااقل براي جبران بخشي از تخلفات خود و به خاطر وضعيتي كه با طرح واهي تقلب به وجود آورده ايد و معترف هم هستيد كه سندي در تأييد آن نداريد و به خاطر اين ادعاهاي دروغ خسارت هاي جاني و مالي فراواني بر مردم عزيزمان تحميل نموده ايد. همين مسأله را رسما اعلام كنيد ايشان در پاسخ مي گويد: "من به آقاي موسوي خيانت نمي كنم. " از او سئوال شد آيا به خاطر عدم خيانت به موسوي، حاضر هستيد كه به مردم خود و تاريخ كشورت خيانت كني؟ نامبرده هيچ پاسخي نمي دهد.


*رمضان زاده: تقلب در ايران امكان ندارد

رمضان زاده سخنگوي دولت آقاي خاتمي نيز در اين باره مي گويد: "من هميشه گفته ام ودوستان هم حزبي بنده هم مي دانند كه تقلب در ايران امكان ندارد. "


صفايي فراهاني: به هيچ وجه نمي توان پذيرفت تقلب شده

محسن صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي و رئيس هيأت اجرايي مشاركت، نماينده مجلس ششم و رئيس فدراسيون فوتبال از سال 1377 تا 1381 نيز در اقارير خود چنين مي گويد:

"به هيچ وجه نمي توان پذيرفت كه در اين انتخابات تقلب شده است حتي اگر فرض را هم بر تقلب بدانيم يك ميليون، دو ميليون. "

او همچنين در اين زمينه افزود: "براي خود من نيز سئوال است فردي مانند مهندس موسوي كه عملكردش در انقلاب اسلامي روشن است و در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضو مي باشد و افرادي همچون آقايان محتشمي پور و موسوي لاري كه در دوره هاي گوناگون وزير كشور بودند چرا چنين ادعايي در مورد تقلب در انتخابات را دارند. "


*ادعاي موسوي درباره پيروزي در انتخابات بر اساس الگوي كلاسيك انقلاب رنگي بود

خاطر نشان مي گردد كه بقيه متهمين نيز در اظهاراتي مشابه قائلند كه به هيچ وجه در اين انتخابات تقلب نشده و امكان تقلب هم وجود ندارد.

مازيار بهاري، فيلمساز و خبرنگار شبكه هاي غربي در ادامه سخنان خود به نقش رسانه هاي غربي در طرح تقلب چنين اشاره مي كند: "رسانه هاي غربي از چند ماه پيش از برگزاري انتخابات خط تقلب در انتخابات را در كانون توجهات خود قرار دادند و به گونه اي زمينه چيني كردند كه اگر كانديداي مورد نظر آنان در انتخابات پيروز نشد اين حركت را يك كودتا در آراء مردم تلقي كنند. چندي قبل با يكي از مشاوران كانديداي مورد قبول غرب گفتگويي داشتيم كه ايشان هم اين نكته را مطرح كردند كه در كشور كودتا شده است."

بهاري در تكميل مطالب فوق مي افزايد: "در همين راستا آقاي موسوي قبل از اينكه نتايج انتخابات مشخص بشود طبق يك الگوي كلاسيك انقلاب رنگي گفتند: "من پيروز انتخابات هستم و هر نتيجه اي غير از اين اعلام شود تقلب شده است. "


*در بحث تقلب هماهنگي كاملي بين متهمين و بيگانگان بوده است

با توجه به اقارير متهمين و ادله مثبته طرح تقلب از سوي احزاب و فعالان سياسي متهم در اين پرونده از پيش طراحي شده و با هدف ايجاد آشوب و اغتشاش صورت گرفته است و اين دقيقا يكي از مولفه هايي است كه در كودتاي مخملي مورد توجه ويژه بوده و علت اصلي بروز اغتشاشات و آشوبها به شمار مي رود. و نكته مهم اينكه در بحث تقلب هماهنگي كاملي بين متهمين با بيگانگان صورت پذيرفته است.


*افراد حاضر در راهپيمايي هاي غير قانوني مجهز به سلاحهاي گرم و سرد بوده اند

2) تجمعات غير قانوني گسترده و اردو كشي‌هاي خياباني دومين شباهت كودتاي مخملي ايران با كشورهاي مذكور است، كه با هدف تمرين و ايجاد آمادگي براي تسخير مراكز مهم دولتي صورت مي پذيرد، اتفاقي كه تقريباً در تمام كودتاهاي مخملي به وقوع پيوسته است اما در ايران با ناكامي مواجه شد.

برگزاري تجمع در مقابل وزارت كشور، صدا وسيما ، مجلس شوراي اسلامي در همين رابطه ارزيابي مي گردد. حمله به حوزه مقاومت بسيج با سلاحهاي گرم و سرد و بمبهاي آتش‌زا كه پس از راهپيمائي غير قانوني 25/3/88 در ميدان آزادي اتفاق افتاد بنا بر اعترافات متهمين و تصاوير متعددي كه از اين حادثه و عوامل فعال آن بدست آمده كاملاً حكايت از سازمان يافتگي و از پيش طراحي شده اين حمله دارد. حمل كوله پشتي‌هاي پر از سنگ و بمبهاي آتش‌زا، حمل نارنجك و ديگر سلاحهاي گرم در حمله مذكور دليل محكمي است بر اين ادعا، البته لازم است در اينجا به اين نكته اشاره شود كه حساب اعتراضات بخشي از مردم با مهاجمين هدايت شده كاملاً جداست.


*اطلاع رساني تجمعات از طريق سايت، تلفن و ايميل

رستم فرد تهراني مسئول سايت سهام نيوز در مورد اهداف برگزاري تجمعات مي گويد:

"مسأله اي كه ما در جريان انتخابات اخير دنبال مي كرديم اين بود كه با برگزاري اين تجمعات بگوييم كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است. "

وي در ادامه به نحوه اطلاع رساني براي تجمعات اشاره مي كند و مي افزايد:

"ما از سه طريق سايت، تلفن و ايميل زمان و مكان تجمعات را به اطلاع اعضاء شبكه رأي خود مي‌رسانديم."

كيان تاجبخش نيز با مقايسه اي بين اقدامات انجام شده در كودتاهاي مخملي چند كشور و آنچه كه در ايام انتخابات مشاهده شده مانند نماد سازي، زنجيره انساني، طرح تقلب، اعلام پيروزي پيش از شمارش آراء و تجمع گسترده در مقابل مراكز مهم دولتي با هدف تسخير آن اثبات مي كند كه در ايران هم بنا بوده يك كودتاي مخملي اتفاق بيفتد.


*ابطحي: حضور در خيابانها از مدتها قبل از انتخابات طراحي شده بود

آقاي ابطحي هم طي اظهارات خود مبني بر از تجمعات از پيش طراحي شده مي گويد: "در جشن پيروزي يا شكست كه نتيجه آن شورش است مسأله اي بود كه از قبل آماده شده بود. آوردن مردم به خيابان، تعيين مسير، آوردن تجهيزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فيس بوك تماما مواردي بود كه قبل از انتخابات آن را پيگيري مي كردند و مي خواستند اين اعتراضات را به يك نهضت تبديل كنند.

وي در ادامه مي افزايد: "صبح جمعه (22 خرداد) اطلاعيه اي در فيس بوك مهندس موسوي منتشر شد كه حاميان موسوي امشب تا صبح بيدار مي مانند، اين با موضوع سمبليكي كه كروبي مطرح كرده بود متفاوت بود.

بعد از مشخص شدن نتايج اوليه انتخابات، ستاد مهندس موسوي به سرعت نيروهايش را سازماندهي كرد. تاج زاده، در يك تماس تلفني به من گفت: "ما قصد داريم اين جمعيت را تا پايان انتخابات نگه داريم و آنها را به تمام نقاط شهر هدايت كنيم. "

ابطحي ادامه مي دهد: "معتقدم اين جريان داراي سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرك 3-شبكه اجتماعي كه در حقيقت جسم كار هستند. "


*ابطحي: سازماندهي هاي خياباني توسط لشكرهاي ساخته شده انجام مي شد

در توضيح بيشتر بدنه محرك ابطحي اضافه كرد: " در بدنه محرك يكسري نقش فعالتري داشتند مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، گروه هاي لشگر ساخته خاتمي مانند گروه 88، ياري نيوز، پويش و ... حوزه هاي مجازي كه لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خيابان مي كرد و شبكه هاي خارجي كه توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش مي دادند. نكته مهم اين است كه خبرنگاران خارجي به اين آقايان خيلي نزديك شده بودند حتي از لشگرهاي ساخته شده نيز نزديكتر بودند. "

وي در مورد نقش بدنه محرك مي گويد: "مهمترين نقش اين عناصر نگه داشتن مردم در خيابانها بود تا اگر زماني آقاي موسوي اعلام كرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع كنند. اين سازماندهي توسط لشگرهاي ساخته شده صورت مي گرفت. "


*ابطحي: مهدي هاشمي براي اينكه جمعيت را در خيابانها نگه دارد خيلي فعال بود

ابطحي در جاي ديگر مي افزايد: "به خيابان آوردن جمعيت قبل از انتخابات مقدمه اي بود براي به خيابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادي مانند فاتح، تاج زاده، خاتمي و ستادش، مهدي هاشمي و آدمهايش براي اينكه جمعيت را در خيابانهاي شهر نگه دارند خيلي فعال بودند و همه اينها در پيش بيني و طراحي برنامه براي شب شنبه نقش داشتند."

در پايان اين بخش بايد خاطرنشان كرد كه نقش رسانه هاي بيگانه از جمله BBC فارسي، صداي آمريكا VOA، العربيه، راديو فردا و راديو زمانه در آموزش و تحريك با هدف گسترش نا آرامي ها و برگزاري تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات برجسته مي باشد.

همچنين همسويي احزاب و عناصر متهم در اين پرونده با رسانه هاي مذكور بسيار حائز اهميت است كه از رياست محترم دادگاه درخواست توجه ويژه به اين موضوع دارد.


*تشكيل NGO از فرآيندهاي كودتاي مخملي است

3) فرهنگ سازي ، نهاد سازي وشبكه سازي

بنا بر اعترافات متهمين و جزوات آموزشي ، فرايند كودتاي مخملي در سه مرحله 1) فرهنگ سازي يا به عبارت بهتر جابجائي افكار به نفع ارزشهاي غربي ،2) نهاد سازي در قالب تشكيل "NGO " و 3 )شبكه سازي از طريق وصل " NGO " به يكديگر صورت مي گيرد.

كيان تاج بخش يكي از متهمين بازداشت شده كه بعنوان مأمور بنياد سوروس براي مديريت باليني ميداني كودتاي مخملي از سال 1377 در ايران حضور دارد در اين رابطه ميگويد ؛ ايجاد وسيع "NGO " با هدف يارگيري براي استفاده در بحران صورت مي پذيرد .


*ابطحي: وزارت كشور و ارشاد در دوران اصلاحات، مامور صدور مجوز NGO بودند

محمد علي ابطحي يكي ديگر از متهمين نيز در تائيد سخنان تاج بخش مي گويد:

"در دوره اصلاحات 2 وزارتخانه يعني وزارت كشور و وزارت ارشاد و سازمان ملي جوانان موظف شده بودند در سطح وسيعي مجوز تأسيس " NGO " صادر نمايند. "

بنابر اين طي سالهاي گذشته دهها هزار NGO تأسيس و از سوي بنيادهاي پيش گفته غربي مورد حمايت همه جانبه مادي و معنوي قرار گرفته اند تا جايي كه شركت "شل" نيز كه يك شركت نفتي است در زمينه راه اندازي ، آموزش ، سازماندهي و حمايت مالي از NGO ها وارد عمل شد.

مع الوصف NGO ها در كنار گروه غير قانوني 88 كه توسط احزاب فوق الذكر (مشاركت، سازمان مجاهدين و حزب كاگزاران) راه اندازي شده بود سازماندهي و هدايت تجمعات غير قانوني قبل و بعد از انتخابات را به عهده داشتند.


*نقش احزاب فعال در كودتاي مخملي

با توجه به آنچه كه تاكنون گفته شد مي توان نقش برخي از احزاب مانند مشاركت، سازمان مجاهدين و كارگزاران را در زمينه سازي و اجراء كودتاي مخملي در ايران در محضر دادگاه در محورهاي ذيل تبيين نمود.

1- بررسي عملكرد چند ساله احزاب فوق اعم از اعلام مواضع در مسائل مختلف ملي و فراملي از طريق بيانيه ها و سخنراني اعضاء كه عموما با سياه نمايي و تشويش اذهان عمومي همراه بوده است.

2- اخذ تصميمات محرمانه براي براندازي نظام در جلسات حزبي و محفلي

3- ارتباط مستمر و معنادار با بنيادها و موسسات كه در زمينه كودتاي مخملي فعاليت دارند.

4- جلب حمايت هاي مالي خارجي در راه اندازي NGO ها، گسترش و شبكه سازي آنها با هدف به كارگيري در كودتاي مخملي به عنوان لشگر پياده نظام

5- تلاش براي تحقق حاكميت دوگانه و چند صدايي در كشور با هدف ايجاد شكاف بين نخبگان و جامعه

6- طراحي براي بهره برداري از بستر انتخابات در جهت تحقق كودتاي مخملي و تغيير ساختار نظام

در اينجا به برخي از اسناد به دست آمده در مورد فعاليت هاي پنهاني احزاب و فعالان سياسي مذكور اشاره مي گردد.


*در سند حزب مشاركت آمده كه قصد تغيير ماهوي نظام اسلامي ايران را دارد

1- حزب مشاركت در سند تعاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي خود كه براي دوره پنج ساله در پاييز 1387 تهيه نموده پرده از منويات خود براي تغيير ماهوي نظام مقدس جمهوري اسلامي برمي‌دارد. هر چند كه نويسندگان اين سند سعي نموده اند نيت واقعي خود كه حاكميت سكولاريسم در كشور است را در لفافه اصطلاحاتي مانند مردمسالاري و دموكراسي بپوشانند اما در بخش هايي نتوانسته اند واقعيت خويش را بپوشانند از جمله در صفحه 8 بند 4 اين سند آمده است: "بخش مردمسالار حاكميت بتواند از بحرانهايي كه كل سيستم سياسي را تهديد مي كند به نفع تثبيت مردمسالاري و چانه زني بيشتر استفاده نمايد. "

آيا اين جمله نامي جز خيانت دارد؟

البته سراسر محتواي سند فوق حاكي از آن است كه حزب مشاركت، نظام جمهوري اسلامي را نظامي اسبتدادي و غيرمردمسالار مي داند و با اين فرضيه قصد تغيير ماهوي آن را دارد و براي تحقق خواست خود برنامه ريزي نموده است و استفاده از عبارات آزادسازي اقتصادي و آزادسازي سياسي دقيقا با همين نگاه صورت گرفته است.

با اين توضيح توجه دادگاه محترم را به بخشي از اين سند جلب مي كنم، در صفحه 6 آمده است: "در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند."


*خاتمي گفته بود گريزي از سكولاريسم نيست

البته تهيه كنندگان اين سند كه به امضاء دبيركل و مهر حزب نيز منقش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و اين تغيير را به كل نظام قابل تسري مي داند و اين يعني تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولاريسم. مستند به اينكه 1- آقاي خاتمي در دوره رياست جمهوري خود در يكي از جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح مي كند "گريزي از سكولاريسم نيست " و اين تفكر متأثر از تصميم سازي شبه علمي دفتر مطالعات استراتژيك نهاد رياست جمهوري به رياست آقاي تاجيك عضو شوراي مركزي حزب مشاركت است طي مقالاتي سفارشي در نشريه راهبرد اين استنتاج غيرعلمي را القاء و به رويت آقاي خاتمي مي رساند كه "در آينده نزديك احدي را ياراي مقاومت در برابر سكولاريسم نيست و بايد خود به نحو شايسته به اين سرنوشت محتوم بشر تن دهيم و دعوت از هابرماس به ايران در سال 81 نيز با همين هدف صورت مي پذيرد و در جلسه‌اي محرمانه در منزل آقاي كديور كه با حضور افرادي مانند حجاريان و محمد مجتهد شبستري تشكيل گرديد به دقت روند سكولاريزاسيون در ايران مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و راهكارهاي جديد ارائه مي گردد.


*سفر هابرماس و جان كين در سال 78 براي استقرار نظام سكولار انجام شد

آقاي يورگِن هابرماس در حالي به كشور خود باز مي گردد كه در رايزني هاي خود از اراده اصلاح‌طلبان براي استقرار حكومت سكولار در ايران مطمئن گرديده بود.

همچنين سفر آقاي جان كين به ايران در سال 78 و ملاقات با برخي از چهره هاي اصلاح طلب نيز در همين رابطه ارزيابي مي گردد.

آقاي جان كين يكي از نظريه پردازان كودتاي مخملي و عضو سرويس اطلاعات خارجي انگليس ام آي 6 مي باشد.


*اطلاح طلبان در جلسه اي راه حل هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود را بررسي مي كردند

2- در يكي از جلسات مشترك بين نمايندگان چند حزب اصلاح طلب كه در پرونده سند آن موجود مي باشد در مورد بررسي راه هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود در رقابت هاي سياسي داخلي به صراحت بحث مي گردد و حمايت اتحاديه اروپا از متحصنين مجلس ششم نشان مي دهد كه در جلسه فوق گزينه مذكور به تصويب رسيده است.

3- پيشنهاد بهزاد نبوي مبني بر تشكيل جبهه ضد استبداد با حضور همه طيفهاي اپوزيسيون

4- القاي غيردموكراتيك بودن نظام كه به صورت ترجيع بند اظهارات و بيانيه هاي احزاب مذكور و اعضاء آن نمايان مي باشد.


*سازمان مجاهدين انقلاب بررسي كردند در صورت حمله آمريكا،‌ رهبر جمهوري اسلامي را تسليم كنند يا نه

5- بنا بر اطلاعات منابع موثق در يكي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين كليه اعضاء نظرسنجي مي گردد كه در صورت حمله آمريكا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين كنيم يا نه و اين در حالي است كه هيچ يك از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مركزيت انجام نمي دهند.


*حزب مشاركت قصد داشت در صورت حمله آمريكا مسئولين نظام را اعدام كند

6- در حزب مشاركت نيز اقدام مشابهي در شاخه اراك صورت مي پذيرد و يكي از مسئولين شاخه طي سخناني اظهار مي دارد در صورت حمله آمريكا به ايران با دستان خودمان مسئولين جمهوري اسلامي را اعدام خواهيم نمود.

7- اظهارات و مواضع ضد ديني اعضاء سازمان طي سالهاي گذشته كه اسناد آن موجود مي باشد به حدي رسيد كه مرحوم آيت الله مشكيني رحمه الله عليه اين سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند.

8- صدور بيانيه هاي ساختار شكن و محوريت در جمع آوري امضاء براي نامه هاي سرگشاده به مسئولين نظام به ويژه به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه در يكي از اين نامه ها از معظم له مي خواهند مانند امام جام زهر را براي مصلحت نظام بنوشند.

9- و اما در حوادث اخير نقش محوري اعضاء حزب مشاركت، سازمان مجاهدين و حزب كارگزاران در سطح طراحي، سازماندهي و هدايت اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني.

اين نتيجه را به دست مي دهد كه احزاب مذكور همواره چه زماني كه در قدرت باشند مانند دوره‌ اصلاحات كه دو قوه را در اختيار داشتند و چه زماني كه در قدرت نباشند، بر روند فتنه جويي تا تغيير ماهوي نظام به نظامي سكولار ادامه خواهند داد.

منبع ومنبع2

 

متن حكم تنفيذ ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد توسط رهبر انقلاب

 بسم‌‏اللَّه‏‌الرّحمن‌‏الرّحيم‏

خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسه‏ى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشته‏اند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانه‏اى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى ساله‏ى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستى‏ها و كجى‏ها از آن در دل ميپروراند.

اين همه از رحمت و فضل خداوند حكيم و قدير است كه اين بنده‏ى بيقدر و ناتوان و همه‏ى دلهاى متذكر و خاشع، بايد آن را قدر بشناسيم و جبهه‏ى شكر بر آستان منعم محبوب بسائيم.
رأى قاطع و بى‏سابقه‏ى مردم به رئيس‏جمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگى‏هائى است كه كارنامه‏ى چهارساله‏ى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بى‏چون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطه‏طلبان بين‏المللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به ساده‏زيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بى‏وقفه و خستگى‏ناپذير است.

اينها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه ميكند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل ميبندد و با بهره‏گيرى از موهبت آزادى كه هديه‏ى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مينشاند.

اينجانب در آستانه‏ى زادروز فرخنده‏ى نجات‏بخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبن‏الحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدى‏نژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك ميگويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمه‏ى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايسته‏ى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند.

در پايان با تجليل و تكريمِ نام و ياد امام بزرگوار و شهيدان عالى‏مقام كه ملت ما موفقيتهاى بزرگ خود را به آنان مديون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طيبه‏ى آنان را از خداوند متعال مسئلت ميكنم.

والسلام على عباداللَّه الصالحين‏
سيّد على خامنه‏اى‏
12/5/1388

منبع

توقع بود این دوره هم آقای احمدی نژاد

فقط یک کلام

توقع بود این دوره هم آقای احمدی نژاد در مراسم تنفیذ دست مقام معظم رهبری را ببوسند ولی ....

حضور كروبي در تجمع غيرقانوني اغتشاشگران

حضور كروبي در تجمع غيرقانوني اغتشاشگران

مهدي كروبي عصر امروز در تجمع غيرقانوني اغتشاشگران شركت كرد و با ايراد سخناني به تحريك آنان پرداخت.

به گزارش فارس، مهدي كروبي كه در انتخابات اخير رياست جمهوري در بين چهار كانديدا رتبه پنجم را به خود اختصاص داد، با حضور درتقاطع خيابان بهشتي و ولي عصر به تحريك شركت كنندگان در اين تجمع غيرقانوني پرداخت.

اين گزارش مي افزايد: دعوت به اين تجمع كه از هفته گذشته با هدايت شبكه هاي تلويزيوني بيگانه صورت گفته بود توانست حدود 100 نفر از اغتشاشگران را دور هم جمع كند كه نيروهاي انتظامي با متفرق كردن آشوبگران مانع از ايراد خسارت به اموال عمومي و خصوصي توسط آنها شد.

منبع

آقای احمدی نژاد عبرت بگیرید

باسمه تعالی

سلام علیکم

این چند وقته اخبار زیادی رو سر جریان انتصاب آقای  اسفنديار رحيم مشايی به عنوان معاون اولی زیاد شنیدیم

تا بالاخره دیشب جریان با طرح نامه مقام معظم رهبری در صدا و سیما و نامه آقای مشایی تا حدود زیادی تموم شد

این روزا رفقا سوالای زیادی می کردند که شما این همه تبلیغ آقای احمدی نژاد رو کردید ما به او رای دادیم حالا چه را این جوری و ....

حالا که جریان تموم شد چند تا چند تا سوال و جواب که به ذهن حقیر می زنه می شه الان مطرح کردرو مطرح می کنم فقط بدونید اینا تحلیلای شخصیه و احتمال اشتباه رو داره

۱-چرا آقای احمدی نژاد این قدر روی آقای مشایی پا فشاری می کنند؟

جواب:

اولا :قای احمدی نژاد خیلی به آقای مشایی علاقه دارند.این علاقه سبب ندیدن خیلی از بدی ها و حتی بالاتر خوب دیدن بدی ها می شه

می گن:حضرت یوسف علیه السلام در کودکی داشت جایی با بچه ها بازی می کرد حضرت یعقوب علیه السلام سیب خوبی به دستشون رسید خواست اون رو به عزیزترین پاره تن خود حضرت یوسف علیه السلام بده اما  خود ایشون صلاح نبود  بین اون همه بچه برن و سیب رو به یوسف علیه السلام بدهند لذا غلام سیاه خود رو صدا کردند و گفتند برو این سیب رو به قشنگ ترین بچه تو اون جمع بده

غلام سیاه رفت سیب رو داد به دست یه بچه خیلی سیاه و لب شکری و...

وقتی برگشت حضرت یعقوب علیه السلام فرمودند :من گفتم به قشنگ ترین بچه بده تو به زشت ترین بچه دادی؟

غلام گفت نه من به قشنگ ترین بچه سیب رو دادم

یعقوب علیه السلام کمی فکر کردند و گفتند اون بچه با تو چه نسبتی داره؟

غلام گفت :پسرمه

حضرت یعقوب علیه السلام فرمود حق داری تو پسرت رو قشنگ تر از همه می بینی

 

ثانیا:برداشت شخص حقیر اینه که آقای مشایی مغز متفکر گروه آقای احمدی نژاده و گذشتن از او برایش عوارضی داره 

آقای مشایی مدیریت بسیار بالایی داره .قوه پیش بینی خوبی داره که می تونه حوادث رو خوب پیش بینی کنه و...

اما همین آقای مشایی به نظر حقیر دینی شبیه دین مهاجرانی رو داره عمق خطر ایشون واسه انقلاب هنوز معلوم نشده متاسفانه برخی مساله رو می برن رو یکی دو مصداق اشتباه آقای مشایی

نه ایشان افکار منحرفی دارند به نظرم شاید واسه همین هم مقام معظم نامه بر کناری آقای مشایی رو دادند والا همه می دونیم معاون اولی تا حدود زیادی نسبت به بعضی پست ها سر کاریه

یه یادآوری :آقا نسبت به آقای مهاجرانی چه برخوردی کردند؟

اون موقع هم خیلیا فکر کردند واسه یکی دو تا مطلب و مصداق اشتباهات غلط آقای مهاجرانیه ولی بعد فهمیدند آقای مهاجرانی افکار پلیدی داره و تا این مطلب معلوم شد این مسوول عالی رتبه دولت آقای خاتمی به انگلستان پناهنده سیاسی شد و اونجا داره علیه ایران چیز می نویسه

اشکال:اما تا نامه آقا مبنی بر عزل آقای مشایی ساعت ۸ شب از شبکه ۶پخش شد آقای مشایی سریع کناره گیری کردند و ساعت ۱۲ شب نامه کناره گیریشون از اخبار ساعت ۱۲ شب خونده شد اون هم با متنی ولایی

 جواب:بابا چقدر بعضیا زود باورند و ساده

نامه آقا شنبه ۲۷تیر نوشته شده بود ولی چون ترتیب اثر داده نشد صدا و سیما اون رو در ۲مرداد یعنی ۶روز بعد پخش کرد

در خبرها اومده بود که حتی تو جلسه هیئت دولت تو روز چهار شنبه وزیر ارشاد با رئیس جمهور  حرفشون می شه که چرا بعد از نامه آقا مشایی رو عزل نکردید که وزیر اطلاعات و کار هم ار آقای صفار هرندی حمایت می کنند جریان که بالا می گیره آقای احمدی نژاد تنفس اعلام می کنه ولی بعد تنفس وزرا می بینند آقای مشایی رو صندلی ریاست جلسه نشسته و اعلام می کنه که آقای احمدی نژاد رفت  و ریاست جلسه رو به بنده داد وزیرها هم جلسه رو ترک می کنندو آقای مشایی می مونه و ریاستش به صندلی های خالی

حالا خودتون بگین این ولایت مداریه که نامه آقا کتبا  و رسما ابلاغ بشه ولی تا تو صدا سیما پخش نشه طرف کنار نره؟

راستی یه سوال خیلی ذهنم رو مشغول کرده :

تو این ۹۰سیاسی که علیه آقای احمدی نژاد ساخته بودند (که از ریزترین چیزها آتو گرفته بودند مثل یه احمق گفتن یا یه حرکت سرو...)عجیب نیست که هیچ اشاره ای به بزرگ ترین سوتی آقای احمدی نژاد که جریان اقای مشایی باشه نکردند؟

آقای مشایی تو مجلس رقص ترکیه اظهار دوستی با ملت اسرائیل وارد کردن قران با دف و ..تو مجلس آن چنانی و ....

در باره آقای احمدی نژاد هم باید گفت دست مریزاد خوب ضایع کردی

توقع ما این بود حالا که  آقا این جوری تو حمایت از شما سنگ تموم گذاشتند شما بزاری عرق آقا خشک بشه بعد پشت پا بزنی

وای کاش بعد خطبه های نماز جمعه آقا که ایشان فرمودند هر دو  طرف اشتباه کردند آقای احمدی نژاد نامه ای می نوشت و رسما از آقا و ملت بابت اشتباهش عذر خواهی می کرد

ای کاش آقای احمدی نژاد با وچود علم به نظر آقا در باره آقای مشایی اورو انتصاب به  معاون اولی نمی کرد

وای کاش بعد از نامه کتبی و رسمی آقا همون دم  آقای احمدی نژاد  آقای مشایی رو عزل می کرد

ای کاش آقای احمدی نژاد کس دیگه ای رو واسه بعد خودش انتخاب می کرد

ای کاش و ای کاش

آقای احمدی نژاد خلط نکنیا

 ما اگه به شما رای دادیم نه به شخص خود شما بلکه به ولایت مداری شما و هر چه قدر شما از این تفکر دور شوی ما هم ارادتمون به شما کم می شه

حاجی  مواظب باش از خط قرمز (ولایت فقیه)رد نشیا که ملت از روت رد می شن همون جور که از مصدق و بنی صدر و منتظری و...رد شدند

فکر نکنی ما شخص پرستیم و چون به شما رای دادیم همه کاراتم قبول داریما نه حاجی حواستو جمع کن

اگه روسیه مردم به هر کی رئیس جمهور محبوبشون (پوتین)میگه رای می دن و اون رو رئیس جمهور می کنند چون اون تو روسیه محبوب ترینه ولی حاجی اینجا ایرانه نه روسیه مردم به هرکی هرچقدر رای بدهند محبوب ترین رهبره ولی فقیهه نه ....

امیدوارم کمی مطلب برتون روشن شده باشه

کار دارم باقیش بعدا

 

 

متن كناره‌گيري مشايي از معاونت اولي

متن كناره‌گيري مشايي از معاونت اولي

در پی انتشار نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور در خصوص ضرورت برکناری آقای مشایی از معاون اولی رئیس جمهور ، اسفندیار رحیم مشایی از این پست کناره گیری کرد.

به گزارش رجانيوز، متن کناره گیری آقای مشایی به این شرح است:

بسمه تعالی

اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم و به عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد.

اسفندیار رحیم مشاءی

امر رهبر انقلاب به رئيس‌جمهور درباره بركناري مشايي+تصوير دستخط رهبري

امر رهبر انقلاب به رئيس‌جمهور درباره بركناري مشايي+تصوير دستخط رهبري
انتصاب مشايي برخلاف مصلحت و موجب سرخوردگي علاقمندان به شما است

پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامي، متن و تصوير نامه‌ي ايشان مبني بر امر معظم‌له به رئيس‌جمهور درخصوص بركناري رحيم‌مشايي از معاونت اولي رئيس‌جمهور را منتشر كرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی طی نامه‌ای، لغو حكم معاون اولی آقای اسفنديار رحيم مشايی را خواستار شدند.

متن نامه حضرت آيت‌الله خامنه‌ای خطاب به رئيس جمهور به اين شرح است:

تصوير دستخط رهبر معظم انقلاب

بسمه تعالی

جناب آقای دكتر احمدی نژاد، رياست محترم جمهوری اسلامی ايران

با سلام و تحيت

انتصاب جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است.

لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد.

سيدعلی خامنه‌ای

27/4/88

به گزارش رجانيوز، اين نامه در تاريخ شنبه 27 تير خطاب به احمدي‌نژاد نوشته شده و پس از گذشت 6 روز و عدم اقدام رئيس‌جمهور متن آن منتشر شده است.

 

چرا مشایی به ولایت فقیه اعتقاد ندارد!  

 

چرا مشایی به ولایت فقیه اعتقاد ندارد! 

در ابتدای این هفته یادداشتی را در سایتم قرار دادم که تیتر آن این بود : «آیا مشایی معاون اول دولت دهم است؟» آن یادداشت را در حالی نوشتم که هنوز از اظهار نظر مکتوب رهبر معظم انقلاب درباره ادامه فعالیت مشایی در دولت خبر نداشتم ،‌ اما اکنون که چند روز است این موضوع برایم محرز شده، به هزارو یک دلیل معتقدم که مشایی باید برود و در این یادداشت فقط به یک دلیل آن اشاره می کنم . بویژه که برخی از دوستان دولت در مصاحبه ها و یادداشت های شخصی خود درخواست کرده اند تا یک دلیل برای لزوم تغییر مشایی ذکر شود.

 

همه ما می دانیم که حاکمیت ولایت فقیه ، به معنای حاکمیت یک فرد نیست. حاکمیت ولی فقیه یعنی حاکمیت مجموعه ای از شرایط : یعنی حاکمیت عدالت و تقوا و عدم اصرار بر گناه ، یعنی حاکمیت اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعی از قرآن و سنت پیامبر و اهل بیتش ، حاکمیت ولایت فقیه یعنی حاکمیت عدم تمایل به دنیا و اشرافیگری و یعنی حاکمیت عقل و تدبیر و سیاست مداری در اداره جامعه اسلامی .

 

به دلیل همین ویژگی هاست که اطاعت امر ولی فقیه یعنی اطاعت امر امام معصومی که حاضر است ولی ظاهر نیست و به همین دلیل است که در منابع فقهی ما آمده است که در صورت تفاوت دیدگاه ولی فقیه با دیگر فقها ، رای ولی فقیه حاکم بر رای آنهاست تا چه رسد به آن که این تفاوت در رای ولی فقیه با رای یکی مثل من باشد که مجتهد هم نیست.

 

اکنون در خصوص موضوع انتصاب و عزل آقای مشایی نه تنها باید نوع رفتار احمدی نژاد بلکه باید رفتار آقای مشایی در این خصوص را نیز بررسی کنیم . تحلیل در خصوص تعلل رییس جمهور در عزل مشایی را به یکی دو روز آینده وا می گذارم بویژه که در روز گذشته ملاقات کوتاهی با دکتر احمدی نژاد داشتم و مطمئنم که ایشان دستور رهبری را زمین نمی گذارد و اما در تحلیل رفتار آقای اسفندیار رحیم مشایی چه باید گفت!

 

آنچه به نظر می رسد این است که ظاهرا آقای مشایی اعتقادی به موضوع ولایت فقیه و تبعیت از آن ندارد و همین یک دلیل برای لزوم عدم بکارگیری وی در مناسب اجرایی نظام اسلامی کافی است . شاید بگویید که مشایی در آخرین موضعگیری خود در مراسم تودیع از سازمان میراث گفته است : «عده ای از دشمنان در انتخابات برای مخدوش کردن نتیجه آن دندان تیز کرده بودند، اما احمدی نژاد که آمد عده ای گفتند که گویی چهره حامی نظام ، ولایت و امام آمده است.» همچنین مشایی در این جلسه گفت : «پیام مقام معظم رهبری و رئیس جمهور ما به همه دنیا عدالت است به گونه ای که اگر دنبال صلح هستیم هیچ راهی جز عدالت وجود ندارد.» و این یعنی که وی به این اصل دینی و سیاسی انقلاب اسلامی اعتقاد دارد . در پاسخ باید بگویم که دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ایشان باید در عمل ثابت کند که به تبعیت از ولایت فقیه ملتزم است والا خیلی ها بودند و هستند که در مقام حرف رجز می خواندند اما در مقام عمل ساز دیگر می زدند ، سربسته بگویم متاسفانه آقای مشایی مدت هاست تبدیل شده به مهاجرانی دولت نهم !

 

بنده از برخی دوستان نزدیک آقای مشایی که دائما می پرسند یا می نویسند که اشکال مشایی چیست ، سئوال می کنم که اگر رهبری معظم انقلاب درباره شما نامه ای نوشته بود که با توجه به این نکات، اینجانب ادامه مسئولیت فلانی در این جایگاه را به صلاح نمی دانم ، آیا شما منتظر می ماندید تا رییس مافوق تان عزلتان کند یا خودتان با آن منصب خداحافظی می کردید؟ آقای مشایی هم اگر به ولایت فقیه معتقد بود ، وقتی از تصمیم رهبری مطلع شد ، باید خودش استعفا می داد نه این که با اصرار بر ابقایش در این منصب و ارائه مشورت های غلط مبنی بر این که عده ای با فشار سیاسی خود رهبری را مجبور به این دستور کرده اند و ... در همان راستایی قدم بردارد که برخی از مخالفان ولایت در پروژه انقلاب مخملی آن را دنبال می کردند و بعدا هم در قالب های مختلف نامه و بیانیه و خطبه و سکوت و ... دنبال کردند !

 

واقعا کسی شک دارد که موضوع امروز آقای مشایی تبدیل شده به همان اهدافی که عده ای در قالب سی دی 90 سیاسی – که البته مشایی در آن غایب بود – دنبال می کردند؟ شک نباید کرد که این پروژه در راستای طرح القای دروغگویی رییس دولت در حال اجراست ، در راستای پروژه تقلب گسترده در انتخابات دهم در حال اجراست ، در راستای انقلاب مخملی کف خیابان ها در حال پیگیری است! متاسفانه آقای احمدی نژاد بدون توجه به این نکته با تعلل خود به دنبال حل این موضوع است در حالی که تعلل در این خصوص به نوعی با کمک به کسانی که پروژه انقلاب مخملی را طراحی کردند و کلید زدند پیوند خورده است و ما نباید از این نکته غافل باشیم .

 

امیدوارم آقای مشایی تمام تحلیل های ما در باره ایشان را با عمل خود به دیوار بکوبد،  هنوز دیر نشده ...

منبع

نظر رهبر معظم انقلاب برای كنارگذاشتن مشايی

نظر رهبر انقلاب برای كنارگذاشتن مشايی

نايب رييس مجلس شورای اسلامی با اشاره به انتصاب رحيم مشايی به عنوان معاون اول رييس‌جمهور، در گفتگو با ايسنا تاكيد كرد: حذف رحيم مشايی از سمت‌های كليدی و معاونت‌های رييس‌جمهور تصميم استراتژيك نظام است. نظر مقام معظم رهبری نيز مبنی بر كنار گذاشتن آقای رحيم مشايی از سمت‌های معاونت رياست جمهور كتبا به رييس‌جمهور ابلاغ گرديده است.


حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدمحمدحسن ابوترابی‌فرد در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، تاكيد كرد: بايد بدون كمترين درنگ، حكم عزل و يا قبول استعفای مشايی توسط رياست جمهور اعلام شود.

وی اين مساله را مطالبه‌ جدی رهبر انقلاب و خواست اكثريت قاطع نمايندگان مجلس دانست و تصريح كرد: اين خواسته در احترام به نظر رهبر معظم انقلاب و در قدرشناسی از نگاه علما و مراجع تقليد، چند ماه قبل از رييس‌جمهور درخواست شد و امروز نيز به طور جدی و موكد در دستور كار نمايندگان مردم در مجلس است.

نماينده مردم قزوين با بيان اين‌كه بايد در اطاعت از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، احترام به مراجع عظام و در پاسخ مثبت به نگاه قاطع مجلس شورای اسلامی نسبت به قبول استعفا و يا عزل رحيم مشايی اقدام شود، يادآور شد: بايد در يك تعامل منطقی، عقلانی، اخلاقی و قانون‌مدار همان طور كه در بيانات رهبر معظم انقلاب در روز بعثت پيامبر اكرم(ص) تبيين گرديد، برای انتخاب مديران ارشد نظام و فراهم آوردن زمينه‌ی افزايش كارآيی نظام جمهوری اسلامی، تلاش نمود.

همچنين احمد توكلی، ضمن تائيد قطعی بودن نظر رهبری انقلاب دربركناری مشائی از معاونت اول دولت دهم ، به مهر گفت: علاوه بر اين، در ابلاغ نظر رهبری بر بكار نگرفتن مشائی در پست ها و معاونت های كليدی مجموعه كابينه دهم نيز تاكيد شده است.

دكتر احمد توكلی در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: ابلاغ كتبی نظر رهبرمعظم انقلاب به احمدی نژاد در روز شنبه برای لغو حكم اسفنديار رحيم مشائی از معاون اولی دولت قطعی است.

نماينده مردم تهران با اشاره به صحبتهای اخير مجتبی هاشمی ثمره و برخی مشاوران احمدی نژاد مبنی بر عدم تجديد نظر در انتصاب مشائی ، يادآور شد: صحبتهای هاشمی ثمره همانند اظهار نظر وی درباره مسئله انفكاك غيرقانونی سازمان حج وزيارت از سازمان اوقاف والحاق آن به سازمان ميراث فرهنگی وگردشگری است، كه ابتدا تكذيب می نمود ولی بعد از اينكه ری شهری نماينده مقام معظم رهبری در خصوص غيرقانونی بودن اين مسئله مصاحبه نمود، غيرقانونی بودن آن را تائيد كرد.


وی در پايان متذكر شد: به نظر می رسد كه هم اكنون شرايطی بوجود آمده است كه بايستی توجه بيشتری به اين موضوع می شد..