رمز گشایی آقای رسائی از جعبه سیاه مخالفت های باهنر

رمز گشایی از جعبه سیاه مخالفت های باهنر
بسیاری از فعالان جریان اصولگرایی از تلاش باهنر برای لطمه زدن به دولت دهم تعجب می کنند ، در حالی که این رفتار برای برخی از نمایندگان امری بدیهی است. به نظرم اگر آقای باهنر به سئوالات زیر پاسخ دهند، می توان از جعبه سیاه این موضع گیری ها رمزکشایی کرد

رای اعتماد نمایندگان به اکثریت کابینه احمدی نژاد در حالی که برخی رسانه های خارجی ، ‌دنباله های داخلی و شخصیت های سیاسی برای از اکثریت افتادن کابینه و یا تشکیل حداقلی آن دندان تیز کرده بودند، خنثی کننده توطئه های بسیاری بود. هر چند این رای اعتماد، بلافاصله با اما و اگرهای برخی از مخالفین دولت مواجه شد. آقای باهنر که از جمله این افراد بود ، در شام همان روزی که مجلس به کابینه رای داد ، در جمع اعضای تشکل سیاسی اش گفت که تلاشی برای رای نیاوردن وزرای دولت دهم نکرده بلکه این اتفاق را در مجلس پیش بینی کرده بود !

 

آقای باهنر همچنین از ابلاغ نظر رهبری و تاثیر آن در رای نمایندگان خبر داد که : "همه چیز به خیر گذشت و پیام رهبری بود که نقش مهمی در این زمینه ایفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را این طور می شد دید که اگر توصیه رهبری نبود، احتمال داشت که 8 الی 9 نفر از وزرا رای نیاورند و این آغاز خوبی برای دولت نبود. رهبری به دولت توصیه کرده بودند که نظر مراجع را در باره وزارت زنان لحاظ کنند."

 

متاسفانه این بار هم مواضع نایب رییس مجلس با استقبال رسانه های خارجی مواجه شد و این جملات که قطعا با هدف خیرخواهانه ابراز نشده بود بلافاصله مورد توجه دشمنان رهبری انقلاب قرار گرفت تا جایی که رای مجلس به کابینه را بر اثر فشار رهبر انقلاب عنوان کردند. درباره اظهارات آقای باهنر لازم است نکاتی ذکر شود :

 

1 .  برخلاف آنچه توسط این همکار محترم عنوان شده ، رهبر معظم انقلاب هیچ امر حکومتی در خصوص رای به کابینه نداشتند بلکه با توجه به بررسی دولت و لزوم تشکیل سریع تر کابینه ، اظهار امید کرده بودند که کابینه یکپارچه رای بیاورد. در خصوص وزارت زنان نیز ضمن اشاره به اختلاف فتوای خود با برخی از مراجع عظام و عدم اشکال حضور زنان در راس وزارتخانه ها ، تصمیم در این خصوص را به نمایندگان واگذاشته بودند و به دولت نیز توصیه کرده بودند که با اطلاع رسانی درست در خصوص این تصمیم ، کاری کند که مراجع عظام از اظهار نظر علنی خودداری کنند که این اتفاق نیز افتاد.

 

2 .  توصیه رهبری در این خصوص برای اولین بار نبود بلکه بیست سال قبل نیز در آستانه تشکیل اولین دولت آقای هاشمی رفسنجانی ، رهبر انقلاب خطاب به نمایندگان وقت ، نه تنها اظهار امید که این چنین خطاب به نمایندگان امر کردند : "ما به نمایندگان مجلس شوراى اسلامى رأى دادیم و اینها هم در تصمیم‏گیرى نسبت به وزرا آزادند. وزرایى که از طرف آقاى رئیس جمهور به مجلس پیشنهاد خواهند شد، نمایندگان آزادانه درباره‏ اینها تفحص می‌کنند و رأى می‌دهند؛ اما من می‌خواهم بگویم که امروز مصلحت نیست که یک وزارتخانه بدون وزیر بماند و دراین شرایط حساس، کارهایش متوقف بشود. نباید طورى بشود که در مجلس شوراى اسلامى، به خاطر اختلاف سلیقه و خداى نکرده نظرهاى شخصى، به یک وزیر یا دو وزیر و یا بیشتر، رأى داده نشود و در نتیجه وزارتخانه ا‏یى بدون وزیر بماند. یک روز هم جایز نیست که وزارتخانه‏یى بدون وزیر بماند." (1 شهریور 1368)

 

3 .  نقل قول رهبری که ابتدا توسط رییس محترم مجلس در روز چهارشنبه در جلسه ای خصوصی خطاب به حدود ده تن از نمایندگان ابراز و در مجلس شایع شد و در روز پنج شنبه نیز قبل از نواختن زنگ رسمیت جلسه به شکل عمومی ترعنوان شد، حدود یک هفته قبل از آن، در دیدار رهبری معظم انقلاب با آقای لاریجانی به صورت عادی ابراز شده بود. در همان ایام با توجه به نقل قول های مختلفی که بویژه در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره وزارت بانوان ابراز می شد،  در تماس تلفنی و یا پیگیری حضوری برخی از نمایندگان با مسئولان بیت رهبری (از جمله در تماسی که بنده نیز داشتم) نظر رهبر انقلاب به اطلاع نمایندگان می رسید و تاکید می شد که این نظر رهبر انقلاب الزام آور نیست و ایشان فقط توصیه کرده اند و تاکید می شد که نمایندگان باید به وظیفه قانونی خود عمل کنند. بدیهی است که نمایندگان مجلس نه تنها در برابر اوامر رهبری انقلاب مقاومتی نخواهند داشت بلکه نسبت به اجرای آن افتخار هم می کنند اما در خصوص مورد اخیر، از سوی رهبری انقلاب امری صورت نگرفته بود.

 

4.  چند روز قبل از رای به وزرای پیشنهادی، وقتی خبرنگاران از فضای مجلس پرسیدند ، گفتم که هیچ اراده ای برای این که تعداد زیادی از وزرای پیشنهادی رای نیاورد، در مجلس وجود ندارد جز آقای باهنر و طیف ایشان یعنی همان اصولگرایانی که در انتخابات ریاست جمهوری از میرحسین موسوی حمایت کردند که برای رای نیاوردن هشت وزیر تلاش می کنند.

 

این خبر را بر اساس اظهاراتی که آقای باهنر در جلسه شورای مرکزی فراکسیون و یا به صورت خصوصی در بین نمایندگان و یا در صحن علنی مجلس عنوان کرده بود گفتم ، بویژه که ایشان از جمله مخالفان کلیات کابینه بود یعنی اکثریت کابینه از نظر ایشان شرایط لازم را نداشتند.

 

5 .  بسیاری از فعالان جریان اصولگرایی بویژه آنها که حوادث را بر اساس اخبار رسانه ای دنبال می کنند، از تلاش آقای باهنر برای لطمه زدن به دولت دهم تعجب می کنند و حتی ظاهر شدن باهنر به عنوان مخالف کلیات کابینه برای برخی از رسانه های اصولگرا نیز تعجب آور بود، در حالی که این رفتار برای آنهایی که از نزدیک در جریان موضع گیری های ایشان و برخی از نمایندگان دیگر هستند، امری بدیهی است. به نظرم اگر آقای باهنر به سئوالات زیر پاسخ دهند ، می توان به راحتی از جعبه سیاه این موضع گیری ها رمزکشایی کرد :

 

 چه کسانی در ایام انتخابات در فراکسیون اصولگرایان تمام تلاش خود را مصروف جلوگیری از جمع بندی فراکسیون در حمایت از احمدی نژاد کردند و پس از آن که فراکسیون تصمیم به حمایت از وی گرفت ، از اعلام آن خودداری کردند.

 

چه کسی در همان ایام در جلسات مختلف با امثال آقای تابش (رییس فراکسیون اقلیت) برای آقای خاتمی پیام می داد که زبان ما بسته است ، امیدواریم شما برخی نکات را در باره دولت نهم مطرح کنید.

 

چه کسی چند روز قبل از انتخابات در سخنرانی خود ، موسوی و احمدی نژاد را اصولگرا معرفی کرد با این تفاوت که احمدی نژاد اصولگرایی است که با سرعت 220 کیلومتر می راند و ممکن است هر لحظه تصادف کند ولی موسوی اصولگرایی است که با سرعت متعادل می راند. جالب اینجاست که این اصولگرای متعادل مورد حمایت این فرد، بعد از انتخابات تاکنون بیش از ده ها بار از جاده امام و انقلاب خارج شده و تصادف کرده و تلفات داده!

 

چه کسی حدود یک ماه قبل از انتخابات در جلسه ای که آقای حسینیان و زارعی نیز حضور داشتند ، رسما گفت که معتقد است برخی از شخصیت ها و احزاب اصولگرا باید از موسوی حمایت کنند تا اگر رای آورد، بتوانند در قدرت حضور داشته باشند و از تکرار دوم خردادی دیگر جلوگیری کنند.

 

چه کسی قافیه را باخته بود تا آنجا که به گفته یکی از مسئولان ارشد ستاد موسوی، حاضر شد در فیلم انتخاباتی موسوی هم حضور یابد و البته مشاوران اصلاح طلب موسوی، کاندیدایخود  را از این کار منع کردند با این توجیه که در این صورت، راست سنتی نیز در آرای جبهه سبز پوشان خود را شریک می داند.

 

چه کسی از آخرین تلاش خود برای حمایت از موسوی نیز دریغ نکرد و چند روز قبل از انتخابات در نامه ای به یکی از مقامات عالی رتبه، خیرخواهانه (!) از ایشان می خواهد تا با توجه به احتمال پیروزی اصلاح طلبان ، ضمن حمایت تلویحی از موسوی ، از تکرار دوم خرداد جلوگیری کند.

 

6 .  روز چهارشنبه – یک روز قبل از رای به کابینه دولت دهم – بنده به آقای لاریجانی گفتم که برخی به دنبال این هستند که بگویند مجلس قصد رای دادن به کابینه دهم را نداشت و با پیام رهبری مجبور شد این کار را انجام دهد . آقای لاریجانی این نگاه را بدبینانه و غیر منصفانه دانستند و به من توصیه کردند که از این زاویه به قضایا نگاه نکنم. دقیقا یک روز بعد، وقتی مجلس به کابینه پیشنهادی نمره 18 داد ، آقای باهنر همان گمانه زنی را به واقعیت مبدل ساخت !

 

به نظرم رهبر معظم انقلاب با اعلام نظر خود، در واقع تلاش کردند تا کسانی که برای از اکثریت انداختن کابینه یا تشکیل حداقلی آن در صحن علنی تلاش می کردند را متنبه سازند تا آنها از این تلاش دشمن پسند دست بردارند که  متاسفانه این افراد - و از جمله مثل آقای باهنر - به توصیه رهبری عمل نکردند و همچنان به حدود 9 وزیر پیشنهادی رای ندادند و ولایت پذیری خود را به اثبات نرساندند.  

 

7 .  آقای باهنر متاسفانه با بیان ناقص و یکطرفه دیدگاه رهبر انقلاب ، نه تنها در حق مجلس و دولت که در حق مراجع و رهبر معظم نیز ظلم کردند. به دلیل این که اگر رهبری فرموده بودند که دولت نظر مراجع را کسب کند و به عقیده ایشان این کار را نکرده و وزیر زن معرفی کرده بود ، پس چرا مجلس به یک وزیر زن رای داد و نظر مراجع را کسب تامین نکرد ؟ اگر رهبری در خصوص بقیه اعضای کابینه ، امر به رای دادن کرده بودند ، پس چرا مجلس به  وزیر پیشنهادی نیرو رای نداد و چند نفر هم از حداقل آرا برخوردار بودند ؟

 

ای کاش آقای باهنر از استقبالی که شبکه اطلاع رسانی استکبار در داخل و خارج از مواضع وی می کنند ، متنبه می شدند و این مسیر را تغییر می دادند، ای کاش ...

منبع

چرا مشایی به ولایت فقیه اعتقاد ندارد!  

 

چرا مشایی به ولایت فقیه اعتقاد ندارد! 

در ابتدای این هفته یادداشتی را در سایتم قرار دادم که تیتر آن این بود : «آیا مشایی معاون اول دولت دهم است؟» آن یادداشت را در حالی نوشتم که هنوز از اظهار نظر مکتوب رهبر معظم انقلاب درباره ادامه فعالیت مشایی در دولت خبر نداشتم ،‌ اما اکنون که چند روز است این موضوع برایم محرز شده، به هزارو یک دلیل معتقدم که مشایی باید برود و در این یادداشت فقط به یک دلیل آن اشاره می کنم . بویژه که برخی از دوستان دولت در مصاحبه ها و یادداشت های شخصی خود درخواست کرده اند تا یک دلیل برای لزوم تغییر مشایی ذکر شود.

 

همه ما می دانیم که حاکمیت ولایت فقیه ، به معنای حاکمیت یک فرد نیست. حاکمیت ولی فقیه یعنی حاکمیت مجموعه ای از شرایط : یعنی حاکمیت عدالت و تقوا و عدم اصرار بر گناه ، یعنی حاکمیت اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعی از قرآن و سنت پیامبر و اهل بیتش ، حاکمیت ولایت فقیه یعنی حاکمیت عدم تمایل به دنیا و اشرافیگری و یعنی حاکمیت عقل و تدبیر و سیاست مداری در اداره جامعه اسلامی .

 

به دلیل همین ویژگی هاست که اطاعت امر ولی فقیه یعنی اطاعت امر امام معصومی که حاضر است ولی ظاهر نیست و به همین دلیل است که در منابع فقهی ما آمده است که در صورت تفاوت دیدگاه ولی فقیه با دیگر فقها ، رای ولی فقیه حاکم بر رای آنهاست تا چه رسد به آن که این تفاوت در رای ولی فقیه با رای یکی مثل من باشد که مجتهد هم نیست.

 

اکنون در خصوص موضوع انتصاب و عزل آقای مشایی نه تنها باید نوع رفتار احمدی نژاد بلکه باید رفتار آقای مشایی در این خصوص را نیز بررسی کنیم . تحلیل در خصوص تعلل رییس جمهور در عزل مشایی را به یکی دو روز آینده وا می گذارم بویژه که در روز گذشته ملاقات کوتاهی با دکتر احمدی نژاد داشتم و مطمئنم که ایشان دستور رهبری را زمین نمی گذارد و اما در تحلیل رفتار آقای اسفندیار رحیم مشایی چه باید گفت!

 

آنچه به نظر می رسد این است که ظاهرا آقای مشایی اعتقادی به موضوع ولایت فقیه و تبعیت از آن ندارد و همین یک دلیل برای لزوم عدم بکارگیری وی در مناسب اجرایی نظام اسلامی کافی است . شاید بگویید که مشایی در آخرین موضعگیری خود در مراسم تودیع از سازمان میراث گفته است : «عده ای از دشمنان در انتخابات برای مخدوش کردن نتیجه آن دندان تیز کرده بودند، اما احمدی نژاد که آمد عده ای گفتند که گویی چهره حامی نظام ، ولایت و امام آمده است.» همچنین مشایی در این جلسه گفت : «پیام مقام معظم رهبری و رئیس جمهور ما به همه دنیا عدالت است به گونه ای که اگر دنبال صلح هستیم هیچ راهی جز عدالت وجود ندارد.» و این یعنی که وی به این اصل دینی و سیاسی انقلاب اسلامی اعتقاد دارد . در پاسخ باید بگویم که دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ایشان باید در عمل ثابت کند که به تبعیت از ولایت فقیه ملتزم است والا خیلی ها بودند و هستند که در مقام حرف رجز می خواندند اما در مقام عمل ساز دیگر می زدند ، سربسته بگویم متاسفانه آقای مشایی مدت هاست تبدیل شده به مهاجرانی دولت نهم !

 

بنده از برخی دوستان نزدیک آقای مشایی که دائما می پرسند یا می نویسند که اشکال مشایی چیست ، سئوال می کنم که اگر رهبری معظم انقلاب درباره شما نامه ای نوشته بود که با توجه به این نکات، اینجانب ادامه مسئولیت فلانی در این جایگاه را به صلاح نمی دانم ، آیا شما منتظر می ماندید تا رییس مافوق تان عزلتان کند یا خودتان با آن منصب خداحافظی می کردید؟ آقای مشایی هم اگر به ولایت فقیه معتقد بود ، وقتی از تصمیم رهبری مطلع شد ، باید خودش استعفا می داد نه این که با اصرار بر ابقایش در این منصب و ارائه مشورت های غلط مبنی بر این که عده ای با فشار سیاسی خود رهبری را مجبور به این دستور کرده اند و ... در همان راستایی قدم بردارد که برخی از مخالفان ولایت در پروژه انقلاب مخملی آن را دنبال می کردند و بعدا هم در قالب های مختلف نامه و بیانیه و خطبه و سکوت و ... دنبال کردند !

 

واقعا کسی شک دارد که موضوع امروز آقای مشایی تبدیل شده به همان اهدافی که عده ای در قالب سی دی 90 سیاسی – که البته مشایی در آن غایب بود – دنبال می کردند؟ شک نباید کرد که این پروژه در راستای طرح القای دروغگویی رییس دولت در حال اجراست ، در راستای پروژه تقلب گسترده در انتخابات دهم در حال اجراست ، در راستای انقلاب مخملی کف خیابان ها در حال پیگیری است! متاسفانه آقای احمدی نژاد بدون توجه به این نکته با تعلل خود به دنبال حل این موضوع است در حالی که تعلل در این خصوص به نوعی با کمک به کسانی که پروژه انقلاب مخملی را طراحی کردند و کلید زدند پیوند خورده است و ما نباید از این نکته غافل باشیم .

 

امیدوارم آقای مشایی تمام تحلیل های ما در باره ایشان را با عمل خود به دیوار بکوبد،  هنوز دیر نشده ...

منبع

رسايي:نامه هاشمي جرقه آتش انقلاب مخملي

رسايي:نامه هاشمي جرقه آتش انقلاب مخملي

نماينده تهران در مجلس گفت: چرا هاشمي براي مردم به اندازه احزاب اهميت قائل نيست ؟البته بسياري اين احزاب مانند كارگزاران و حزب مشاركت برگرفته از انقلاب و مردم نيستند و انقلاب مخملي بوسيله همين احزاب در حال آغاز شدن است و اين نامه جرقه آتش اين حركت است.

حجت الاسلام والمسلمين حميد رسايي نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به نامه هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري گفت: نامه‌اي كه هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري نوشته اند محتواي آن مسئله تازه‌اي نيست، اين نامه حاوي مسائلي بود كه پيش از اين همه ما از آن اطلاع داشتيم فقط در اين نامه علني شد و اين امر براي فضاي سياسي جامعه بسياربهتر است .

وي افزود: من تعجب مي‌كنم كه ايشان در حالي كه از اتهامات اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم گلايه دارد در آن وقت چنين نامه نگاري هايي را انجام نداد با اين كه اتهامات اصلاح طلبان به هاشمي در آن مقطع مربوط به عملكرد اطرافيانش نمي‌شد بلكه حيثيت همه نظام را هدف گرفته بود و جالب اينجاست كه همه آن افرادي كه به ايشان اتهامات سنگيني مانند قتل‌هاي زنجيره‌اي، عالي‌جناب سرخ‌پوش و موارد ديگر را منصوب كردند تا مجبور به انصراف شود امروز نيز در كنار ايشان براي تخريب دولت نهم از هيچ تلاشي كوتاهي نمي‌كنند حتي برخي از همين احزابي كه هاشمي از آتشفشان سينه‌هاي آنها سخن گفته،‌ مديريت كنندگان انقلاب مخملي در ايران هستند و متاسفانه پشت نام‌هايي مثل هاشمي پنهان شده‌اند

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي در ادامه اظهار داشت: در مناظره مسائلي نه در خصوص هاشمي بلكه درمورد اطرافيان ايشان گفته شد كه ايشان به جاي چند صفحه نامه به رهبري مي توانستند در يك صفحه به آن مسائل پاسخ دهند و راحت‌تر اين مسائل را حل كنند.

سايي با بيان اينكه هاشمي اتهامات كانديداها نسبت به دولت را بار ديگر در نامه خود تكرار كرده است گفت: اين تعابير در خصوص مفقود شدن پول در دولت نهم از سوي ديوان محاسبات و بيان آن از سوي هاشمي رفسنجاني جاي تعجب دارد چرا كه ايشان از نحوه بررسي ديوان محاسبات باخبرند و دولتشان نيز پرونده‌ها و محاسباتي داشته اند كه همچنان برخي از آنها با ابهام همراه است و به كار بردن چنين تعابيري در خصوص دولت در واقع تكرار ادعاهاي سه كانديداست.

وي افزود: هاشمي در نامه خود مدعي شده است كه آقاي احمدي‌نژاد تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را زير سؤال برده است و مشخص نيست كدام تصميم حضرت امام زير سؤال رفته؟ آيا اينكه امام راحل فرمودند كه جنگ بين فقر و غنا جنگي ابدي است و فرمودند كه فساد در هر جايي حتي در بيت و در كنار من هم اگر باشد بايد با آن برخورد شود، آيا اين موارد زير سئوال رفته است؟ احمدي نژاد سياست‌هايي را زير سئوال برد كه با روحيه ما نمي‌توانيم امام راحل را مجبور به نوشيدن جام زهر كرد.

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه هاشمي در نامه خود مدعي شده است كه سخنان احمدي‌نژاد غير مستقيم رهبري را نشانه گرفته است، گفت: چگونه رهبري 63 ويژگي مثبت مانند زنده شدن جوهره حقيقي انقلاب، افزايش مخالفت‌ها با دولت نهم به دليل پايبندي به راه امام و رهبري را براي دولت نهم ذكر كرده است و چگونه ممكن است كه دولتي با چنين ويژگي‌هايي رهبري را هدف گرفته باشد؟ و اين مواردي است كه براي افرادي كه نامه هاشمي را مي‌خوانند قابل فهم نيست.

حجت الاسلام والمسلمين رسايي در ادامه اظهار داشت: آقاي هاشمي در نامه خود دولت احمدي‌نژاد را با دولت بني‌صدر مقايسه كرده و گفته است كه در آن زمان نيز تهمت‌هايي زده مي‌شد و امام با تشكيل گروه حقيقت‌ياب آنها را برطرف كرده،‌ اكنون نيز به عقيده من آقاي هاشمي مي‌تواند چنين درخواستي داشته باشد و پيشنهاد مي‌كنيم تا گروه حقيقت‌ياب در خصوص ادعاهاي مطرح شده در باره اطرافيان ايشان تشكيل شود و بررسي انجام دهند و نتايج آن را به اطلاع همه برساند.

وي افزود: ممكن است آقاي هاشمي از برخي اقدامات كه اطرافيانشان انجام مي‌دهند مطلع نباشند همانطور كه ما در تاريخ انقلاب داشته‌ايم كه شخصيت هايي بودند كه در اطرافشان اتفاقاتي مي‌افتاد و چون با بي‌اطلاعي آنها صورت مي‌گرفت ، مورد حمايت صاحب بيت قرار مي‌گرفتند و نتيجه‌هاي تلخي به همراه داشت و به ضرر انقلاب بود.
نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي همچنين ادامه داد: آقاي هاشمي در نامه خود نوشته است كه من براي پرهيز از آلوده شدن كشور عكس‌العمل فوري نشان ندادم و اين سؤال مطرح است كه آيا اين نامه كه با تأخير نوشته شده فضاي كشور را از آلودگي نجات داده است؟ و آيا نامه آقاي هاشمي موجب شده است كه التهاب‌ها در جامعه كاهش يابد؟

رسايي با اشاره به اين جمله نامه هاشمي رفسنجاني كه گفته است اگر من هم صبورانه صبر كنم ، مردم و احزاب صبر نمي‌كنند كه نمونه آتشفشان سينه آنها را در خيابان‌ها، ميدان‌ها و دانشگاهها مشاهده مي‌‌كنيم گفت: آقاي هاشمي با اين حرف خود مشغول خط دادن است و تصور مي‌كنم كه اين نامه هرچند فوري نبوده و با تأخيرصورت گرفته است اما در راستاي آن قصدي كه ايشان داشته نيستو اين جملات مي تواند مورد سوء استفاده برخي از آشوب طلبان قرار گيرد.

حجت الاسلام والمسلمين رسايي گفت: اين كدام احزاب هستند كه آقاي هاشمي از آنها نام مي‌برد؟ آيا احزابي چون مشاركت و مجاهدين كه سابقه براندازي نرم را در آنها ديده ايم احزاب مورد اعتماد آقاي هاشمي هستند؟
وي ادامه داد: هاشمي در بخشي ديگر از نامه گفته است كه رهبري صلاح را بر سكوت ديده است ولي اين سؤال مطرح است كه شما در مصاحبه با آقاي زادسر رسماً اعلام كرده‌ايد كه با رهبري اختلاف‌نظر داريد و از نظر فقهي اين موضوع را حل كرده‌ايد و خود را مطيع رهبري اعلام كرديد، حالا اگر شما مي‌دانيد كه رهبري صلاح را در سكوت دانسته‌اند پس چرا با نگاشتن يك نامه و انتشار عمومي آن نامه قصد داريد رهبري را به ميدان موضوعي كه مي‌توانستيد محرمانه و يا با بيانيه‌اي خطاب به ملت و توضيحاتي درباره ابهامات اطرافيانتان مساله را حل كنيد و اين كار شما به گونه‌اي اعمال فشار بر رهبري است.

حجت الاسلام والمسلمين رسايي با بيان اينكه همه مشكلات هاشمي با دولت نهم و شخص احمدي‌نژاد است گفت: سؤال ما اين است كه رهبر معظم انقلاب و بسياري از علما و بسياري از مردمي كه به اين دولت رأي داده‌اند به اين دليل بوده است كه آنها مانند رهبر انقلاب است كه جوهره حقيقي انقلاب در دولت نهم زنده شده است و چگونه با زنده شدن جوهره حقيقي انقلاب شما دندان روي جگر گذاشته‌ايد.

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به بخش ديگري از نامه هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري گفت: هاشمي مدعي شده است كه به مخاطر مسئوليتي كه دارد در مورد افراد و جريانهاي انتخابات حرفي بيان نكرده و اين برخلاف صبحـت‌هايي است كه كروبي در خصوص حمايت هاشمي از موسوي بيان كرده و خود آقاي موسوي نيز اعتراف كرده مورد حمايت هاشمي و خاتمي است و به اين حمايت افتخار مي‌كنم و به اين حمايت نياز دارم چرا كه ايشان احساس مي‌كنند به خاطر 20 سال دوري از صحنه‌هاي انقلاب چيزي براي گفتن ندارد.
حجت الاسلام والمسلمين رسايي با بيان اينكه هاشمي مدعي است كه به نفع و ضرر افراد هيچ‌چيز بين نكرده‌ام، اظهار داشت: اين در حالي است كه ما همين چند روز پيش شنيديم كه هاشمي گفته است كه ما سه سال با دولت نهم مدارا كرديم و معني اين تعبير چيست و آيا مصاحبه با زادسر كه به دستور هاشمي انجام و توزيع شد معني‌اش سكوت است؟

وي افزود: هاشمي مدعي شده است كه افراد حاضر در انتخابات براي نامزدي خود با من مشورت نكردند و اين به آن معناست كه يا ايشان خلاف واقع مي‌گويند يا كانديداها دروغگو هستند؛ چراكه موسوي اعلام كرده است كه مورد حمايت هاشمي است و به حمايت هاشمي نياز دارد و به آن افتخار مي‌كند و حتي خانواده و دختر آقاي هاشمي از موسوي حمايت كردند و اعلام كردند كه پدرمان نيز از آقاي موسوي حمايت مي كند و فيلم‌هاي آن موجود است و اين به آن معنا است يا هاشمي يا كانديداها خلاف واقع مي‌گويند.

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: هاشمي مدعي شده است كه كه ادامه وضع موجود را به صلاح كشور و نظام نمي‌داند كه البته اين حرف در همان حدنظر شخصي است و آن كسي كه در نظام جمهوري اسلامي ايران نظرش مي‌تواند تعيين‌كننده باشد فقط مقام معظم رهبري است كه اگر وضعيتي را صلاح ندانند بايد در مورد آن فكر شود و چرا آقاي هاشمي برخلاف جريان اصولگرايي كشور و جامعه مدرسين و علماي بنام مانند آيت‌الله مهدوي كني و احزاب انقلاب اين دولت را تا ابين اندازه خطرناك مي داند و چرا ايشان خود را مساوي با انقلاب مي‌داند.
حجت الاسلام والمسلمين رسايي با اشاره به دردمندانه‌ترين بخش اين نامه گفت: هاشمي در بخش از اين نامه گفته است كه با فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم مفهومش اين است كه هاشمي رفسنجاني بنا ندارد به مشي گذشته خود ادامه دهد و قصد ورود دارد كه البته به نظر ما ايشان زمان بسياري است كه وارد شده و گفته است كه حتي اگر من سكوت كنم بخشي از مردم و احزاب و جريان‌ها اين وضع را بيش از اين برنمي‌تابند و سؤال اين است كه چرا هاشمي براي احزاب به اندازه مردم اهميت قائل است و اين احزاب كدام احزاب هستند؟ البته بسياري اين احزاب مانند كارگزاران و حزب مشاركت برگرفته از انقلاب و مردم نيستند و انقلاب مخملي بوسيله همين احزاب در حال آغاز شدن است و اين نامه جرقه آتش اين حركت است و اين امر تهديد مقام معظم رهبري است و براي ما قابل فهم نيست.

وي با اشاره به بخش ديگري از اين نامه گفت: اين سؤال مطرح است كه هاشمي با اين نامه قصد داشته است كه التهابات را در جامعه كم كند يا زياد و هاشمي بايد يكبار ديگر نامه خود را مرور كند تا دريابد كه آيا نامه‌اش التهابات را بيشتر مي‌كند يا برآتش مي‌افزايد؟ و هاشمي گفته است كه اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده زشت موجود برخورد كند چگونه ما خود را از پيروان نظام مقدس بدانيم و سؤال اين است كه آيا در دوره بني‌صدر يا منافقين ملاك اينكه نظام تصميم‌اش به مصلحت بوده ‌است يا خير؟ ايشان كه از امام راحل دم مي‌زنند آيا غير از اين بوده كه امام فرمودند پشتيبان ولايت‌ فقيه باشيد تا به مللكت‌ شما آسيب نرسد.

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: هاشمي در پايان نامه خود اعلام كرده است كه از رهبري انتظار اين است كه براي رفع فتنه‌هاي خطرناك هرگونه كه صلاح مي‌دانند اقدام كنند در حالي كه ايشان در اواسط نامه نوشته كه مع الاسف رهبري صلاح را بر سكوت مي‌دانند! يعني از آنچه رهبري صلاح دانسته متاسف است؟
وي افزود: هاشمي در پايان نوشته است كه خواسته رهبري برگزاري انتخاباتي حداكثري است و سوال اين است كه آيا نامه هاشمي براي برگزاري انتخاباتي حداكثري است؟ و يا در راستاي انتخاباتي همراه با تنش است؟

 

منبع 

رسائی و دانشگاه آزاد

پاسخ رسايي به تكذيبه دانشگاه آزاد

حجت الاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي طي ياداشتي در وبلاگ شخصي خود با اشاره به لغو برنامه سخنراني‌اش در دانشگاه آزاد خميني شهر و نجف آباد آورده است: لغو برنامه سخنراني بنده در دانشگاه آزاد خميني شهر و نجف آباد و به دنبال آن حضورم در پشت درهاي دانشگاه آزاد واحد خميني شهر و اعلام خبر اين كه مسئولان دانشگاه از من خواسته اند تا درباره موضوعات دانشگاه آزاد و جاسبي و رئيس دولت سازندگي چيزي نگويم، ظاهراً دردسرهاي زيادي را براي مديريت دانشگاه آزاد به وجود آورده و سبب شده تا در تسميه اين عنوان (دانشگاه آزاد) تشكيك شود، به همين خاطر مديريت دانشگاه فعال شده و با راه اندازي نهضت تكذيب، تلاش كرده تا جلوي آبروريزي به وجود آمده را بگيرد و ثابت كند كه اين دانشگاه واقعا آزاد است، غافل از اين كه در اين مواقع حافظه آدم‌ها كمي تحليل مي‌رود!

روز گذشته دو واحد دانشگاه آزاد (خميني شهر و نجف آباد) با ارسال تكذيبه هايي به روزنامه ايران و خبرگزاري فارس ادعا كردند كه:

1. هيچ درخواستي از سوي هيچ يك از تشكل‌هاي اين دانشگاه جهت سخنراني آقاي رسائي به اين دانشگاه (نجف آباد) ارائه نشده است.

2. دانشگاه آزاد اجازه حضور انفرادي به فعالان سياسي را نمي دهد و حتما بايد در قالب مناظره و حضور نمايندگان كانديداهاي مختلف باشد.

3. رسايي خودش آمد پشت در و درخواست حضور در دانشگاه آزاد خميني شهر را داشت كه براي حفظ نظم و احترام به جايگاه نمايندگي به نمازخانه دعوت شد.
4. هيچ كس با رسايي مذاكره‌اي درباره عدم سخنراني درباره موضوع دانشگاه آزاد، جاسبي يا دولت سازندگي و آقاي هاشمي نداشته است.

5. هر دو واحد دانشگاهي اعلام كرده‌اند كه براي برگزاري مراسم‌ها و نشست‌هاي سياسي و انتقادي آماده‌اند و هيچ مشكلي ندارند.

با مروري بر مصاحبه هاي مسئولان دانشگاه آزاد مشخص مي شود كه اين عزيزان قبل از آن كه رسايي را تكذيب كنند خودشان را تكذيب كرده‌اند چراكه:

1. در حالي واحد نجف آباد اين درخواست را تكذيب كرده كه " آقاي اميرعباس اسماعيلي‌ در گفتگو با خبرگزاري فارس در اصفهان (12/2/88) آن را تاييد كرده و در پاسخ به اين سئوال كه آيا عدم صدور مجوز براي سخنراني حميد رسايي در دانشگاه‌هاي آزاد نجف‌آباد و خميني‌شهر صحت دارد، اظهار داشته است: هيئت نظارت با سخنراني آقاي رسايي و چند نفر ديگر در واحدهاي مختلف دانشگاهي مخالفت كرده‌ است. "

2. در جوابيه به روزنامه ايران آمده كه علت مخالفت با حضور بنده در دانشگاه آزاد اين بوده كه نمايندگان كانديداها به صورت انفرادي نبايد در دانشگاه حضور يابند، اما آقاي اسماعيلي در مصاحبه با خبرگزاري فارس در همان تاريخ از سخنراني انفرادي ديگران ياد مي كند: " اسماعيلي اضافه كرد: در هفته گذشته آقاي ذاكراصفهاني از طيف وابسته به دولت و سخنراناني نيز از طيف اصلاح‌طلبان در برخي واحدهاي دانشگاهي سخنراني كرده‌اند و ما به دنبال ايجاد فضايي آرام هستيم. "

به اضافه اين كه براي بنده در تاريخ 5 ارديبهشت مجوز سخنراني به صورت انفرادي در دانشگاه آزاد واحد شوشتر صادر شده بود!؟ البته در اين سخنراني بنده انتقادات كوچكي از دانشگاه آزاد كردم.

3. اينجانب به هيچ وجه براي حضور در دانشگاه آزاد درخواستي از مسئولان مربوطه دانشگاه نداشتم، دانشگاه آزاد حق دارد كه آزادي داخل دانشگاه را بر خلاف نامش از دانشجويان و فعالان سياسي بگيرد، ولي چنين اختياري درباره بيرون دانشگاه ندارد، همانطور كه در خبرگزاري‌ها اعلام شده پس از ممانعت دانشگاه تصميم گرفتم به احترام دانشجويان تا پشت در دانشگاه حاضر شوم، پس از حضور در پشت در‌هاي دانشگاه با درخواست مسئولان دانشگاه و تماس تلفني نماينده خميني شهر در مسجد دانشگاه حضور يافتم اما از ابتدا اعلام كردم كه در اعتراض به اين نوع برخوردها سخنراني نمي كنم.

4. ساعت 9.30 صبح در حالي كه در مسير اصفهان بودم، نماينده خميني شهر طي تماس تلفني خود از مذاكره با رئيس دانشگاه آزاد درباره نامناسب بودن عدم صدور مجوز سخنراني اينجانب خبر داد و وي گفت كه مسئولان دانشگاه با سخنراني موافقت كرده‌اند، فقط درخواستشان اين است كه به موضوع دانشگاه آزاد و دوره سازندگي پرداخته نشود.

مصاحبه ميردامادي با فارس اين نكته را تاييد مي كند: "حجت‌الاسلام ميردامادي رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در منطقه 4 دانشگاه آزاد در گفتگو با خبرنگار‌ فارس در اصفهان (15/2/88) در پاسخ به سئوالي مبني بر دليل عدم صدور مجوز براي سخنراني حميد رسايي در دانشگاه آزاد خميني‌شهر، اظهار داشت: آقاي اسماعيلي (نماينده دكتر جاسبي) عنوان مي‌كرد كه آقاي جاسبي گفته آنهايي كه ممكن است جو دانشگاه را بهم بريزند، نبايد بيايند بنابراين آقاي مجلسي رئيس دانشگاه آزاد خميني‌شهر هم مجبور بود تابع باشد و نمي‌توانست در مقابل رئيس كل بايستد.

وي افزود: آقاي رسايي را هم عنوان كردند كه زماني در مجلس به آقاي هاشمي ‌رفسنجاني توهين كرده و چون آقاي هاشمي از موسسين دانشگاه آزاد است امكان دارد اينجا هم چيزي بگويد و جو دانشگاه بهم بريزد فقط با آقاي رسايي مخالفت شد آن هم تحت عنوان اينكه عليه آقاي هاشمي در مجلس صحبت كرده است.

5. سخن آخر اين كه اگر تشكل هاي دانشجويي واقعا آزادند و مسئولان عالي دانشگاه آزاد به تكذيبه‌هاي خود اعتقاد دارند، راه حل راحت‌تري نيز وجود دارد و آن صدور مجوز جهت برگزاري جلسه تريبون آزاد دانشجويي و نقد و بررسي عملكرد دانشگاه آزاد و رييس محترم آن يعني آقاي جاسبي توسط اينجانب يا يكي ديگر از منتقدين در محل دانشگاه آزاد خميني شهر است، البته مشروط به امنيت تحصيلي دانشجوياني كه در جلسه و تريبون آزاد شركت مي كنند.

همانطور كه خوانديد، دانشگاه آزاد قبل از آن كه رسايي را تكذيب كند خودش را تكذيب كرده است !؟

منبع