زندگینامه آیت الله خوشوقت

از ولادت تا هجرت به قم

 

 


آیت الله عزیز خوشوقت در سال 1305 هجری شمسی متولد و پس از تحصیلات روز به فراگیری علوم حوزوی پرداختند. شور و شوق آموختن معارف دینی و استفاده از عنایات خاصه کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) ایشان را پس از پنج سال تحصیل در تهران به آشیان اهل بیت عصمت و طهارت فراخواند.

 

 

تحصیل در شهر علم و اجتهاد در قم

 

 

از برکات سفره کریمه بی بی دو عالم هفت سال تلمذ و شاگردی حضرت امام (قدس سره) در مباحث خارج فقه و اصول و استفاده از درس خارج فقه  مرجع عالیقدر آیت الله العظمی بروجردی و هم نشینی با شهید محراب آیت الله صدوقی بود.

 

 

ایشان حکمت و فلسفه را نیز در محضر مفسر کبیر قرآن، عالم ربانی علامه طباطبایی آموخت، از آنجا که زینت علم با عمل صالح است و اخلاق و تهذیب نفس زیور مردان پاک آن روزگار، ایشان نیز با مدد از توفیق الهی پای همت در مسیر خود سازی و سیر و سلوک نهاد. انفاس ملکوتی مرد فرزانه، معلم اخلاق مرحوم آیت الله علامه طباطبایی ایشان را بیش از دیگران همچون شهید علامه مرتضی مطهری با دقایق و رموز اخلاق  و درجات عرفان آشنا ساخته و همین امر، ایشان را مورد توجه و محبت ویژه علامه قرار داد.

 

عزیمت به تهران

 

ایشان پس از فراگیری علوم معقول و منقول و آشنایی با لطایف حکمت و اخلاق و عرفان و پس از نایل شدن به مقام معنوی اجتهاد به تهران بازگشت. اقامت در تهران، برپایی نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبی (ع)، تربیت طلاب و فضلای حوزه حوزه علمیه، درس اخلاق و توجه به خواسته ها و حاجات مردم، انس با جوانان، بسیجیان و رزمندگان، خانواده های شهدا در طول بیش از چهل سال از ایشان چهره ای دوست داشتنی و مردمی ساخت.

 

 

آنها که ایشان را از نزدیک می شناسند و یا وصف حال ایشان را شنیده اند صبر و حوصله و سعه صدر کم نظیرشان را در برخورد با مردم می ستایند.

 

 

اصرار فراوان شهید بزرگوار آیت الله قدوسی جهت بازگرداندن ایشان به قم و برپایی کرسی درس اخلاق و تربیت طلاب فاضل حاکی از مراتب معنوی ایشان بود.

 

 

دوران شکوهمند انقلاب اسلامی

 

 

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی طی حکمی از طرف حضرت امام خمینی (قدس سره) به عنوان نماینده ویژه ایشان در ستاد انقلاب فرهنگی منصوب شدند و از آن پس نیز بیشتر در زمینه های فرهنگی و ارشاد و هدایت جوانان و تربیت فضلای حوزه علمیه و دانشجویان مستعد ایفای وظیفه نمودند و تا حال مسجد ایشان کانون آمد و شد جان های ارادتمند و جوانان انقلابی و پر شوری است که از زلال صحیفه  سجادیه، خطبه های نهج البلاغه، روایات و آیات و توضیح و تفسیر آیات نورانی قرآن سیراب می شوند.

 

 

تاکید نسبت به آراء و اندیشه های امام راحل (ره)، حمایت و پشتیبانی از مواضع و دیدگاههای مقام معظم رهبری، از وی چهره ای محکم و انقلابی ساخته است. بصیرت ایشان نسبت به جریانات سیاسی و ترفندهای دشمنان موجب گردید تا معظم له مورد مشورت بسیاری از شخصیت های سیاسی و نخبگان حوزه و دانشگاه گردیده است. دوری از ظواهر مادی و دنیایی و تاکید بر ساده زیستی و مردمداری و ارتباطات بی تکلف مردم با ایشان از جمله ویژگیهایی است که موجب توجه قلوب ارادتمندان و جوانان به این شخصیت اخلاقی است.

منبع و منبع

توصیه آیت الله خوشوقت



 سایت «رجانیوز» گزارش داد، حضرت آیت الله خوشوقت از علمای برجسته تهران، در پاسخ به سئوالی

توصیه آیت الله خوشوقت


 


 

 سایت «رجانیوز» گزارش داد، حضرت آیت الله خوشوقت از علمای برجسته تهران، در پاسخ به سئوالی درباره انتخابات شوراها فرموده اند: لیست رایحه خوش خدمت را تبلیغ كنید.

ایشان همچنین گفته اند: از مصادیق بارز «تواصوا بالحق» شركت در انتخابات و تبلیغ كسانی است كه خدمتگزاران مردم بوده اند.

این استاد برجسته اخلاق، روحیه خدمتگزاری، مردمی بودن و رسیدگی به محرومین را از دلایل ارجحیت لیست رایحه خوش خدمت در انتخابات شوراها برشمرده و فرموده اند: خدمات این آقایان سبب افزایش اعتماد مردم به مسئولین شده و اگر این روند ادامه پ‍یدا كند به سمت حل مشكلات شهر حركت خواهیم كرد.

آیت الله خوشوقت افزوده اند: نباید سیاسی‌كاری كرد و باید به افراد صالح، باتقوا، امتحان پس داده و  خدمتگزار رای داد.
منبع

بیانات آیت الله خوشوقت در بعثه رهبری در مدینه منوره  

بیانات آیت الله خوشوقت در بعثه رهبری در مدینه منوره  

[1387/05/05 ]

حضرت آیت الله خوشوقت در جمع روحانیون کاروان ها هدف ازخلقت انسان و ارسال رسل را اطاعت محض از خداوند برشمرد و تاکید کرد: بایستی میان انسان وخداوند یک نسبت عبودی وجود داشته باشد تا فلسفه خلقت تحقق یابد. ...


حضرت آیت الله خوشوقت در جمع روحانیون کاروان ها هدف از خلقت انسان و ارسال رسل را اطاعت محض از خداوند بر شمرد و تاکید کرد: بایستی میان انسان و خداوند یک نسبت عبودی وجود داشته باشد تا فلسفه خلقت تحقق یابد.

به گزارش خبرنگارپایگاه اطلاع رسانی حج ایشان در تبیین مفهوم عبودیت گفت: درکلیه رکعات نمازهای یومیه قرائت سوره حمد واجب شده است حکمت آن هم محتوای توحیدی و استعانت از ذات مقدس الهی در یافتن و هدایت به صراط مستقیم است.

این استاد اخلاق که در آستانه بعثت رسول گرامی اسلام در بعثه مقام معظم رهبری در مدینه منوره  سخن می گفت صراط مستقیم را عمل به واجبات و دوری از محرمات اعلام و اظهار داشت: برخلاف آنچه مشهور است صراط مستقیم راه راست نیست بلکه راهی است که از میان افراط و تفریط می گذرد و آن همان اطاعت محض از تعالیم الهی و طی طریق بندگی است.

وي در ادامه افزود: کلیه آیات الهی و تعالیم انبیاء عظام هدایت به راه عبودیت و بندگی است و همه انبیاء و اولیا مامور به تبیین و تبلیغ آن بوده اند و آن راهی است که خیر دنیا و آخرت در آن نهفته است.

وی همچنین بیان داشت: کلمه تقوی که در قرآن کریم بر آن تاکید شده است اطاعت خالصانه از خداوند و پرهیز از گناه است.

منبع و منبع

حضرت آيت الله خوشوقت: شرايط رهبر

حضرت آيت الله خوشوقت: شرايط رهبر فراتر از مر�
جمعي از اعضاي شوراي مركزي اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با حضرت آيت الله خوشوقت ديدار كردند.
 
 به گزارش رجانيوز، در اين ديدار ابتدا دبير كل جامعه اسلامي دانشجويان با بيان اهميت و جايگاه مجلس خبرگان و تهديدات دشمنان براي اين دوره از مجلس خبرگان گفت: دشمناني كه در طول اين 28 سال و در پيچ هاي سخت نتوانستند ضربه اي به انقلاب بزنند امروز جايگاه ولي فقيه را نشانه گرفته اند.
 
 مجتبي ابراهيمي در ادامه افزود: از جايگاه مجلس خبرگان اين انتظار مي رفت كه در مواقع حساس كه هجمه عليه ولي فقيه زياد بود به دنبال دفاع از اين جايگاه بر مي آمدند كه متاسفانه اين امر در گذشته انجام نشده است و بايد خبرگان بعدي در اين زمينه فعال تر وارد شود.
 
 وي در ادامه افزود: ملاك هاي اين تشكل براي انتخابات خبرگان همان طور كه قبلا در مصاحبه ها اعلام شده است، پايبندي كانديدا ها به «منشور روحانيت» حضرت امام (ره) و پذيرش جنبه قدسي و آسماني جمهوري اسلامي است.
 
 ‍پس از سخنان دانشجويان، آيت الله خوشوقت به سخنراني پرداخت.
 
 آيت الله خوشوقت با بيان اين كه شرائط رهبري نظام اسلامي فراتر از شرائط مرجعيت است و رهبر نظام بايد فردي مدير، مدبر، با تقوا و عادل باشد، افزودند: اسلام با توجه به اينكه آخرين دين الهي است بايد تا زمان ظهور منجي آخرالزمان در بستر زمين دوام بيابد.
 
 
 مشروح سخنان آيت ا... خوشوقت، نماينده حضرت امام خميني(ره) در شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ادامه مي آيد:
 
 بسم الله الرحمن الرحيم
 اسلام چون آخرين دين و كتابش آخرين كتاب پيامبرش آخرين پيامبر است نظرش اين است كه اين دين بايد تا زمان منجي آخر الزمان در بستر زمين دوام داشته باشد و براي اين كار يك راه بيشتر نيست و آن وجود حكومت بايد اسلامي است.
 
 الگوي حكومت بايد حكوت خاتم الانبيا و حكومت علي ( ع ) باشد. در زمان غيبت هيچ حكومتي جز حكومت اسلامي نمي تواند اسلام را ادامه دهد و به همين دليل اسلام با هر حكومتي جز حكومت اسلام مخالف و ضد است. شرط حكومت اسلامي اين است كه حاكمان خودشان مسلمان باشند و به صورت مادي و معنوي اسلام را ترويج كنند. نه خلافت، نه سلطنت و نه هيچ حكومت ديگري جز حكومت اسلامي به شيوه حكومت پيامبر اسلام مورد تأييد اسلام نيست.
 
 در رأس اين حكومت اسلامي پيامبر يا حضرات معصومين و در زمان غيبت، فقيه آگاه كه خودش از عدالت برخوردار باشد قرار دارد، كه ما به آن ولي فقيه مي گوييم. همه كارها مربوط به نظر ولي فقيه است .
 
 ولي فقيه هر جا با مسائل تخصصي آشنا نيست با متخصصين مشورت ميكند تا بهترين تصميم را بگيرد. ولي فقيه عادل دو جور است. يا مرجع است كه شرايط خاص خود را دارد و يا در رأس حكومت و مجري احكام اسلامي است كه در اين حالت بايد علاوه بر شرايط مرجعيت شرايط ديگري هم داشته باشد تا بتواند درشرايط مختلف تصميمات درست بگيرد. ولي فقيه بايد در تمام شئون چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح، مقاوم، ايستاده و داراي شجاعت، مدير و مدبر باشد .
 
 در صورت فقدان رهبري خبرگان بايد رهبر را سريعا مشخص كند كه خلائي به وجود نيايد. رهبري كه عادل و باتقوي و با شجاعت و مدير ومدبر و … باشد.
 
 همه مسلمان ها همان طور نماز مي خوانند و امر به معرف و نهي از منكر مي كنند، موظفند پشتيبان ولي فقيه باشند. چون اگر او نباشد اسلام نيست.
 
 هيچ كدام از اصناف نمي توانند در جاي ولي فقيه بنشينند. اصناف مانند كارگرها و كشاورزان و كسبه و تجار و ... با مسائل اسلامي آشنا نيستند وشرط اصلي حاكم اسلامي يعني فقاهت ندارند. عده اي هم تحصيل كردگان آمريكا و و اروپا هستند و احكام خدا را بلد نيستند و يا خداي نكرده شيوه ي حكومت غربي را قبول كرده اند. فقها كه دروس اسلام و فقه را خوانده اند و در زمان جنگ و صلح و در مسائل اقتصادي و .. دستور اسلامي را مي دانند، به قيد داشتن تقوا و عدالت شايسته حاكميت اسلامي هستند. بنابر اين مسأله ولايت فقيه يك مسأله عقلي و خرد پسند است.
 
 منتها وظيفه عموم مردم در تمام انتخابات ها اين است كه به اشخاص صلاحيت دار و واجد شرايط راي دهند، اين خيانت است كه به كسي كه نظام را قبول ندارد و فكرش فكر غربي است پست بدهند، هر يك راي بسيار كار ساز است. همين راي موجب مي شود كه افراد در يك جايي پست بگيرد
 
 هر مسلماني در هر انتخابات موظف است به كساني راي بدهد كه اسلام را قبول داشته باشد، معتقد به حكومت اسلامي در زمان غيبت باشد و همچنين پشتيبان ولي فقيه عادل باشد. به آن كساني كه امروز به انحرافات غربي شناخته شده اند به هيچ وجه نبايد راي داد. به كساني كه اين ها را تاييد مي كنند هم ما حق نداريم راي بدهيم. هر كسي طرفدار دين است بايد به او راي داد و گر نه خيانت به اسلام و خون شهدا كرده ايم.
 
 سوال: نقش مردم در حكومت اسلامي كه در ايران امروز به صورت جمهوري اسلامي تبلور يافته است چيست؟
 
 مردم حافظ و نگهبان حكومت اسلامي كه در راس آن ولي فقيه عادل قرار دارد هستند، مردم بايد هم حافظ حكومت اسلامي باشند و هم حافظ شخص اول حكومت اسلامي كه ولي فقيه است. چون وظيفه ما كمك به دوام اسلام است و براي آن بايد حكومت اسلامي و شخص ولي فقيه پا بر جا باشند. بدون ولي فقيه حكومت اسلامي نخواهد شد. اين كه شما مي بينيد حكم رئيس جمهور يا ساير منتخبان را هم بايد ولي فقيه تنفيذ بكند به همين دليل است تمام اختيار به دست ولي فقيه است.
 
 در اسلام ولي فقيه قبلا تعيين شده است و زميني نيست. اما اگر بخواهد اين ولي فقيه پست بگيرد و احكام اسلام را اجرا كند بايد مردم به او راي دهند بنابر اين راي دادن به چنين شخصي از نظر اسلام بر مردم از حقوق و واجبات مسلم است. زيرا اگر مردم از او حمايت نكنند او نمي تواند حاكم شود و مانند حضرت علي (ع) خانه نشين مي شود. بنابراين نقش مردم در به قدرت رساندن ولي فقيه شرط لازم و ضروي است بدون مردم ولي فقيه نمي تواند كاري انجام دهد اما مشروعيت او را اسلام داده است.
 
 سوال: يكي از مسائلي كه بارها مطرح شده و اخيرا هم دوباره در كشور مطرح شده است، مسئله شوراي رهبري است. آيا مسئوليت رهبري را مي توان به يك شورا سپرد؟
 
 ما در اسلام هيچ پستي در اداره شئون اسلام شورايي نبوده است، نه پيامبري نه امامت نه مرجعيت تقليد. اگر شورايي باشد ممكن است بينشان اختلاف بيفتد، اگر حكم صادر كردند سست تلقي مي شود. بنابراين مسئله شوراي رهبري اصلا نبايد مطرح شود.
 يكي از نتايج اين گفته كه رهبري شورايي باشد اين است كه گوينده قطعا با فرد رهبري ميانه اش خوب نيست، چون معتقد است بايد چند نفر باشند نه يك نفر.
 
 سوال: يكي از نظريه ها در زمينه حكومت اسلامي اين است كه دايره اختيارات ولي فقيه فقط در حوزه راي دهندگان به اوست. در اين باره چه نظري داريد؟
 
 مردم راي هم ندهند او سر جايش است، منتها ولي فقيه سمت را به دست نمي گيرد. حضرت امير كه راي نياورد امامتش به هم نخورد مردم وظيفه شان است كه كمك كنند، اما اگر نكردند او پستش سرجايش است. بر آنها كه او را قبول دارند بايد كمك كنند ولي فقيه مشغول به كار شود. واجب شرعي است.
 
 ولايت فقيه به هيچ وجه ساقط نمي شود مگر اينكه شرايط ساقط شود، مثلا خداي نا كرده بيماري بگيرد كه نتواند وظايفش را انجام دهد يا از عدالت ساقط شود.اما اگر آن شرايط جمع باشد هيچ كسي نمي تواند او را از رهبري ساقط كند. اما اگر راي ندهند او نمي تواند كار كند. بنابراين واجب است راي دهند، واجب شرعي است. چون دوام اسلام با دوام ولي فقيه تحقق پيدا مي كند. دوام اسلام با هيچ نوع سلطنتي و حكومت ديگري امكان پذير نيست.
منبع

در محضر حضرت آيت الله خوشوقت

در محضر حضرت آيت الله خوشوقت
آيت‌الله عزيز خوشوقت در ديدار با اعضاي ائتلاف رايحه خوش خدمت گفت: هم خودتان با تحقيق و مطالعه در گذشته افراد راي دهيد و هم ديگران را ترغيب به اين كار كنيد تا افراد ناسالم به عرصه‌هاي مديريتي نظام راه نيابند. به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، آيت‌الله عزيز خوشوقت از علماي برجسته تهران بعد از ظهر امروز دوشنبه در ديدار جمعي از مسئولان ستادهاي انتخاباتي مناطق تهران ائتلاف سراسري رايحه خوش خدمت گفت: شما در انتخابات دو وظيفه بر عهده داريد يكي اينكه خودتان با تحقيق به افراد مناسبي راي دهيد و يكي اينكه به ديگران كمك كنيد كه افراد سالم را وارد عرصه مديريتي كشور كنند و بايد سعي كنيد كساني به اين عرصه‌ها راه يابند كه از نظر مادي و معنوي سالم باشند. خوشوقت با بيان اينكه ملاك‌هاي كانديداي اصلح را مقام معظم رهبري مشخص نموده‌اند، افزود: اگر افراد ناسالم به عرصه‌هاي مديريت و اداره كشور وارد شوند هر كس به اندازه قصوري كه در راهيابي اين افراد متوجه اوست در خيانت‌هاي اين افراد شريك خواهد بود. در اين بين مجلس خبرگان خيلي حساس و مهم است و بعضي افراد كه نغمه خطرناك ايجاد شوراي رهبري را مطرح مي‌كنند نبايد به اين مجلس راه يابند و لذا شما بايد تلاش كنيد هم خودتان با تحقيق در گذشته افراد به آنها راي دهيد و هم ديگران را راهنمايي كنيد كه به افراد سالم راي دهند. وي با بيان اينكه تا به حال افراد ناسالم نتوانسته‌اند به مجلس خبرگان راه يابند، اظهار داشت: شما بايد تلاش كنيد افرادي كه به مجلس خبرگان وارد مي‌شوند حتما سالم باشند و داراي هيچ انحراف و اشكالي درباره رهبري نظام نباشند. خوشوقت با اشاره به اينكه نتيجه راي مردم در همان تكه كاغذ تعرفه راي خلاصه نمي‌شود، تصريح كرد: تمام اتفاقات و تبعات ورود افراد ناسالمي كه در اثر غفلت ما به عرصه‌هاي مديريت كشور به خصوص مجلس خبرگان راه مي‌يابند ناشي از همان راي ما خواهد بود و ما بايد رايي بدهيم كه در آخرت بتوانيم در قبال آن به خدا پاسخ بدهيم. وي بيان داشت: عده كمي طرفدار آمريكا در بين ما هستند كه تلاش دارند به مجلس خبرگان، رياست جمهوري و جاهاي ديگر نظام راه يابند و اكنون نيز كه آقاي احمدي‌نژاد در مصدر كار است تمام تلاش آنها اين است كه ايشان را به شكست بكشانند و وظيفه شما اين است كه اجازه ندهيد اين افراد از فيلترهاي تعبيه شده در مسير ورود به عرصه مديريتي كشور عبور كنند و اين مسئوليتي بزرگ برعهده شماست. اين عالم ديني با اشاره به اينكه خيلي از مردم متاسفانه عادت نكرده‌اند با تحقيق و دقيق و با مطالعه گذشته افراد به آنها راي دهند، گفت: متاسفانه برخي از مردم در روز راي دادن از روي عكس افراد راي مي‌دهند و بسته به اينكه كداميك از عكس‌ها نظر آنها را جلب كند به همان فرد راي مي‌دهند. شما بايد كاري كنيد كه در اثر راي به آدم‌هاي ناصالح و ناباب خون شهدا پايمال نشود و بدانيد كه راي دادن بدون تحقيق خيانت به بيت‌المال‌، اسلام، دين و استقلال كشور است و خطري بزرگ براي نظام خواهد بود كه تحقق يا عدم تحقق آن با راي من و شما اتفاق خواهد افتاد
 

حضرت آیت الله خوشوقت در كلام حاج آقا صدیقی

 

 بسمه تعالی

یکی از چهره های نورانی که علماً و عملاً جزء وجاهتهای جامعه ما و حسنات زمان به حساب می آیند، آیت الله حاج شیخ عزیزالله خوشوقت می باشند.

این بزرگوار در بعد نقلی، عقلی، معرفتی، عملی و خودساختگی، برجستگی دارد. در بعد علمی، بحمدالله از درجه ی بالا و والای فقاهت و اجتهاد برخوردارند و در بعد عرفان، اخلاق و سیر و سلوک، جزء اولین کسانی هستند که مرحوم آیت الله علامه بزرگوار، آیت الله سیدمحمد حسین طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان را یافتند. این بزرگوار و مرحوم آیت الله شیخ علی آقای پهلوانی، قبل از تمام شاگردانی که در مراحل بعد با مراتب سیر باطنی و عرفانی مرحوم علامه طباطبایی (ره) آشنا شدند و رسیدن به خدا را در گرو شناخت و معرفت نفس دانستند، ایشان را یافتند. آیت الله خوشوقت، جزء نفرات اول شاگردان علامه هم از حیث زمانی و هم از نظر رتبی و کیفیت بودند. ایشان انصافآً نفر اول بودند.

مدتهای مدیدی قبل از انقلاب، آیت الله خوشوقت در میان خواص، به عنوان یک عنصر خودساخته و رهیافته به قله کشف و شهود شناخته شده بود. اما اینجور اشخاص خیلی عمومی نبودند و مردم، آنان را به این خصوصیتها نمی شناختند. اما بعد از انقلاب که خون زلال شهیدان، چشمه عرفان را به جوشش و جریان درآورد و حضرت امام راحل (ره) هم گوشه ای از پرده ها را کنار زدند و این مسائل خصوصی را در میان عموم هم مطرح کردند، عطش در میان برخی مردم، خصوصاً گروهی از جوانان پاکدلی که صفای باطن داشتند، رو به فزونی گذارد و دنبال چهره ها می گشتند. یکی از این چهر ه های ناب آیت الله خوشوقت بود.
زمانی که هنوز انقلاب واقع نشده بود، مرحوم آیت الله قدوسی که یک مدیر با کفایت و یک مربی نورانی بودند و با علامه طباطبایی از نزدیک ارتباط داشتند، از بین شخصیتهای موجود در آن زمان نسبت به دو نفر طمع داشتند. در مورد این دو شخصیت آرزومند بودند و قدمهایی هم برداشتند.

یکی آرزو داشتند که مرحوم آیت الله علامه شهید مطهری(ره)  را از تهران به قم برگردانند تا این شخصیت علمی و فلسفی در حوزه قم مستقر شوند و کرسی تدریس داشته باشند و به ساختن چهره های علمی و شکوفایی استعدادهای درخشان افراد مستعد بپردازند. در آن جهت فی الجمله، توفیقی پیش آمد و مرحوم شهید مطهری(ره) بین تهران و قم در تردد بودند و هفته ای یک تا دو روز را برای تفسیر اسفار به قم می آمدند. دیگر از آرزوهای مرحوم شهید قدوسی این بود که آیت الله خوشوقت را برای تربیت نفوس مستعد و ساختن انسانها در بعد کمال انسانی به حوزه ی قم برگردانند که در این آروز، علیرغم تلاششان موفق نشدند.

آیت الله خوشوقت، علیرغم آنکه اهل سکوت بوده و به انس عمومی چندان تمایل نداشتند، اما با خراباتیهای زمان خویش؛ با تمام آنهایی که مردم به صفای باطن آنها را شناختند و خواص آنها را به نورانیت می شناسند، با تمام آنها از نزدیک انس داشته است و از نزدیک «در یک خرابات، می ها به سر کشیدند»

با داشتن این موقعیت باطنی و سیر در معرفة النفس و همچنین سیر عملی علاوه بر سیر علمی؛ آیت الله خوشوقت، در همان زمانها حساسیت خاصی نسبت به دستگاه طاغوت و هم نسبت به کسانی که به هر کیفیتی با دستگاه طاغوت ارتباط داشتند، داشت. هرکس در آن زمان با آیت الله خوشوقت ارتباط فی الجمله ای داشت، در برابر جریانهای انحرافی و طاغوتی، شامه حساسی پیدا می کرد و ظلمت زدایی، انحراف زدایی و دوری از ظلم و ظالم، قطعاً شیوه او قرار می گرفت.

کسی که در ظاهر فکر می شد که اهل سیاست نیست و در گور سیاست، عَلَمی به پا نکرده؛ معذلک دست پرورده های ایشان، همه انقلابی، علاقمند و مجری فرامین امام راحل (ره) بودند. آیت الله خوشوقت در خفا و گوشه و کنار، تربیت برخی دانشجویان که در دروس جدید اشکال داشتند و به ایشان برمی خوردند را هم بر عهده می گرفتند و از کتابهای حوزوی برای آنها تدریس می کردند.

گروهی از فضلای قم که از افراد مفید و بابرکت حوزه علمیه هم بودند، به حق عرض می کنم که نسبت به آیت الله خوشوقت سرسپرده بودند تا آنجا که حتی در ابعاد مختلف و جزئیات زندگی خود، با ایشان به عنوان کارشناسی امین، خبره و آگاه مشورت می کردند. از عجایب ویژگی آیت الله خوشوقت، اطلاعات وسیع از جریانات مختلف عرفاست. از نوشته های آنها و نسبت به اشخاص، سوابق، تفکرات سیاسی ونقطه ضعفهای گذشته آنها اطلاعات بسیار زیادی دارند که من هیچکس را سراغ ندارم که اینگونه باشد و در بعد شناخت شخصیتهای آسمان عرفان، معرفت، اخلاق، علم و فقاهت، اینقدر اطلاعات داشته باشد.

گاهی که ما در محضرشان بر روی منبر، ذکری از شخصیتها کردیم، قطعه هایی تاریخی نقل کردیم یا از شنیده های خودمان از بزرگان، نکته ای را درباره شخصیتی نقل کردیم، پایین که آمدیم، دیدیم ایشان مطلب جدیدتری دارند، مطالبی می دانند که ما آن را نمی دانیم.

همینطور نسبت به کسانی که در زمان طاغوت بوده اند و به خارج فرار کردند و یا با سوابق منفی بعدها خودشان را در مناصب مختلف نظام نفوذ دادند. نسبت به برخی روحانیون و سوابق فکری آنها که حالا بعضی از آنها، چهره انقلابی هم پیدا کرده اند و مطرح هم شده اند هم ایشان از قبل با تفکر آنها آشنا بود. ایشان قبل از انقلاب هم رابطه اش را با آنها که بعد از انقلاب هم به آن وفادار نماندند قطع کرده بود. این واقعیت، صحت برداشت ایشان از اشخاص در قبل از انقلاب را تأیید می کرد.

این صحت برداشت ایشان هم ناشی از این امر است که ایشان اُذُن خیر بودند و از هر گروهی افرادی را به حضور پذیرفته و به سخنان آنان به دقت گوش فرا می دادند و هم اینکه جزء اشخاصی هستند که خدای متعال، یک نیرویی به ایشان داده که با اوضاع و اصول آشنا هستند، چه بسا این برداشتها از الهامات الهی است و یا دریافتهای ذهن نورانی و باطن نورانی ایشان است. ایشان در شناخت افراد، پیچ و خمهای عقیدتی، سیاسی و اخلاقی آنها فوق العادگی زیادی دارند. بعد دیگر ایشان، همچنین نظر بدیعی است که نسبت به آیات قرآن دارند. نسبت به ایشان یک عنایت غیبی شده است و بعد از آن تحول قرآنی عمیقی در وجود ایشان پیدا شده که یک فهم بدیع نسبت به آیات قرآن در وجود ایشان پدیدار کرده است. ایشان توجهشان به این است که قرآن در متن زندگی بشر، کارساز و ناظر به جریانات کلی زندگی انسانهاست. از هر آیه ای درسی برای زندگی، قابل فهم برای همه و به صورت خیلی ساده مطرح می کنند، بی آنکه جنبه های انحرافی داشته باشند.

چون بالاخره برخی از این روشنفکران هم پیدا می شوند که چیزهای جدیدی از قرآن می گویند، لیکن ظلمت در آن هست، مادیت در آن هست، دور کردن از خدا در آن هست. اما آیت الله خوشوقت همان تعبد و ارتباط با خدا را در متن زندگی افراد پیاده می کند. همین طور نسبت به دعاها؛ برداشتهایی بسیار عمیق، نورانی و دلنشین نسبت به آنها؛ مانند مناجات شعبانیه، صحیفه نورانی سجادیه و سایر متون دارند. گاهی ما در محضر ایشان که بوده ایم برداشت های ایشان نسبت به حدیث معراج پیامبر (ص) را بسیار سازنده، مفید و نورانی دیده ایم.

در کنار همه این امتیازات، ایشان یک امتیاز دیگری دارند و آن این است که قبل از انقلاب با پرچمدار انقلاب ما، حضرت آیت الله خامنه ای که گرایش های خاص معنوی با اخلاقیون جامعه و با آنان مراوده و ارتباط داشتند، از قدیم الایام (از زمان مدرسه حجتیه) ارتباط داشتند. این رفاقت و انس و اینکه آقا ایشان را از نزدیک دیده بودند، سبب آن شده تا مقام معظم رهبری یک اعتقاد ویژه ای نسبت به معنویت آیت الله خوشوقت داشته باشند و گهگاهی دیده شده که ایشان اشخاص را در امور خودسازی و اخلاقی به آیت الله خوشوقت حواله داده اند.

بحمدالله، ایشان از حسنات زمانه ما هستند، از گنجینه های زمانه ما هستند، مفیدند، مبارکند.

منبع و منبع 

آيت‌الله خوشوقت: اجازه ندهيد افراد ناسالم به عرصه‌هاي مديريتي نظام راه يابند

آيت‌الله خوشوقت: اجازه ندهيد افراد ناسالم به عرصه‌هاي مديريتي نظام راه يابند
آيت‌الله عزيز خوشوقت در ديدار با اعضاي ائتلاف رايحه خوش خدمت گفت: هم خودتان با تحقيق و مطالعه در گذشته افراد راي دهيد و هم ديگران را ترغيب به اين كار كنيد تا افراد ناسالم به عرصه‌هاي مديريتي نظام راه نيابند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، آيت‌الله عزيز خوشوقت از علماي برجسته تهران بعد از ظهر امروز دوشنبه در ديدار جمعي از مسئولان ستادهاي انتخاباتي مناطق تهران ائتلاف سراسري رايحه خوش خدمت گفت: شما در انتخابات دو وظيفه بر عهده داريد يكي اينكه خودتان با تحقيق به افراد مناسبي راي دهيد و يكي اينكه به ديگران كمك كنيد كه افراد سالم را وارد عرصه مديريتي كشور كنند و بايد سعي كنيد كساني به اين عرصه‌ها راه يابند كه از نظر مادي و معنوي سالم باشند.

خوشوقت با بيان اينكه ملاك‌هاي كانديداي اصلح را مقام معظم رهبري مشخص نموده‌اند، افزود: اگر افراد ناسالم به عرصه‌هاي مديريت و اداره كشور وارد شوند هر كس به اندازه قصوري كه در راهيابي اين افراد متوجه اوست در خيانت‌هاي اين افراد شريك خواهد بود. در اين بين مجلس خبرگان خيلي حساس و مهم است و بعضي افراد كه نغمه خطرناك ايجاد شوراي رهبري را مطرح مي‌كنند نبايد به اين مجلس راه يابند و لذا شما بايد تلاش كنيد هم خودتان با تحقيق در گذشته افراد به آنها راي دهيد و هم ديگران را راهنمايي كنيد كه به افراد سالم راي دهند.

وي با بيان اينكه تا به حال افراد ناسالم نتوانسته‌اند به مجلس خبرگان راه يابند، اظهار داشت: شما بايد تلاش كنيد افرادي كه به مجلس خبرگان وارد مي‌شوند حتما سالم باشند و داراي هيچ انحراف و اشكالي درباره رهبري نظام نباشند.

خوشوقت با اشاره به اينكه نتيجه راي مردم در همان تكه كاغذ تعرفه راي خلاصه نمي‌شود، تصريح كرد: تمام اتفاقات و تبعات ورود افراد ناسالمي كه در اثر غفلت ما به عرصه‌هاي مديريت كشور به خصوص مجلس خبرگان راه مي‌يابند ناشي از همان راي ما خواهد بود و ما بايد رايي بدهيم كه در آخرت بتوانيم در قبال آن به خدا پاسخ بدهيم.

وي بيان داشت: عده كمي طرفدار آمريكا در بين ما هستند كه تلاش دارند به مجلس خبرگان، رياست جمهوري و جاهاي ديگر نظام راه يابند و اكنون نيز كه آقاي احمدي‌نژاد در مصدر كار است تمام تلاش آنها اين است كه ايشان را به شكست بكشانند و وظيفه شما اين است كه اجازه ندهيد اين افراد از فيلترهاي تعبيه شده در مسير ورود به عرصه مديريتي كشور عبور كنند و اين مسئوليتي بزرگ برعهده شماست.

اين عالم ديني با اشاره به اينكه خيلي از مردم متاسفانه عادت نكرده‌اند با تحقيق و دقيق و با مطالعه گذشته افراد به آنها راي دهند، گفت: متاسفانه برخي از مردم در روز راي دادن از روي عكس افراد راي مي‌دهند و بسته به اينكه كداميك از عكس‌ها نظر آنها را جلب كند به همان فرد راي مي‌دهند. شما بايد كاري كنيد كه در اثر راي به آدم‌هاي ناصالح و ناباب خون شهدا پايمال نشود و بدانيد كه راي دادن بدون تحقيق خيانت به بيت‌المال‌، اسلام، دين و استقلال كشور است و خطري بزرگ براي نظام خواهد بود كه تحقق يا عدم تحقق آن با راي من و شما اتفاق خواهد افتاد.

طنز کیهان درباره آزادی رکسانا

 

طنز کیهان درباره آزادی رکسانا

گفت: مگر اعلام نشده بود که جرم جاسوسی رکسانا صابری اثبات شده و به همین علت محکوم به 8 سال زندان شده است؟

گفتم: معلومه که اعلام شده بود. دستگاه قضایی خودش اعلام کرده بود.

گفت: پس چی شد که آزادش کردند؟ اگر جاسوس نبوده چرا دستگیرش کردند و اگر بوده چرا آزادش کردند؟

گفتم: دستگاه قضایی اعلام کرده که جرم او اثبات شده و محکومیتش هم سرجای خود باقی است ولی این محکومیت را تعلیق کرده اند. یعنی اگر بار دیگر مرتکب همان جرم بشود، محکومیت قبلی به جرم بعدی اضافه می شود!

گفت: ولی او که قرار است به آمریکا برگردد!

گفتم: چه عرض کنم؟! دزدی را به ماموری سپرده بودند که او را به زندان ببرد. در میان راه به مامور گفت اجازی میدی از این بقالی کبریت بخرم، می خوام سیگار بکشم. مامور دستبند را باز کرد و طرف رفت که رفت. دفعه دیگر از قضا باز هم همان دزد به همان مامور سپرده شد و در میان راه همان کلک را سوار کرد و مامور که با کلک او آشنا شده بود دستبند را باز کرد ولی به او گفت: ای کلک! ایندفعه تو وایستا. من خودم کبریت می خرم و آقا دزده باز هم رفت که رفت و هنوز هم داره میره!

نظر آقای خاتمی نسبت به سروش

 

   در مناظره روانبخش و مرعشی در دانشگاه کرمان

آقای روان بخش:

مسأله ديگري كه شما مطرح كرديد مسأله حقوق بشر است كه الحمدالله انصاف شما بيشتر از آقاي تاجزاده بود چون ايشان گفته اند ما دربست بايد حقوق بشر غربي را بپذيريم ولي شما گفتيد كه ما برخي از مواد آن مثل هم جنس بازي را قبول نداريم.

من خدمت شما ميگويم كه دوستان اصلاح طلب شما بعضي مطالبي را ميفرمايند كه با اين مباني گفته شما مطابقت ندارد مثلاً در تعارض مسائل ديني و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است كه گفته آقاي سروش در روزنامه صبح امروز در شهريور 78 و آقاي خاتمي و آقاي مجتهد شبستري هم همين را تأييد مي‌كند. آقاي خاتمي در شهريور سال گذشته، اين بحث را مطرح كرد كه قرآن نيز در اين زمان قابل استناد نيست، دورانش گذشته است اين را براساس همان مباني ليبراليستي مطرح ميكنند. آقاي سعيد حجاريان نيز در روزنامه صبح امروز خود آورده است: « دامنه تساهل، امور جنسي و هم جنس بازي را نيز فرا ميگيرد اين امور مردود است ولي نبايد ممنوع باشد» (صبح امروز 12/8/78، ص 8.) اين براساس همان مباني ليبراليستي است كه ذكر شد و آقايان معتقدند كه اگر حقوق بشر با اسلام تعارض كرد حقوق بشر مقدم است.

 

اين كه در باره آقاي سروش فرمودند ما ايشان را هم به عنوان نماينده جرياني قبول داريم بايد گفت آقاي سروش  جزء حلقه 107 نفره اي هستند كه ايشان به عنوان مغز متفكر جريان كنوني مي دانند

در مجلس پنجم وقتي كه بحث آقاي مهاجراني مطرح شد، يكي از نمايندگان مجلس مطرح كرد كه ايشان نسبت به افكار آقاي سروش چنين و چنان است. آقاي خاتمي اظهار داشت آقاي سروش را شما نمي شناسيد آقاي سروش شخصيتي مانند ملاصدرا هستند كه قرن ها بايد بيايند و ملاصدرا را بشناسند. ايشان آقاي سروش را به عنوان ملاصدراي زمان معرفي كردند كه خوشبختيم سخنگوي حزب كارگزاران آقاي سروش را مورد تأييد خود قرار نداد ما آقاي سروش را بارها به مناظره دعوت كرديم متأسفانه هيچ گاه سروش حاضر به مناظره نشد. حتي مناظره اي كه دانشجويان عزيز در آن زمان مي خواستند ميان ايشان با آيت الله مصباح برگزار كنند به رغم پذيرش از سوي استاد مصباح، ايشان حاضر نشدند.

    حاشیه:

مرعشی با کنایه ازبودجه مؤسسه امام خمینی سخن گفت که روان‌بخش گفت ما که مثل شما هواپیمای ماهان و هفت باغ و هفت آسمان نداریم مجبوریم به همین بودجه دولتی که به همه مؤسسه های تحقیقاتی می دهند، اکتفا کنیم (‌کف شدید حضار)

منبع

مشروح مناظره روانبخش و مرعشی در دانشگاه کرمان

مشروح مناظره روانبخش و مرعشی در دانشگاه کرمان
روانبخش: چگونه می‌شود، کسی مسلمان باشد، لیبرال هم باشد؟
مرعشی: یا باید سوسیالیست باشیم یا لیبرالیست

اشاره: هفته گذشته همزمان با سفر آقاي ميرحسين موسوي به كرمان، به دعوت جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر مناظره اي بين حسین مرعشي سخنگوي حزب كارگزارن و حجت‌الاسلام قاسم روان‌بخش دبير سياسي هفته نامه پرتو سخن برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، متن این مناظره در ادامه آمده است:

روانبخش: بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنت الله علي اعدائهم اجمعين (دعاي سلامتي آقا امام زمان) بسيار خوشبختم كه در جمع دانشجويان عزيز و طبقه روشنفكر جامعه قرار داريم و از اين كه جناب آقاي مرعشي مناظره را پذيرفته اند، تشكر مي‌كنم. قبلاً نيز قرار بود در دانشگاه اصفهان با آقاي محمد هاشمي مناظره داشته باشيم كه وي آن را لغو كرد و بعد هم كه قرار شد با آقاي مرعشي مناظره اي داشته باشيم براي ايشان نيز سفري پيش آمد و آن جلسه يك طرفه به صورت سخنراني و پرسش و پاسخ برگزار شد. ولي امروز توفيق يار ما شد كه همسفر آقاي مرعشي باشيم و دوستان هم اين جلسه را تشكيل داده اند كه متشكرم.

از نظر من در مناظره و گفت‌وگو اولين چيزي كه بايد مورد بحث قرار گيرد، مباني فكري طرفين است، پرداختن به مسائل روبنایي و مسائل شعاري صرف، مشكل ما را حل نمي كند؛ لذا اگر از مسائل مبنائي شروع كنيم بهتر است. در جلسات بعدي يا در همين جلسه اگر فرصتي باشد به مباحث روبنايي هم مي‌پردازيم؛ بحثي كه در اين‌جا مطرح است با توجه به اين كه ايام سالگرد شهادت شهيد مطهري است، شخصيتي كه در راه مبارزه با فرهنگ التقاط و انحرافات فكري به شهادت رسيد، اقتضا مي‌كند كه از اين نقطه شروع كنيم. آن‌چه ما را به سر منزل مقصود ميرساند و امام همواره بر آن تأكيد داشته اند، تفكر اسلام ناب است. تفكر التقاطي كه مخلوطي از اسلام و غير اسلام است كسي را به سر منزل مقصود نمي‌رساند. در گذشته هم؛ نه نهضت آزادي با تفكر التقاطي ملي گرايانه و اسلام و ليبراليسم به سر منزل مقصود رسيد و نه سازمان مجاهدين خلق (منافقين) كه با تفكر التقاطي ميان اسلام و ماركسيسم به ميدان آمده بودند. سرانجام وضعيت آن‌ها كه كفر بود را ملاحظه كرديم، سازمان مجاهدين طي بيانيه‌اي رسماً در سال 52 ارتداد خودشان را از دين اعلام كرد، آن ها با تكيه برتفكر التقاطي معتقد بودند كه اسلام به تنهائي نميتواند جامعه را اداره كند، اسلام برنامه ندارد. اسلام جامعيت ندارد! تعبير آن ها اين بود، براي اين‌كه اسلام سر پا بماند بايد از فرهنگ ماركسيستي و اصل ماركسيسم استفاده كنيم، سرانجام كارشان به اين‌جا رسيد كه رسماً ارتداد خود را اعلام كردند؛ حتي فرزند مرحوم طالقاني -مجتبي طالقاني- هم جزو كساني بود كه طي نامه اي به پدرش ارتداد خود را اعلام كرد! نهايت التقاط هم همين است. شهيد مطهري همواره از اين موضوع رنج مي‌برد و دائما ً به آن‌ها تذكر مي‌داد. اگر به حرف‌هاي شهيد مطهري نگاه كنيم مي‌گويند «من به‌عنوان يك فرد مسئول الهي به مسئوليت الهي به رهبران نهضت اسلامي كه براي آنها احترام فراوان قائلم هشدار مي‌دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي‌كنم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي اعم از روي سوءنيت يا عدم نيت صورت گيرد، خطري است كه كيان اسلام را تهديد ميكند» (نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير ص89.)

نمي‌شود يك فرهنگ بيگانه را با مارك اسلام بيان كرد، اين در حالي است كه ميرزا ملكم خان تصريح ميكند «چنين دانستم كه تغيير ايران به ‌صورت اروپا كوشش بي فايده‌اي است از اين رو فكر ترقي مادي را در لفافه دين عرضه داشتم تا هموطنان من آن معاني را نيك دريابند»(انديشه ترقي،فريدون آدميت،ص64) تفكر التقاطي راهي است كه بيگانگان براي نفوذ دادن فرهنگشان در ديگر جوامع انتخاب كرده اند. مي‌گويند راه ديگري وجود ندارد اگر بخواهند كفر را تبليغ كنند مردم مقابل آن ها مقاومت ميكنند. التقاط تفاوتي نمي كند كه ميان اسلام و ماركسيسم. يا ميان اسلام و ليبراليسم باشد. آقاي مرعشي! جنابعالي به عنوان سخنگوي حزب كارگزاران در مصاحبه با هفته نامه «ذكر» حزب مؤتلفه كه مصاحبه مفصلي هم بود تصريح مي‌كنيد: حزب ما يك حزب ليبرال دموكرات مسلمان است و ما طرفدار ليبراليزم هستيم. آيا ميشود هم مسلمان بود و هم ليبرال؟ آيا مباني ليبراليسم با مباني اسلام قابل جمع است؟ شما اگر ملاحظه بفرمائيد به همين كتاب «رازداري، روشنفكري ودينداري» (نوشته عبدالكريم سروش) مباني تئوريك ليبراليسم را توضيح داده است؛ در صفحه 127 آن آمده است: «ليبراليسم يعني هيچ كس و هيچ چيز، هيچ‌گاه مقدس نبوده و نيست، ما را از شر مقدسات رها كنيد هيچ شخصيت يا عقيده اي را مطرح نكنيد كه فقط وظيفه ما تقديس و تجليل آن باشد و بس؛ اين است مفهوم دقيق ليبراليسم. و راسيو ناليسم به معناي عقل گرايي كه همزاد ليراليسم است نيز از همين جا برمي خيزد. (در اين لحظه آقاي مرعشي از جايش بلند شد و با سرعت كت خودش را درآورد و روي ميز گذاشت (تشويق حضار) روان‌بخش گفت: كت درآوردن كه تشويق ندارد صبر كنيد ببينيد جواب منطقي دارد يا نه بعد برايش كف بزنيد. (تشويق حضار)

در صفحه 128 آن آمده است: «باري ليبراليزم از آن‌جا آغاز ميشود كه آدمي ميكوشد خودش را از شر مقدسات آزاد كند ليبراليزم يعني شوريدن در برابر هر گونه ولايت؛ چه ولايت ديني، چه ولايت فكري، اين از اركان ليبراليزم است، ليبراليزم هيچ آقا بالا سري را نمي پسندد هر كس كه مي‌خواهد باشد خواه خدا، خواه سايه خدا، خواه در عرصه نظر و فكر و مذهب، خواه در عرصه حقوق و امتيازات مادي و معنوي، اين ويژگي ليبراليزم است و ديگر اين‌كه هيچ كس نمي‌تواند معصومانه سخن بگويد و يا معصومانه حكومت كند همه بر سر يك سفره نشسته‌ايم و همه ساكنان يك كوييم» اين‌ها حرف‌هاي ليبراليزم است آيا كسي كه مي‌گويد ولايت خدا هم قبول ندارم و هيچ انساني حق ندارد معصومانه سخن بگويد، اين مبنا با مبناي كسي كه ادعا مي‌كند من مسلمان هستم و حزبي كه ادعا مي‌كند يك حزب اسلامي است و در كشور اسلامي است سازگار است؟! چگونه مي‌تواند كسي مسلمان باشد و در عين حال ادعا كند كه من ليبرال هستم، ليبراليزم ميگويد نفي خدا، نفي ولايت خدا اما اسلام مي‌گويد خدا محوري و پذيرش ولايت خدا و پذيرش ولايت پيغمبر و ولايت امامان معصوم؛ آقاي مرعشي! اين چگونه قابل جمع خواهد بود؟(تشويق حضار)

مرعشي: آقاي روان‌بخش نظراتشان را خيلي صريح مطرح كردند. بايد يك فرصت در اختيار من قرار بگيرد كه با دوستان همفكر و دوستان منتقد خودم در بسيج دانشجويي، حرف‌هايم را بزنم. جامعه اسلامي بچه‌هايي هستند كه دغدغه دين دارند، من كتم را درآوردم بچه‌ها فكر كردند دارم آماده اعدام مي‌شوم)!( از اين بابت كف زدند و الا كف نداشت.

اگر اسلام قابل جمع كردن با ليبراليسم نباشد به‌ طريق اولي، قابل جمع كردن با فاشيسم نيست (تشويق حضار)
الان از اسلام تعاريف مختلفي به‌عنوان اسلام ناب، ارائه ميشود كه ما آن ها را قبول نداريم، مثل ا‌سلامي كه امروز طالبان آن را مطرح مي‌كند، ولي يك نمونه بسيار شكننده و بدش اين است كه اسلام را با فاشيسم خلط كرده كه اسلامي است به‌اصطلاح آقاي روان‌بخش التقاطي و ما آن را رد ميكنيم وگرنه نميتوانيم از اسلام دفاع كنيم. درست است كه ممكن است به لحاظ اجتماعي و سياسي عكس‌العمل طبيعي بدرفتاري‌هاي غرب با بشر و با نوع انسان بخصوص جوامع اسلامي اين شده باشد و اگر عكس‌العمل باشد حق است و ما در قرآن داريم كه ان الله لايحب القول بالسوء ... الا من ظلم (روان‌بخش: لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم) (تشويق حضار) خداوند داد زدن و فرياد بر سر كسي كشيدن را دوست نمي دارد، مگر كسي كه به او ظلم شده باشد. اگر اين فرض را بپذيريم كه آن‌چه در بخشي از جهان اسلام در شكل نوعي از التقاط اسلام و فاشيسم دارد ارائه مي‌شود، اين نتيجه عكس‌العمل طبيعي ظلمي است كه بر آن‌ها رفته اين اسلام ناب نيست اين اسلام عكس العمل است.

اما در بحث نظري، مصاحبه كامل و دقيق من موجود است. مؤتلفه اسلامي هم چاپ كرده، ما چاپ نكرديم كه در آن دست ببريم. منظور ما از دموكرات مسلمان چيست؟ ما گفتيم دموكرات هستيم يعني حكومت اكثريت را قبول داريم، حكومت مردم بر مردم را قبول داريم و جمهوري اسلامي نيز همين است، قانون اساسي ما همان است كه همه مراجع ما تأييد كردند و امام رحمت الله عليه نيز تأئيد كرده اند. مردم هم رأي داده‌اند به آن، ميثاق ملي ما است. ما نمي‌گوييم حكومت مردم بر مردم بهترين حكومت است، ولي در اين حكومت‌هايي كه تا كنون در دنيا وجود داشته و تا امروز بشر توانسته به آن برسد و دست پيدا كند حكومت دموكراسي است. ما در تربيت شيعي‌مان حكومتي كه با حضور فقيه جامع الشرايط معصوم و امام معصوم باشد قبول داريم و در زمان حضرت علي عليهالسلام كه 25 سال سكوت كردند چون كسي با ايشان بيعت نكرده بود ولي ايشان ولايت‌شان را داشتند؛ اما امامت‌شان(!) را كه جلوه ولايت بود، نداشتند. ائمه ديگر در طول حيات پربركتشان چون مردم با آن‌ها بيعت نكرده بودند و شرايط برايشان حاصل نبود، امامت را اعمال نمي‌كردند. ما اگر بيعت و رأي را مبنا بگيريم، ما امروز در جمهوري اسلامي، حكومت دمكراسي را پذيرفتيم، پس ما يك حكومت دموكرات داريم حالا ما اين جمله را نگوييم يا بگوييم مردم سالاري ديني كه اين باز همان است. ما در اين جمهوري يك قيد هم مي‌زنيم كه در اين حكومت بايد قوانين، مقررات و احكامش با احكام اسلام سازگار باشد، هيچ حكمي مغاير اسلام نمي‌تواند در اين نظام جاري باشد.

حال بياييم در سياست‌هاي اقتصادي و سياست‌هاي اجرايي پياده كنيم اين سياست ها از دو بسته كلي تبعيت ميكنند و تاكنون بسته سومي ارائه نشده است من اميدوارم جناب آقاي روان‌بخش و همكاران شان در مؤسسه امام خميني(ره) كه نسبتاً پول كلاني هم از بودجه بيت المال ميگيرند اين مباحث را بررسي كنند دربياورند راه سومي را به منِ بچه مسلمان ياد دهند. تا الان سياست ها براي اداره يك جامعه دو بسته كلي است كه يكي بحث جامعه گرا كه اصطلاحاً به آن مي گويند سوسياليستي و يكي فردگرا كه فرد، محور آن است كه آزادي فرد، را مبنا قرار ميدهند. ما به عنوان حزب كارگزاران به افراد و انسان ها اصالت ميدهيم، لذا مشي ما يك مشي ليبراليستي است نه سوسياليستي، تا اينجا هيچ مغايرتي هم با اسلام ندارد ولي اگر بخواهيم روي كاربردي و كاركردي فراتر برويم يعني ببينيم ليبراليزم چي گفته است و اسلام چه گفته است؛ قبل از آن خدمت آقاي روان‌بخش اين موضوع را بايد طرح كنم كه در جهان امروز موضوعي به نام حقوق بشر مطرح است. حقوق بشر منشوري دارد كه تعداد زيادي آن را امضاء كردند و الآن موضوع جهاني است كه انسان ها چه اختياراتي و حقوقي دارند. آزادي انتخاب مذهب، آزادي انتخاب شغل و چه و چه و چه ... آيا حقوق بشري كه در غرب از آن تبليغ ميشود همه ابعادش با اسلام سازگار است؟ اگر شما بگوييد نه من نيز ميگويم نه. چون در آزادي جنسي، اسلام محدوديت ها و احكامي دارد و ما در پروتكل هاي جهاني محدوديتهايي داريم كه نميتوانيم آن ها را امضاء كنيم ما مسلمانيم و نميتوانيم ولي حقوق بشري كه جهان دارد روي آن تبليغ ميكند و روي آن ايستادگي ميكند ما به‌عنوان يك جامعه سالم و عاقل و اصيل ميگوييم اين حقوق بشر را قبول نداريم. ميگوييم حقوق بشر اسلامي داريم و روي آن ايستادگي ميكنيم چون سال هاست كه نهاد حقوق بشر اسلامي را درست كرديم و ميگوييم حقوق بشر اسلامي بيش‌تر به نفع انسان هاست، تا حقوق بشر غربي. آيا ميشود گفت اين حقوق بشر التقاطي است؟ من به عنوان يك بچه مسلمان از اسلام اين را ميفهمم كه اساسي ترين و پايه اي ترين مباني دين كه اعتقادات است (كه منظور همان اصول دين است) بايد حتماً به اين مباني مطرح شده در اسلام اعتقاد داشت. انسان هايي كه خداوند آفريده به آن ها درجه اي از آزادي را داده كه بايد وجود خود خداوند را باور كنند و بعد شهادتين را اعلام كنند، حال مرز اين آزادي كجاست؟ ايمان تقليدي نيست، در غرب و ليبراليزم غربي يك چنين محدودهاي را براي انسان تعريف ميكند. برداشت ما از اسلام اين است كه انسان هايي كه خداوند آن ها را خلق كرده بايد وجود خداوند را بپذيرند. با توجه بايد به آن ايمان آورند كه اين اختيار انسان در محدوده دين است. انساني كه بر اساس يك دين خانوادگي در تنگنا قرار بگيريد و خداوند را باور نكند دينش يك دين موثري نيست لذا بنده مطمئنم كه آقاي روان‌بخش با صحبت هايشان بنده را قانع ميكنند. (تشويق حضار)

روانبخش: من از آقاي مرعشي ممنونم. البته ما كه مثل بعضي‌ها هواپيماي ماهان نداريم، پروژه هفت باغ و هفت آسمان هم نداريم. (تشويق حضار) يك بودجه معمولي است كه به مؤسسات ديگر هم ميدهند به ما هم ميدهند با آن تحقيق و پژوهش ميكنيم. اين كه برادرمان فرمودند اسلام همچنان كه با ليبراليزم قابل جمع نيست، با فاشيسم هم قابل جمع نيست نكته بسيار دقيقي است و ما فاشيسم را كاملاً محكوم كرديم اما متأسفانه دوستان شما (سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي) كه در سنگر اصلاح طلبي با هم هستيد و جامعه مدرسين آن ها را نامشروع معرفي كر،د در آخرين روزهاي عمر طالبان، اطلاعيه داد و از گروه فاشيستي طالبان در افغانستان حمايت كرد و آن را به رسميت شناخت.(تشويق حضار) مسأله ديگري كه ايشان مطرح كردند حزب خودشان دموكرات است يعني رأي اكثريت و انتخابات را قبول دارند اگر منظور اين باشد خود شهيد مطهري در فرمايشاتشان ميفرمايند كه امام خميني فرمودند انقلاب اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد. ولي برخي مليگرا ها حكومت جمهوري دموكراتيك را پيشنهاد ميكردند ولي بعد كه حرفشان نگرفت گفتند حكومت جمهوري دموكراتيك اسلامي تا مردم را فريب بدهند ولي امام فرمودند نه، فقط جمهوري اسلامي. شهيد مطهري ميفرمودند علت اينكه امام ميگويد دموكراتيك اضافه نشود اين است كه آزادي در اسلام بيش از آزادي هايي است كه ديگران مطرح ميكنند ولي اگر كلمه دموكراتيك را اضافه كنيم بعداً خواهند گفت كه اين آزادي ها مربوط به دموكراتيك آن است، اگر دموكراتيك نبود اسلام طرفدار رأي مردم و آزادي نيست. اين نكته دقيقي است كه شهيد مطهري فرمودند. اي كاش شما هم دقت ميكرديد و اين كلمه را اضافه نمي كرديد. قبلاً كه نبود اخيراً اضافه كرده ايد و گفتيد ما دموكرات هستيم. (تشويق حضار)

بحث ديگري كه شما قبول كرديد اين است كه در جمهوري اسلامي دموكراسي هست خدا را شكر؛ البته، دموكراسي به معناي غربي آن نه، بلكه همان تعريفي كه ما مطرح كرده ايم يعني حاكميت ملي، يعني يك خانواده نمي تواند به مردم زور بگويد كه از خاندان ما هميشه بايد رئيس جمهور شود يك خانواده صد فاميل نمي تواند ادعا كند كه رئيس جمهور بايد از خاندان ما باشد، يك فرد آهنگرزاده اي مثل ا حمدي نژاد هم ميتواند رئيس جمهور شود حاكميت ملي يعني اين. (تشويق حضار) اما اين به معناي اين نيست كه حاكميت اسلامي نبايد باشد كه شما هم فرموديد كه ما حاكميت اسلامي را قبول داريم و همه احكام بايد اسلامي باشد. البته نكته اي را اشاره فرموديد كه ما يا بايد ليبراليستي شويم يا سوسياليستي، راه ديگري هم وجود دارد راهي كه اسلام و ا مام و بزرگان ديني ما مطرح كردند كه اسلام نه ليبراليستي است و نه سوسياليستي بلكه اسلام است (تشويق حضار) همان كه مقام معظم رهبري ميفرمايند فرهنگ اصيل و بومي.

مسأله ديگري كه شما مطرح كرديد مسأله حقوق بشر است كه الحمدالله انصاف شما بيشتر از آقاي تاجزاده بود چون ايشان گفته اند ما دربست بايد حقوق بشر غربي را بپذيريم ولي شما گفتيد كه ما برخي از مواد آن مثل هم جنس بازي را قبول نداريم. من خدمت شما ميگويم كه دوستان اصلاح طلب شما بعضي مطالبي را ميفرمايند كه با اين مباني گفته شما مطابقت ندارد مثلاً در تعارض مسائل ديني و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است كه گفته آقاي سروش در روزنامه صبح امروز در شهريور 78 و آقاي خاتمي و آقاي مجتهد شبستري هم همين را تأييد مي‌كند. آقاي خاتمي در شهريور سال گذشته، اين بحث را مطرح كرد كه قرآن نيز در اين زمان قابل استناد نيست، دورانش گذشته است اين را براساس همان مباني ليبراليستي مطرح ميكنند. آقاي سعيد حجاريان نيز در روزنامه صبح امروز خود آورده است: « دامنه تساهل، امور جنسي و هم جنس بازي را نيز فرا ميگيرد اين امور مردود است ولي نبايد ممنوع باشد» (صبح امروز 12/8/78، ص 8.) اين براساس همان مباني ليبراليستي است كه ذكر شد و آقايان معتقدند كه اگر حقوق بشر با اسلام تعارض كرد حقوق بشر مقدم است.

آخرين نكته اين كه شما ميفرمائيد ايمان اجباري نيست و در ادامه فرموديد كه آزاديم خدا را باور كنيم، رد كنيم، شايد ميخواهيد بگوييد اين كه حزب شما ليبراليست است دقيقاً با توجه به تعريف شما از ليبراليسم كه نفي خدا بود و نپذيرفتن ولايت خدا ميخواستيد بگوييد، يعني قبلاً از اين كه ما وارد ديني شويم ما اين آزادي را داريم چنان كه قرآن ميفرمايد «لااكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي» اجباري در دين نيست و حكمتش در اين است كه چون رشد و آگاهي از گمراهي مشخص است و هر كس تحقيق كند جز به اسلام نخواهد رسيد ولي بعد از اين كه ما اسلام را پذيرفتيم ديگر آزادي معني ندارد كه بگوييد من خدا را قبول ندارم يا اين كه بگوييم من خدا را باور بكنم يا نكنم آزادم! پس بفرمائيد كه حزب شما الان اسلام را پذيرفته است يا نه؟ اگر نپذيرفته ميتوانيد بگوييد ما ليبراليست هستيم. اگر پذيرفته پس قطعاً شما بچه مسلمان هستيد و نميتوانيد بگوييد ما ليبراليست هم هستيم؛ ليبراليسم همين الان هم ميگويد كه خدايي وجود ندارد و ما را از شر مقدسات حتي خدا آزاد كنيد!

انتظار داشتيم كه حضرت عالي مقداري دقيقتر حرف ميزديد. (تشويق حضار)

مرعشي: از اين كه شما فاشيسم را رد كرديد تشكر ميكنم، از اين كه پذيرفتيد جمهوري اسلامي در متن خودش دموكراسي را دارد، ممنونم چون احتمال ميداديم شما بخواهيد ما را از جمهوري اسلامي منصرف كنيد و بگوييد يك كار مقدماتي بوده و حالا بشويم امارت اسلامي يا حكومت اسلامي. اگر شما روي جمهوري اسلامي بايستيد، ما هم حاضريم دموكراتمان را برداريم و همان جمهوري اسلامي را حفظ كنيم (تشويق حضار) من در اين جا مدافع سروش نيستم و سخنگوي ايشان هم نيستم. البته با هر كسي بر مبناي دريافت و برداشت از دين جدمان داريم منكران و ملحدان خدا با امام صادق(ع) مينشستند بحث ميكردند حالا آقاي سروش يك عقيده اي بر خلاف نظر و عقيده شما دارد ميتواند حرفش را بزند ولي ديدگاه ما با سروش يكي نيست و ايشان در حزب ما و در جبهه سياسي ما نيست ولي براي جناب آقاي سروش احترام قائليم، بگذاريد حرفش را بزند، تبادل افكار به وجود آيد.

اين كه گفتند آقاي خاتمي چنين حرفي زده بعيد ميدانم. من خودم از آقاي مشايي سندي را ديدم كه گفته بود دوران اسلام‌گرايي ديگر تمام شده. بله حرف شما درست است. در جمهوري اسلامي هم آزادي است و هم رأي مردم مبناي تشكيل نهادهاي حكومتي است و در واقع حكومت مردم بر مردم است و در غرب به آن حكومت دموكراتيك گفته ميشود و ما به آن جمهوري ميگوييم. اما ممكن است احزابي باشند كه بگويند ما دموكراسي را قبول نداريم. چه اشكال دارد كه در طرح اسم خود مفاهيم حزبشان را بياورند. ما گفتيم كه حزب كارگزاران ليبرال دموكرات مسلمان است و از آن دفاع ميكنيم. در عمل هم سياست هاي جمهوري اسلامي، سياست هاي ليبرال است وقتي با ابلاغ سياستهاي اصل 44 آزاد سازي اقتصادي انجام ميشود همان سياستهاي ليبرال دموكراسي است. اگر نظرتان غير اين است، خوب در حوزه زحمت بكشيد و كار كنيد يك كتاب يا چند كتاب منتشر كنيد و ثابت كنيد چيزهايي كه اسلام دارد، جداي از چيزهايي است كه بشر تا الان كشف كرده است. بالاخره يا فردگرا هستيد كه ميشود ليبرال و يا جمع گرا هستيد كه ميشود سوسياليست. شما كه ميگوييد اسلام نه اين است نه آن پس چيست؟ ممكن است بگوييد اسلام يك نظام ميانه است من هم آن را ميپذيرم. يعني نظامي كه به فرد اصالت ميدهد تا جايي كه منافع جمع به خطر نيفتد. زحمت بكشيد و در حوزه اين ها را روي كاغذ بياوريد. هر چيزي را كه نمي شود به نام اسلام آورد. اسلام يك مشي بسيار باز و وسيع دارد كه حتي ممكن است در بين علما هم در اصل ولايت فقيه نظرات متفاوتي باشد.

آيت ا... سيستاني دولت آقاي نوري مالكي را اسلامي ميداند بدون اين كه ولايت فقيه داشته باشند. اما مبناي بيانات امام بايد ولايت فقيه وجود داشته باشد تا نظام مشروعيت داشته باشد. ببينيد 2 ديدگاه است كه الان در جهان اسلام جاري است. اسلام يك ديني با مشي وسيع است، بالاخره يا اقتصاد كشور را مثل دهه اول انقلاب دولتي ميكنيم كه ميشود جامعه گرا يا همان سوسياليست يا با اجراي سياست هاي اصل 44 اقتصاد فردگرا ميشود. الان در دنيا نظام هاي خالص سوسياليست و يا ليبراليست وجود ندارد. همين الان اقتصاد ليبرالي غرب دچار بحران شده كه بي سابقه ترين دخالت را دولت ها در اقتصاد ميكنند. تصويب كردند براي نجات اقتصاد، 5 هزار ميليارد دلار پول تزريق كنند و در بازار مداخله كنند. يعني آن‌ها هم داراي نظام تركيبي هستند. ما هم به عنوان يك حزب هم مسلمانيم، هم مقيد به دين اسلام، هم مقيد به رأي مردم و هم سياست هاي فردگرا را مفيد تر از سياست هاي جامعه گرا ميدانيم. شما اصرار داريد كه بگوييد ما مسلمان نيستيم، خوب بگوييد. اما ما مسلمانيم و دينمان را هم ول نمي كنيم. امكان هم ندارد كه ما بپذيريم كه خداوند ما را خلق كرده و به ما اختيار داده كه دينش را بپذيريم و راه رشد را برويم و اگر نپذيريم راه ضلالت را خواهيم رفت. خداوندي كه اين مقدار به انسان اختيار داده حتما اختيار داده كه بين دو گرايش در حوزه علميه، يا دو جريان فكري يكي را انتخاب كند.

در اين زمان از برنامه، آقاي مرعشي به منظور شركت در مراسم آقاي مير حسين موسوي جلسه را ترك كرد.

مجري: متأسفانه آقاي مرعشي به درخواست هاي مكرر ما توجه نكردند و رفتند انشاءالله ما هم در ادامه از تريبون آزاد در حضور آقاي روان‌بخش استفاده ميكنيم.

روانبخش: اي كاش ايشان ميماندند و پاسخشان را دريافت ميكردند. اين كه ايشان فرمودند كه خوشحال هستند ما فاشيسم را قبول نداريم ولي درباره حمايت دوستانشان از طالبان فاشيست جوابي ندارند. ما هم خيلي خوشحال ميشديم كه سازمان مجاهدين را كه رسماً شناخته اند به عنوان فاشيست محكوم ميكردند ولي متأسفانه چيزي نگفتند.

اين كه در باره آقاي سروش فرمودند ما ايشان را هم به عنوان نماينده جرياني قبول داريم بايد گفت آقاي سروش جزء حلقه 107 نفره اي هستند كه ايشان به عنوان مغز متفكر جريان كنوني ميدانند در مجلس پنجم وقتي كه بحث آقاي مهاجراني مطرح شد، يكي از نمايندگان مجلس مطرح كرد كه ايشان نسبت به افكار آقاي سروش چنين و چنان است. آقاي خاتمي اظهار داشت آقاي سروش را شما نمي شناسيد آقاي سروش شخصيتي مانند ملاصدرا هستند كه قرن ها بايد بيايند و ملاصدرا را بشناسند. ايشان آقاي سروش را به عنوان ملاصدراي زمان معرفي كردند كه خوشبختيم سخنگوي حزب كارگزاران آقاي سروش را مورد تأييد خود قرار نداد ما آقاي سروش را بارها به مناظره دعوت كرديم متأسفانه هيچ گاه سروش حاضر به مناظره نشد. حتي مناظره اي كه دانشجويان عزيز در آن زمان ميخواستند ميان ايشان با آيت الله مصباح برگزار كنند به رغم پذيرش از سوي استاد مصباح، ايشان حاضر نشدند.

اما بحثي را راجع به آقاي مشايي و اظهارات ايشان مبني بر تمام شدن دوران اسلام گرايي مطرح شد. به نظر من اين گونه اظهارات آقاي مشايي نشان مي‌دهد خط مشي ايشان به اصلاح طلبان بيش‌تر نزديك است چون برخي افكار ايشان با جريان اصلاح طلبي يكي است ما اگر از كسي حمايت كنيم از نقطه ضعف او دفاع نمي كنيم از آقاي احمدي نژاد با تمام وجود دفاع ميكنيم رئيس جمهوري است اصول گرا (تشويق حضار) يكي از دولتهايي است كه خود مقام معظم رهبري فرمودند از صدر مشروطيت تا كنون دولتي محبوب تر از اين دولت نيامده است (كف شديد حضار) در سياست خارجي، فناوريهاي علمي، انرژي هسته‌اي و... اما اين به معناي اين نيست كه اگر در دولت اشتباهي وجود داشته باشد نگوييم. در دولت آقاي احمدي نژاد من به عنوان يك نويسنده و محقق و روزنامه نگار اگر نقصي را ببينم حتماً آن را متذكر ميشوم.

اما نكته‌اي كه ايشان فرمودند به نظر من ميان فردگرايي و جامعه‌گرايي خلط شد. همان‌گونه كه در ابتداي انقلاب هم مطرح بود، كساني فكر مي‌كردند يا بايد حكومت جمهوري باشد يا سلطنتي در همين قالب هم از حضرت امام سؤال مي‌كردند كه بالاخره بگوييد حكومت شما سلطنتي است يا جمهوري؟ چون دنيا غير از اين دو قالب، قالب ديگري نمي‌شناخت، امام فرمودند حكومت ما از نوع جمهوري است، منتهي نه جمهوري‌اي كه شما مي‌گوييد جمهوري اسلامي است. سپس تصريح مي‌كردند در جمهوري اسلامي، جمهوري فرم است و قالب و اسلام محتواي آن. مردم هم اگر شهيد مي‌دهند به خاطر اسلام آن است نه جمهوري آن. در آن شرايط برخي شخصيت‌ها مثل شهيد صدر از امام(ره) خواستند كه فعلا سراغ انتخابات نرويد تعدادي وزير تعيين كنيد تا به سرعت عقب ماندگي‌هاي كشور جبران شود. - امام(ره) فرمودند ما از اول با مردم شروع كرديم تا آخر هم با مردم خواهيم بود - مردمي كه پاي انقلاب خون دادند تا آخر هم جان فشاني خواهند كرد، مي‌ايستند و مقاومت مي‌كنند. امام (ره) نوع حكومت، خبرگان قانون اساسي، قانون اساسي 2 بار، خبرگان رهبري كه رهبري را شناسايي مي‌كنند، روِساي جمهور و مجلس و شوراها را با آراي مردم انتخاب كرد اين خيلي روشن است. الآن هم كه آقاي مرعشي مي‌گويد يا فردگرايي يا جمع گرايي كه اگر جمع‌گرا شديد مي‌شويد سوسياليست اگر فردگرا شديد مي‌شويد ليبراليست، فكر مي‌كند همين دو قالب وجود دارد، يك كتابي حضرت آيت الله مصباح نوشته‌اند به نام «جامعه و تاريخ» كه در اين باره بحث مفصلي صورت گرفته (اين كه آقاي مرعشي مي‌فرمايند خوب است حوزه در اين مورد كار كند، در اين زمينه كار مفصلي صورت گرفته است) در آن‌جا درباره اصالت فرد يا جامعه مفصل بحث شده است ولي معناي آن اين نيست كه اگر كسي فردگرا شد، حتما ليبرال خواهد بود و اگر جامعه‌گرا شد حتما سوسياليست شود.

ما مي‌توانيم حكومتي داشته باشيم كه نه ليبرال باشد و نه سوسيال، آقاي خاتمي هم در دوره رياست جمهوري اولش همين اشتباه را كرده بود در ديدار با استاد رحيم‌پور ازغدي گفته بود از سوسياليزم تبليغ نكنيد، رايج‌ترين مكتب دنيا امروز ليبرال دموكراسي است! آقاي ازغدي ضمن انكار موضوع، گفته بودند نه تنها از سوسياليزم تبليغ نمي‌كنم بلكه ده‌ها سند و دليل بر بطلان آن اقامه مي‌كنم. آقاي خاتمي ادامه مي‌دهد همان كه گفتم امروز رايج‌ترين مكتب دنيا ليبراليزم است. آقاي خاتمي هم همان اشتباه مرعشي را كرده بود، ولي ما نه مكتب سوسياليزم را قبول داريم و نه مكتب ليبراليزم. ما تابع مكتب اسلام هستيم آن هم مكتب اسلام ناب محمدي‌ و معناي آن اين است كه آن‌چه خداوند متعال مي‌فرمايد بايد پذيرفت. خداوند در سوره الحاقه مي‌فرمايد اگر پيامبر ما هم برخي حرف‌ها را به ما نسبت دهد او را با قدرت مي‌گيريم و رگ گردنش را قطع مي‌كنيم و هيچ كس نمي‌تواند از او حمايت كند. «و ما كان لمؤمن ولا مؤمنه اذا قضي الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم» وقتي پيامبر خدا كه گل سرسبد خلقت است چنين حقي ندارد هيچ زن و مرد مؤمني هم حق ندارند در برابر حكم خدا و رسولش مخالفت كنند. رابطه ما با خدا رابطه بندگي و عبوديت است. ما در برابر خدا حق اعتراض و عرض اندام نداريم، مسلمان يعني همين، تسليم در برابر خدا. اگر كسي بگويد من مسلمان نيستم كه تكليفش روشن است، اما نمي‌شود گفت من مسلمانم ولي هر چه خداوند مي‌فرمايد را قبول ندارم، آن‌چه را كه در اعلاميه حقوق بشر نوشته شده قبول دارم.

حضرت امام(ره) سال‌ها پيش، قبل از فروپاشي شوروي سابق فرمودند صداي خورد شدن استخوان‌هاي ماركسيسم به گوش مي‌رسد و به زودي به موزه تاريخ خواهد رفت و ديديم كه رفت. مقام معظم رهبري نيز چند سال پيش، پيش‌بيني كردند كه ليبراليزم هم به همين سرنوشت دچار خواهد شد. الان اقتصاد ليبراليستي غرب را ملاحظه كنيد، بحران ايجاد شده در غرب را نمي‌توانند به اين آساني‌ها مهار كنند، هرچند بنا به گفته آقاي مرعشي آن را دولتي كنند و پنج هزار ميليارد دلار به آن تزريق كنند. استاد دانشگاه‌شان به دليل بحران اقتصادي، همسر و فرزندانش را با گلوله مي‌كشند. فرهنگ غرب رو به انحطاط رفته و اقتصاد غرب فروپاشيده است. اين‌كه ديگر قابل تقليد نيست. حرفي كه مقام معظم رهبري مي‌فرمايند اين است كه «عزيزان من ما نبايد به دنبال نسخه ليبراليستي، سوسياليستي، چيني، ژاپني بگرديم. مگر خودمان نمي‌توانيم بنشينيم فكر كنيم، ما هم مي‌توانيم.» اشكال من به دولت كارگزاران و مشاركت (آقايان هاشمي و خاتمي) اين است كه شماها 16 سال دولت را در دست داشتيد آقاي هاشمي در بيانيه 8 ماده‌اي كه در آستانه انتخابات نهم منتشر كرد مسؤوليت 16 سال را به‌عهده مي‌گيرد. 16 سال زمان كمي نيست. چه فكري كرديد براي اقتصاد اسلامي؟! چند هيأت مركب از حوزه و دانشگاه براي اقتصاد اسلامي، بانك اسلامي مأمور به تحقيق كرده‌ايد؟! سود بانكي را به 30 درصد رسانديد! آقاي احمدي‌نژاد مي‌گفت در ديدار هيأت خارجي‌، از من پرسيدند شما چند درصد سود مي‌گيريد گفتم 28 درصد، گفتند ما 2 درصد مي‌گيريم. شما مسلمان هستيد و ما غير مسلمان. واقعا نمي‌شود كاري كرد؟ قرآن تصريح مي‌كند «احل الله البيع و حرم الربا» ربا خانمانسوز است. در روايات داريم مانند كسي است كه آتش مي‌خورد. بايد يك فكري كرد. اتفاقاً دولت احمدي‌نژاد در اين مدت كوتاه احكامي صادر كرده؛ يكي درباره بانك‌ها، يكي درباره بيمه و همچنين درباره برنامه پنجم كه با توجه به مباني اسلامي، آن‌ها را تنظيم مي‌كنند. از متخصصان حوزوي هم هستند از دوستان مؤسسه امام خميني(ره) كه دكتراي اقتصاد دارند هم هستند. شب و روز كار مي‌كنند تا براي بانك اسلامي فكري كنند. متأسفانه تا 2 درصد سود بانكي كاهش مي‌يابد، روزنامه‌هاي مدعي اصلاحات فرياد مي‌زنند بانك‌ها صندوق خيريه شد! بايد به سمت اسلامي شدن پيش برويم. جوان ايراني كه ماهواره مي‌سازد و دانش هسته‌اي به دست مي‌آورد، مي‌تواند مشكل ربا را هم حل كند در علوم انساني هم مي‌تواند كار كند نبايد نااميد بشويم(تشويق حضار)

اما آن‌چه درباره آيت الله سيستاني گفتيد كه ايشان بدون اين‌كه ولي فقيه باشد دولت نوري مالكي را اسلامي دانسته و تأييد مي‌كنند، ايشان مخالف ولايت فقيه نيست، شرايط اعمال ولايت در آن‌جا فراهم نشده است. انشا‌ء ا... با ايجاد شرايط مي‌توان قانون اساسي عراق را اصلاح كرد كه آيت الله سيستاني ولايت فقيه مردم عراق را به عهده داشته باشند.

حاشیه های مناظره

1)مناظره از قبل پیش بینی نشده بود. یکی از دانشجویان که در این سفر روان‌بخش را همراهی می کرد، در فرودگاه تهران از میر حسین موسوی خواست که در سفرش به کرمان در یک مناظره شرکت کند که با پاسخ مثبت وی روبرو شد. این دانشجو خبر قبول مناظره را به دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان ارسال کرد واز او خواست تا جهت هماهنگی بیشتر در فرودگاه کرمان حضور به هم رساند ولی به هنگام صحبت نماینده آن ها با میر حسین از سوی اطرافیان وی مورد ضرب وشتم قرار گرفت و موضوع عملا منتفی شد.

روان‌بخش به هنگام خروج از سالن فرودگاه کرمان، با مرعشی روبرو شد وبا یکدیگر احوال پرسی کردند. در این میان دانشجوی مضروب شده به طرف آن ها آمد و از مرعشی به خاطر این اقدام حامیان موسوی گلایه کرد واز او خواست که در یک مناظره با روان‌بخش شرکت کند که با پاسخ مثبت وی مواجه شد. روان‌بخش نیز که یک بار دیگر مناظره اش با مرعشی در اصفهان به صورت یک طرفه لغو شده بود، پذیرفت و گفت چه خوب شد که این مناظره در شهر خود آقای مرعشی برگزار می شود.

2) مناظره در همان سالنی برگزار شد که چند ساعت قبل از آن میرحسین موسوی برای دانشجویان سخنرانی کرده بود.

3) ساعت 3 بعد ظهر سالن وحدت دانشگاه شهید باهنر مملو از دانشجویانی بود کهحضور یافته بودند جمعیت به حدی بود که حتی طبقه دوم پر شده بود و تعدادی ازدانشجویان نیزدر اطراف سالن ایستاده بودند.

4) روان‌بخش با کیف پر از کتاب و جزوه و لپ تاپ حاوی اسناد آمده بود ولی ظاهراً مرعشی مناظره را دست کم گرفته بود وبا دست خالی آمده بود.

5) مجری بر اساس حروف الفبا ابتدا از روان‌بخش خواست تا پرسش خود را از مرعشی مطرح کند، وی به مباحث بنیادی پرداخت و با تقبیح اندیشه های التقاطی، حزب کارگزاران را دارای این اندیشه دانست و گفت آقای مرعشی! بفرمایید چگونه می توان هم مسلمان بود وهم لیبرال؟ وی در پاسخ گفت دو مبنا بیشتر وجود ندارد یا اصالت فرد یا اصالت جامعه؛ طرفداران اصالت فرد لیبرالیست اند وطرفداران اصالت جامعه سوسیالیست وما فردگرا هستیم ولیبرال. وی گفت هرکس این گونه نباشد فاشیست است! روان‌بخش از جمع دانشجویان پرسید آیا شما سوسیالیست هستید یا لیبرال؟ دانشجویان نسبت به هر دوسؤال، جواب منفی دادند، روان‌بخش گفت طبق تعریف آقای مرعشی، همه شماها و تمام ملت ایران فاشیست هستند!(کف حضار)

6) مرعشی به هنگام پاسخ به روان‌بخش از جای خود بلند شد وبه سرعت کت خود را در آورد که با تشویق طرفدارانش در سالن روبرو شد؛ در این هنگام روان‌بخش خطاب به آن ها گفت کت در آوردن که کف زدن ندارد صبر کنید ببنید جواب منطقی دارد یا نه (تشویق حضار)

7) مرعشی با کنایه ازبودجه مؤسسه امام خمینی سخن گفت که روان‌بخش گفت ما که مثل شما هواپیمای ماهان و هفت باغ و هفت آسمان نداریم مجبوریم به همین بودجه دولتی که به همه مؤسسه های تحقیقاتی می دهند، اکتفا کنیم (‌کف شدید حضار)

8) مرعشی ساعت 4، یعنی پس از 45 دقیقه در برنامه حاضر بود و روان‌بخش تا ساعت 5:20 به صورت تریبون آزاد جلسه را اداره کرد. جز تعداد معدودی که از همراهان مرعشی بودند، کسی سالن را ترک نکرد وتا آخر، سالن مملو از جمعیت بود.

9) در پایان جلسه، دانشجویی در پشت تریبون قرار گرفت وخطاب به روان‌بخش گفت به شما پیشنهاد می کنم از این پس هر گاه در مناظره ای شرکت می کنید، شما هم مثل مرعشی عبای خودتان را در آورید و روی میز بگذارید تا چنان چه مثل مرعشی کم آوردید، عبایتان را بردارید و جلسه را ترک کنید که روان‌بخش در پاسخ گفت تا حالا که الحمد لله کم نیاورده ام.(تشویق حضار)

10) روان‌بخش در پایان خطاب به دانشجویان گفت من یک ساعت ونیم در این سالن و 2 ساعت در دانشگاه آزاد کرمان به صورت تریبون آزاد به سؤالات شما پاسخ گفتم و این نمونه ای از همان کرسی های آزاد اندیشی است که مقام معظم رهبری بر آن تاکید دارند ای کاش مدعیان آزادی بیان واندیشه وگفتگو هم وقتی در دانشگاه حاضر می شدند، اجازه می دادند تا دانشجویان به صورت تریبون آزاد از آن ها بپرسند.

11) یکی از دانشجویان پرسید چرا شما در نوشته هایتان اصلاح طلبان را امریکایی می خوانید که روان‌بخش در پاسخ گفت چون بوش و امریکایی ها آز آن ها رسماً حمایت می کنند، دانشجو گفت شاید برای این است که می خواهند میان جناح های داخلی اختلاف بیاندازند. روان‌بخش گفت پس چرا یک بار از اصول گرایان حمایت نمی کنند؟ چرا رییس جمهور وهیات امریکایی پای سخنرانی آیت الله خامنه ای و شهید رجایی و احمدی نژاد ننشستند ولی کلینتون و خانم آلبرایت پای صحبت آقای خاتمی نشستند؟ آیا این به معنای یک نوع رابطه دوستانه میان آن ها نیست؟!

12) در حالی که 10 نفر تصاویر میر حسین موسوی را در دست داشتند، اکثریت دانشجویان شعار احمدی نژاد حمایتت می کنیم سر می دادند.

منبع

 پاسخ وزارت بهداشت به ادعاي دختر هاشمي

 

  پاسخ وزارت بهداشت به ادعاي دختر هاشمي

پيرو انتشار اخباري مبني بر كاهش بودجه بيماران خاص توسط دولت اين وزارتخانه با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرد: اعتبارات مربوط به بيماران خاص و بنياد امور بيماريهاي خاص نه تنها كاهش نيافته بلكه در سال جاري افزايش قابل توجهي داشته است.

به گزارش روابط عمومي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، اين وزارتخانه سال گذشته حدود 50 ميليارد تومان براي بيماران خاص در اختيار داشت كه اين اعتبار امسال به 60 ميليارد تومان افزايش يافته است. از اين اعتبار سال گذشته براي ارائه خدمات رايگان و با تخفيف ويژه به بيماران خاص و صعب‌العلاج استفاده شد كه امسال نيز ادامه مي‌يابد. همچنين اعتبارات مربوط به يارانه داروهاي بيماران خاص 100 ميليارد تومان افزايش يافته است.

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي همچنين هزار دستگاه جديد دياليز براي بيماران خاص خريداري كرده است كه 150 دستگاه آن توليد داخل است و با كيفيت قابل رقابت با دستگاههاي دياليز خارجي به همراه 850 دستگاه دياليز وارداتي تا شهريور امسال در مراكز درماني بيماران دياليزي نصب و به بهره‌برداري مي‌رسد.

گفتني است اعتبارات بنياد امور بيماريهاي خاص نيز در طي سالهاي 85 تا 88 همواره و هر سال با پيشنهاد و تصويب دولت افزايش يافته است به طوري كه بودجه دولتي اين بنياد خيريه غيردولتي در سال 85 حدود 5/9 ميليارد تومان بود كه در سال 86 به 5/11 ميليارد تومان و در سال 87 به 12 ميليارد و 660 ميليون تومان افزايش يافت و امسال نيز با افزايش 20 درصدي به حدود 15 ميليارد تومان رسيده است.

شايان ذكر است بنياد امور بيماريهاي خاص يك نهاد غيردولتي است و طبيعتاً بايد بدون بودجه‌هاي دولتي و با كمك افراد خير و جمع‌آوري منابع غيردولتي فعاليت كند اما با توجه به جايگاه و اهميت فعاليت اين بنياد، همواره از اعتبارات دولتي نيز برخوردار بوده است و دولت نهم نيز در لوايح بودجه همواره پيشنهاد افزايش اعتبار اين بنياد را به مجلس ارائه كرده كه تصويب شده است.

گفتنی است رئیس این بنیاد فاطمه هاشمی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت است. فاطمه هاشمی روز چهارشنبه با ارسال نامه‌ای به لاریجانی رئیس مجلس ادعا کرده بود دولت بودجه حمایت از بیماران خاص را کاهش داده است.

منبع

افاضات جدید دختر گله هاشمی رفسنجانی

دور جدید حاشیه‌سازی‌های فائزه هاشمی
 
بازم نزدیک انتخابات شد و بعضيا برگشتن ايران....
کلا گروه های اصلاح طلب (و الان هم بعضی از به اسم اصول گرا ها)از   حربه کهنه آفتاب پرست زیاد استفاده می کنند.
    حربه آفتاب پرست يعني هر جا ميري به جاي تبيين عقايد خودت طبق خواست  مستمعت صحبت كن تا همه واست هورا بكشن و كف بزنن
از اون طرف بین مذهبیا که می رن می شن بسیجی و بچه هیاتی و تو نانمه شون اسم حاج احمد و حاج همت و شهدا موج می زنه
     از اون ور مسولاي ستاد انتخاباتيشون آدماي از اون ور آب مزد بگيرن (واسه تفهيم و ايضاح مطلب اينجا واينجا رو يه نظر بندازيد  ويا بین دانشجوای آن چنانی که می رن می گن اوا خواهر وووو
         يكي از اركان اين حربه جمع آوري راي هاي سوختس ( آراي خاموش ) 
         رای های سوخته ( آراي خاموش ) اصطلاحا به رای اون هائی گفته می شه که اصلا با اصل انقلاب  و اسلام میونه خوبی ندارند و قصد رای دادن هم ندارند ولی بعضیا با بعضی حرفا می خوان بگن بابا ما هم مثل شماییم اگه به ما رای بدید حکومت رو طبق خواست شما آزین می بندیم
 
     بازم دم انتخابات شد و بعضیا هرچی عمله و فعله داخلی و خارجی رو که دارند فرا خوون زدن و به کار گرفتند تا بلکه با ضمیمه کردن و بدست آوردن رای های سوخته شاید یه کم امیدشون پر رنگ تر بشه
اينا هرچي به دهنشون مياد ميگن كه راي جمع كنن اون وقت بعضيا فكر مي كنن اينا يه عده بيچاره هستند كه مطالب اسلامي برشون مشتبه شده
بابا جون پس واس چي اينا فقط دم انتخابات خلط كاري مي كنن؟عقلم خوب چيزيه به خدا
 چند تا نمونه از عمله هاي خارجي كه دم انتخابات به ايران برگشتن واسه گدائي راي هاي سوخته واستون مي ارم كه رووشن تر بشيد
        يكيش همين آغا جري كه دم انتخابات برگشت و تو طرفه العيني يه جلسه واسه خطابه اقا تو خونه عبدالله نوري ترتيب دادن اين  عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بار ديگر در سخناني اهانت‌آميز و هتاكانه، ساحت امام راحل (ره)، مراجع تقليد و ولايت فقيه را مورد جسارت و تمسخر قرار داد.خودشون هم خبرش رو تو رسانه ها پخش كردند (واسه اطلاعات بيشتراينجا  يا اينجا رو نيگا كنيد قضيش دستتون مي اد)
 
    يكي ديگه از اين نمونه ها محمد مجتهد شبستري بود كه اومد و سريع افاضات عجيبي كرد
از اون جا كه افاضات ايشون به اعتقادات مرتبط مي شد و يه جور شبهه افكني بود  آيت الله سبحاني جنگي و فوري جواب اين حرفا رو دادند خدا نا شائ الله نگهشون داره يه نظر اينجا يا اينجا رو ببينيد 
 
سومیش هم برگشتن عبدالکریم سروش (که اظهارات چندی قبل او در مورد قرآن کریم با واکنش‌های متعددی روبرو شده بود)  از آمریکا که دم انتخابات که در گفتگو با ضمیمه اعتماد ملی گفت به یه زن تو امریکا گفتم فارسی نماز بخوان اینجا رو ببینین مطمئن بشین
   ووووو
از اين نمونه ها زيادن
 
 نمونه آخري كه تازه از خارجه تشريف آوردن و عرقشون خشك نشده رفتن واسه خطابه ين دختر گله آقاي هاشمي رفسنجانيه(فائزه خانم)  كه بياناتي افاضه كردند كه ذيل مياد
 اما فرق اين يكي عمله با باقي اينه كه ايشون تريبون خطابشون (به لطف صدا سيما )رنگي تر از قبليابود و تو شبكه دو بيانات فرمودند
محتواي حرفاش مندرس و نخ نماس (از بس كه قبل ايشون اين لنگه استفاده شده)
البته ایشون چند وقت قبل هم در مصاحبه با الشروق الجزاير  هم افاضه کردند که حجاب باید اختیاری بشه اینجا رو ببینید و اگه عربی متوجه نشدید اینجا رو ببینید
حالا ببينيد چي كفته:
 
 
 
متأسفانه بعد از انقلاب چادر مشکی و رنگ‌های مرده ارزش شد

فائزه هاشمی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در دهه‌ی 70 به سبب نمایندگی در مجلس پنجم و مطالب بحث‌برانگیز مندرج در مجله متعلق به وی، حاشیه‌ساز شده بود، بار دیگر پس از سال‌ها با اظهارات خود در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما حاشیه‌ساز شد.

به گزارش رجانیوز، فائزه هاشمی در این برنامه از اینکه رنگ تیره و مرده مشکی پس از انقلاب به عنوان فرهنگ در چادر، مقنعه، مانتو و روسری زنان ایرانی وارد شد، اظهار تأسف کرد و در بخش دیگری از اظهاراتش نیز مدعی شد در این سال‌های اخیر زنان خانه‌نشین شده‌اند.

این برنامه زنده در حالی پخش شد که مجری برنامه بارها نسبت به هاشمی رفسنجانی و خانواده وی در مقابل میلیون‌ها بیننده ایرانی اظهار خاکساری کرد و گفت افتخاری بالاتر از دیدار و مصاحبه با حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی وجود ندارد.

فائزه هاشمی که توصیه به دوچرخه‌سواری زنان و درج پیام تبریک نوروزی فرح پهلوی در کنار برخی دیگر ساختارشکنی‌های فرهنگی در کارنامه وی در مدیریت مجله زنان وجود دارد، در این برنامه که به‌عنوان رئيس فدراسيون ورزش زنان و با چادر مشکی در برنامه حاضر شده بود، علي رغم اينکه مجري از وي مي خواست در موضوع ورزش زنان صحبت کند، گفت: هميشه سعي مي‌کنم از کليشه‌ها فرار کنم، نمي‌خواهم تابع کليشه‌ها باشم، متأسفانه بعد از انقلاب ما يک سري رفتارها براي خانم ها ارزش شد، رنگ مشکي ارزش شد، چادر مشکي، مانتو مشکي، مقنعه مشکي، روسري مشکي، و رنگ هاي تيره و مرده ارزش شد.

وي ادامه داد: اين ارزش‌ها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتي، پزشکي، و روانشناسي، عمل مثبتي نيست.

هاشمي ادامه داد: حتي رنگ مشکي از نظر اسلامي کراهت دارد، يک سري سنت هايي باب شده که البته در حال حاضر خيلي متفاوت شده است.

فرزند هاشمی رفسنجانی در حالی در مقام افتا برآمد و رنگ مشکی را درخصوص چادر مکروه خواند که براساس فتاوای مراجع عظام رنگ مشکی در چادر و عبا و عمامه به‌هیچ وجه کراهت نداشته و بلکه درخصوص چادر استحباب دارد.

هاشمي گفت: در حال حاضر فشاري براي لباس مشکي وجود ندارد ولي شاهد هستيم که اکثر دختران جوان مانتوي مشکي مي پوشند، کسي هم به آن ها نمي گويد که چه بپوشيد، دخترها از روي شيکي و اينکه رنگ مشکي آدم را لاغر و خوش تيپ مي کند، مشکي مي پوشند.

وي گفت: در حال حاضر زنان ما وارد به عرصه هاي دانشگاهي شده اند، نزديک به 70 درصد دانشجويان ما زنان هستند و مدارک عاليه را کسب کرده اند، از تجربه بسيار بالاي اجرايي هم برخوردار هستند، ولي متاسفانه سقف هاي شيشه اي که وجود دارد و سياست هاي غلطي که گاهي اعمال مي شود باعث مي شود که نتوانند از يک حدي بالاتر بروند.

وي ادامه داد: در افغانستان و عراق 3 الي 4 وزير زن دارند و حدود 25 درصد نماينده مجلس زن دارند ولي تعداد نمايندگان زن مجلس ما حدود 3 درصد است هر چه هم جلو مي رويم، وضعيت بدتر مي شود، وقتي ما زن وزير داشته باشيم و نماينده مجلس به تعداد کافي داشته باشيم آن وقت معاون وزير، سفير، رئيس دانشگاه و حتي عضو شوراهاي عالي هم داريم.

وي افزود: اين عملکردها باعث مي شود نگاه زنانه وارد به تصميم گيري ها شود و موجب مي شود که به مشکلات زنان با نگاه زنانه پرداخت شود و مردها يا مشکلات زنان را نمي دانند يا اعتقادي به مشکلات زنان ندارند يا فرهنگ مردسالاري هنوز به شدت در جامعه ما و تمام دنيا وجود دارد. حتي کشورهاي غربي و توسعه يافته هم اين مشکل را دارند.

هاشمي در ادامه افزود: تا چه زماني مي خواهيم فقط آمار بدهيم که 70 درصد دانشجويان ما دختر هستند، خوب بعد از آن چه مي شود، اين ها کار نمي خواهند، نمي خواهند رشد کند، دوست ندارند در مديريت ها حضور داشته باشند،وقتي ما انگيزه حضور را از آنان بگيريم،باعث دلسردي، سرخوردگي و برگشت زنان مي شود.

وي ادامه داد: دنيا الان افتخار مي کند به پيشرفت زنان ايراني، هر شخصي مي آيد و مي بيند، تعجب مي کند، ولي ما در کشور خودمان حاضر نيستيم در سيستم از اين توان استفاده کنيم.

فائزه هاشمي در ادامه ادعا کرد: متأسفانه در سال هاي اخير سياست ها به سمتي مي رود که زنان را بيشتر خانه نشين کنند، طرح هايي که اخيرا در مجلس تصويب شده است را ببينيد، مثلا در مورد ازدواج مجدد شوهر اين اتفاق افتاده است.

منبع خبر

میر حسین قبل از انقلاب در امریکا

ميرحسين موسوي  كه  خود را با نام مستعار "حسين رهجو" معرفی می‌کرد، در سال 1348 با زهره كاظمي با نام مستعار "زهرا رهنورد" ازدواج کرد و پس از برگزاري يك نمايشگاه نقاشي در حسينيه ارشاد به همراه همسرش زهره كاظمي با نام مستعار "زهرا رهنورد"به امريكا رفت و در آستانه پيروزي انقلاب به ايران بازگشت.‏ رهنورد در سال 75 به جبهه اصلاح‌طلبان مي پيوندد و در کنار محمد خاتمي قرار مي‌گيرد. با پيروزي خاتمي در ‏انتخابات دوم خرداد 76 وي به عنوان مشاور سياسي رئيس‌جمهوري برگزيده مي‌شود. يک سال بعد نیز به عنوان رئيس ‏دانشگاه الزهرا(س) منصوب مي شود، سمتي که تا سال 85 در آن مشغول به کار بود. زهره كاظمي (زهرا رهنورد) مدارك كارشناسي ارشد و دكتري خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه آزاد دريافت كرده است.

منبع

کمی درباره میر حسین و همسرش

اظهارنظری بسيار جالب از زهرا رهنورد همسر موسوي، 30 سال پیش

زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی 68ساله در آبان‌ماه 1358 (همان زمان که همسرش سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود) طي 7 شماره متوالي با روزنامه جمهوري اسلامي كه در آن زمان با سردبيري ميرحسين موسوي منتشر مي شد، گفت و گو کرد. اين مجموعه گفت‌وگوها كه تحت عنوان "ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي ايران" منتشر شد، حاوي نكات مهمي است كه در اينجا به آنها اشاره مي‌شود:

به قلم رجانيوز

زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی 68ساله در آبان‌ماه 1358 (همان زمان که همسرش سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود) طي 7 شماره متوالي با روزنامه جمهوري اسلامي كه در آن زمان با سردبيري ميرحسين موسوي منتشر مي شد، گفت و گو کرد. اين مجموعه گفت‌وگوها كه تحت عنوان "ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي ايران" منتشر شد، حاوي نكات مهمي است كه در اينجا به آنها اشاره مي‌شود:

زهرا رهنورد در اين مجموعه گفت‌وگوها خواستار سپردن دولت به نسل جوان و كناره‌گيري دولت‌مردان با "سن‌هاي بالا" شد و اظهار داشت: «چون حرف سر این است که چه تیپ دولتی روی کار می‌خواهد بیاید، به نظر من در درجه اول باید انشاء الله دولتی روی کار بیاید که اول از نسل جوان و زبده باشد، به هیچ‌وجه سن‌های بالا کارایی ندارند. ما احتیاج داریم به تجربه دست زدن. چون اسلام 1400 سال پیش توی سیستم بسیار ساده‌ای پیاده شده بود، حالا می‌خواهیم اسلام را به شکل پیچیده‌ای در این نظام قرن بیستمی پیاده بکنیم، در این زمینه نیاز به تحول و شجاعت داریم. دست به تجربه زدن، چه بسا شکست‌هایی بخوریم و این کار را حتماً نسل جدیدی می تواند بکند. که در عین حال شدیداً ضدطبقاتی باشد. یک چنین تیپی بیاید روی کار، شروع کند شدیداً با صراحت، اصلاحات، تغییرات انقلابی در سیستم تقسیم زمین‌ها، دولتی کردن کارخانه‌ها و ملی کردن چون که ملی کردن عمیق‌تر است. ما بعد از انقلاب باید بدون این که وارد خشونت‌های مسلحانه شویم، باید وارد از بین بردن تضادهای طبقاتی و از بین بردن مالکیت‌های متمرکز می‌شدیم. چون بعد از انقلاب وارد مرحله شدیداً ضد طبقاتی مبارزه با فئودال‌ها و سرمایه‌دارها نشدیم، به آن هدف اصلی که توحیدی کردن افکار و اندیشه مردم است نیز نرسیدیم.»

رهنورد ضمن ايراد اتهام تقلب به نحوه انتخاب نمايندگان مجلس خبرگان قانون اساسي، متن نهايي تدوين شده قانون اساسي از سوي اين مجلس را غيرعادلانه خوانده و اظهار می‌دارد: «در مورد قانون اساسی باید بگویم اولاً در این ترکیب یکدستی که در مجلس خبرگان هست، من موافق نیستم. که البته به این معنا نیست که اینهایی را که الآن هستند، آدم‌های خوبی ندانم. قطعاً افراد خالص و پاکی هستند. مردم محله¬های خودشان اینها را انتخاب کردند و هیچ شکی نیست. حالا اگرچه در انتخابات تقلب بوده ولی به نظر من همه دسته‌ها و گروه‌ها تقلب کرده اند! این ترکیبی که وجود دارد، بینش مکتبی اسلام که الآن برای ما اصل قضیه است، در آن به ندرت حضور دارد، نه اینکه مطلقاً وجود نداشته باشد، هستند افرادی که خیلی مبارز هستند و در عین حال، مکتبی فکر می‌کنند ولی اندیشه حاکم بر مجلس خبرگان به نظر من یک اندیشه سنتی، مکتبی اسلام است. جنبه های اسلامی قانون اساسي قوی‌تر است ولی جنبه‌های برابری طلبانه¬اش، آزادیخواهانه آن، آنطور که اسلام می‌خواهد، نیست. به این دلیل که جنبه مکتبی ندارد. یک مثالی من اینجا می‌زنم که خیلی جالب بود و آن این بود که لغت توحید را حذف کردند، به‌خاطر این که به نظرشان بوی مارکسیستی می‌داد ولی لغت توحید اصلاً، اصل اول اصول دین ما است. چطور ما می‌توانیم به آن اصل مشکوک باشیم به‌خاطر این که از یک مکتب منزجریم. انزجار ما از یک مکتب را فقط و واقعاً می‌توانیم با قدرت مکتب خودمان نشان دهیم. ما که بیاییم و مکتب خودمان را حقیرتر نشان بدهیم، دیگر چطور می‌توانیم از آن مکتب منزجر باشیم. ما هم اگر منزجر باشیم، توده ما خواه ناخواه گرایش به آن پیدا می‌کنند. لغت توحیدی را آنها بیم از آن داشتند به‌خاطر این که فکر می‌کردند معنی جامعه کمونیستی را می دهد، در حالی که (جامعه توحیدی)، جامعه‌ای را می گویند که هر گونه طبقه‌بندی در آن وجود ندارد. این یک جز کوچکی بود که من مثال زدم که آیا وقتی که با یک چنین شروع می شود، صحبت قانون اساسی طبیعی است که از اول روال منطقی و مکتبی به خود نداشته باشد."

همسر موسوی سپس در مخالفت با تصويب اصل ولايت فقيه در قانون اساسي می‌گوید: «این حقی که به ولایت فقیه و شورای ولایت داده شده، کاملاً نفی کننده آن توانایی‌های انسان برای شناخت حق و باطل است. به نظر من این کارایی منفی است. ضعفش در این است که توان شاخت و مسئولیت را از مردم می گیرد. اصلاً ولایت باید روشن شود که مسئله قیم بودن برای مردم نیست و مسئله فقیه باید معلوم شود. شرایط فقاهت باید معلوم شود و در صورتی این 2 مفهوم به همان معنی اصلی اسلامی‌اش بر گردد نه به آن معنایی که بعدها پیدا شده و الآن هم یک چیزی نیست که بشود واقعاً صد در صد با این مفهومی که عرضه می شود، بگویم مورد دفاع هر اسلام شناسی باشد. آن کدام فرد است که بتواند نماینده خدا باشد در روی زمین و بنابراین طبعاً باید با توجه به اینکه خود خدا آزادی و اختیار به خود انسان‌ها داده، دیگر هیچ کس نمی تواند سلب آزادی و اختیار از انسان‌ها بکند، به‌عنوان اینکه من ولی هستم. این پرورش فقیهی که بعد از ائمه تا الان داشتیم، می بینیم افرادی با خرد و نبوغ امام خمینی اگر نگوییم که اصلاً نداریم، خیلی کم داشتیم و این خودش واقعیتی را نشان می دهد که خود آن زمینه ها نارسا است. این فقیهی که از همین حوزه تربیتی که تمام فقها داشتند، می خواهد طی کند و بیاید ولایت کند، خود این فقیه روي میزان شناختش حرف است. یعنی من معتقد نیستم بتواند همه جا باشد و رهبری همه جانبه در جامعه داشته باشد. در نتیجه شخصیت شناسی فقیه چيزي است که باید تغییر پیدا کند. فرض کنیم فقیهی آمد روی کار و شناختی خیلی متعالی هم داشت، آیا این باید به این ترتیب رهبری کند که تمام قدرت خلاقیت، انتخاب، کارایی و هر نوع مسئولیتی را از مردم بگیرد. اگر اینچنین باشد، این حقی که در قانون اساسی مطرح شده از نظر من مردود است.»

زهرا رهنورد سپس به روحانيت به شدت انتقاد كرده و می‌گوید: «سازمان روحانیت این ضعف را داشت كه مکتبی نبود و از نظر بینش بسیار پایین بود. بعد از انقلاب در حقیقت تا حدود زیادی قدرت به دست روحانیتی که صدیق بود ولی بینش نداشت، افتاد. گروه هایی که در طول انقلاب حضور داشتند ولی حضورشان به هیچ‌وجه حالت فعال و مکتبی نبود.»

گفتني است زهره كاظمي با نام مستعار "زهرا رهنورد" در سال 1348 با ميرحسين موسوي ازدواج کرد و پس از برگزاري يك نمايشگاه نقاشي در حسينيه ارشاد به همراه همسرش كه او نیز خود را با نام مستعار "حسين رهجو" معرفی می‌کرد، به امريكا رفت و در آستانه پيروزي انقلاب به ايران بازگشت.‏ رهنورد در سال 75 به جبهه اصلاح‌طلبان مي پيوندد و در کنار محمد خاتمي قرار مي‌گيرد. با پيروزي خاتمي در ‏انتخابات دوم خرداد 76 وي به عنوان مشاور سياسي رئيس‌جمهوري برگزيده مي‌شود. يک سال بعد نیز به عنوان رئيس ‏دانشگاه الزهرا(س) منصوب مي شود، سمتي که تا سال 85 در آن مشغول به کار بود. زهره كاظمي (زهرا رهنورد) مدارك كارشناسي ارشد و دكتري خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه آزاد دريافت كرده است.

منبع : روزنامه جمهوري اسلامي در تاريخ‌هاي 14 لغايت 24 آبان 1358

منبع

هتاكي‌هاي بي‌شرمانه سخنران جلسات اصلاح طلبان به ساحت پيامبر اعظم (صلی الله علیه وآله)

در آستانه سالروز رحلت رسول خدا(ص)ايراد شد؛
هتاكي‌هاي بي‌شرمانه سخنران جلسات اصلاح طلبان به ساحت پيامبر اعظم (ص)

خبرگزاري فارس: مجتهد شبستري با جسارت به ساحت پيامبر اعظم (ص) ،قرآن كريم واسلام، عصمت پيامبر (ص) را به تمسخر گرفت.


به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان ، محمد مجتهد شبستري در سخناني در دانشگاه صنعتي اصفهان در تناقضي آشكار با آيات صريح قرآن در تشكيك عصمت رسول خدا (ص)، مدعي راه يافتن اوهام و ترديد وحتي ارتكاب گناه و عصيان از سوي ايشان شد و گفت: پيامبر وظيفه‌شان فقط دعوت مردم به سمت خدا بوده و در همين وظيفه خود عصمت داشته‌اند و هيچ‌گاه از اين وظيفه غافل نشده‌اند. اما از نظر انجام گناهان نمي‌توان عصمت برايشان در نظر گرفت.
اين مدعي روشنفكري در ادامه سخنان خود كه با واكنش برخي از دانشجويان نيز همراه بود پا را از اين نيز فراتر نهاده، مدعي وجود نقص در قرآن، اسلام وپيامبر(ص) شده و ادعيه امامان (ع)در عرض نياز به درگاه الهي كه به اعتقاد عرفا آموزش شيوه دعا و مناجات به بندگان مي‌باشد، را مويد سخنان خود قرار داد و گفت: اين نشان مي‌دهد در خلوات خود دچار گناهان بسياري شده‌اند.
سخنران جلسات اصلاح طلبان در ادامه سلسله جسارت‌هاي خود به ساحت رسول خدا و امامان معصوم (ع) با ايراد اتهام دروغ پردازي به ايشان در استغاثه به درگاه الهي اظهار داشت: حالت ديگري را مي توان فرض كرد كه اين عبادات، دروغين و براي متمايل كردن افكار عمومي به خود بوده است. يا از خدا مي‌خواهند كه "خدايا مرا بهتر از آنچه مردم تصور مي كنند قرار ده " يعني اينكه بعضي كه آنها را نور مي دانند تصوري مبالغه‌آميز است.
اين روشنفكر مدعي اصلاحات،همچنين بدون اشاره به موج روز افزون رجوع بشريت به دين، ادعاي خود ساخته كاهش انتظار بشر از دين را موجب تحول در دين دانست.
تئوري پرداز مدعي اصلاح طلبي ضمن ارايه تعريفي كاملا اومانيستي، با حذف عنصر الهي بودن دين تاكيد كرد: دين كه مي‌گويند از نزد خدا آمده چيزي نيست به جز شيوه سلوك انسان‌ها در راه معنويت و از خود انسان شروع مي‌شود و نقش خدا در دين فقط در حد ارشاد براي بهتر سير كردن اين مسير است.
شبستري همچنين با نفي علم پيامبر و امامان (ع) با انكار احاديث متقن در اثبات اين حقايق،خاطر نشان كرد:ما فقط مي گوييم اگر ايشان علم به شيمي و فيزيك داشته پس چرا اثر و كتابي در اين راستا از خود به جا نگذاشته است؟
اين مدعي روشنفكري با ناديده انگاشتن تمام علوم منبعث از تعاليم قرآني و وحياني گفت: من كه تا به حال برداشت علمي از قرآن نديده‌ام، اگر شما ديده‌ايد به ما هم نشان دهيد.
وي در ادامه با تمسخر اعتقادات ديني دانشجويان معترض نيز تاكيد كرد: به اين خانم و حاضراني كه هم فكر ايشان هستند توصيه مي‌كنم دست از تقليد كوركورانه از صحبت‌ها و اعتقادات ديگران بردارند.

گفتني است چندي پيش نيز آغاجري عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با تكرار ادعاهاي واهي سال هاي گذشته خويش، اسلام را مويد برده‌داري دانسته بود.
وي كه در سال 81 تقليد را به عمل ميمون تشبيه كرده و به ساحت ائمه اطهار(ع) نيز جسارت‌هايي روا داشته بود در سخنان تازه خود در منزل عبدالله نوري به امام راحل(ره) نظام اسلامي و ولايت فقيه هتاكي كرده بود.
سعيد ليلاز عضو حزب كارگزاران نيز در سخناني ديگر در منزل نوري با دفاع از سخنان آغاجري پيش‌بيني كرده بود كه در آستانه انتخابات سخنان خوشمزه اصلاح طلبان آغاز خواهد شد.
وي از اين رو توصيه كرده بود كه همگان بيشتر اين سخنان را بشنوند.

منبع

پيغام رهبر انقلاب به طلبه سيرجاني: «شَكَرَ الله مَساعيكَ»

پيغام رهبر انقلاب به طلبه سيرجاني: «شَكَرَ الله مَساعيكَ»
دست مریزاد به قوه قضائیه عدالت گستر!!!!!!!!
  
با گذشت يازده روز از آزادي طلبه سيرجاني از زندان اوين به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب، اين اتفاق انعكاس رسانه‌اي درخوري نيافته و بايكوت خبري رفتار عدالتخوهانه اين طلبه سيرجاني همچنان ادامه دارد.

اين در حاليست كه اغلب رسانه‌ها صرفاً به مخابره خبر آزادي وي كه اولين بار توسط «شبكه ايران» منتشر شد بسنده كردند.

به نظر مي رسيد با توجه به دستور مستقيم رهبر انقلاب در اين زمينه و اعتراضهاي دانشجويي-طلبه اي به نوع رفتار قضايي عليه اين طلبه جوان، آزادي وي علي‌القاعده تا مدتها توجه فعالان رسانه‌اي و سياسي و فرهنگي را به خود جلب كند.

حجت‌الاسلام‌جهانشاهي طلبه پايه نهم حوزه علميه قم است كه امامت جماعت مسجد امام‌حسن(عليه‌السلام) در سيرجان را برعهده داشته است. او در اواخر عمر دولت اصلاحات اقدام به تأسيس «مجمع جوانان مسجدي» در سيرجان كرده و به فعاليتهاي مذهبي و امربه‌معروف‌ و نهي‌ازمنكر مي‌پردازد كه البته فعاليتهاي ابتدايي اين مجمع بيشتر معطوف به مسائل خُرد فرهنگي بود. اما بعد از مدتي با تأكيدات مقام‌معظم‌رهبري مبني بر مطالبه عدالت و پاسخ‌خواهي از مسئولين در سالهاي 83 و 84، اين فعاليتها وارد مرحله مطالبه از مسوولين شده و راستاي مطالبه عدالت از مسئولين را به خود گرفت.

اين در حالي بود كه زمين‌خواري‌ها در سيرجان از مفاسد اقتصادي حيرت‌انگيزي است كه طيّ سالهاي پيشين انجام شده و از حيث ميزان مفسده مالي از بزرگترين زمين‌خواري‌هاي سالهاي اخير كشور محسوب مي‌شد دامنه اين مفاسد تا جايي بوده كه حجت‌السلام علما امام‌جمعه شهر سيرجان در اين باره به بيان اين نكته كه «حتي پرنده‌هاي آسمان هم ماجراي زمين‌خواري سيرجان را مي‌دانند» پرداخته بود.

همچنين رسانه ملي نيز در بخشهاي ويژه خود همچون اخبار 20:30 با عنوان «بزرگترين زمين‌خواري كشور» از زمين‌خواري‌هاي سيرجان نام برده بود. به اين ترتيب اولين نهي از منكري كه توسط مجمع جوانان مسجدي سيرجان به رهبري حجت‌الاسلام‌عليرضا جهانشاهي انجام و موجب تحريك زمين‌خواران و بعضي مسئولين زيربط اين پرونده شد، اعتراض به اين مورد بود.

در گير و دار اين اعتراضات، عليرضا جهانشاهي به تهران نيز سفر كرده و اعتراض خود را به گوش مسئوليني از جمله داود احمدي‌نژاد رئيس وقت بازرسي ويژه رياست‌جمهوري رساند كه بنابر آنچه از منابع نزديك به جهانشاهي نقل شده احمدي‌نژاد به او توصيه كرده است تا طوماري مردمي از اين اعتراض تهيه كند. اما هنگامي‌كه اين طلبه عدالتخواه در مسجدامام‌حسن(عليه‌السلام) اقدام به تهيه اين طومار و جمع‌آوري امضا از مردم(بالغ بر سه‌هزار امضا) مي‌كرد، به جرم "فريب دادن مردم در رابطه با ثبت‌نام زمين" بازداشت ‌شد.

مدتي بعد دادگاهي كه در كرمان در همين رابطه براي محاكمه طلبه سيرجاني تشكيل مي‌شود، وي را به سه‌ماه‌ويك‌روز حبس محكوم مي‌كند كه البته اين حكم با اعتراض دانشجويان و طلّاب همراه شده و سرانجام او بعد از حدود پنجاه روز به دستور رهبر معظم انقلاب، از زندان آزاد و با استقبال پرشور مردم مواجه مي‌شود.

حجت‌الإسلام‌والمسلين‌‌جهانشاهي كه پس از آزادي، تغيير محسوسي را در رابطه با محاكمه زمين‌خواران بزرگ نمي‌بيند، اعتراض‌هاي خود را از سر گرفته و تيرماه سال گذشته با پاي پياده به سمت تهران راه مي‌افتد تا براي چندمين‌بار صداي عدالتخواهي مردم شهرش را به گوش مسئولين برساند. او قصد داشت به هنگام رسيدن به تهران، در مقابل يكي از نهادهاي مربوط به پرونده زمين‌خواري سيرجان تحصّن كند تا به خواسته‌اش پاسخ داده شود و قرار بود در طول مسير نيز جمعي از طلّاب و دانشجويان به او بپيوندند تا اين حركت را به ثمر برسانند. وي از استان‌هاي كرمان و يزد گذشته و تا استان فارس هم پيش رفت اما پس از طي سيصد و نود كيلومتر، در شهرستان «سورمغ» از توابع شهرستان آباده واقع در شمال استان فارس، براي دومين‌بار بازداشت شد، اما اين‌بار به جرم «اقدام خلاف شؤون روحانيت و تشويش اذهان عمومي».

پرونده وي اين بار در دادگاه ويژه روحانيت شيراز تشكيل و در جريان محاكمه وي به حدود دوسال حبس محكوم شد. او مدتي را در زندان شيراز بود كه 55 روز از اين زمان را در انفرادي به سر مي‌برد. بعد از آن نيز در پي درخواست خانواده او مبني بر انتقالش به زندان قم (به علت نزديكي به محل زندگي) با طرح اين مسأله از سوي مسئولين كه زندان قم جايي براي او ندارد، به زندان اوين تهران منتقل مي‌شود.

به‌زندان‌افتادنِ مجدّد جهانشاهي به جرم عدالت‌خواهي با اعتراض بسياري از دانشجويان و طلّاب همراه بود. در بسياري از نشريات دانشجويي به اين حكم اعتراض شده و بيانيه‌هاي متعدّدي از سوي تشكّل‌هاي مختلف دانشجويي صادر شد. همچنين دانشجويان عدالت‌خواه شيراز دوبار در مقابل دادگاه ويژه روحانيت شيراز تجمّع كردند. تجمّع سومي نيز از طرف دانشجويان سراسر كشور در مقابل همين دادگاه برگزار شد.

«شَكَرَ الله مَساعيكَ»

بعد از گذشت هشت‌ماه‌وده روز از حبس، جهانشاهي به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب(مدّظلّه‌العالي) و با دريافت پيام شفاهي ايشان با عنوان «شَكَرَ الله مَساعيكَ»، در حالي كه حدود پانزده‌ماه از حبسش باقي مانده بود،‌ آزاد شد. آزادي او مانند گذشته با استقبالي جمعي از دانشجويان در كنار زندان اوين و همچنين استقبال جمعي از طلبه‌ها به هنگام ورود او به قم همراه بود.

با توجه به آزادي مجدّد اين طلبه عدالت‌خواه به فرمان حضرت‌آيت‌الله‌خامنه‌اي، اين سئوال در ميان افكار عمومي ايجاد مي شود كه آيا اگر جهانشاهي جرمي مرتكب شده بود، رهبر انقلاب حاضر مي شدند دو بار پياپي مستقيما دستور آزادي وي را صادر نمايند
منبع

همه مردان هاشمی و خاتمی

همه مردان هاشمی و خاتمی

گروه سیاسی- محمود یوسفی: در روزهای پایانی ریاست جمهوری خاتمی بود که هاشمی رفسنجانی با رضایت از عملکرد دولت اصلاحات اعلام کرد که رئیس این دولت در مسیر سیاست‌های دوره مسؤولیت او پیشرفت كرده و گفت: «شاید اگر من هم می‌خواستم ادامه دهم به همین‌جا می‌رسیدم.» اما اگر حتی این اظهار نظر صریح هم نبود، حضور مردان هاشمی در پست های کلیدی دولت خاتمی تداوم مسیر دولت سازندگی را تضمین می کرد.

در حالی که رای مردم در دوم خرداد 76 "نه" به رویکردهای سیاسی و اقتصادی دولت هاشمی تفسیر شد اما نیروهای هاشمی که تحت عنوان كارگزاران وارد میدان شده بودند، مجدداً در دوره خاتمي بر كشور مسلط شدند و نه تنها هيچ اصلاحاتی در كشور انجام نشد، بلكه نابساماني‌هاي اقتصادي و سیاسی در كشور اوج گرفت.

كارگزاران که پیروزی خاتمی را مدیون تلاش‌های خود و در عین حال دفاع تلویحی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه پیش از انتخابات می دانستند، قصد عزیمت به کابینه را کردند و خاتمی هم که از پس حادثه و با حمایت های آنها قدرت را به دست گرفته بود، آنها را از غنائم این پیروزی بی نصیب نگذاشت.

وزارت نفت، وزارت كشاورزی، وزارت معادن و فلزات، وزارت كشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت هفتم در اختیار وزرای مورد حمایت كارگزاران سازندگی قرار گرفت و شهرداری تهران، ریاست بانك مركزی، ریاست سازمان برنامه و بودجه و ریاست سازمان تربیت بدنی همچنان در اختیار اعضای این حزب باقی ماند.

عبدالله نوری از یاران قدیم هاشمی سکاندار وزارت کشور شد تا دیده بان و هدایتگر توسعه سیاسی مورد نظر دولت خاتمی شود، به عطالله مهاجرانی، معاون حقوقی رئیس جمهور در دولت هاشمی، وزارت فرهنگ و ارشاد سپرده شد تا او نیز به پیشبرد سیاست های فرهنگی دولت تازه وارد بپردازد، کلید بانک مرکزی را به دست محسن نوربخش از اعضای کارگزاران و مرد اول اقتصادی دولت هاشمی دادند، بیژن نامدار زنگنه که در دولت هاشمی وزیر نیرو بود به وزارت نفت رفت تا نبض اقتصاد در این حوزه از اختیار هاشمی و کارگزارانی ها خارج نماند، وزارت معادن را اسحاق جهانگیری از مردان تراز بالای کارگزاران و اعضای دولت هاشمی به دست گرفت و بر صندلی اول وزارت کشاورزی نیز عیسی کلانتری باقی ماند و مصطفی هاشمی طبا نیز ریاست سازمان تربیت بدنی را رها نکرد. محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی از اعضای رده بالای کارگزاران معاونت اجرایی را در چهار سال اول دولت خاتمی در دست گرفت و محمدعلی نجفی هم که آموزش و پرورش را در دولت هاشمی مدیریت می کرد، به مدیریت سازمان برنامه و بودجه در دولت خاتمی منصوب شد. البته شهرداری تهران هم که سهم الارث همیشگی کارگزاران بود ابتدا در اختیار غلامحسین کرباسچی و بعد از زندانی شدن او در اختیار مرتضی الویری از هم حزبی هایش قرار گرفت.

تنها صدای مخالف هاشمی که از دولت خاتمی برخاسته می شد و متفاوت بودن این دولت با دولت پیشین را القا می کرد، حلقه مشاوران خاتمی و جمعی از روزنامه نگاران بودند که از قضا اینان هم در دولت هاشمی تربیت یافته و تنها از مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در دولت هاشمی به ساختمان مشاوران در دولت خاتمی نقل مکان کرده بودند و اتفاقا تئوری توسعه سیاسی که در زمان هاشمی و در مجموعه دولت تحت مدیریت او طراحی کرده بودند را در دولت خاتمی دنبال می کردند و جالب اینکه سعید حجاریان، رییس گروه سیاسی دفتر مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری که به عنوان تئوریسین دولت اصلاحات شناخته می شود در ایام انتخابات خرداد 76 از سوی هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده رییس جمهور مأمور بررسی صحت برگزاری انتخابات می شود.

(خودم:مرعشی و موسوی و نوبخت و جاسبی و... که فامیلهای نزدیک آقای هاشمی هستند که دیگه واضحه باید رئیس گردشگری و ...می ماندند)

فائزه هاشمي هم با انتشار روزنامه زن در این دوران فرصتی طلایی برای انتشار افکار و رویکردهای ساختارشکنانه خود یافت، هرچند که دفاع او از هاشمی رفسنجانی در شرایطی که روزنامه های اصلاح طلب رگ خواب مردم را یافته و می دانستند بغض مردم از هاشمی را باید با انتقاد هاي تند و صريح از او پاسخ دهند ، او را به شکست کشاند.

گرچه رابطه هاشمی نه با دولت اصلاحات که جریان دوم خرداد آن هم به واسطه انتقادات تندی که روزنامه های این جریان نسبت به او داشتند و همچنین تجربه انتخابات مجلس ششم در برهه ای شکرآب شد اما انتخابات نهم ریاست جمهوری فصلی بود برای ترمیم رابطه جبهه دوم خرداد با هاشمی رفسنجانی، آنان در این دوره شعار حمایت از هاشمی را با هدف برهم زدن وحدت اصولگرایان سر دادند و از همان زمان اتحاد دوباره شکل گرفت، اما با شکستی که هاشمی در این انتخابات در مقابل رقیب خود، محمود احمدی نژاد، داشت راه برای حضور دوباره او در انتخابات بسته شد و اینک او دوباره نقاب خاتمی بر رخ کشیده و به میدان آمده است.

در آستانه انتخابات 88، چه پیش از اعلام کاندیداتوری خاتمی و چه پس از آن، جمعی از نیروهای کارگزاران گرد او جمع شده و کارهای ستادی او را انجام می دهند در عین حال که به گفته نزدیکان هاشمی رفسنجانی، او از کاندیداتوری خاتمی استقبال کرده و حتی برخی اخبار حاکی از آن است که هاشمی خاتمی را برای کاندیداتوری قانع کرده است. در این میان تنها کسانی ساز مخالف با جریان خاتمی- هاشمی می زنند که زخم دوره دوم خرداد بر تن آنها مانده است؛ مانند غلامحسین کرباسچی که اخیرا نیز انتقادات تندی نسبت به خاتمی داشته و با دلخوری از ایام زندان می گوید: "آقای خاتمی برای حل معضلی، برای شهردار یا وزیر که هیچ ، برای برادرشان هم شاید حاضر نباشد از کسی خواهش کند." و یا محمد هاشمی که خود داعیه کاندیداتوری دارد.

مردان هاشمی معتقدند که تا زمانی که در رکاب خاتمی نیایند موجی برای پیروزی او ایجاد نخواهد شد، آنها خود را برگ برنده خاتمی می دانند چنانکه خاتمی هم مدیرانی جز آنها ندارد و چه مورد حمایت آنها باشد و چه در بازی سیاسی آنها گرفتار، در صورت پیروزی حداقل این است که عرصه مهمی چون اقتصاد را قطع یقین به آنها خواهد سپرد.

خاتمی هم البته در دفاع از عملکرد دولت خود، مرزی با دولت پیش از خود قائل نبوده و به همین دلیل می گوید: "اگر ما از دوران سازندگی به نیکی یاد می‌کنیم به این دلیل است که در این دوران بسیاری از خرابی‌ها ترمیم شد و زیر ساخت‌هایی ایجاد شد که کشور بتواند روی پای خود بایستد و پیشرفت کند و از ظرفیت‌ها استفاده کند که روش درستی بود."

در این میان اما یک قاعده نانوشته وجود دارد و آن اینکه اطرافیان خاتمی و حتی نزدیکان هاشمی می دانند که فهم این موضوع از سوی مردم که خاتمی و هاشمی دو روی یک سکه اند می تواند، برای هر دو آنها گران تمام می شود، اما دست به دست شدن قدرت میان هاشمی و خاتمی چنان برای آنها مقبول است که گاه همین قاعده نانوشته نیز نادیده گرفته می شد، چنانکه هر یک در برهه نزدیک به انتخابات و در زمانی که مسوولیت ریاست جمهوری را بر عهده داشتند به دفاع از دیگری آن هم بدون رعایت اصل بی طرفی پرداختند؛ هاشمی پیش از خرداد 76 تلویحا از خاتمی حمایت کرد و خاتمی هم به جبران این محبت در دور دوم انتخابات ریاست جمهور ی 84 برای هاشمی به میدان آمد و از او دفاع کرد.

هاشمی البته در این میان زیرکانه تر رفتار می کند و چون می داند همراهان "راستگرای" خود را در صورت حمایت علنی از خاتمی از دست می دهد، پس از انتشار اخبار مبنی بر حمایت او از خاتمی، در گفت و گو با روزنامه جمهوری اسلامی می گوید: "همه کسانی که مطرح شدند با تفاوت های خاصی صلاحیت های خاص دارند. تا به حال نه هیچ کس را تایید و نه با هیچ کس مخالفت کردم."

مهم نیست که حمایتی علنی صورت گیرد یا خیر، مهم این است که مردانی که 16 سال کرسی های قدرت را بین خود چرخانده و دست به دست کرده اند اینک عزم بازگشت کرده اند و خاتمی این مسیر را برای آنها هموار می کند.

منبع

مخالفان دولت نهم از پيشرفت کشور ناراحتند

مخالفان دولت از پيشرفت کشور ناراحتند
حمله به احمدي‌نژاد به جرم ارائه آمار پيشرفت‌هاي صنعتي کشور

گروه اقتصادی- ارائه آمار از پیشرفت‌های کشور در حوزه صنعت در آخرین گفتگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور، با واکنش وزیر صنایع و معادن دولت قبل مواجه شد و اسحاق جهانگیری در اظهارنظری متناقض، از سویی در این آمارها تشکیک و به رئیس‌جمهور توصیه کرد آمارهای واقعی بدهد و از سوی دیگر تأکید کرد که این آمارها محصول سرمایه‌گذاری های صنعتی در سال‌های قبل از دولت نهم است.

این واکنش شتابزده در حالی مطرح شد که احمدی‌نژاد در گفتگوی تلویزیونی خود با مردم تنها به ارائه آمارهای مقایسه‌ای پرداخته بود و در حالی که رئیس دولت سازندگی با گذشت بیش از 11 سال از پایان عمر دولت خود هنوز دستاوردهای بزرگی مانند ماهواره امید را به نام خود سند می‌زند، و یا سید محمدخاتمی که با وجود تعطیلی فعالیت‌های هسته‌ای در دولت وی، افتخار انرژی هسته‌ای را متعلق به دولت خود می‌داند، مشخص نیست چرا رئیس دولت نهم حق ندارد حتی آماری مقایسه‌ای از فعالیت‌های دولت خود بیان کند.

برابر آمارهای رسمی و تأیید شده، جهش منفی در دولت نهم، به دلیل افزایش سرمایه‌گذاری قابل توجه بوده است، به‌طوری که رشد ظرفیت‌سازی در طول دولت نهم نسبت به سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بخش آلومینیم، مس، صادرات صنعتی و خودرو به ترتیب 9،5؛ 4؛ 6 و 5 برابر بوده است.

همچنین تولید محصولات منتخب نیز از رشد ظرفیت سازی قابل ملاحظه‌ای در طول دولت نهم نسبت به سال‌های پس از پیروزی انقلاب برخوردار بوده است. به‌طوری که در بخش سیمان و فولاد به ترتیب 8،5 و 7 برابر رشد اشته است.

در بخش سیمان، ظرفیت‌سازی در دولت نهم با ساخت کارخانه‌های سیمان در مناطق محروم به منظور ایجاد اشتغال و توسعه صنعتی رشد فزاینده‌ای داشته است. به‌طوری که در 8 ساله دولت هاشمی رفسنجانی متوسط رشد سالانه تولید سیمان 900هزارتن در 8 ساله دولت خاتمی متوسط رشد سالانه، 1،25 میلیون تن و در 3 ساله احمدی‌نژاد این متوسط، سالانه 8،5 میلیون تن بوده است.

همچنین کک و ذغال سنگ در سال 87 نسبت به سال 84 از رشد ظرفیت 44 و 102 درصد برخوردار بوده است.

منبع

فائزه هاشمی:حجاب باید اختیاری باشه

فائزه هاشمي دختر دوم آقاي هاشمي رفسنجاني چهارم اسفند امسال در مصاحبه با پايگاه اينترنتي الشروق الجزاير  خواستار اختياري شدن حجاب در ايران شده است . در اين مصاحبه که بازتاب چنداني هم در رسانه ها نداشت فائزه خانم تاکيد کرده است که " به عقيده من حجاب همچنانکه در ديگر کشورهاي اسلامي معمول است بايد در ايران هم اختياري باشد نه اجباري و من در سفرهايم به الجزاير ‌،مصر و مغرب شاهد اين مساله بودم، اينکه زن مجبور به پوشيدن حجاب شود اين مساله مي تواند منجر به سرکشي بيشتر زن شود و زن را به جاي اينکه به حجاب به عنوان پوشش شرعي پايبند کند ، از حجاب متنفر کند. " فائزه همچنين در اين مصاحبه در پاسخ به اين سئوال که ايا پدرتان - رئيس جمهوري پيشين - در تبلور شخصيت شما نقش داشته است؟ گفته که : " طبعا وي نقش داشته و بر من و برادرانم تاثير گذار بوده است. وي به ما در برعهده گرفتن مسوليتهاي برخي مراکز و مقابله با مشکلاتي که با ان مواجه بوديم کمک کرده است و من وارد عرصه ورزش شدم و بحمد الله موفقيتهايي نيز کسب کرده ام. "

image

فائزه هاشمي در این مصاحبه همچنين با دفاع از عقايد شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل ( همان جايزه اي که برخي از سران رژيم صهيونيستي هم آنرا دريافت کرده اند ) گفته که" يک دوره اي ما روابط زيادي با يکديگر داشتيم چرا که وي از حقوق بشر و زن دفاع مي کند و من بطور کلي با افکار وي موافق هستم. " نکته اي که فائزه در اين مصاحبه اشاره کرده که حجاب باعث سرکشي زن و تنفر وي مي شود نشان از عقايد واقعي اوست که قبلا هم آن را در حمايت از دوچرخه سواري زنان بروز داده است. بحث من درباره اختیاری شدن و يا اجباري بودن آن نيست بحث بيشتر درباره اينست که چطور ايشان کشف کرده که حجاب باعث تنفر و سرکشي زنان مي شود !؟ فائزه اصلا نگفته که قران کريم در آيه " ذالک ادني ان يعرفن فلا يوذين " ( ۱ ) حکمت حجاب را عدم آزار و اذيت زنان بيان کرده است موضوعي که استاد شهيد مطهري آنرا با عبارت مشهور " حجاب مصونيت است نه محدوديت " بيان کرده است . فائزه همچنين با تائيد اين موضوع که پدرش در تبلور شخصيتش نقش داشته غيرمستقيم القاء کرده که لابد اين عقايد / عقايد پدرش نيز هست!

فائزه همچنين با اعلام موافقت با عقايد شيرين عبادي " بطور کلي " به نوعي تائيد کرده که احتمالا هر آنچه شيرين خانوم بيان کرده برايش شيرين است و فرقي نمي کند بحث تساوي در ارث زن و مرد و يا ديه و نظير آن باشد موضوعاتي که خلاف نص صريح قران کريم است. چرا که شيرين عبادي معتقد به تساوي کامل حقوق زن و مرد است و مي گويد : "براساس قانون جمهوري اسلامي، ارزش قانوني زن نصف مرد است. يعني اگر يک زن و مرد در تصادفي ‏جان بسپارند هر مبلغي به بازماندگان مرد داده شود، نيمي از آن به بازماندگان زن داده خواهد شد.در محاکم نيز شهادت دو ‏زن به اندازه شهادت يک مرد است.همچنين براساس قوانين يک مرد مي تواند همزمان چهار زن داشته باشد و هر گاه ‏بخواهد همسر خود را طلاق بدهد اما زنان حتي اگر دلايل موجه داشته باشند، نمي توانند از همسرشان جدا شوند."‏ ( ۲) عقايد فمينيستي که پاسخهاي آنها اظهر من الشمس است . حال اگر بگوئيم که  چرا بايد مرد مهريه و نفقه بپردازد و زن نپردازد چرا مرد بايد به سربازي برود و زن نرود چرا مرد بايد جهاد کند و زن نه پاسخي ندارند . چطور بايد تفهيم کرد که قبول نکردن شهادت زن در دادگاه براي حفظ جان اوست چرا که کسي که شاهد مي شود احتمال تعرض به او هست . اين قانون به نفع زن است يا  مرد ؟ اين موضوعات چه ربطي به تساوي دارد درحالي که ما قائل به تساوي و عدم تشابه حقوق زن و مرد هستيم. اما نکته اي که مي خواهم به فائزه بگويم اينست که اگر اعتقادات شما اينطور بود چه نيازي بود که ما انقلاب اسلامي داشته باشيم ؟ اگر قرار بود احکام اسلام اجرا نشود پس براي چه انقلاب کرديم ؟ زمان شاه هم حجاب اختياري بود. آيا عقيده امام ره هم همين بود ؟ پس بحث اجراي احکام اجتماعي اسلام چه مي شود ؟ آيا جز اينست که از دستاوردهاي انقلاب بهره مند شده ايد! اما از راه امام و انقلاب دور شده ايد؟ البته بروز اين عقايد مذموم چندان هم جاي تعجب ندارد چرا که در روايات ما " ورود زنان به حکومت و سياست" و " سوار شدن زنان بر زين ها ( مصداق : دوچرخه سواري زن ) و " غلبه زنان بر مردان " از نشانه هاي مذموم قبل از ظهور اعلام شده است. ( ۳ )  اما اعلام اين عقايد از سوي کسي که پدرش شخصيتي است که در انقلاب نقش داشته مذمومتر نيست !؟ اين عقايد قبل از انقلاب در کشور وجود داشته و در کشورهاي غربي هم رايج بوده و هم اکنون هم هست . به نظر مي رسد حضرت والا که بيشتر در کشورهاي غربي عمر مي گذرانيد کمي هم به خود بيائيد -  و بعضي وقتها هم به ايران بيائيد - و بفهميد ما براي رسيدن به اين حرفهاي به اصطلاح روشنفکرانه انقلاب نکرده ايم.

---

۱) احزاب ۵۹

۲ ) سخنراني در دانشگاه مريلند آمريکا ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷

۳ ) روايت حمران ابن اعين از امام صادق عليه السلام

منبع اصلی خبر

منبع

فتوای جدید سروش

فتوای جدید سروش: به زن امریکایی گفتم فارسی نماز بخوان!

عبدالکریم سروش که اظهارات چندی قبل او در مورد قرآن کریم با واکنش‌های متعددی روبرو شده بود، فتوای جدیدی درخصوص مجاز بودن اقامه نماز به زبان فارسی صادر کرد.


به گزارش رجانیوز، سروش که با ضمیمه روزنامه اعتماد گفتگو می کرد، اظهار داشت: يک بار خانمي در امريکا به من گفت؛ من از نماز خواندن به عربي هيچ لذتي نمي برم و درکي ندارم و ديگر ادامه نمي دهم. من گفتم؛ بسيار خوب به همان زبان که درک مي کني نماز را بگزار.

این اظهارات عجیب در حالی از سوی سروش بیان شده است که اساساً فقها قرائت نماز به زبانی غیر از عربی را باطل و بدعت می‌دانند.

سروش در این گفتگو که به‌مناسبت تجلیل از ترجمه قرآن عبدالمحمد آیتی منتشر شده است، می‌افزاید: ما اگر از ابتداي آشنايي با اسلام -از 13 قرن پيش- قرآن را به فارسي مي خوانديم اسلام ما متفاوت بود با اسلامي که امروز داريم.

وی البته توضیح نداده است که این تفاوت در چه حوزه‌هایی رخ می‌داده است.

سروش چندی قبل نیز بر خلاف نص قرآن کریم مبنی بر ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی، ادعا کرده بود مضمون وحی الهی بر قلب پیامبر(ص) نازل شده و بنابراین قرآن کریم دریافت‌های شخصی آن حضرت بوده است.

وی حدود 10 روز قبل به ایران مراجعت کرده و برخی معتقدند سفر وی مانند سال 84 که در آستانه انتخابات به ایران آمد، در راستای فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح طلبان است.

منبع

کمی درباره سردار فیروز آبادی

گنجينه دل" فيروزآبادي منتشر شد

دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري: کتاب "گنجينه دل" خاطرات سرلشکر بسيجي دکتر "سيدحسن فيروزآبادي" رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران مي باشد که توسط بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس منتشر شده است. در اينجا به معرفي اين اثر ارزشمند مي پردازيم:

عنوان: " گنجينه دل "
نويسنده: سرلشگر دکتر سيد حسن فيروزآبادي

معرفي کتاب:
کتاب "گنجينه دل" دربرگيرنده خاطرات سرلشکر بسيجي دکتر "سيدحسن فيروزآبادي" رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران است.

اين کتاب با زندگينامه وي شروع و در ادامه از وقايع دوران پيروزي انقلاب اسلامي در مشهد مقدس و تظاهرات مردمي عليه رژيم طاغوتي شاه، بستن مدرسه علميه نواب، دستگيري توسط ساواک، وقايع دانشگاه علوم پزشکي مشهد و ورود حضرت امام خميني(ره) به ايران، خاطراتي بازگو مي‌شود.

سرلشکر فيروزآبادي همچنين از چگونگي برقراري ارتباط با حضرت‌ آيت ‌الله خامنه‌اي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و فعاليت‌هايش در مسجدهاي مشهد از جمله مساجد پنج‌ تن (ع)، حضرت امام حسن مجتبي(ع)، کرامت و فيل و تشکيل انجمن اسلامي جوانان سخن گفته است.
سفر به قم در سال 1356، موضوع بخش ديگري از خاطرات وي است. در اين بخش به شهادت حاج ‌آقا مصطفي خميني(ره) و قيام 19 دي مردم قم و به شهادت رسيدن چندين نفر پرداخته شده است.
فصلي از خاطرات سرلشکر فيروزآبادي "سيري بر حوادث زلزله طبس در شهريور 1357" نام دارد. وي خاطرات خود را از خبر زلزله طبس و عزيمت به آنجا و تشکيل اردوگاه‌ امدادي حضرت امام خميني(ره) براي رسيدگي و خدمت ‌رساني به مردم زلزله ‌زده طبس بازگو کرده است.

"در جهادسازندگي" بخش ديگري از کتاب "گنجينه دل" و دربرگيرنده خاطرات سال‌هاي 1358 تا 1360 است. در اين بخش از اولين روز‌هاي تأسيس جهادسازندگي خراسان، ايجاد مرکز خدمات روستايي و ملاقات با شهيد "محمدعلي رجايي" در وزارت آموزش و پرورش و صحبت با وي درباره انقلاب فرهنگي خاطره اي بازگو شده است.

در ادامه، خاطراتي از دوران مسئوليت جمعيت هلال احمر، حضور در جبهه‌ هاي جنگ و کمک و امدادرساني به رزمندگان و فعاليت‌هاي جمعيت هلال احمر در حج و در پايان آلبوم عکس‌ها، آثار، حکم‌هاي مسئوليتي و تقديرنامه‌ها آورده شده است.

سيدحسن فيروزآبادي سال 1330 در مشهد مقدس متولد شد و از دانشگاه علوم پزشکي مشهد دکترا گرفته است.

در مبارزات قبل از پيروزي انقلاب از چهره‌ هاي شاخص در سطح دانشگاه و شهر مشهد بوده و توسط عوامل ساواک دستگير و زنداني شده است.

وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مسئوليت‌ تاسيس جهاد سازندگي خراسان و عضويت در شوراي مرکزي اين نهاد در کشور، رياست جمعيت هلال احمر، معاونت امور دفاعي و جانشيني نخست‌ وزير در قرارگاه خاتم ‌الانبياء (ص) و مسئوليت ستاد امداد و درمان جنگ، امور پناهگاه‌ها و دفاع غيرعامل، پدافند شيميايي، ميکروبي و هسته‌اي، مهندسي صنعتي جنگ، کميته ساخت موشک زمين به زمين و 80 ماه پشتيباني از جبهه ‌ها را بر عهده داشته است.

دکتر سيدحسن فيروزآبادي در سال 1368 به فرمان مقام معظم رهبري، به رياست ستاد کل نيروهاي مسلح کشور جمهوري اسلامي ايران منصوب شد. در کنار مسئوليت سياست‌‌گذاري و هدايت عمومي نيروهاي مسلح، عضو شوراي عالي امنيت ملي و مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده و در سال 1374 به درجه سرلشکري ارتقاء يافته است.

از وي به عنوان عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشگاه علوم پزشکي بقية الله الاعظم (عج) و رئيس هيات امناي دانشگاه عالي دفاع ملي، تاکنون مقاله هايي با عناوين؛ جنبش نرم ‌افزاري (نهضت توليد علم)، رسالت نيروهاي مسلح از ديدگاه حضرت امام خميني(ره)، استراتژي انتظار و تکليف مسلمانان در زمينه ‌سازي ظهور، اصالت روحانيت و حوزه علميه در قرآن و مکتب امام عصر(عج) و ده ‌ها مقاله پژوهشي ديگر منتشر شده است.

کتاب "گنجينه دل" در قطع رقعي و 371 صفحه و با شمارگان 3000 نسخه و بهاي 50000 ريال توسط بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس منتشر شده است

منبع

ماجرای لایحه سری دولت موسوی و شکایت از افشاکننده آن

ماجرای لایحه سری دولت موسوی و شکایت از افشاکننده آن

20 سال زمان مناسبی برای پاک شدن حافظه تاریخی کوتاه مدت مردم از سوابق نخست‌وزیری است که امروز سودای ریاست جمهوری او را گرفته و تقریباً خیالش هم جمع است که به دلیل شرایط دهه 60 و حمایت‌های صورت گرفته از وی در آن مقطع، کمتر کسی حاضر می‌شود، پرونده مسئولیت وی در آن دوره را به صورت جدی ورق بزند اما گویا هرچه به انتخابات نزدیک می‌شویم، میل سیاسیون هر دو جناح به این مسئله هم بیشتر می‌شود.

به گزارش رجانیوز، پس از آنکه مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی با بیان اینکه موسوی را قبل از انقلاب نمی‌شناخته و از سوابق مبارزاتی وی اطلاعی ندارد، عملاً تأکید کرد که وی اساساً سابقه مبارزه نداشته است، این بار نوبت به احمد توکلی وزیر کار مستعفی دولت میرحسین رسید تا وی نیز سر ناگفته‌هایش از تناقضات گفتاری امروز موسوی با رفتارهای مدیریتی وی در دهه 60 را باز کند.

توكلي که این روزها جزء معدود افراد منتسب به جریان اصولگرا است که قصد حمایت از احمدی‌نژاد را ندارد، از نقد موسوی نیز ابایی ندارد، به طوری که در در مراسمي كه به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) و در جمع دانشجويان اين دانشگاه برگزار شد، با بيان اينكه در دوره‌ موسوي به اقتضاي جنگ و انقلاب دخالت و مالكيت دولت در امور اقتصادي بيش از گذشته شده بود ولي تفكر تمركزگراي اقتصاد دولتي نيز بر دولت حاكم شده بود كه موجب اختلاف در دولت هم بود، تصريح كرد: به زعم من در اين دوره نقش اساسي را همين تفكر داشت كه البته اقتضائات جنگ هم آن شرايط را تشديد مي‌كرد، پس اينكه گفته شود اقتصاد جنگي بوده و زماني كه جنگ تمام شده اقتصاد ديگر دولتي نبوده اينطور نبود. ممكن است وقتي جنگ تمام شد روش اقتصاد هم تا اندازه‌اي برگشته باشد. اما آن تفكر سوسياليستي تمركزگرا وجود داشت.

به گزارش فارس، توكلي در پاسخ به سؤالي در خصوص اظهارات موسوي مبني بر وجود فضاي تفاهم و گفتگو در دولت خود، تصريح كرد: من به سياستمداران احترام مي‌گذارم و معتقدم آنها سرمايه‌هاي ملي هستند حتي معتقدم كه نبايد سياست‌مداري را به خاطر وجود خطا در دوره مديريتش حذف كرد براي همين هم به موسوي، هاشمي، خاتمي و احمدي‌نژاد احترام مي‌گذارم زيرا هر سياستمدار ضمن خطاهايش خدماتي را هم انجام مي‌دهد كه مي‌توان با برجسته كردن آنها وجودش را براي ملت نگه داشت پس بايد برادرانه و دوستانه با همه‌ اينها برخورد كرد، اما نبايد قدر فضاي بازي كه انقلاب و خون شهدا به ما تقديم كرده ناشناخته بماند.

توكلي با بيان اينكه در سال 67 دولت موسوي لايحه‌اي را با مهر سري به مجلس تحويل داد، افزود: من اين مسئله را در روزنامه‌ رسالت افشا كردم و در سرمقاله‌اي با عنوان «لايحه‌ سري» عنوان كردم كه ما لايحه‌ سري نداريم. البته ما طبق اصل 69 قانون اساسي جلسه‌ رسمي غيرعلني داريم كه طبق قواعدي بايد تشكيل شود مثل آنچه من براي كردان درخواست كردم اما اجازه ندادند و آنچه نبايد اتفاق بيفتد اتفاق افتاد.

وزير كار دولت ميرحسين در خصوص اين مقاله يادآور شد: من در آن مقاله گفتم كه موضوع لايحه استقراض جديد از بانك مركزي است كه اثر تورمي دارد اما آن زمان اكثريت مجلس حامي آقاي موسوي بود و 137 نفر از نمايندگان عليه من بيانيه‌ سياسي بسيار تندي صادر كردند كه بعدها همه‌ آنها تقريباً جزو اصلاح‌طلبان شدند و مدعي آزادي بيان و فضاي باز شده بودند.

وي با اشاره به نوشتن يك نامه خصوصي به هاشمي رفسنجاني و ضمن بيان اينكه من خطاب به هاشمي گفتم كه اين بدعت را نگذاريد زيرا شما با اين بدعت در تاريخ بدنام مي‌شويد، افزود: تحت تأثير انتشار لايحه در روزنامه آنها مجبور شدند لايحه را علني كنند و وصول آن را هم اعلام كنند اما دولت عليه من اعلام جرم كرد و شاكي هم عطاءالله مهاجراني بود كه بعدها مدعي شد كه هيچ‌كس نبايد از هيچ روزنامه‌نگاري شكايت كند بلكه فقط مدير مسوول بايد پاسخگو باشد.

اين نماينده مجلس با بيان اينكه من سه جلسه بازپرسي رفتم، يادآور شد: بازپرس مي‌گفت آقاي توكلي جريان چيست كه هر روز صبح آقاي موسوي اردبيلي كه آقاي موسوي اردبيلي حامي آقاي موسوي بود تماس مي‌گيرد و مي‌گويد پرونده به كجا رسيده است؟ در اين پرونده كه دولت شاكي بود و اكثريت مجلس نيز حامي آن بودند و رييس قوه‌ي قضاييه و رييس ديوان عالي كشور پيگير اين پرونده بودند بازپرس شجاعانه براي من قرار منع تعقيب صادر كرد و اين از افتخارات جمهوري اسلامي است. زماني كه من براي رويت قرار رفتم بازپرس گفت آقاي مهاجراني از من پرسيده نسبت به اين قرار اعتراض كند يا آن را بپذيرد، من هم به او گفته‌ام فايده‌اي ندارد زيرا توكلي قانون را مي‌داند و هر بازپرسي كه برود باز هم پيروز مي‌شود.

توكلي با اشاره به انتشار با تأخير گزارش اقتصادي موسوي در سال 63 و با بيان اينكه اين گزارش طبق قانون برنامه و بودجه بايد شهريور منتشر مي‌شد،‌ ادآور شد: اين گزارش در 3 جلد منتشر شد و ابتداي آن هم مستند قانوني انتشار را ذكر كرده بود و خلاصه‌اي داشت كه من آن خلاصه را به دليل نقد دولت پسنديدم البته در برخي جاها ظالمانه بود، من اين گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ مي‌كردم و آنجا را كه ظالمانه تشخيص مي‌دادم، از نظام دفاع مي‌كردم. اين به قدري براي دولت تلخ بود كه موسوي در مصاحبه‌اي با خبرنگاران اعتراض كرد كه اسناد محترمانه را منتشر مي‌كنند و در زمان جنگ به دشمن گرا مي‌دهند.

اين نماينده مجلس در ادامه بخشی از تقصیر پایان جنگ را نیز برعهده میرحسین انداخت و گفت: يكي از همت‌هاي جدي كه دولت در آن موقع دنبال مي‌كرد در حمايت از جبهه بود. البته پيش‌بيني امثال بنده اين بود كه سرانجام دولتي كردن اينقدر هزينه‌ها را بالا مي‌برد كه با توجه به محدوديت منابع دولت، كسري بودجه تورم‌زاست در نتيجه حمايت از جبهه به ناچار كنار گذاشته مي‌شود. به رغم اهتمامي كه شخص نخست‌وزير در اين امور داشت و متاسفانه همين‌طور هم شد در نامه‌اي كه امام (ره) به نخبگان كشور براي پذيرفتن قطعنامه نوشتند آمده كه آقاي نخست‌وزير آمده‌اند و گفته‌اند كه بودجه‌ دولت زير صفر است و نمي‌تواند حمايت مالي كند. آقاي رضايي هم گفته‌اند موشك و تانك و نفربر مي‌خواهيم، در عين حال مي‌جنگيم كه اين يك تعارف است و قطعنامه را پذيرفتند و گفتند جام زهر را سر مي‌كشم.

توكلي با بيان اينكه در اواخر دولت آقاي موسوي كم كم آثار منفي دولتي كردن آشكار شد و زمينه‌هايي براي اصلاح سياست‌ها فراهم و رفتارها با واقعيت‌ها تعديل شد، افزود: در سال 67 پس از پذيرش قطعنامه شوراي سياست‌گذاري بازسازي تشكيل شد كه آقاي خامنه‌اي، آقاي هاشمي، آقاي موسوي اردبيلي و مهندس موسوي عضو آن بودند. اين شورا كه سياست‌هاي بازسازي بعد از جنگ را تدوين مي‌كرد، براي اولين بار فضاي سياست‌گذاري اقتصادي را به سمت مشاركت مردم و فعاليت بخش خصوصي و حمايت از سرمايه‌گذاري چرخاند.

رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، خاطرنشان كرد: بر اين اساس پس از رد شدن برنامه‌ اول در كميسيون ويژه كار مشتركي بين سازمان برنامه و بودجه و كميسيون بودجه‌ مجلس انجام شد و برنامه با نگاه كاهش دخالت دولت بازنويسي شد. اين لايحه را مي‌خواستند به مجلس ببرند كه آقاي موسوي آن را امضا نكرد. من مي‌خواهم بگويم تا آخر آن گرايش‌هاي دولتي كردن وجود داشت و اين اتفاق مربوط به سال 67 است. بعدها اين لايحه در دولت آقاي هاشمي كه سال 68 رييس جمهور شد با امضاي ايشان و معاون‌شان تقديم مجلس شد كه برنامه‌ اول 72 - 68 در عمل سال 69 تصويب شد و تا سال 72 اجرا شد.

وي افزود: در اين تغيير سياست يكي از مدافعان آقاي هاشمي من بودم و يكي از مخالفان جدي، آقاي محتشمي‌پور بودند. ايشان نماينده‌ مجلس بود و در نطقش اعلام كرد كه اين از الگوهاي صندوق بين‌المللي پول تبعيت شده و خلاف مصالح ملي است. من كه خودم در شكل‌گيري اين فكر خيلي زحمت كشيده بودم شروع به دفاع كردم كه سوابق تاريخي آن مربوط به داخل است و ربطي به خارج ندارد. خيلي زود معلوم شد حق با آقاي محتشمي‌پور است و من غفلت دارم كه صندوق با وزارت دارايي كار مي‌كند بدون اعلام خبر هياتي براي مذاكره مي‌آيند، سياستي پيشنهاد مي‌كنند و آنها هم قبول مي‌كنند و مي‌روند.

توكلي همچنين گفت: آن موقع من مسئول بخش اقتصادي روزنامه‌ رسالت بودم. ما دقت‌مان بيشتر شد و حساسيت‌هايمان برانگيخته شد. ديديم كه بسته‌ سياست تعديل در حال اجراست. نقد من از سياست آقاي هاشمي از سال 70 - 69 آغاز شد و استدلال كردم چرا مدلي كه شما اتخاذ كرده‌ايد مدل صندوق و نئوكلاسيك است. اين مدل به توزيع درآمد بي‌اعتناست، به دنبال آثار نشتي است، رشدمحور است و معتقد است از نشت آثار رشد فقرا هم بهره‌مند مي‌شوند.

نماينده‌ مردم تهران در خانه‌ ملت، خاطرنشان كرد: مدل كاپيتاليستي كه زمان آقاي هاشمي اتخاذ شد مورد نقد شديد قرار گرفت. من 3 سرمقاله در اين مورد نوشته‌ام. در آن زمان در پي دستور مقام معظم رهبري براي امر به معروف و نهي از منكر جوان‌ها اعتراض مي‌كردند به خانم‌هايي كه موهايشان در خيابان پيدا بود، من در سرمقاله‌اي با عنوان منكرات بزرگ گفتم كه اين مسائل منكراتي هستند كه ظاهرند اما منكرات پنهاني هم وجود دارند مثل مدلي كه آقاي هاشمي در كشور ايجاد مي‌كند و اگر ادامه پيدا كند به دليل فقر و شكاف طبقاتي باعث بي‌اعتمادي مردم به حاكميت ديني مي‌شود.

وي اضافه كرد: از عجايب روزگار اين بود كه كساني كه در دولت آقاي هاشمي مدافع نسخه‌هاي كاپيتاليستي شده بودند، همان‌ها بودند كه در دولت آقاي موسوي طرفدار نسخه‌هاي سوسياليستي بودند. اين سياست‌ها در سال 74 تلخي‌هايي ايجاد كرد كه من وارد آن نمي‌شوم زيرا نمي‌خواهم به كاركردها بپردازم.

توكلي با بيان اينكه هاشمي به عنوان سياستمداري مقتدر به محض اينكه ديد كار سخت‌تر مي‌شود ترمز دستي را كشيد و دنده عقب گرفت، يادآور شد: اين كار خيلي خوبي بود و من از اين كار ايشان دفاع مي‌كنم و از آن به خوبي ياد مي‌كنم كه ايشان سعي كرد سياست‌ها را اصلاح كند و تسليم محض سياست‌هاي تعديل نشود. البته كمي دير شده بود و مدل ايشان تغيير نكرده بود كما اينكه رهبر معظم انقلاب در آستانه‌ برنامه‌ دوم نامه‌اي در 12 بند به دولت نوشتند كه اكثر قاطع در دفاع از عدالت بود كه بايد برنامه بر اساس دفاع از عدالت تنظيم شود. اين نامه براي زينت برنامه‌ دوم كه همان مدل قبلي بود در ابتداي برنامه‌ دوم به چاپ رسيد.

رئيس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، اضافه كرد: دفاع افراطي از آزادي به سبك غربي در امر سياست باعث ايجاد تنش‌هايي در كشور شد كه آثار اقتصادي هم در بر داشت. البته دفاع از آزادي مواهبي هم داشت كه فضاي بسته‌ي دوره‌ گذشته را باز كرد و در مجموع به نفع انقلاب اسلامي بود و اين هم از خدمات آقاي خاتمي بود كه نبايد نسبت به آن ناشكري كرد. البته افراط در هر امري بد است اينجا هم افراط بد است و افراط نتايج منفي در بر داشت.

وي تاكيد كرد: اين فضاي باز حسن ديگري هم داشت و آن اين بود كه باعث شد حرف‌ها ولو حرف‌هاي بد صريحا زده شود و منويات افراد آشكار شود. آن زمان وزارت صنايع آقاي خاتمي پروژه‌اي را به تيمي از دانشگاهيان كه مدافع اقتصاد سرمايه‌داري هستند سفارش داد تا استراتژي توسعه‌ صنعتي ايران را تعيين كند. نتيجه‌ مطالعات آنها در مرداد سال 82 در سميناري با حضور اقتصاددان‌ها ارايه شد. ما ديديم در آن، مدل صندوق بين‌المللي پول دربست پذيرفته شده و آنها مي‌خواهند اقتصاد بازار آزاد بي‌مسووليت را نهادينه كرده و مبناي استراتژي جديد قرار دهند.

اين نماينده مجلس با بيان اينكه آن زمان با عده‌اي از كارشناسان نامه‌ مفصلي را به آقاي خاتمي نوشتيم،‌گفت: در اين نامه گفتيم كه اين مدل هم خلاف قانون اساسي، هم خلاف اسلام و هم مصالح ملي و هم اقتضائات كشور است و نشان داديم اين مدل بر پايه‌ علمي قوي استوار نيست و داده‌هاي جديد اقتصاد توسعه آن را نقد مي‌كند. البته آقاي خاتمي جواب خوبي به آن نامه داد و وزرا را الزام كرد كه اين مسئله را پيگيري جدي كنند كه البته به اين مسئله عمل نشد.

توكلي اضافه كرد: اين مدل شرايطي را براي توسعه‌يافتگي ذكر مي‌كرد. در سياست داخلي توصيه‌ي اين مدل اين بود كه چون توسعه‌يافتن اصل است نبايد در مصادر سياسي كساني قرار بگيرند كه از طبقات متوسط به پايين قرار دارند زيرا اينها به توزيع درآمد حساس هستند و باعث كندي رشد مي‌شوند. اين مدل توصيه‌ اكيد دارد كه ما وقتي به توسعه‌يافتگي مي‌رسيم كه سرمايه‌داران يا كساني كه آنها تعيين مي‌كنند حاكميت سياسي را در دست داشته باشند.

وي با بيان اينكه در ارديبهشت 83 برنامه‌ چهارم در مجلس ششم با عجله و بدون رفع 120 اشكال شوراي نگهبان به مجمع تشخيص مصلحت ارجاع شد،‌افزود: ما در مجلس هفتم با اين كار مخالفت كرديم و گفتيم اين روال قانوني طي نشده و بايد به مجلس برگردد سرانجام با پيگيري‌ها ايرادات شوراي نگهبان را كه تغاير با قانون اساسي و شرع داشت را رفع كرديم تا اين برنامه تا اندازه‌اي از تعارض با اقتضائات ديني، ملي و قانون اساسي مبرا شد.

منبع

آخرین مصوبه هیئت وزیران دولت اصلاحات

میگوهای 300 میلیاردی و آخرین مصوبه هیئت وزیران دولت سابق

مصوبه های عجولانه در آخرین جلسات هیئت وزیران دولت اصلاحات، در برخی موارد به مصوبه هایی برای تأمین منافع اقتصادی برخی گروه های سیاسی تبدیل شد.

دولت هشتم در آخرین جلسه هیئت وزیران و یک روز مانده به پایان کار این دولت، طرحی را به تصویب رساند که به پیشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هیئت وزیران واصل شده بود.

این طرح که از آن به عنوان طرح "اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحیه عسلویه یاد می شود، در حالی با پیشنهاد وزارت نفت در تاریخ 11 مرداد 1384 به تصویب هیات وزیران رسید که بر اساس آن، دولت موظف شد 15 هزار هکتار از اراضی بخش هایی از منطقه حفاظت شده سراج و نیز محدوده پیرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند.

اما شاید آنچه علاوه بر تصویب خارج از روال این طرح در روز ارائه به هیئت وزیران سؤال برانگیز بود، بخش های پایانی مصوبه هیئت وزیران وقت است. بر این مبنا، وزارت نفت مکلف شد نسبت به تأمین خسارت آسیب دیدگان از اجرای این مصوبه نیز اقدام کند.

بر اساس این مصوبه بود که پرداخت 300 میلیارد تومان بابت خسارت وارده به یک شرکت پرورش میگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعالیت داشت، در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.

اما شرکت مذکور که اعضای هیئت مدیره آن را افرادی از سران یک حزب متنفذ سیاسی با سابقه طولانی در فعالیت های اقتصادی و نفتی تشکیل می دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با مصوبه هیئت وزیران دولت وقت توانسته بودند مجوز فعالیت در منطقه حفاظت شده سراج، برای پرورش میگو را دریافت کند. بر همین مبنا هیات دولت سازمان حفاظت از محیط زیست را موظف کرده بود تا 5 هزار هکتار از اراضی منطقه سراج در ناحیه عسلویه را به این شرکت برای امر پرورش میگو واگذار کند.

این در حالی است که هیئت دولت هشتم تنها چند ماه بعد و در آخرین جلسه خود، با تصویب طرحی که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمینه دریافت خسارت 300 میلیاردی این شرکت را بابت زمین های دولتی که چند ماه قبل باز هم توسط هیئت وزیران به آن شرکت واگذار شده بود، فراهم کرد.

دولت نهم در 12 دی‌ماه 85 با پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست و به استناد اصل 138قانون اساسی، مصوبه مذکور را به‌طور کامل لغو و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد. با این حال، مشخص نیست مصوبه های اختصاصی از این دست، چه تعداد از مصوبات هیئت دولت هشتم را در روزهای پایانی به خود اختصاص داده است.

بررسی های بعدی مشخص کرده است نه تنها تصویب واگذاری 5 هزار هکتار زمین بابت پرورش میگو یک اقدام غیرمنطقی است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمایه‌گذاری برای اکتشاف گاز را نیز نداشته است.

منبع

دقت در حرفهای جدید آقای هاشمی

 

تاملی بر مصاحبه هاشمی با ارایه یک سند مهم

 مصاحبه آقای هاشمی با زادسر حاوی نکاتی است که برای افکار عمومی به تحلیل نیاز دارد:

1)     نوع ادبیات این مصاحبه در شان آقای هاشمی نیست جا داشت که آقای هاشمی که این مصاحبه را بازبینی کرده اند قدری از فخامت آن می کاستند؛ چرا که این نوع ادبیات به مراتب از عباراتی که در باره رهبر انقلاب و مراجع عظام تقلید به کار گرفته می شود بسیار فرا تر است! به عنوان نمونه " حضرت آقا چنین فرمودند... وحضرت ایشان ....."

وی در این مصاحبه به جای این که از رهبری تعریف کند بیشتر، خود را ستوده، می گوید" من ورهبری لازم ملزوم و مکمل هم دیگرهستیم "  این جمله به جای این که ستایش وتعریف از رهبری باشد تنقیص ایشان است، زیرا معنایش این است که مقام معظم رهبری به دون من ناقص است و به عبارت دیگر تمام تدبیرهای رهبری در جهت پیشرفت و تعالی کشور حاصل فکر تلاش رهبری نیست،بلکه وی هم در آن ها سهیم است. این اظهارات برای آن است که بتواند در آینده، همه افتخارات این دوره را به نفع خود مصادره کند. البته این اولین بار نیست که ایشان افتخارات نظام را به پای خود می نویسد، با مراجعه به کتاب خاطرات وی روشن می شود که او همواره سعی کرده حتی  افتخارات جنگ را نیز به نفع خود مصادره کند! این درحالی است که مردم ما به خوبی می دانند همه افتخارات نظام مرهون تدبیرهای داهیانه حضرت امام ره  ومقام معظم رهبری است . از سوی دیگر غالب مشکلاتی که برای ملت ونظام پیش آمده محصول فشارهای بیجا و مشاوره های متوقعانه این گونه افراد بوده است؛این نکته را امام عزیزمان در باره انتخاب آقای بازرگان و ریاست جمهوری بنی صدر و قایم مقام رهبری منتظری در نامه 6/1/67به آن اشاره کرده اند" واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‏دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولى شخصى بوديد تحصيلكرده كه مفيد براى حوزه‏هاى علميه بوديد و اگر اينگونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگرى دارم و مى‏دانيد كه از تكليف خود سرپيچى نمى‏كنم. واللَّه قسم، من با نخست وزيرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‏دانستم. واللَّه قسم، من رأى به رياست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم." صحيفه نور، ج‏21، ص: 332

 

 عجیب این که آقای هاشمی بعضا وقتی در کشور مشکلی پیش آمده آن را معلول بی توجهی امام یا مقام معظم رهبری به دیدگاه های خود دانسته است؛ نمونه آن را می توان در اظهارات وی در مصاحبه با فرزاد حسنی در برنامه " فوق العاده" شبکه 3ملاحظه کرد؛ او دراین مصاحبه همه خسارات ناشی از حاکمیت بنی صدر را به گردن امام گذاشت و گفت "مساله بني‌صدر از مواردي بود كه بين ما و حضرت امام اختلاف نظر پيش آمد، ما كه مي‌گويم نه اين كه من، مجموعه‌اي كه در حزب جمهوري اسلامي و يا در شوراي انقلاب بوديم؛ نه اين كه بني‌صدر را آدم صالحي نمي‌دانستيم؛ بني صدر از همرزمان ما بود، وقتي هم كه به ايران آمد، نهضت آزادي مخالف اين بود كه بني‌صدر وارد شوراي انقلاب شود، ما وي را وارد شوراي انقلاب كرديم؛ جبهه ملي و نهضت آزادي با او تعارض داشتند،با بني‌صدر بيشتر، افرادي مثل سنجابي و سلامتيان بودند، به انتخابات رياست جمهوري كه رسيديم، در اين مدتي كه با آقاي بني‌صدر كار كرده بوديم، به اين نتيجه رسيده بوديم كه وي براي رياست جمهوري مناسب نيست، عليرغم دوستي و همكاري كه داشتيم،البته حضرت امام مانند ما با بني‌صدر كار نكرده بودند،ما پيشنهادمان آقاي دكتر بهشتي بود تا نامزد رياست جمهوري شود، امام موافقت نكردند فرمودند روحاني نيايد و بر سر همين هم اختلاف داشتيم." وی در این مصاحبه از یک سو امام را شخصیتی مشورت ناپذیر! معرفی کرده و از سوی دیگر از حامیان جدی بنی صدر که گویا تصمیم ایشان در این امر کارساز بوده و در نهایت همه تبعات آن را به گردن امام انداخته است: "به هر حال ايشان تصميم گرفتند و ما هم پذيرفتيم و انتخابات آن طور برگزار شد و به آن جا رسيد كه مي‌دانيد، و در آن چند ماهي هم كه بني‌صدر حاكم بود، آن قدر سند به وجود آمد"!! وسرانجام عزل بنی صدر را محصول تلاش های پی گیر و نامه نگاری های خود دانسته می گوید: "تقريباً يكسال گذشت، همان در و همان پاشنه بود، كه من پشيمان شدم كه چرا نامه را در آن موقع {در بیمارستان قلب }به امام ندادم، يك نامه ديگري خودم نوشتم و دو نامه را با هم خدمت امام دادم و گفتم كه شما در جريان نظرات ما هم قرار داشته باشيد، ايشان هم محبت كردند و فكر مي‌كنم موثر هم بود." این در حالی است که امام با صراحت این ادعا را رد می کنند و می فرمایند " واللَّه قسم، من رأى به رياست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم." این نکته را شهید بهشتی نیز در نامه ای که به عنوان رنجنامه به محضر امام نوشتند یاد آور شده اند. اکنون باید دید که تبعات منفی ریاست جمهوری بنی صدر را باید در تلاش های چه کسی مشاهده کرد؟ امام ره یا آقای هاشمی؟!

 درماجرای قائم مقام رهبری منتظری  نیز به  رغم مخالفت صریح امام، آقای هاشمی در جهت قائم مقامی وی تلاش کرد وآن همه تبعات منفی وبحران را برای نظام وانقلاب یه وجود آورد که اگر تدبیر به موقع امام ره در آخرین سال عمرشان مبنی بر عزل صریح وافشای مسایل پشت پرده این ماجرا نبود امروز نامی از انقلاب اسلامی باقی نمانده بود. آقای ری شهری در کتاب "سنجه انصاف " از بخشی از حقایق، پرده برداشته، نوشته است: "آيت الله محمدي گيلاني در تاريخ 6/9/79 به مناسبت شهادت حضرت امام كاظم(ع) در منزل آقاي علي رازيني ضمن سخنراني گفت:

يك روز قبل از مطرح شدن قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان (25/04/1364), من ضمن تماس با دفتر امام(ره) كتباً (از طريق آقاي توسلي و آقاي رسولي) از ايشان درخواست ملاقات كردم. در آن موقع اعلام شده بود كه امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تكه كاغذي نوشتم مطلبي واجب و ضروري است, احساس وجوب كردم به عرض مبارك برسانم. امام اجازه دادند خدمتشان رسيدم.

گفتم: «فردا قرار است موضوع قائم مقامي آقاي منتظري در مجلس خبرگان مطرح شود‏, خواستم به عرض‌تان برسانم به آقاي هاشمي بگوييد مطرح نشود. من به آقاي منتظري ارادت دارم؛ خدمتشان درس خوانده‌ام؛ ايشان را عابد و زاهد مى‌دانم؛ ولي اين خصوصيات, كافي نيست. او از عهده اين كار بر نمي‌آيد...».

امام, گله‌هاي سوزاني از آقاي منتظري را آغاز كرد كه كجا چه كرده و كجا چه...! و اضافه فرمود: «احمد هم از او دفاع مى‌كند! از منزل سيد مهدي هاشمي, دست‌نويس‌هاي او را آورده‌اند. من ديدم نامه‌هاي آقاي منتظري از نوشته‌هاي مهدي هاشمي الهام گرفته‌! اين را من براي ايشان نوشتم»!

سخن امام كه به اين‌جا رسيد‏, من گفتم: « بله! آقاي سيد عباس و سيد جعفر كريمي و چند نفر ديگر هم بودند».

امام فرمود: «او اين‌ طور است»!

عرض كردم: «بفرماييد كه فردا ايشان به عنوان قائم مقام رهبري مطرح نشود». امام قدري فكر كرد و فرمود: « احمد نيست, مي‌شود شما زحمت بكشيد و به آقاي هاشمي بگوييد بعد از ظهر من ايشان را ببينم؟»

عرض كردم: «بله؛ اما به آقاي هاشمي نفرماييد كه من آمدم [ و اين جريان را خدمت شما گفتم]. به هيچ كس نگوييد. مي‌ترسم مرا هم شمس‌آبادي كنند يا مثل شيخ قنبر در چاه بيندازند».!

اين را كه گفتم, امام – اعلي الله مقامه – سه بار خنديد و فرمود: «خاطرت جمع باشد».

از دفتر امام, حركت كردم و آمدم شوراي نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقاي هاشمي و گفتم صبح, خدمت امام رسيدم. كاري داشتم. فرمودند به آقاي هاشمي بگوييد كه من ايشان را ببينم...

شب, بعد از نماز مغرب و عشاء خانم حاج احمد آقا زنگ زد كه حاج آقا! امام فرمودند: آن‌چه امروز ما صحبت كرديم, مبادا از شما تجاوز كند».

گفتم: «همين طور است».

فرداي آن روز, آقاي هاشمي موضوع قائم مقامي آقاي منتظري را در مجلس خبرگان مطرح كرد.!!

 آقاي محمدي گيلاني اضافه كرد كه:

پس از اين ماجرا, روزي آقاي هاشمي در حضور جمعي گفت: من بعد از ظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم مقامي آقاي منتظري را فردا مطرح نكن».

گفتم: چرا؟ ما در اجلاسية قبل, به آقايان گفته‌ايم كه ايشان را به عنوان قائم مقام, مطرح كنيم».

فرمود: نه! يكي از دوستان آمده و چنين گفته... .

گفتم: ما اعلام كرده‌ايم. نمي‌شود."!!!!

 منبع: سنجة انصاف, ص 16-17

این موضوع را امام در نامه 6/1/67  به منتظری بر آن مهر تایید می گذارند: " واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‏دانستم كه مدير و مدبر نبوديد "ولی بزرگواری امام ره اقتضا می کرد که در برابر تصمیم مجلس خبرگان مقاومتی از خود نشان ندهد بلکه در مواردی هم برخی امور به وی واگذار کنند تا حقیقت بر همه روشن شود که شد.

 

 

براستی آی تا کنون فکر کرده اید چرا آقای هاشمی به رغم مخالفت حضرت امام ره با این موضوع باز هم بر آن اصرار کرده و پیام امام را به مجلس خبرگان نرسانده است؟! با توجه به تاکید امام بر "ساده لوح بودن" منتظری روشن است در صورتی که او عنان رهبری را بر عهده می گرفت تحت تاثیر چه کسانی قرار می گرفت؛ کسانی که در مقابل امام ره  آن  گونه برخورد می کردند با یک شیخ ساده لوح که عنان رهبری در دست بگیرد چه می کردند؟! از سوی دیگر بی تردید اگر خبرگان نظر امام را می دانستند قطعا آقای منتظری را به قایم مقامی بر نمی گزیدند. براستی آیا مسوولیت این بحران وتبعات فاسد این معرفی به گردن آقای هاشمی نیست که این پیام را به خبرگان نرسانده بلکه در برابر نص کلام امام ایستاده است؟!  

3) آقای هاشمی اختلاف خودرا با رهبری امری طبیعی دانسته به دو نمونه از آن اشاره می کند ؛یکی موضوع شرکت در انتخابات خبرگان رهبری ودیگری مساله دولت نهم ؛ در موضوع شرکتش در انتخابات خبرگان می گوید" بنده بنا به دلایل محکمی که داشتم، با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری، مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضیح خواست و دلایل مرا نپذیرفت و به من امر کردند که باید ثبت نام کنید، و اضافه کردند که نام نویسی شما در انتخابات مجلس خبرگان یک تکلیف الهی است و واجب، گفتم من که بر خودم واجب نمی‌دانم، شما که واجب می‌دانید، تهیه‌ی مقدمات آن نیز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم که ایشان پذیرفتند و عملی کردند و من هم نامزد شدم." مع الاسف در این مورد که جریان به نفعش رقم می خورده است نظر معظم له را پذیرفته، وتازه تکلیفی را بر عهده  رهبری گذاشته است! ولی در نمونه‌ی دوم به جای تبعیت، به قول خودش سکوت اختیار کرده است! وی در این مصاحبه می گوید" بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، به عملکرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سیاست‌های کلی که نظارت بر آن از وظایف مجمع است، سکوت کرده‌ام تا با نظرات علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگیرد."ولی در این مورد نیز به رغم آن که قول سکوت داده بود، به مناسبت های مختلف، در طی این دوره چهار ساله  مورد شدیدترین انتقادات خود قرار داده است! براستی اعلان پایان یافتن  مدارای سه ساله از سوی آقای هاشمی در  مهر سال گذشته در مشهد، که با عکس العمل شدید مقام معظم رهبری روبرو شد، چگونه می توان با قول به سکوت قابل جمع دانست؟ براستی اگر قرار بود سکوت نکنند با این دولت جه می کردند؟!

4) مع الاسف آقای هاشمی به طورآشکار به تحریف سخنان مقام معظم رهبری پرداخته، در پاسخ به این سوال  نظر صریح جناب‌عالی را در خصوص حمایت‌های پی در پی و بی دریغ مقام معظم رهبری، از دولت نهم و شخص رئیس محترم جمهور، چیست؟. می گوید" من این جوری خودم را راضی و قانع می‌کنم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحلیلی را از اوضاع دارند که تشخیصشان این است که اگر از دولت دفاع و پشتیبانی نکنند، ممکن است دولت برای ادامه‌ی کار با مشکل جدی مواجه شود و در شرایط فعلی این به صلاح نیست." گذشته از این که این گونه تحلیل در باره دولت نهم نوعی تخریب و ضعیف نشان آن به حساب می آید، با نص صریح کلام ایشان در تعارض است. معظم له در باره این گونه اظهارات در باره دولت نهم می فرمایند: " انصافاً خدمتگزار، پركار، باارزش و صددرصد مورد اعتماد است ، حرف‌هاي بنده همان مسائلي است كه در ديدارهاي مختلف با مردم و مسؤولا‌ن بيان مي‌كنم و ايجاد اين شائبه كه رهبري در جلسات خصوصي، مطلبي خلا‌ف حرف‌هاي عمومي خود بيان كرده است صحيح نيست.» آیا این سخن صریح با تحلیل آقای هاشمی هیچ گونه مناسبتی دارد؟! معظم له با تمجید مکرر از دولت نهم  می فرمایند"شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمان هاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچ كس نمى‏تواند نديده بگيرد. هر دلبسته‏ى به انقلاب، اين را قدر مى‏داند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مى‏كند، بايد اين را قدر بداند. عدالت‏خواهى در اين دولت پررنگ شد. شعار عدالت‏خواهى به صورت جدى بر روحيه‏ى مسئولان، دولتمردان و برنامه‏ها، پرتو افكند. استكبارستيزى - كه معناى ويژه‏ى انقلابى خودش را دارد - در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد"(3/6 86 در جمع هیات دولت ) درباره عزت ملی، تعبیر "اعاده" به کار برده اند که به معنای بازگرداندن است؛ یعنی عزت ملی مارا از بین برده بودند "مسئله‏ى اعاده‏ى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‏طلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مى‏كند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اين جا حاصل مي شود." در مورد فناوری هسته ای هم که از مظاهر مهم عزت ملی است فرمودند: " يكى از مظاهر دفاع از عزت هم همين مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است. مسئله‏ى انرژى هسته‏اى، براى ما فقط اين نبود كه ما ميخواستيم يك فناورى داشته باشيم، ديگران ميخواستند ما نداشته باشيم؛ اين فقط بخشى از قضيه است. بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرتهاى گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنباله‏ها و اقمار بى‏ارزش آنها، ميخواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. خب، ملت ايران، دولتِ شما و شخص رئيس‏جمهور، در مقابل اين زورگويى و اين تحميل و اين افزون‏طلبى ايستاديد؛ خداى متعال هم كمك كرد؛ پيش رفتيد" غرب باوری نیز که مع الاسف در دولت های کارگزاران واصلاحات به جای خود باوری نشسته بود، در دولت نهم کنترل شد از این رو معظم له در وصف دولت نهم فرمودند: " روند غرب‏باورى و غرب‏زدگى را كه متأسفانه داشت در بدنه‏ى مجموعه‏هاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است. حالا يك عده‏اى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفته‏ى يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنه‏ى مديران انقلاب و مجموعه‏هاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مى‏شود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد." رشد سکولاریسم نیز در دولت های پیشین در زیر پلک چشم برخی آقایان به آرامی صورت می گرفت که خوشبختانه در این دولت مهار شد. " گرايش‏هاى سكولاريستى - كه متأسفانه باز داشت در بدنه‏ى مجموعه‏ى مديران كشور نفوذ مى‏كرد - جلويش گرفته شد. نظام انقلابى، بر مبناى دين و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونى اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفته‏اند و جوان هايشان را به ميدان هاى خطر فرستاده‏اند؛ آن وقت مسئولان يك چنين نظامى دم از مفاهيم سكولاريستى بزنند؟! «يكى بر سر شاخ و بن ميبريد»؛ يعنى خودشان بنشينند و بنا كنند بنِ اين‏مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلى چيز خطرناكى بود. خب، الحمدللَّه اينها جلويش گرفته شد.."

تحول آفرینی نیز یکی دیگر از امتیازات دولت نهم از دیدگاه رهبری است " جرأت در ايجاد تحول؛ حالت روحى اين دولت اين است كه براى تحول‏آفرينى جرأت دارد و اقدام مى‏كند. نمى‏خواهم بگويم همه‏ى اين اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است يك جايى هم اشتباه باشد؛ اما نفس اينكه انسان حالت دليرى در مقابل مشكلات داشته باشد و تصميم بگيرد كه براى رفع مشكلات اقدام بكند، چيز باارزشى است كه اين خوشبختانه هست." این روحیه موجب شد تا دولت جرات اقدام به ورود در حوزه هایی مانند ساخت ماهواره و موشک پرتاب کننده آن ریسک بالایی را بپذیرد وبه این فناوری در حد اقل زمان دست یابد.

بقابله با فساد که سال ها بود کشور از آن رنج می برد و سال ها بر بیانیه 8 ماده ای رهبری گرد غربت نشسته بود لا اقل در بخش اجرایی فعال شود از این رو ایشا ن درباره مقابله دولت نهم با فساد مسی فرمایند: " جرأت در مقابله‏ى با فساد. مقابله‏ى با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نمي شود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اين كه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابله‏ى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است"

یکی دیگر از اموری که ملت ایران ومقام معظم رهبری را به شدت رنج می داد، وجود روحیه انفعال در برخی مسوولان بود که در دولت نهم جای خود را به روحیه تهاجمی داد. " روحيه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگويان بين‏المللى.. اين روحيه، روحيه‏ى خوبى است؛ روحيه‏ى انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند."

براستی آیا می توان بیان این همه حقیقت را در رضایتمندی از دولت نهم با این جمله مصادره کرد" اگر از دولت دفاع و پشتیبانی نکنند، ممکن است دولت برای ادامه‌ی کار با مشکل جدی مواجه شود و در شرایط فعلی این به صلاح نیست"؟!

5) آقای هاشمی در باره نقش خود در تشکیل دولت ایتلاف ملی در پاسخ به سوال زادسر تصریح می کند : "در مورد انتخابات دوره‌ی دهم، اعتقاد من همان است که در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانیت بحث شد و آن این است که چنانچه همه‌ی کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصول‌گرایان می‌دانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی ؛ حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را، نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد، و با جریان اصلاح طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است." این در حالی است که این مصاحبه مربوط به سوم دی ماه 87 است و آقای هاشمی در حوالی بهمن سال گذشته انتصاب ایده  تشکیل دولت وحدت ملی را به خود در برنامه 30/8 شبکه 2 انکار کرده، ان را به آقایان عسکر اولادی، باهنر ، لاریجانی و....نسبت داد که از سوی آن ها در همان برنامه تکذیب شد! آیا طرح حمایت از یکی از افراد فوق با در نظر گرفتن سهم مناسب برای اصلاح طلبان در کابینه ومدیریت اجرایی کشور با طرح دولت وحدت ملی چه تفاوتی دارد؟! بگذریم ازاین که چهار تن از علمای جامعه روحانیت تهران حضور ایشان در جامعه وطرح چنین مطلبی را در آن جا تکذیب کردند.

وعجیب این که این مصاحبه پس از تنظیم ، به رویت آقای هاشمی رسیده است ! اقای زادسر در این باره می گوید:  "برای نوشتن مطالبی را که گفتم و انتشار آن‌ها، منعی نمی‌بینم، ولیکن چنانچه قبل از منتشر شدن، آن را ببینم بهتر است، که الحمدلله چنین شد و ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری، متن کامل این پرسش و پاسخ را به انضمام مقدمه و مؤخره‌ی آن ملاحظه، و تأیید کردند.

منبع

نقش هاشمی در معرفی موسوی به‌عنوان کاندیدای کارگزاران

نقش هاشمی در معرفی موسوی به‌عنوان کاندیدای کارگزاران

گروه سیاسی- 22 فروردین ماه سال جاری هنگامی که حزب کارگزاران تنها ساعاتی پس از دیدار با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بیانیه‌ای به صورت رسمی از کاندیداتوری میرحسین موسوی اعلام حمایت کرد، اولین گزینه‌ای که به ذهن ناظران سیاسی رسید، دستور هاشمی رفسنجانی به این حزب برای حمایت تشکیلاتی از موسوی بود.

اما در پاسخ به این گمانه، یدالله طاهرنژاد عضو شورای مرکزی کارگزاران در گفتگویی با رجانیوز این مسئله را رد کرد و با تأکید بر اینکه هاشمی رفسنجانی در جلسه دیدار اخیر با اعضای شورای مرکزی این حزب، توصیه ای مبنی بر حمایت از موسوی نکرد، گفت: توصیه آقای رفسنجانی این بود که به روش دموکراتیک مباحثه و کاندیدای خود را انتخاب کنید.

وی حتی از قسم خوردن برای اثبات عدم دستور هاشمی به حمایت از میرحسین نیز ابایی نکرد و افزود: بینی و بین الله ایشان هیچ توصیه‌ای مبنی بر حمایت از موسوی نکرد و تنها بحث‌های کلی مطرح شد. توصیه آقای رفسنجانی این بود که به روش دموکراتیک مباحثه و رأی گیری کنید و هرکس رأی بیشتری داشت او را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی و از او حمایت کنید.

همچنین حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی نیز اظهار داشت: در جلسه شورای مرکزی حزب پس از بررسی شرایط کشور و ضرورت تقویت و ارتقا سطح دولتی که بتواند حداکثر وفاق در نیروهای وفادار انقلاب را عملی سازد و در اجرای سیاست های کلی نظام و سیاست های اصل 44 قانون اساسی تسریع ایجاد کرده و رفاه عمومی را افزایش دهد، به این نتیجه رسید که با توجه به ظرفیت های بالای مهندس میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم به طور رسمی از وی حمایت کند.

با این حال، اگرچه مرعشی، 3 هفته قبل در بیان دلایل حمایت کارگزاران از موسوی، اشاره‌ای به نظر هاشمی نکرد اما وی روز دوشنبه در دفتر انجمن اسلامی دانشگاه تهران از نقش مستقیم رفسنجانی در این اعلام حمایت پرده برداشت.

سخنگوي حزب كارگزاران در این زمینه گفت: مشورت حزب كارگزاران با هاشمي رفسنجاني نتيجه‌اش اين شد كه در انتخابات دهم رياست جمهوري حزب كارگزاران از ميرحسين موسوي حمايت كند.

حمایت هاشمی از موسوی و توصیه وی به همه جریان‌های سیاسی برای پیوستن به میرحسین در حالی است که وی قصد دارد ایده دولت وحدت ملی خود را در لوای موسوی دنبال کند و گزینه اول او برای ریاست جمهوری فعلاً میرحسین است.

منبع

10 پرسش از مهندس ميرحسين موسوي

10 پرسش از مهندس ميرحسين موسوي

  آقای میر حسین موسوی که به عنوان نامزد ریاست جمهوری پا به میدان گذاشته است اخیرا در پاسخ به اظهار لطف خاتمی مبنی بر کنار رفتن به نفع وی اظهار داشت که سال ها افتخار می کردم که شما رییس جمهور ما هستید ودر تازه ترین اظهاراتش خطاب به آقای هاشمی نیز گفته است از حمایت شما افتخار می کنم . در جمع اعضای ستادش نیز نکاتی متذکر شده که قابل تامل است . ضمن احترام کامل به ایشان و اظهار خوشحالی از این که پس از 20 سال عزلت نشینی سیاسی باز به عرصه آمده، برای روشن شدن افکار عمومی چند سؤال اساسی دراذهان تداعی می کند.

1) دلیل استعفای شما از نخست وزیری در شهریور سال 67 چه بود؟چه اتفاقی افتاده بود که بدون اطلاع امام و رییس جمهور وقت، آیه الله خامنه ای از سمت خود کناره گیری کردید ؟آن چه در نامه امام اشاره شده گلایه جنابعالی از مجلس به خاطر عدم تایید همه وزرا ی کابینه باعث این استعفا شده است {شایان ذکر است بر اساس قانون اساسی، پیش از باز نگری در صورت تشکیل مجلس جدید، دولت مظف بود مجددا برای کابینه خود رای اعتماد بگیرد که این شرط در متمم قانون اساسی حذف شده است . زمانی که مجلس سوم تشکیل شد با این که گرایش اکثریت مجلس چپ(هوادارانش) بود ولی میر حسین نتوانست برای همه وزرای کابینه اش رای اعتماد مجدد بگیرد از این رو دراعتراض به عملکرد مجلس بدون اطلاع امام و رییس جمهور وقت، آیه الله خامنه ای، استعفا کرد که مورد اعتراض شدید امام قرار گرفت امام طی بیانیه ای خطاب به میرحسین فرمودند:" جناب آقاى موسوى، نخست وزير محترم.

نامه استعفاى شما باعث تعجب شد.حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاى نظام را در جريان مى‏گذاشتيد.در زمانى كه مردم حزب اللَّه براى يارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مى‏برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزيرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهيد.  در صورتى كه نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمى‏رسيد، چون گذشته عمل مى‏شود. اين حق قانونى مجلس است كه به هر وزيرى كه مايل بود رأى دهد.تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد.همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.مردم ما ازاين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‏اند، اين حركات هيچ تأثيرى در خطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت."                        صحيفه نور، ج‏21، ص: 124

براستی جنابعالی که در آخرین سال نخست وزیری تان آن هم در آن شرایط بحرانی که به تازگی ایران قطعنامه را پذیرفته بود به خاطر عدم تایید یکی دوتن از وزرایتان بدون اطلاع امام ورییس جمهور استعفا داده اید در صورت رییس جمهور شدن با مجلس هشتم چگونه تعامل خواهید کرد ؟ آیا اگر مجلس با شما نیزهمانند دکتر احمدی نژاد برخورد کند هر هفته چند بار استعفا خواهید داد؟! آیا با این روحیه می توان عنان کشوری در دست گرفت که مجلس آن این گونه با رییس دولت برخورد می کند ومجمع تشیص مصلحت، آن گونه ؟ آیا در صورتی که جنابعالی پیروز شوید ورییس مجمع تشیص مصلحت و جریان ایشان رسما از پایان پذیرفتن مدارا سخن بگوید وبه هر مناسبتی به شما حمله کند چه خواهید کرد ؟ در برابر بیش از 40 هزار سیاه نمایی وبیش از 3000  تخریب که نسبت به دولت نهم انجام شده اگر یک دهم این حجم نسبت به دولت جنابعالی صورت گیرد چه عکس العملی از خود نشان خواهید داد؟

2) همان طور که خود بهتر می دانید آیه الله خامنه ای در دور دوم ریاست جمهوری اشان بر تغییر جنابعالی تاکید داشتند ودلیل آن را عدم کارآمدی شما وکابینه اتان می دانستند"هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود در اين خصوص مي‌نويسد: «آيت‌الله خامنه‌اي تمايلي به نامزد شدن مجدد نداشتند و با اصرار ماها و نيز خواست امام پذيرفتند و همان موقع نظرشان را راجع به كابينه گفته‌اند و اكنون حجت دارند، ولي نمي‌خواهند از نظر امام تخلف كنند... نظر آقاي خامنه‌اي اين است كه اين ها خوب كار نكرده‌اند و جايز نيست دوباره مأمور تشكيل كابينه شوند...." ود رنهایت با نامه نگاری135 نفر از نمایندگان به حضرت امام ره با بيان اين كه "جريانى خاص و گسترده و طيفى معلوم و مشخص، تغيير دولت را حمايت و همراهى مى‌كند" تهديد كردند كه "چون دولت جديد تجربه و تلاش و امكانات فراوان‌ترى ندارد و از داشتن اكثريتى قاطع در مجلس و بين مردم برخوردار نيست، به موفقيت‌هاى لازم دست نخواهد يافت و در نتيجه كشور دچار بحران مى شود." پس از این نامه نگاری، اظهار نظر  محسن رضایی مبنی بر ضرورت ابقای جنابعالی وآسیب دیدن جنگ در صورت تغییر دولت، نیز در معرفی مجدد شما به مجلس مؤثر بود. البته روشن بود که امام برای حفظ وحدت در آن شرایط جنگی وبحرانی که جنگ در راس امور می دانستند برغم قولی که به آیه الله خامنه ای داده بودند که خود بر انتخاب نخست وزیر تصمیم بگیرند، با این فشارها یی که از سوی جریان مقابل صورت می گرفت از شخصیتی ولایت پذیر ی مثل آیه الله خامنه ای بخواهند کوتاه بیایند تا در این شرایط کشور دچار بحران نشود. اکنون فکر می کنید پس از 20 سال کنار بودن از کار اجرایی، در شما توانایی اداره مطلوب کشور ایجاد شده باشد که معظم له در جایگاه رهبری از شما رضایت داشته باشند ؟

3) جنابعالی در شرایط جنگی مسؤولیت اجرایی کشور را به عهده داشتید؛ شرایطی که کشور با روش کوپنی اداره می شد و همه چیز در کنترل دولت بود؛ مردم حتی برای گرفتن سیب زمینی نیز باید ساعت ها در صف می ایستادند. در آن زمان مردم به خاطر شرایط جنگی همه سختی ها را تحمل می کردند و دم بر نمی آوردند ولی امروز شرایط تغییر کرده اگر در زمستان 30 درجه زیر صفر قیمت گوجه افزایش یابد وزیر را به مجلس فرا می خوانند و از رییس جمهور توضیخ می خواهند؛ در مطبوعات تیتر اول می شود و مردم هم برایشان قابل تحمل نیست. فکر می کنید با آن تجربه آن دوران می توان امروز کشور را اداره کرد. البته پر واضح است که دیگر مردم بعد از گذشت 30 سال از انقلاب حاضر به پذیرش آزمون و خطای مسؤولان نیستند.

4) در اظهاراتی که در جمع اعضای ستادتان داشتید فرموده بودید  :« ما همه امسال دور هم براي تغيير اساسي جمع شده ايم. ميل به تغيير از روي هوا و هوس نيست. بلکه به دليل نيازي است که احساس مي کنيم کشور به آن دارد. افرادي که به اين مساله فکر مي کنند و در اين جا حضور دارند چنين چيزي را در ذهن دارند که روندها، روندهاي مناسبي براي پيشرفت کشور نيست و خطراتي متوجه کشور است و برنامه هايي که اجرا مي شود، شايسته خواسته هاي به حق مردم نيست. آن چه که باعث اين حرکت شده است و ما دور هم جمع شده ايم، اين است که حرکت ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافي که انقلاب اعلام کرده است و ظرفيت هايي که انقلاب ايجاد کرده، نيست و چه بسا انحرافاتي هم در اين رابطه وجود داشته باشد.» .» لطفا بفرمایید آیا در شرایطی که کارگزاران و حزب مشارکت عنان کشور را در دست داشتند روند را برای پیشرفت کشور مناسب تر می دیدید که برغم دعوت های مکرر برای حضور در صحنه انتخابات احساس وظیفه نمی کردید؟ آیا وقتی که در 8سال دوران به اصطلاح اصلاحات در سایه سار جامعه مدنی که جنابعالی در نامه اخیرتان به آقای خاتمی به آن افتخار کرده اید! مهمترین ارزش های اسلام و انقلاب مورد تهاجم قرار گرفت،تظاهرات علیه خدا جایز شمرده شد، استیضاح امام زمان (عج) در ملا عام از سوی دبیر کل حزب مشارکت در دستور کار قرار گرفت، امام حسین (ع) خشونت طلب خوانده شد، افکار امام از سوی اکبر گنجی عضو حزب مشارکت، قدیمی و کهنه و شایسته موزه تاریخ دانسته شد، جامعه مدنی به جای جامعه ولایی ومهدوی نشست، انقلاب  از مسیر خودش منحرف شد یا اکنون که شعارهای امام و انقلاب در بلندترین تریبون سیاسی جهان، سازمان ملل، توسط رییس جمهور عزیزمان به گوش جهانیان می رسد ونسیم روح بخش اسلام ناب امام فضای جهان را آکنده از عطر وجود خود ساخته است؟       آیا زمانی که در سایه سیاست های منفعلانه دولت اصلاحات تمامی سایت های هسته ای ما در زیر دوربین های آژانس مهر و موم شده بود و کشورهای زورگوی اروپایی و آمریکا اجازه داشتن حتی 3سانتریفیوژ را به ما نمی دادند واز این بدتر حتی دانشمندان هسته ای ما را از تحقیق و مطالعه در این باره محروم کرده بودند کشور ، در حال پیشرفت بود یا اکنون که در سایه ایستادگی و مقاومت دولت نهم بویژه شخص دکتر احمدی نژاد به غنی سازی اورانیوم رسیده، هزاران سانتریفیوژ در اختیار داریم؟ آیا جز این است که دستیابی به ماهواره امید و تکنولوژی موشک پرتاب ماهواره قبل از کره شمالی که سال ها در این زمینه کار کرده است با برنامه ریزی و مدیریت دولت نهم به دست آمده است؟ پیشرفت های شگرف در حوزه بهداشت و درمان که بر کمتر کسی مخفی مانده است در تاریخ ملت ایران بی نظیر است. در صنایع دفاع نیز با دستیابی به پیشرفته ترین سلاح های موشکی، قایق های پرنده و.... دشمن را در تمایل به حمله نظامی به ایران نا امید کرد. در تولید سیمان که ساعت ها وقت مردم را در صف نصفه شب تا به صبح می گرفت به جشن خود کفایی رساند. فولاد نیز که یکی از عمده ترین مواد اولیه کارخانه های ما را تشکیل می دهد، با رسیدن به مرز 18 میلیون تن که 8 میلیون آن مربوط به این دولت است، بزودی کشور را به خود کفایی می رساند.آقای موسوی! قرار بود طبق وعده ای که به اعضای ستادتان داده اید انصاف را رعایت کنید واز تخریب دیگران بپرهیزید، ولی چه شده است که در همان جمع از جاده انصاف خارج شده، با نادیده گرفتن پیشرفت های دولت نهم سخنان خود را با تخریب آغاز کرده اید؟!

5) در ابتدا قبل از ورود به عرصه انتخابات، جنابعالی را به اصول گرایی نزدیک تر می دانستم ولی با نامه ای که خطاب به آقای خاتمی نوشته اید بسیاری از حقایق روشن شد؛ در این نامه آمده است" براي سال‌ها به عنوان يك شهروند از اين كه شخصيت عزيزي چون شما رياست اين جمهوري را برعهده گرفته است، لذت مي‌بردم و به آن افتخار مي‌كردم زماني كه نسل نوخاسته تلالو آرمان‌هاي خود را در آن چهره ملاقات مي‌كرد و به هيجان مي‌آمد به همراه آنان خود را جوان مي‌ديدم. اين احساس همچنان كه هنوز با آنان باقيمانده است با اينجانب نيز هست و ذخيره‌اي است براي اسلام و انقلاب و سعادتي كه مردم ما به راستي مستحق آنند. بسيار تاسف خورده‌ام كه مخالفان چگونه مي‌توانند نقشي را كه در بزنگاهي خطير از انقلاب اسلامي براي اصلاح‌طلبي برعهده گرفتيد نبينند و يا موافقان با اميد افزايش مطالبات از تاكيد بر دست‌آوردهاي بزرگي كه داشته‌ايد چشم‌پوشي كنند، تا جايي كه فضا براي غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از كاميابي‌هاي دوران‌سازي كه دركشان به مرور زمان و يا نگاه‌هاي عميق نياز دارد كه حتي حقيقت روشني چون نقش دولت شما در انشاي پيشرفت‌هاي بدست آمده در زمينه انرژي هسته‌اي و يا ارتقاي موقعيت جهاني نظام و كشور.

خود مي‌دانيد كه اينجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نيز پيرايش و نوزايي در اين مسير تلقي مي‌كنم و اگر مختصات زمانه ايجاب نمي‌كرد براي تداوم اين طريق كسي را مناسب‌تر از پايه‌گذار آن نمي‌دانستم." مطالب فوق و حمایت صریح حزب مشارکت از جنابعالی، موضوع را بر مردم آشکار کرد که سکوت شما در سال های سیاه به اصطلاح اصلاحات از سر رضایت و باورمندی آن راه انحرافی بوده است و همان طور که اظهار داشته اید هنوز هم به آن افتخار می کنید!

6) در نامه به آقای خاتمی "پیشرفت های بدست آمده در انرژی هسته ای و ارتقای موقعیت جهانی نظام و کشور "را از ثمرات دوران ریاست آقای خاتمی دانسته که "دركشان به مرور زمان و يا نگاه‌هاي عميق نياز دارد"! براستی به این جملاتی که نوشته اید باور دارید یا فقط در راستای تبلیغات انتخاباتی به خامه قلم در آورده اید؟! این در حالی است که خود حضرت عالی در جمع اعضای ستادتان اظهار داشته اید :«ما درسال هاي اخير در مواردي که تلاش و ثبات مديريت داشته ايم، پيشرفت خوبي کسب کرده ايم. تکنولوژي هسته ا ي و صنايع موشکي و سلول هاي بنيادي جزو آن ها هستند. سال گذشته سال رشد و شکوفايي اين استعدادهايي بود که از طريق رهبري اعلام شده بود و پيشرفت هاي خوبي داشت و از کساني که به اين مساله کمک کردند بايد تقدير کنيم. از خود دولت هم که زحمت کشيده، بايد تقدير کنيم.» مردم سالاری( 15/1/88 ص3 ) این در حالی بود که در دولت آقای خاتمی به تعلیق، افتخار می شد و در مجلس ششم برای پذیرش تعلیق کامل هسته ای طرح سه فوریتی ارایه می گردید! در باره ارتقای جایگاه ایران در جهان نیز در سایه شعار غرب پسند گفتگوی تمدن ها حاصل نشد، چرا که در همان شرایط و در حالی که نامه ذلیلانه دولت اصلاحات مبنی بر آمادگی کامل جهت پذیرش تعلیق و خلع سلاح حزب الله لبنان ودست برداشتن از حمایت از فلسطین نوشته شد، آمریکا، ایران را محور شرارت خواند و همواره مورد تهدید اسراییل و آمریکا به حمله نظامی قرار داشتیم. ولی در سایه ایستادگی دولت نهم وسیاست تهاجمی به دشمن که بارها مورد تحسین مقام معظم رهبری قرار گرفته است و اقتضای روحیه حماسی ملت ایران است، سایه تهدید از سر ایران برداشته شد و ایران اسلامی به اوج عزت و اقتدار رسید که دیگر نه تنها قادر به تهدید ما نیستند بلکه سناتورها ی دموکرات آمریکا، دبیرکل اتحادیه عرب و دیگران بر این نکته اعتراف می کنند که نمی توان ایران را در منطقه به حساب نیاورد، تنها راه، مذاکره با ایران است .

7) طرح اقتصادی برای مهار تورم وکاهش بیکاری که به اعضای ستاد ارایه شده از این قرار است :« حمايت از توليد داخلي و صيانت از اقتصاد ملي در مقابل بحران بزرگ اقتصادي جهان قويا دنبال خواهد شد. تورم و بيکاري از مشکلات اساسي اقتصاد کشور است که تنها با عزم ملي و تلاش دولت و کمک مردم عزيز مي توان بر آن ها غلبه کرد." سپس برای جلب آرای برنجکاران نیز به این نکته اشاره شده است" امروزه کار به جايي رسيده که در حالي که برنج کشاورزان در دست آن ها مانده، برنج پاکستاني و هندي در شمال کشور خريد و فروش مي شود و پسته آمريکايي کم کم به بازارهاي داخل راه پيدا مي کند." پس از آن با تعمیم ادعای فوق به محصولات صنعتی اظهار داشته اید" اکنون مي توانيد حدس بزنيد که در مورد محصولات صنعتي وضع چگونه است." اولا دادن یک طرح کلی مبنی بر این که اقتصاد کشور تنها با عزم ملی وحمایت از تولید داخلی حل می شود امری بدیع نیست، تقریبا همه این را می دانند. استراتژی دولت نهم نیز در این 4سال بر همین قرار گفته است درست به همین دلیل است که هم در محصولات صنعتی و هم در محصولات کشاورزی کشور مان رشد چشم گیری داشته است که از جمله آن ها می توان به صدور بیش از 100هزار خودرو به خارج از کشور اشاره کرد. شایسته است شخصیتی که خود را برای ریاست جمهوری نامزد کرده برای حل معضلات اقتصادی طرحی جامع ارایه کند و از کلی گویی و شعار بپرهیزد. و از تلاش ها و دستاورد های دولت کار و تلاش غفلت نکند. درباره اظهاراتی که در جهت دلسوزی برای برنجکاران داشته اید، مردم فراموش نمی کنند که در زمان دولت جنابعالی برنجکاران شمال، حق نداشتند برنج خود را با نرخ مصوب جز به دولت بفروشند! وجالب این که خروج هر محموله برنج به دون مجوز دولت از استان، قاچاق محسوب می شد! حتما یادتان هست که مسافرانی که از استان مازندران و گیلان بیش از 20 کیلو برنج سوغات می آوردند در ایست های بازرسی مصادره می شد! راستی اگر دولت اجازه واردات برنج را ندهد و برنج قیمت افزایش یابد جنابعالی و دوستانتان در باره گرانی این کالای استراتژیک چه قصیده هایی که نمی سرایند! لطفا به تیتر های روزنامه های سال گذشته مدعیان اصلاحات به هنگام افزایش قیمت برنج مراجعه کنید. محض اطلاع، دولت در چند روز گذشته تعرفه واردات برنج افزایش یافت تا نرخ برنج داخلی تعدیل شود.

8) در باره سیاست خارجی نیز با ذکر کلیاتی اکتفا کرده اظهار داشته اید" بايد تحرک در حوزه سياسي خارجي مان را گسترش دهيم و تمايل خود را براي تعامل با همه جهان با حفظ ارزش هاي خودمان اعلام کنيم. از هر نوع ماجراجويي و ايجاد حادثه چه در سطح ديپلماتيک و سطوح ديگر بايد خودداري کنيم" این کلیات مورد قبول همه است؛ خوب است برای اجرای آن طرج عملیاتی وبرنعامه مشخص ارایه کنید. نکته دیگر این که اخیرا دادن نسبت "ماجراجویی" به دولت نهم در ادبیات جنابعالی و آقای محسن رضایی و دیگر دوستانتان باب شده است! در حالی که رهبر معظم انقلاب سیاست دولت نهم را مورد تاکید قرار داده و از سیاست های منفعلانه دولت اصلاحات به شدت انتقاد کرده،  فرموده اند" هيچ‏كس احتجاجى بر عليه دستگاه و نظام، نسبت به اين ممشايى كه آقاى رييس‏جمهور در باب مسئله‏ى هسته‏اى تشريح كردند، ندارد. راه همين است. ما آن راه ديگر را هم تجربه كرديم؛ روشن شد. البته روشن بود، حالا سندهاى اينها هم يك روزى ان‏شاءاللَّه منتشر خواهد شد. كلمه‏كلمه‏ى حوادث اين روزهاى گوناگون ثبت و يادداشت و ضبط شده است؛ يك روزى در اختيار افكار اين ملت قرار خواهد گرفت و ان‏شاءاللَّه روشن خواهد شد كه در اين مدت چه گذشته است."( ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى‏ (18/7/85)) مردم نیز تفاوت نگاه دولت ها را به خوبی می دانند.

9) جنابعالی با بيان اين که «متاسفانه پنهان کردن اطلاعات تبديل به يک تکنيک شده است»، گفته اید:« نظام اجرايي و اقتصادي ما واقعا به راه درست نمي رود مگر اين که ما دست از اين کارها برداريم. اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهاي نفتي بايد براي مردم بازگو و گفته شود، حق مردم اين است که از آن اطلاع داشته باشند. بايد بدانيم مردم با حکومت و نظام دشمن نيستند ولي طالب صداقت و شفافيت هستند.» سپس افزوده اید" آن ها که فرنگ نشسته اند و محاسبات دقيقي دارند، يقينا مي توانند محاسبه کنند که ما چقدر ذخيره ارزي داريم يا نداريم، ولي کارشناسان مسوول و دلسوز کشور و نمايندگان کشور و مردم ما به دليل اين که اطلاعات پنهاني و سري است، اطلاعي از آن ندارند. فقط صرف گفتن اين که براي چند دوره دولت هاي بعدي هم ذخيره ارزي داريم که نمي تواند قانع کننده باشد" براستی دادن این اطلاعات به مردم فقط در این دولت می بایست انجام می گرفت یا در دولت های گذشته هم می بایست کسانی که شعار خود را "دانستن حق مردم است" قرار داده بودند برای مردم شفاف بیان می کردند؟ آیا در 8 سال دولت شما و دولت های 16 ساله آقایان خاتمی و هاشمی این اطلاعات به مردم داده شد که امروز این انتظار را از دولت نهم داشته باشیم؟ طبیعتا در آن هنگام اگر کسی چنین چیزی را مطالبه می کرد در پاسخش گفته می شد که ما نماینده مردم هستیم و آن ها به ما رای داده اند واعتماد دارند و نیازی به بیان اطلاعاتی نیست که دشمن از آن سوأ استفاده می کند. والبته این منطق درستی است چرا که اطلاعات دشمن اگر از سوی مقامات رسمی کشور تایید شود برای او بسیار نافع تر است ودانستن این گونه اطلاعات نیز چندان برای آحاد مردم سودی ندارد.ازجمله اموری که مایل به شفافیت آن هستیدآن است که "مي خواهيم يک ليست و سندي به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 ميليارد دلار پول نفت را کجا هزينه و صرف چه کرديم؟» یا یک میلیارد دلار از بودجه 86 که دیوان محاسبات مجلس ایراد گرفته در کجا هزینه شده است؟ در این موضوع هم این برای اولین بار است که در 30 سال انقلاب از دولت خواسته می شود که این اطلاعات دقیق را به مردم بدهند البته مسؤولان نظارتی که باید بدانند این اطلاعات را دراختیار دارند وجالب این که کسانی این اطلاعات را می خواهند که در دوره مسؤولیتشان حتی از دادن این گونه اطلاعات به مسؤولان مربوطه مشکل داشتند. آقای میر حسین! چگونه است که شما ایراد دیوان محاسبات مجلس به بودجه 86 که دولت در پی برطرف کردن ایراد آن است خوب توجه دارید ولی از واریز نشدن  6میلیارد دلار پول نفت به خزانه  که همان دیوان محاسبات تذکر داده است غفلت می کنید ؟ آیا شفافیت د ریک جا مطلوب است ودر جای دیگر نامطلوب؟!

10) آقای میر حسین ! آیا احزاب افراطی مشارکت وسازمان مجاهدین و تجکیم وحدت را می شناسید و نسبت به مواضع آن ها در برابر امام و ارزش های انقلاب واقفید؟ آیا از نقش این گروه ها در زمین زدن آقای خاتمی اطلاع دارید؟ اگر دارید چگونه به حمایت این احزاب تن می دهید و اگر اطلاع ندارید باید در  کفایت سیاسی شما تامل کرد.   

منبع

يك پيشنهاد به هاشمي رفسنجاني

يك پيشنهاد به هاشمي رفسنجاني
  

هرچند شور و شوق و تحرك گروه‌هاي سياسي در برهه كنوني ميل فزاينده‌ به تاثيرگذاري در انتخابات را نشان مي‌دهد، اما متاسفانه پاره‌اي از اظهارنظرهاي برخي عناصر سياسي يك بار ديگر – و البته اين بار با درجه وضوح بيشتر– نقش كم‌فروغ خردگرايي در سياست‌ورزي اين افراد كه از قضا تاثيرگذاري فراواني در رويدادهاي سياسي كشور دارند را آشكار كرده است. روز گذشته برخي منابع خبري، به نقل از آقاي هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص جملاتي را منعكس كردند كه به هيچ عنوان شايسته شأن و جايگاه اين عنصر تاثيرگذار نيست. تشكيك مجدد در نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري نهم و متهم كردن برخي شخصيت‌ها به دخل و تصرف در آراي انتخابات را هاشمي رفسنجاني آنگونه كه مجاري رسانه‌اي پوشش دادند، اينگونه بيان كرد: «حوادث سال 84 در هشدارهاي من بي‌تاثير نيست، چون ديدم كساني كه خود را قيم مردم مي‌دانند در انتخابات دخالت كردند و من هم به خاطر مصالح انقلاب آنها را به خداوند واگذار كردم و در بيانيه‌اي گفتم كه خدا مي‌داند چگونه عمل كند كه آسيبي به مردم نرسد و مقصران آسيب ببينند.» اغماض از بسياري از اظهارنظرهاي سياسي و ضددولتي هاشمي رفسنجاني، رويه‌اي بوده كه تاكنون از سوي برخي از دلسوزان نظام و تنها به دليل سابقه مبارزاتي وي دنبال شده است، اما همان دليلي كه معتقدان به نظام و انقلاب را از موضع‌گيري در برابر هاشمي رفسنجاني منع مي‌كند، در مواقعي كه اظهارات وي در راستاي تخريب وجهه انقلاب و نظام ارزيابي مي‌شود، موجب ابراز گلايه‌ها و ناخشنودي‌ها مي‌شود. فارغ از جهت‌گيري‌هاي مديريتي هاشمي رفسنجاني، رفتار سياسي اين مقام برجسته در سال‌هاي اخير سرشار از تضاد در گفتار و كردار است و تاسف‌انگيز‌تر اينكه اين واقعيت ناخوشايند تحت پوشش واژگاني از قبيل «مصلحت» صورت مي‌گيرد. تقابل هاشمي رفسنجاني با دولت و اظهارنظرهاي وي در محافل رسمي و عبادي و همچنين رمرزگشايي از آنها در محافل خصوصي در 3 سال اخير، آنقدر تداوم داشته كه آگاهي از اين موضوع، از لايه‌هاي نخبگان اينك به قشرهاي متوسط وپايين دست جامعه نيز تسري يافته است. رفتار رئيس‌مجمع تشخيص در قبال دولت نهم از دو منظر قابل واكاوي است. نخست رقابت‌هاي سياسي و جناحي؛ اگر كينه‌ هاشمي‌رفسنجاني از دولت نهم و شخص رئيس‌جمهور از اين دريچه مورد ارزيابي قرار گيرد، قطعا كوچك‌ترين خرده‌اي به وي وارد نيست، چرا كه سياستمدار با سابقه و كهنه‌كاري چون هاشمي‌رفسنجاني بزرگ‌ترين شكست سياسي خود و عامل آن يعني شخص احمدي‌نژاد را هرگز فراموش نكرده و از هر طريق خواستار حذف او از تحولات و تصميم‌گيري‌هاي كلان نظام است. در همين راستا ست كه مي‌توان تزريق هراس و دلهره به جامعه با تكرار القاي بحراني بودن وضعيت كشور، ناديده انگاشتن دستاوردهاي دشمن (دولت احمدي‌نژاد) فضاسازي براي تاثيرگذاري و اخلال پياده‌نظام در روند اجرايي‌شدن تصميمات رقيب،صدور«حكم» حرمت دفاع از احمدي‌نژاد به ائمه جماعات كشور،‌ تنظيم يك استراتژي مدون انتخاباتي با گستردگي هر دو جناح كشور براي ساقط كردن دولت و عدم پيروزي مجدد احمدي نژاد و... را بدون كمترين وقعي رصد كرد، اما ارزيابي اين رفتار آقاي هاشمي از منظر ديگري نيز امكانپذير است و متاسفانه همين موضوع سبب نگراني و گلايه‌ها از ايشان شده و آن هزينه تداوم اين رويه براي همان نظامي است كه آقاي هاشمي تمام اعتبار و عزت خود را از همراهي با گفتمان آن در دوران مبارزه و انقلاب به ارث برده است. مجالي براي پرداختن به هزينه‌هاي تقابل رفسنجاني و دولت نهم در اين مقال نيست، اما هزينه آخرين اظهار نظر وي درباره انتخابات سال 84 موضوعي است كه به نظر مي‌رسد نيازي به توضيح گسترده و تنوير ابعاد آن نباشد چرا كه كاملا هويداست شخصيتي چون هاشمي رفسنجاني كه به‌واسطه همراهي قابل تحسين با امام راحل(ره) در مقطع انقلاب به وي لقب «استوانه نظام» اعطا شده است، وقتي رئيس‌جمهور فعلي نظام را تحقير و آراي وي را غيرواقعي و نتيجه دخالت عوامل ديگر القا كند، چه تبعات و هزينه‌هايي را به ساختار نظام و روح انقلاب متحمل مي‌كند. آيا چنين آسوده از اين موضوعات سخن راندن موجب ريزش سرمايه «اعتماد» افكار عمومي به نظام و انقلاب نمي‌شود؟ آيا رصد اين قبيل رفتارهاي به دور از مصلحت‌سنجي‌هاي حقيقي از سوي مردم موجبات ايجاد شائبه در اصول و اركان گفتمان انقلاب را فراهم نمي‌آورد؟
وقتي شخصي چون هاشمي اينگونه زبان مي‌گشايد دلسوزان انقلاب و نسل جديد جوانان انقلابي از ديگران كه نسبتشان با امام و رهبري مشخص است، چه انتظاري مي‌توانند داشته باشند. شايد ابتدايي‌ترين درخواست جوانان نسل جديد و دلسوزان انقلاب از هاشمي رفسنجاني تفكيك سلايق شخصي خود از مصالح انقلاب و نظام باشد. در كنار اين درخواست اما مي‌توان به رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت پيشنهادي نيز ارائه كرد. پيشنهادي كه اساس و مراد طرح آن فقط و فقط آشكار شدن واقعيات در راستاي تحكيم پايه‌هاي نظام و تداوم گفتمان انقلاب است براي ترميم اعتماد افكار عمومي به نظام كه در نتيجه اين اظهارنظر آقاي هاشمي و تشكيك وي در نتيجه انتخابات رياست جمهوري نهم ضروري به نظر مي‌رسد، قطعا يك راه‌حل وجود دارد و آن كانديداتوري هاشمي رفسنجاني در انتخابات آتي رياست‌جمهوري است. در چنين شرايطي قطعا پذيرش اين پيشنهاد از سوي هاشمي رفسنجاني، اوج وفاداري وي به گفتمان امام (ره) و انقلاب را نشان مي‌دهد، چراكه با برگزاري يك انتخابات ديگر -كه البته دوقطبي هاشمي- احمدي‌نژاد براي آشكار شدن حقايق و واقعيات مطلوب‌تر است- تمايل و گرايش مردم آشكارتر مي‌شود و در آن صورت است كه حقانيت ادعاهاي طرفين در معرض امتحان قرار مي‌گيرد. ضمن اينكه همان‌گونه كه پيش‌تر گفته شد نظام و انقلاب از هرگونه شائبه و ظن و گزند در امان مي‌ماند.

منبع 

فرماندار گرگان:
دولت نهم سفرهاي تشريفاتي را به سفرهاي عملياتي تبديل كردگ

خبرگزاري فارس: فرماندار گرگان گفت: يكي از ويژگي‌هاي شاخص دولت نهم اين بود كه سفرهاي تشريفاتي را به سفرهاي عملياتي تبديل كرد و براي پيشرفت هر منطقه طرح، برنامه و مصوبه ارائه داد.


جعفر گرزين امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در گرگان افزود: سفرهاي رياست جمهور تحركي در بدنه اجرايي دولت در استان‌ها ايجاد كرد و همان تحرك و فعاليت باعث شد تا همه بدانند كه ديگر فرماندار شدن و مسئول شدن در يك منطقه آقايي و سروري نيست كه بلكه امروز مردم فرماندار و ديگر مسئولان را به سئوال مي‌كشند.
وي تصريح كرد: در اين دوره مسئولان موظف هستند كه در جمع مردم در مساجد حاضر شوند و بين دو نماز مسائل آنان را بشنوند و در رفع مشكلات پيگيري كنند.
فرماندار گرگان همچنين با اشاره به اين كه عملكرد فرمانداري گرگان در چهار سال دولت نهم بسيار چشمگير بوده است، اظهار داشت: در هشت سال دولت اصلاحات اعتبار شهرستان گرگان 152 ميليارد ريال بود كه اين عدد در چهار سال دولت نهم به 35 برابر افزايش پيدا كرد.
گرزين با اشاره به اين كه تنها در بخش بهاران در سه سال اخير 200 ميليارد ريال اعتبار صرف شده است، گفت: پروژه سالن ورزشي بخش بهاران كه مصوبه سفر هيئت دولت به استان گلستان در بهار سال گذشته بود، با اختصاص 3 ميليارد و 200 ميليون ريال در كمتر از شش ماه به بهره‌برداري رسيد.
وي افزود: صرف 10 ميليارد ريال اعتبار براي خريداري 70 هكتار زمين براي احداث دانشگاه جامع گلستان، احداث و بهره‌برداري از 21 مدرسه تجهيز شده در شهرستان، افزايش چشمگير راه آسفالته روستايي از جمله اقدامات فرمانداري گرگان بوده است.
فرماندار گرگان با بيان اينكه يكي از ويژگي‌هاي بارز اين دولت توجه به روستاها و افزايش خدمات به روستائيان بوده است، خاطرنشان كرد: در سال گذشته به اتفاق استاندار گلستان به 100 روستاي استان سركشي و با قزاق‌هاي استان نيز ديدار داشتيم.
فرماندار گرگان ادامه داد: مردم قزاق در حالي كه از اين حركت مسئولان استاني بسيار خرسند شده بودند، خطاب به ما اظهار مي‌كردند كه در سال‌هاي اخير حتي يك مقام جزئي هم توجهي به ما نمي‌كرد و اقدام ما را نشانه توجه واقعي دولت به قوميت‌ها عنوان مي‌كردند.
به گفته وي مهم‌ترين خواسته مردم قزاق نامگذاري كوچه‌هاي اين خيابان از شهر به نام شهداي قزاق بوده است.
گرزين تاكيد كرد: صرفه جويي، محروميت زدايي، ارتباط با مردم و و خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران، سركشي از كودكان تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي همواره در طول مدت مسئوليت در برنامه‌هاي هميشگي و تنظيم شده فرمانداري قرار داشته است.

منبع

سليمي‌نمين در گفتگو با فارس:
ميرحسين موسوي انگيزه و توانايي مقابله با مفاسد سازمان يافته را ندارد

خبرگزاري فارس: مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر گفت: ميرحسين را فردي وارسته مي‌دانم اما معتقد نيستيم كه وي بتواند و انگيزه لازم را براي مقابله با مفاسد سازمان يافته داشته باشد.


عباس سليمي‌نمين مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در خصوص ديدار چند روز گذشته خود با ميرحسين موسوي گفت: ديدار من با ميرحسين موسوي مانند سال هاي قبل فقط يك ديدار نوروزي بوده و اين ديدارها به شناخت بيشتر افراد كمك مي‌كند اما به هيچ وجه انگيزه انتخاباتي در كار نبوده است.
وي افزود: احترام گذاشتن به افراد به معني قبول داشتن مواضع آن‌ها نيست و طبيعي است كه ما به شخصيت‌هاي كشور احترام بگذاريم.
سليمي نمين گفت: ورود افراد مختلف و كساني كه در چارچوب قانون اساسي به رقابت مي‌پردازند به عرصه انتخابات امري خشنود كننده است و هر چه دايره رقابت گسترش بيشتري پيدا كند موجبات رشد جامعه فراهم خواهد شد.
وي افزود: اما اينكه جامعه چگونه مي تواند به اين جمع بندي برسد كه چه كسي مي تواند مشكلات جامعه را در شرايط كنوني حل كند و پاسخگو باشد به نيازهاي امروز بيشتر مي تواند تامل‌پذير باشد.
سليمي‌نمين ادامه داد: افراد با گرايشات مختلف به صحنه انتخابات مي‌آيند و خودشان را عرضه مي كنند، نفس عرضه شدن افراد به مردم بسيار مناسب و خوب است و مي‌تواند به پر شور شدن انتخابات كمك كند اما مساله امروز اين است كه ما بتوانيم براي شناخت افراد، بيشتر تلاش كنيم.
وي تصريح كرد: وظيفه اخلاقي و ملي ما ايجاب مي‌كند كه همه كانديداها را بشناسيم و با شناخت دقيق راي بدهيم و براي هر كانديدا غرامتي را نسبت به نقاط قوت و ضعفشان قايل شويم.
اين تحليل‌گر مسائل سياسي افزود: جامعه طي اين چند سال به يك جمع‌بندي رسيده و اين جمع‌بندي، جمع‌بندي بسيار خوبي است كه بازگشت به اصول اوليه انقلاب و تقويت آن مي‌تواند بسياري از مشكلات و بدعت‌هايي كه در سالهاي گذشته در امور اجرايي كشور ايجاد شده را بر طرف كند و يا آنها را تضعيف كند.
وي خاطرنشان كرد: از همين رو است كه مردم طي چند سال به‌تازگي به اصولگرايي توجه ويژه‌اي كردند و اصولگرايي را پاسخ مناسبي به مشكلات جامعه يافتند.
سليمي‌نمين افزود: بر همين اساس مي‌توانيم به اين جمع‌بندي برسيم كه در ارتباط با اين دوره از انتخابات هم بايد در همين چارچوب يعني اردوگاه اصولگرايي پاسخ به مشكلات را پيدا كنيم و راه حل برون رفت در برخي مشكلات ايجاد شده را بيابيم.
وي در ادامه در خصوص حضور ميرحسين موسوي در عرصه انتخابات گفت: ميرحسين در اين زمينه داراي نقاط مثبتي است اما فقط برخي وجوه مثبت در ارزيابي‌ها كفايت نمي‌كند، علاوه برداشتن سلامت فردي بحث داشتن انگيزه براي مقابله با آفات هم مهم است.
مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ادامه داد: شايد شخص موسوي آدم كاملا سالمي باشد اما سلامت تنها، كافي نيست بلكه انگيزه براي سالم سازي جامعه در درجات بالاتري قرار دارد.
وي افزود: براي سالم سازي جامعه افراد به ويژه كساني كه در پست‌هاي اجرايي هستند، آمادگي لازم براي مقابله با اشخاصي كه طي ساليان دراز توانسته‌اند براي خود حيات خلوت‌هايي ايجاد كنند و خودشان را از قانون مصون بدارند الزامي است.
سليمي‌نمين خاطرنشان كرد: براي اينكه بتوانيم مجددا ساده زيستي و عدالت‌طلبي را به مسئولين كشور باز گردانيم بايد استمرار بيشتري در جبهه اصولگرايي داشته باشيم و اين استمرار است كه مي‌تواند آفات گذشته را محدود و تا حدي مهار كند.
وي افزود: كشور ما طي سالهاي اخير از همين تشكيلات و شبكه وسيعي كه در اين زمينه به وجود آمده بود يعني به دور نگه داشتن افرادي خاص از قانون و قانونمداري تا حدي لطمه خورده و اميدواريم كه با هوشمندي مردم بتوان اين جريان را كاملا مهار كرد.
اين تحليل‌گر مسائل سياسي اظهار داشت: ضمن اينكه ميرحسين را فردي وارسته مي‌دانم اما معتقد نيستيم كه وي بتواند و يا انگيزه لازم را در ارتباط مقابله با مفاسد سازمان يافته داشته باشد.
وي ادامه داد: به عنوان مثال موسوي طي سالهاي گذشته عضو هيات موسس دانشگاه آزاد بود و با وجود اينكه اذعان داشت تخلفاتي در اين دانشگاه وجود دارد اما براي اينكه موجبات ناراحتي بعضي افراد را فراهم نكند و خود را در مقابل اين افراد قرار ندهد، نه تنها با اين تخلفات برخوردي نداشت، بلكه از اين سمت هم كناره‌گيري نكرد، در واقع براي اينكه مقابل برخي افراد قرار نگيرد، ترجيح داد كه از كنار برخي تخلفات بگذرد.
سليمي‌نمين افزود: مهاركردن اين تخلفات نيازمند انگيزه‌اي قوي است و علي القاعده برخي واقعيات پيش رو نشان مي‌دهد كه ميرحسين موسوي خيلي آمادگي براي اين مقابله را ندارد.
وي ادامه داد: همچنين ميرحسين موسوي طي دو دهه گذشته از عالم اجرايي كاملا دور بوده و شناخت وي نسبت به افراد به سالهاي دور بر مي‌گردد، طي اين سالها خيلي از افراد ماهيت‌هايشان تغيير كرده و خيلي از افراد قبلا آدم‌هاي عدالت‌طلب و متعهد به اصول و باورهاي انقلاب بوده‌اند و الان نيستند و اين نبودن را به صراحت اعلام نمي كنند؛ مگر اينكه انسان در يك مواجهه تنگاتنگ خود به اين تشخيص برسد، يعني از نزديك با آنها كار كند و از طريق قراين به اين جمع‌بندي برسد كه اين افراد در درونشان تغييرات اساسي صورت گرفته است.
سليمي‌نمين افزود: يكي از مشكلات موسوي اين است كه طي اين سالها مسائل را از نزديك دنبال نمي كرده و طبيعتا متوجه اين تغييرات در مديران كشور هم نبوده يعني وي هنوز بر اساس تصورات ذهني خود نسبت به افراد رابطه خود را تنظيم مي‌كند كه قطعا اين تنظيم رابطه بر اساس واقعيت‌هاي موجود نخواهد بود.
وي در ادامه اظهار داشت: واقعيت‌ را نمي‌توانيم در دو دهه قبل دنبال كنيم، واقعيت‌ها طي اين دو دهه خيلي تغيير كرده و افراد بايد در صحنه مي‌بودند و در چالش‌ها و فعاليت هاي روز مره متوجه اين واقعيت مي شدند كه چه كساني در سخن به گونه‌اي ابراز نظر مي‌كنند ولي در عمل و خفا به گونه ديگري عمل مي‌كنند و اين يكي از مشكلات ميرحسين موسوي است.
اين تحليل‌گر مسائل سياسي تصريح كرد: شايد نفس ورود ميرحسين موسوي مقدمه‌اي باشد براي اينكه در جريان مسائل قرار بگيرد اما طبيعي است كه اين عقب ماندن از مسائل اجرايي كشور مي‌تواند موجب بروز مشكلاتي شود.
سليمي‌نمين در خصوص اينكه چه شخصي مي‌تواند براي رياست جمهوري مناسب باشد، گفت: ما بايد در جبهه اصولگرايي دنبال فردي باشيم كه انگيزه لازم براي برطرف كردن نگراني‌هايي كه مقام معظم رهبري در دانشگاه علم و صنعت بيان كردند را داشته باشد كه شاخص‌هاي مطرح شده در آن سخنراني بحث ساده زيستي و عدالت‌طلبي مسئولين و دفاع از مظلومين و مستضعفين بوده است.
وي ادامه داد: براي حفظ اين شاخص‌ها بايد با كساني كه عدالت‌طلبي و ساده زيستي كه را نمي‌خواهند و مي‌خواهند لوكس‌گرايي خود را ادامه دهند بايد درگير شد چون اين افراد شبكه هايي در كشور به وجود آورده‌اند و به اين صورت نيست كه اين افراد با نصحيت دست از دنيا گرايي خود بردارند و با تعامل از سرمايه‌هايي كه به صورت باطل براي خود رغم زده‌اند بگذرند.
مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر افزود: بنابراين اگر كسي وارد عرصه مقابله با اين افراد بشود، اين گروه‌ها هم متقابلا به ستيز بر خواهند خواست و بايد انگيزه‌اي قوي در اين زمينه وجود داشته باشد، پس بايد دنبال كسي باشيم كه در عمل ثابت كرده باشد كه داراي انگيزه لازم براي مقابله با اين بدعت‌هاي سازمان يافته است.

منبع

عماد افروغ و موسویان

 

نامه عماد افروغ  به موسويان و نامه متقابل موسويان  را خواندم. موضوع پرونده موسويان به دلايل مختلف براي من گيج کننده شده است و 6 سئوال برايم هنوز بي پاسخ مانده است

آقاي افروغ خود را يک اصولگرا مي داند و آقاي توکلي هم که قبلا نامه حلاليت خواهي منتشر کردند نيز همينطور و در طرف مقابل هم رئيس جمهور وزير اطلاعات و آقاي الهام هم که قبلا درباره موسويان صحبتهائي داشتند خودشان را اصولگرا مي دانند. اما تناقضائي که درباره اين پرونده مطرح شده است نشان مي دهد از دو طيف يک طيف از اصل افتاده اند . اما نامه افروغ ابهامات مرا بيشتر مي کند . اميدوارم آقاي افروغ به اين سئوالات و ابهامات پاسخ دهند:

1- بعد از اتهامات وزير اطلاعات و برخي اتهامات که ديگر در رسانه ها منتشر شد که در نامه موسويان به افروغ نيز به بخشي از آن اشاره شده است آقاي الهام سخنگوي دولت تاکيد کردند که بهتر است جلسه محاکمه علني باشند اما قوه قضائيه موافقت نکرد و باقي ماجرا . علت علني برگزار نشدن اين جلسه مسائل امنيتي اعلام شد اما سخن اينست که مگر وزير اطلاعات مسئول امنيت کشور نيست و يا رئيس جمهور رئيس شوراي عالي امنيت ملي نيست پس چرا با درخواست دولت موافقت نشد ؟

2 - آقاي افروغ گفته اند که با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به يقين رسيده اند که موسويان قرباني شده اند. سئوال اينست که اگر اسناد سري بوده و پرونده به تشخيص قاضي امنيتي بوده و نبايد محاکمه علني مي شده چرا بايد آقاي افروغ که الان حتي نماينده مجلس هم نيست و يک شهروند عادي محسوب مي شوند بايد اين اسناد را ببيند و امثال ماها نتوانيم آنها را ببينيم تا قضاوتمان را اصلاح کنيم ؟

3- آقاي افروغ در بند پاياني نامه خود به موسويان اينطور بيان کرده اند که " امروز با جماعتي مواجهيم كه رندانه و در لباس مدعيان ارزش‌هاي اسلامي، هر عمل غيراخلاقي و قبيحي را مباح مي‌شمارند، جماعتي كه تا ديروز سكوت اختيار كرده بودند، از هيج رفتاري ، هتك حرمتي، افترا و برچسبي ابا ندارند و اي كاش اين رفتارهاي مذموم و ناپسند، همانند دوره‌اي از جمهوري اسلامي،‌به نام دين و انقلاب صورت نمي‌گرفت. " برداشت من از لفظ " جماعت " در اين بند با توجه به قرائن موجود دولت نهم است . اگر غير از اينست اي کاش تبيين مي کرديد که منظور از اين " جماعت" چه کساني است و اگر برداشت من غلط نيست آيا همان دولتي را که گفتمان آنرا مقام معظم رهبري گفتمان انقلاب اعلام کردند شما متهم مي کنيد ؟ اگر اهل منطق باشيد مي دانيد که واژه هاي " هر " و "هيچ " بار معنائي وسيعي دارد و حتي اگر بر فرض مثال در اين مورد افترا زده شده است نمي توانستيد از واژه " هر " و " هيچ " استفاده کنيد و بايستي از واژه هائي نظير " برخي " و يا "در اين مورد " استفاده مي کرديد .

4- بر اساس سنت نبوي " انما اقضي بينکم باالبينات " و " فقه جعفري " البينه للمدعي و اليمين علي من انکر " شما که در مقام قضاوت برامده ايد بايد دلايل هر دو طرف دعوي را مي ديديد و مي شنيديد و بعد اظهار نظر مي کرديد آيا در اين باره سخنان و اسناد مدعيان از جمله وزير اطلاعات که خود از قضات برجسته کشور است را شنيده ايد ؟ اگر نشنيده ايد که يک طرفه به قاضي رفته ايد و اگر ديده و شنيده ايد چرا در نامه شما اشاره اي به آن نشده است ؟

5 -آقاي موسويان در نامه خود به توکلي و همچنين در پاسخ نامه شما چنين اظهار کرده اند که براي مصالح نظام سکوت کرده اند براي من سئوال است و از شما هم مي خواهم که از آقاي موسويان که آن را قرباني خوانده ايد بپرسيدکه آيا معني سکوت اينست که حرفي نزنيد اما از رسانه ها از جمله مدير سايت عدالتخانه و مدير سابق خبرگزاري فارس شکايت کنيد طبيعي است شکايت يعني دادخواهي و هيچکس کسي را که دادخواهي مي کند ساکت نمي پندارد ؟

6 - مي دانيد که بدون طي روال قانوني قضاوت نمي توان به کسي که اتهاماتي وارد مي کند لفظ مفتري را بکار برد بلکه واژه حقوقي " متهم به افترا زدن " واژه مناسبي است و اگر بدون طي اين مراحل به اين شخص بگوئيم تو افترا زدي اين خود افتراي ديگري است . مي دانيد که شما درباره يک پرونده قضائي قضاوت کرده ايد و اظهار نظر درباره پرونده هاي قضائي به اين آساني نيست و سپس از آن استقراء ناقص کرده ايد و با واژه هاي " هر " و هيچ " قضاوت را به بدنه يک " جماعت " تسري داده ايد . اگرچه نيت شما حمايت از يک فرد ضعيف بوده اما آيا مي توان براي حمايت از يک فرد " يک جماعت" را متهم به افترا زدن کرد ؟

نکته پاياني اينکه من درباره اصل پرونده آقاي موسويان با توجه به نداشتن اطلاعات و اسناد کافي قضاوت نمي کنم و سئوالات و ابهاماتي که براي من پيش آمده برگرفته از گفته هاي شما / آقاي موسويان و مقامات دولت نهم است .

قضاوت نمي کنم به اين علت که جايگاه قضاوت جايگاه رفيعي است و همانطور که در کتب معتبر اسلامي درباره سخنان مظهر عدالتخواهي حضرت علي ع و توصيه ايشان به شريح قاضي آمده جايگاه قضاوت جايگاه نبي يا وصي نبي است و اگر غير اين باشد شقي است ( يا شريح انک تجلس مجلسا لا يجلسه الا نبي او وصي نبي او شقي ). اما تناقضها و شبهاتي که در اين پرونده مطرح شده است براي امثال بنده گيج کننده شده است و چه خوب بود اين موضوع هم مثل موضوع آقاي کردان علني مي شد تا هر کسي در درون وجدان خودش سره را از ناسره تشخيص مي داد .

منبع