طلسم مصونيت جنايتكاران صهيونيست را بشكنيد

              حضرت آيت الله خامنه‌اي با تاكيد بر اينكه انرژي عظيم امت اسلامي مي‌تواند مشكلات جهان اسلام را حل كند، فرمودند: مقاومت و صبر مجاهدان و مردم فلسطين و حمايت و كمك همه‌جانبه به آنان از سراسر كشورهاي اسلامي خواهد توانست طلسم شيطاني غصب فلسطين را بشكند.



-------------------------------

 متن كامل سخنان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي در اجلاس بين المللي « فلسطين نماد مقاومت، غزه قرباني جنايت » بدين شرح است؛

بسم الله الرّحمن الرّحيم

به شما ميهمانان گرامي، علما و متفكران و سياستمداران و مجاهدان كه در چهارمين گردهمائي براي دفاع از فلسطين به جمهوري اسلامي ايران آمده‌ايد خوشامد مي‌گويم.
در فاصله‌ اين اجلاس با اجلاس قبلي كه در روزهاي 15 تا 17 ربيع‌الاول سال 1427 هجري قمري در تهران تشكيل شد حوادث مهم و تعيين‌كننده‌اي اتفاق افتاده است كه افق آينده را در قضيه‌ فلسطين روشن‌تر و وظايف ما را درباره‌ اين مسئله‌ همچنان اصليِ دنياي اسلام آشكارتر مي‌سازد.
از جمله‌ اين حوادث مهم، شكست شگفت‌آور نظامي و سياسي اسرائيل در برابر مقاومت اسلامي در جنگ 33 روزه‌ لبنان در سال 1427 هجري‌قمري و ناكامي خفت‌‌آور رژيم صهيونيستي در جنگ 22 روزه‌ جنايتكارانه‌اش با مردم و دولت قانوني فلسطين در غزه است.
اكنون رژيم غاصب كه چند دهه با ارتش و تسليحات خود و با پشتيباني نظامي و سياسي امريكا، چهره‌اي مهيب و شكست‌ناپذير نشان مي‌داد، دو بار از نيروهاي مقاومت كه با اتكاء به خدا و مردم، بيش از اتكاء به سلاح و تجهيزات مي‌جنگيدند، شكست‌خورده و با وجود تمرين‌ها و آماده‌سازي‌هاي نظامي و سازمان‌هاي عريض و طويل اطلاعاتي و حمايت بي‌دريغ امريكا و بعضي دولت‌هاي غربي و همدستي برخي منافقان جهان اسلام، انحلال، و شيب تند سقوط، و عدم كفايت خود در برابر موج نيرومند بيداري اسلامي را ظاهر ساخته است.
از سويي ديگر جناياتي كه در حادثه تاريخي غزه از مجرمان صهيونيست سر زد؛ كشتار وسيع مردم غيرنظامي، ويران كردن خانه‌هاي بي‌دفاع، سوراخ كردن سينه‌ كودكان شيرخوار، بمباران دبستان و مسجد، به‌كارگيري بمب‌هاي فسفري و برخي سلاح‌هاي ممنوع ديگر، بستن راه غذا و دارو و سوخت و ديگر نيازهاي اوليه‌ مردم در مدتي نزديك به دو سال، و بسي جنايات ديگر، ثابت كرد كه غريزه‌ وحشيگري و جنايت در سران دولت جعلي صهيونيست، با دهه‌هاي آغازين فاجعه‌ فلسطين هيچ تفاوتي نيافته و همان سياست و همان خويِ درندگي و بي‌رحمي كه فاجعه‌هاي دير ياسين و صبرا و شتيلا را پديد آورد، امروز هم بعينه بر ذهن و دل ظلماني اين طاغوت‌هاي زمان حاكم است كه البته امروز با بهره‌گيري از پيشرفت فناوري، دايره‌ي جنايت بسي گسترده‌تر و فاجعه‌بارتر است.
چه آنان كه با توهم شكست‌ناپذيري رژيم صهيونيست، شعار "واقع‌بيني " سر داده دست سازش و تسليم در برابر غاصبان دراز كردند، و چه كساني كه به خيال باطل خود، نسل دوم و سوّم سياستمداران صهيونيست را مبرّا از جنايات نسل اوّل دانسته، اميد همزيستي سالم در كنار آنان را در دل پروراندند، اكنون بايد به خطا خود پي برده باشند. اولاً: با موج بيداري امت مسلمان و باليدن نهال مقاومت اسلامي، آن هيئت دروغين فرو ريخته و نشانه‌هاي ناتواني و درماندگي در رژيم غاصب آشكار گشته است، و ثانياً خوي تجاوزگري و بي‌شرمي از جنايت در گردانندگان آن رژيم همان است كه در دهه‌هاي اوّل بود و هرگاه بتوانند يا گمان ببرند كه مي‌توانند، از هيچ جنايتي رويگردان نيستند.
اكنون 60 سال از اشغال فلسطين مي‌گذرد. در اين مدت همه‌ ابزارهاي قدرت مادي در خدمت غاصبان قرار گرفته است؛ از پول و سلاح و فناوري، تا تلاش‌هاي سياسي و ديپلماسي، و تا شبكه‌ عظيم امپراتوري خبري و اطلاع‌رساني.
به‌رغم اين تلاش شيطاني گسترده و حيرت‌آور، غاصبان و حاميان آنان نه تنها نتوانسته‌اند مسئله‌ مشروعيت رژيم صهيونيستي را حل كنند، بلكه اين مسئله با گذشت زمان بغرنج‌تر هم شده است.
عدم تحمل رسانه‌هاي غربي و صهيونيستي و دولت‌هاي حامي صهيونيزم در برابرِ حتي طرح سؤال و تحقيق درباره هولوكاست كه بهانه‌ غصب فلسطين بود، يكي از نشانه‌هاي اين تزلزل و ابهام است. اكنون وضع رژيم صهيونيستي از هميشه‌ تاريخ سياه خود در افكار عمومي جهان بدتر و پرسش از دليل پيدايش آن جدّي‌تر است. اعتراض بي‌سابقه و خودجوش جهاني از شرق آسيا تا امريكاي لاتين عليه آن رژيم و تظاهرات مردمي در 120 كشور جهان و از جمله در اروپا و در انگليس كه خاستگاه اصليِ اين شجره‌ خبيثه بود، و دفاع آنان از مقاومت اسلامي غزه و از مقاومت اسلامي لبنان در جنگ 33 روزه، نشان مي‌دهد كه يك مقاومت جهاني عليه صهيونيزم پديد آمده كه در 60 سال گذشته هرگز تا اين حد، جدي و حجيم نبوده است. مي‌توان گفت مقاومت اسلامي لبنان و فلسطين توانسته است وجدان جهاني را بيدار كند.
اين درس بزرگي است، هم براي دشمنان امت اسلامي كه خواسته‌اند با زور و سركوب، دولتي و ملتي جعلي و فرمايشي بسازند و با مرور زمان، آن را به واقعيتي انكارناپذير تبديل كرده و چنين تحميل ظالمانه‌اي را در جهان اسلام، عادي‌سازي كنند و هم براي امت اسلامي و بويژه جوانان غيور و وجدان‌هاي بيدار آن، تا بدانند كه مجاهدت در راه بازگرداندن حق پايمال‌شده، هرگز ضايع نمي‌شود و وعده‌ي خداوند راست است كه فرمود:
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ ببَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ.
و قال تعالي: إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ، و قال عزوجل: وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ، و قال: وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ، و قال عز من قائل: فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ و كدام وعده از اين وعده الهي صريح‌تر كه فرمود: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ.
مغالطه‌ بزرگي كه در قضيه‌ فلسطين بر ذهن برخي از دست‌اندركاران چنگ انداخته اين است كه كشوري بنام اسرائيل يك واقعيت 60 ساله است و بايد با آن كنار آمد. من نمي‌دانم اينها چرا از واقعيت‌هاي ديگري كه در برابر چشم آنان است درس نمي‌گيرند؟ مگر كشورهاي بالكان و قفقاز و آسياي جنوب غربي پس از 80 سال بي‌هويتي و تبديل به بخش‌هايي از شوروي سابق، بار ديگر هويت اصلي خود را باز نيافتند؟
چرا فلسطين كه پاره‌ي تن جهان اسلام است نتواند بار ديگر هويت اسلامي و عربي خود را بازيابد؟ و چرا جوانان فلسطيني كه در شمار باهوش‌ترين و مقاومترين جوانان عربند نتوانند اراده‌ خود را بر اين واقعيتِ ظالمانه فائق گردانند؟
مغالطه‌ بزرگ ديگر آن است كه گفته شود تنها راه نجات ملت فلسطين، مذاكره است! مذاكره با چه كسي؟ با رژيم غاصب و زورگو و گمراهي كه جز به زور، به هيچ اصل ديگري معتقد نيست؟ آنان كه به اين بازيچه و فريب خود را دلخوش كردند چه به دست آوردند. آنچه آنها به عنوان حكومت خودگردان از صهيونيست‌ها گرفتند، با صرفنظر از ماهيت تحقيرآميز و اهانت‌بار آن، اولاً با هزينه‌ سنگينِ اعتراف به مالكيت رژيم غاصب بر تقريباً سراسر فلسطين تمام شد، ثانياً همان حكومت نيم‌بند و دروغين را هم با بهانه‌هاي واهي در مواردي زير پاي خود لگد كوب كردند؛ محاصره‌ ياسر عرفات در ساختمان مديريتش در رام‌الله و انواع تحقير و تذليل او حادثه‌اي نيست كه فراموش شود.
ثالثاً: چه در زمان عرفات و چه بويژه پس از او با مسئولان حكومت خودگردان مانند رؤساي كلانتري‌هاي خود رفتار كردند كه وظيفه‌شان تعقيب و دستگيري مجاهدان فلسطيني و محاصره‌ اطلاعاتي و پليسي آنهاست، و بدين‌ صورت تخم كينه را در ميانه‌ گروه‌هاي فلسطيني پاشيدند و آنها را به جان يكديگر انداختند.
و رابعاً: همان اندازه دستاورد ضعيف هم فقط به بركت جهاد مجاهدان و مقاومت غيور مردان و زنان تسليم‌ناپذير بود. اگر انتقاضه‌ها رخ نميداد صهيونيست‌ها با وجود تنازل پي‌درپي رؤساي سنتي فلسطين در برابر آنها، همين اندازه را هم هرگز به آنان نمي‌دادند.
يا مذاكره با امريكا و انگليس كه بزرگترين گناه را در ايجاد و حمايت از اين غده‌ سرطاني مرتكب شده‌اند؟ و خود پيش از آنكه ميانجي باشند طرف دعوايند؟ دولت آمريكا هيچگاه حمايت بي‌قيد و شرط خود از رژيم صهيونيست و حتي از جنايت‌هاي آشكار آن از قبيل ماجراي اخير غزه را متوقف نكرده است.
حتي رئيس‌جمهور جديد آمريكا هم كه با شعار تغيير در سياست‌هاي دولت بوش بر سر كار آمده است، از تعهد بي‌قيد و شرط به امنيت اسرائيل دم مي‌زند، يعني دفاع از تروريسم دولتي، دفاع از ظلم و زورگوئي، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و كودك فلسطيني در 22 روز، اين يعني همان كژراهه‌ دوران بوش و نه چيزي كمتر.
مذاكره با مجامع وابسته به سازمان ملل هم يك رويكرد عقيم ديگر است. سازمان ملل شايد در كمتر نمونه‌اي همچون مسئله‌ي فلسطين، مورد آزمونِ افشاگر و رسواكننده قرار گرفته باشد.
شوراي امنيت، يك روز اشغال فلسطين به وسيله‌ گروه‌هاي تروريست جرّار را سريعاً به رسميت شناخت و نقشي اساسي را در پيدايش و تداوم اين ظلم تاريخي بازي كرد، و پس از آن چندين دهه همواره در برابر نسل‌كشي‌ها، آواره‌سازيها، جنايت‌هاي جنگي و انواع جرايم گوناگون ديگر آن رژيم، سكوت رضايت‌آميز كرد، و حتي هنگامي ‌كه مجمع عمومي رأي به نژادپرست‌ بودن صهيونيسم داد، نه تنها با آن همراهي نكرد، كه در عمل 180 درجه با آن فاصله گرفت. كشورهاي زورگوي عالم كه برخوردار از عضويت دائم در شوراي امنيت‌اند از اين مجمع جهاني همچون ابزار استفاده ميكنند.
نتيجه آنكه نه تنها اين شورا به كار امنيت در جهان كمكي نمي‌كند بلكه هرجا كه قرار است مفاهيمي همچون حقوق ‌بشر يا دموكراسي و امثال آن، وسيله‌‌ زياده‌طلبي و سلطه‌ بيشتر آنان گردد،‌ به كمك ايشان مي‌شتابد و بر كارهاي نامشروع آنان پوششي از فريب و دروغ مي‌افكند.
نجات فلسطين با دريوزگي از سازمان ملل يا از قدرت‌هاي مسلّط و به طريق اولي از رژيم غاصب به دست نمي آيد، راه نجات فقط ايستادگي و مقاومت است، با توحيد كلمه‌ فلسطينيان و كلمه‌ توحيد كه ذخيره‌ بي‌پايان حركت جهادي است.
اركان اين مقاومت،‌ از سويي گروه‌هاي مجاهد فلسطيني و آحاد مردم مؤمن و مقاوم فلسطين در داخل و خارج آن كشورند؛ و از سوئي ديگر، دولت‌ها و ملت‌هاي مسلمان در سراسر جهان، بويژه عالمان ديني و روشنفكران و نخبگان سياسي و دانشگاهيان. اگر اين دو ركن مستحكم در جاي خود قرار گيرند، بي‌شك وجدان‌هاي بيدار و دلها و انديشه‌هايي كه افسون تبليغات امپراتوري خبري استكبار و صهيونيزم، آنها را مسخ نكرده،‌ در هر نقطه‌ عالَم به ياري ذي‌حق و مظلوم خواهند شتافت و دستگاه استكبار را در برابر طوفاني از انديشه و احساس و عمل قرار خواهند داد.
نمونه‌ اين حقيقت را طي روزهاي اخير مقاومت پرشكوه غزه همه ديديم. گريه‌ رئيس غربي يك سازمان خدماتي بين‌المللي در برابر دوربين رسانه‌ها، اظهارات همدردانه فعالان سازمان‌هاي بشردوستانه، تظاهرات بزرگ و صميمي مردم در قلب پايتخت‌هاي اروپايي و شهرهاي امريكا، اقدام شجاعانه‌ رؤساي چنددولت در امريكاي لاتين، همه و همه نشانه‌ي آن است كه دنياي غيرمسلمان نيز هنوز به دست نيروهاي شرآفرين و فسادآفرين ـ كه نام قرآني آنها شيطان است ـ به طور كامل تسخير نشده و هنوز ميدان براي جولان حقيقت،‌ باز است.
آري،‌ مقاومت و صبر مجاهدان و مردم فلسطين و حمايت وكمك همه‌جانبه به آنان از سراسر كشورهاي اسلامي خواهد توانست طلسم شيطاني غصب فلسطين را بشكند. انرژي عظيم امت اسلامي ميتواند مشكلات جهان اسلام و از جمله، مشكل حاد و فوري فلسطين را حل كند.
اكنون خطاب من به شما برادران و خواهران مسلمان است در سراسر جهان و نيز به همه‌ وجدان‌هاي بيدار از هر كشور و ملت همت كنيد و طلسم مصونيت جنايتكاران صهيونيست را بشكنيد. سران سياسي و نظامي رژيم غاصب را كه در فاجعه‌ غزه نقش‌آفرين بودند به پاي ميز محاكمه بكشانيد و به مجازاتي كه عدل و عقل حكم مي‌كند برسانيد. اين اولين قدمي است كه بايد برداشته شود. سران سياسي و نظامي رژيم غاصب بايد محاكمه شوند. اگر جنايتكار مجازات شود، راه جنايت براي آنان كه انگيزه و جنون آن را دارند ناهموار خواهد شد. آزاد گذاشتن عاملان جنايت‌هاي بزرگ، خود عامل و مشوق جنايت‌هاي ديگر است. اگر امت اسلامي پس از جنگ 33 روزه‌ لبنان و آن‌ فاجعه‌آفريني‌هاي دهشتناك، مجازات صهيونيست‌هاي فاجعه‌آفرين را بجدّ مطالبه مي‌كرد، اگر اين مطالبه‌ بحق پس از به خاك و خون كشيدن كاروان‌هاي عروسي در افغانستان و پس از جنايات بلك‌واتر در عراق و پس از رسوايي‌هاي سربازان آمريكايي در ابوغريب و غير آن صورت مي‌گرفت، امروز ما شاهد كربلاي غزه نمي‌بوديم.
ما دولت‌ها و ملت‌هاي مسلمان در آن قضايا وظيفه‌اي را كه قانون عقل و عدل بدان حكم مي‌كرد انجام نداديم و نتيجه آن چيزي است كه امروز شاهد آنيم.
جاي تأسف عميق است كه برخي از دولت‌ها و سياستمداران جهاني، از مقولات اخلاقي و قضاوت وجداني بشري، سخت بيگانه‌اند. براي آنها قتل‌عامِ بيش‌از 1350نفر و زخمي كردن حدود 5500 نفر مردم بي‌‌سلاح و بسياري كودك در ظرف 22 روز در غزه، هيچ حساسيتي برنمي‌انگيزد؛ قاتلان و مجرمان نه تنها مجازات نمي‌شوند، كه پاداش هم مي‌گيرند.
امنيت رژيم سفاك يك امر قدسي كه بايد در هر حال از آن دفاع كرد به شمار مي‌آيد و طرف مظلوم، چه دولتي كه با رأي قاطع مردم بر سر كار آمده و چه مردمي كه آن دولت را بر سر كار آورده‌اند،‌ متهم و محكوم مي‌شوند. اين است حكم ديوان سياستي كه با اخلاق و وجدان و فضيلت، نسبتي ندارد و آبش با آن به يك جو نمي‌رود. اين دولت‌ها هنگامي كه نفرت عميق افكار عمومي را از خود مشاهده مي‌كنند، بي آنكه علت آشكار آن را ببينند، به سراغ باز هم سياست‌ورزي مي‌روند و اين چرخه‌ معيوب همچنان ادامه مي‌يابد.
برادران و خواهران عزيز در همه‌ي جهان اسلام ! از تجربه‌ها درس بگيريم.
امت بزرگ ما امروز به بركت بيداري اسلامي، داراي قدرت عظيمي است. كليد حل مشكلات فراوان كشورهاي اسلامي، در دست همت و يكپارچگي اين مجموعه‌ شگرف است، و مسئله‌ فلسطين، فوري‌ترين مسئله‌ جهان اسلام است.
گاهي شنيده مي‌شود كه كساني مي‌گويند: فلسطين يك مسئله‌ عربي است. اين سخن به چه معني است؟ اگر مقصود آن است كه عرب، احساسات خويشاوندانه‌تري دارد و مايل است خدمت و مجاهدت بيشتري تقديم كند،‌ اين چيز پسنديده‌اي است و ما به آن تبريك مي‌گوييم. ولي اگر معني اين سخن آن است كه سران برخي كشورهاي عربي به نداي يا للمسلمين مردم فلسطين كمترين توجهي نكنند و در قضيه‌ مهمي مانند فاجعه‌ غزه با دشمن غاصب و ظالم همكاري كنند و بر سر ديگران كه نداي وظيفه، آرامشان نمي‌گذارد فرياد بكشند كه شما چرا به غزه كمك مي‌كنيد.
در اين صورت هيچ مسلماني و هيچ عربي غيور و با وجداني اين سخن را نمي‌پذيرد و گوينده‌ آن را از سرزنش و تقبيح معاف نمي‌سازد. اين همان منطق اخزم است كه پدر خود را كتك مي‌زد و اگر كسي دخالت مي‌كرد بر سر او فرياد مي‌كشيد؛ پس از او هم پسرش آن پدر بزرگ را به باد مشت و كتك مي‌گرفت و اين در زبان عربي مَثَل شد كه: انَّ بَنيَّ رمّلوني بالدّم شِنشِنةٌ اَعرِفُها من اَخزَم
كمك همه جانبه به مردم فلسطين و حمايت كامل از آنان واجب كفايي بر همه‌‌ مسلمانان است. دولت‌هايي كه به جمهوري اسلامي ايران و برخي ديگر از كشورهاي مسلمان به خاطر كمك به فلسطين خرده ميگيرند، خود متحمل اين كمك و حمايت شوند تا تكليف اسلامي از ديگران ساقط شود،‌ و اگر همت و توان و شجاعت آن را ندارند، بهتر است به جاي خرده‌گيري و كارشكني، قدرشناسِ اقدامات مسئولانه و شجاعانه‌ ديگران باشند.
حضار محترم شما كه در اين گردهمائي حضور يافته ايد، در مسئله‌ي فلسطين صاحبنظر و انديشه‌وريد. وظيفه‌ي تاريخي امروز ما تكرار سخنان و تئوريهاي ناتوانِ گذشته نيست، بلكه ارائه‌ي راهكاري است كه فلسطين را از زير ستم رژيم صهيونيستي آزاد كند. پيشنهاد ما يك راهكار كاملاً منطبق بر مردمسالاري است كه ميتواند منطق مشترك همه‌ي افكار جهاني باشد. آن پيشنهاد اين است كه همه‌ي صاحبان حق در سرزمين فلسطين اعم از مسلمان و مسيحي و يهودي در يك همه‌پرسي، ساختار نظام خود را انتخاب كنند و همه‌ي فلسطيني هائي كه سالها مشقت‌ آوارگي را تحمل كرده اند نيز در اين همه‌‌پرسي شركت كنند.
دنياي غرب بايد بداند كه نپذيرفتن اين راه حل نشانه‌ي پايبند نبودن به دموكراسي است كه پيوسته از آن دم ميزنند و اين آزمون افشاگر ديگري
بر عليه آنان خواهد شد.
آزمون قبلي آنان نيز در فلسطين بود كه نتيجه‌ي انتخابات كرانه‌ي باختري و غزه را كه روي كارآمدن دولت حماس بود نخواستند بپذيرند. كساني كه دموكراسي را تا جائي مي پذيرند كه نتائج آن مطلوب آنان باشد، جنگ‌طلب و ماجراجويند و اگر از صلح دم ميزنند جز دروغ و فريب نيست.
اكنون مسأله‌ي بازسازي غزه يكي از فوري‌ترين مسائل فلسطين است، دولت حماس كه منتخب اكثريت قاطع فلسطينيان است و حماسه‌ي مقاومتش در ناكام گذاشتن رژيم صهيونيستي، درخشانترين نقطه در تاريخ صد ساله‌ي اخير فلسطين است، بايد مركز همه‌ي فعاليتهاي مربوط به بازسازي قرار گيرد. شايسته است كه برادران مصري راه كمك‌ها را باز كنند و بگذارند كه كشورها و ملتهاي مسلمان به وظيفه‌ي خود در اين مهم عمل كنند.
در پايان ياد شهيدان جنگ 22 روزه را كه با خون خود غزه‌ي فلسطين را به عزت اسلام و عرب مبدل كردند گرامي ميدارم و براي آنان طلب مغفرت و رحمت ميكنم. و نيز به همه‌ي شهيدان فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان و همه‌ي شهيدان اسلام و به روح مطهّر امام راحل عظيم الشأن درود ميفرستم.
از خداوند متعال عزت اسلام و مسلمين و نزديكي هر چه بيشتر ملتهاي مسلمان به يكديگر و بيداري روزافزون دنياي اسلام را مسألت ميكنم.
والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته

غزه در خون، هاشمي كجاست؟

باسمه تعالی

جناب آقای هاشمی:

زمان در گذر است ولی برخی وقایع تاریخی در ذهن ها و تاریخ ماندگار است «و تو چه می دانی شاید که قیامت نزدیک باشد»(سوره مبارکه احزاب-آیه ۶۳) 

غزه در خون، هاشمي كجاست؟

 

[1387.11.2]

فاطمه رجبي - اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغ‌هاي فدك، افتخاري بود كه وي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگ‌تر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايت‌هاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامه‌اي به او بنويسد، ... و اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟

1. غزه در خون است و يهود ددمنش به كشتار امت اسلام مشغول. اين يك نسل‌كشي تمام عيار است كه گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي در پي يافتن جايي در آن تلاش دارد. فجايع غزه ترجمان حقيقي تمدن غرب است. همان تمدن، پيشرفت و ترقي، علم و فناوري، دموكراسي و حقوق بشر و همه چيزهايي كه محمد خاتمي براي گرفتن يك مدرك دروغين از آن به تعظيم در برابر كفر افتخار مي‌كند. گفته وزير خارجه جنايتكار اسرائيل كه فجايع غزه را نماد آزادي‌خواهي اسرائيل وصف مي‌كند، پيام تمدني غرب و آزادي و مبارزه با افراطي‌گري يا همان مسلماني مورد تاييد و اجراي اصلاح‌طلبان را به جهان اعلام مي‌كند.

2. غزه چه وقت رهايي خواهد يافت؟ آنگاه كه هلوكاست افشا شود و يا در صورت اجبار پذيرش جنايت تمدني غرب در ايجاد اسرائيل با هلوكاست دروغين، اين دولت حيوان‌صفت يهود، در گوشه‌اي از امريكا يا اروپا تاسيس گردد. و شر اين غده سرطاني از سر اسلام و مسلمين كوتاه! به طور خلاصه طرح احمدي‌نژاد پيرامون اسرائيل و هلوكاست دروغين و جنايتكارانه به اجرا درآيد.

3. غزه در خون است. هاشمي رفسنجاني كجاست؟ مي‌دانم مسايل انتخابات دهم و شكست احمدي‌نژاد كه با ورود به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت، حصار آهنين «هميشه در قدرت‌ها» را شكسته، يك امر حتمي و وقت‌گير و البته نفس‌گير است. از خبرهاي منتشره در مطبوعات و سايت‌ها مي‌شود فهميد هاشمي رفسنجاني براي يافتن «مهره» در تب و تاب است. ناطق نوري يا محمد خاتمي، حسن روحاني يا لاريجاني، محسن رضايي يا محمد هاشمي، ميرحسين موسوي يا قالي‌باف، ولايتي يا پورمحمدي و يا فرد ديگري كه هنوز در آستين است. اين درست. اما مگر به گفته «مسيح مهاجري» هاشمي «چهره بي‌نظير در ديپلماسي بين‌الملل» نيست؟ و مگر او «مصداق سابقون قرآن كريم» نيست؟ و مگر بنا به قبول شخص هاشمي، وي «چهره بي‌مانند در جهان معاصر» نيست؟ و مگر وي در چهار سال گذشته بي‌جهت و با جهت، بي‌مسؤوليت و با مسؤوليت، پنهان و آشكار در همه امور مداخله نكرده و نمي‌كند؟ حال سؤال اينجاست «سكوت پرمسأله او در مورد غزه» به چه علت استمرار دارد؟

الف. هاشمي مشتاق مطرح شدن با هر بهانه است. آن هم به صورت چهره بي‌مانند داخلي و خارجي. فجايع غزه نه پنهان است و نه كوچك. يك جهان آدمي براي آن به ضجه و اعتراض آمده است. چرا از سوي هاشمي نه نامه‌اي نوشته مي‌شود و نه مصاحبه يا سخنراني شنيده؟! آيا غزه اهميتي كمتر از دفاع از بنگاه سياسي‌مالي دانشگاه آزاد دارد؟

ب. هاشمي با حاكمان وهابي سعودي، رابطه‌اي بسيار نزديك دارد. سفرهاي دوگانه در چهارسال گذشته، هاشمي و پسران، هاشمي و مديران، هاشمي و ...؟ را ميهمان 100 نفره اين خاندان كرد. افشاي ورود پنهاني شاهزاده بندربن‌سلطان به ايران و ملاقات مخفي او با هاشمي مسايلي را پيرامون سياست‌هاي هسته‌اي احمدي‌نژاد مطرح نمود. اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغ‌هاي فدك، افتخاري بود كه هاشمي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگ‌تر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايت‌هاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامه‌اي به او بنويسد، يا يكي از پسرها و يا دخترهايش را به عنوان سفير نزد او بفرستد، يا محسن رضايي – يار هميشه در سفر خود را – ميهان اميرعبدالله كند، و يا بار ديگر با 100 نفر همراه نزد او رفته، اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟

گوشه‌اي از پيكر امت اسلام در غزه در چنگال خون‌آشام اسرائيل با حمايت همه‌جانبه سلطه غرب فرو رفته و هاشمي همچنان در سكوت، آيا او فرياد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را نمي‌شنود كه هر مسلماني كه شب را صبح كند و فرياد استمداد مسلماني را بشنود و به امداد او نشتابد...

 منبع: http://fatemerajabi.net/

 

مرعشی،  اعتقاد غیرتصادفی به هزینه بي‌خود در فلسطین

بهمن ماه سال گذشته بود که همزمان با آغاز موج جدید فشارها بر مردم در محاصره غزه ازسوی رژیم صهیونیستی، حسین مرعشیبه عنوان سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبه ای تفصیلی با روزنامه اعتمادملی که قصد داشت به تحلیل فضای سیاسی- اجتماعی ایران بپردازد، با اشاره به شعارهای محمود احمدی نژاد در انتخابات 84 و انتقاد از موضع او در رابطه با هولوکاست گفت: "الآ‌ن اين آقاي احمدي‌نژاد با آقاي احمدي‌نژاد انتخابات فرق كرده است. ايشان در كجاي تبليغات رياست جمهوري از فلسطين و هولوكاست و درگيري با اسرائيل حرف زده است." وی در ادامه به نمایندگی از مردم ایران مدعی شد: "ايرانيان سال‌هاست كه احساسشان اين است كه ما بي‌خودي پول خودمان را در فلسطين هزينه مي‌كنيم. اصلاً‌ ايرانيان با اعراب بيشتر از بقيه مشكل دارند. اينها هيچ كدام در انتخابات طرح نشد."

به گزارش رجانیوز، این اظهارات بلافاصله با واکنش فعالان سیاسی روبرو شد به نحوی که حتی صدای اعتراض اصلاح طلبان را نیز درآورد.

علی اکبر محتشمی پورعضو ارشد مجمع روحانيون مبارز در واکنش به این اظهار نظر گفت: "كساني كه مي گويند مردم از كمك و حمايت دولت از فلسطينيان و مسلمانان مظلوم ناراضي هستند، يا مغرض هستند و يا انقلاب را نشناخته اند، زيرا به قول امام راحل، انقلاب اسلامي با ظلم ستيزي پايه گرفته و استوار مانده است."

دبيركل جمعيت حمايت از انتفاضه فلسطين که با رجانیوز گفتگو می کرد، در ادامه افزود: "ما با ملت هاي عرب مشكلي نداريم، بلكه با سران كشورهاي عربي كه در اردوگاه اسرائيل خيمه زده اند، مخالف هستيم و براساس دوري و نزديكي سياست اين كشورها با رژيم صهيونيستي، با آنها برخورد مي كنيم."

اما واکنش ها به همین مورد منتهی نشد، به طوری که محمد باقر ذاکری، روحانی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز در اعتراض به سخنان مرعشي گفت: "اين افراد در عالم سیاست هر گونه موضوعی را دستاویزی برای ارتقاء سطح مقبولیت خود در جامعه قرار می دهند، اگرچه آن موضوع با آرمان های ملي مغایرت داشته باشد."

هرچند این اظهارات مرعشی با سکوت معنادار برخی گروه های اصلاح طلب که طیف افراطی این جریان را تشکیل می دهند، مواجهه شد اما باب ترویج اظهارنظرهایی از این دست از سوی منتسبین به کارگزاران سازندگی بسته نشد، چنانکه ارگان رسمی این حزب در روزهای آغازین حمله ارتش رژیم صهیونیستی به مردم غزه، از میان انبوه بیانیه های صادر شده در این رابطه که آهنگ همه آنها محکومیت نسل کشی و همدردی با قربانیان بود، بیانیه ای را پوشش داد که از سوی طیف غیرقانونی علامه دفتر تحکیم وحدت، این بار، به محکوم کردن رزمندگان حماس و کشورهای حامی آن اقدام کرده بود.

هرچند این اقدام ساختار شکن ارگان کارگزاران سازندگی، به توقیف آن انجامید، و مسئولین این روزنامه و حزب متبوعش به اشتباه صورت گرفته در انتشار این مطلب اذعان کردند، اما سوابق خبری روزنامه گارگزارن در انتشار مواضع گروه های افراطی دانشجویی بیان گر حقیقت دیگری بود.

با این حال، آنچه که در جریان این اقدام روزنامه کارگزاران جالب می نمود، اظهارنظر سيد حسين مرعشي سخنگوي حزب بود که با اشاره به توقيف روزنامه كارگزاران در مصاحبه ای گفت: "مواضع روزنامه و حزب كارگزاران در دفاع از ملت مظلوم فلسطين و به ويژه حوادث اخير و جنايات رژيم صهيونيستي نسبت به مسلمانان غزه همواره روشن، قاطع و هماهنگ با ملت ايران بوده است."

وی البته توضیح نداد که آیا این موضع "همواره روشن، قاطع و هماهنگ"، همان است که وی سال گذشته در روزنامه اعتمادملی بر آن تصریح کرده بود و در بیانیه مندرج در این روزنامه نیز به بیانی دیگر نقل شد؟ به هر حال، یک بام و دو هوا از سوی هرکس قابل توجیه باشد، از سوی سخنگوی یک حزب دولت ساخته که به صورت غیررسمی ارگان تعدادی از چهره های متنفذ است، توجیه پذیر نیست و نمی توان این سلسله از موضع گیری های هماهنگ را تصادفی دانست.

تبريک احمدي‌نژاد به خالد مشعل

تبريک احمدي‌نژاد به خالد مشعل

رئيس جمهور ‌ضمن تبريك به مناسبت پيروزي مقاومت مردم غزه بر رژيم صهيونيستي، تصريح كرد:‌ امروز آغاز پيروزي است و با استقامت حلقه هاي پيروزي تكميل مي شود.

به گزارش دفتر امور رسانه هاي رياست جمهوري، محمود احمدي نژاد در گفت وگوي تلفني با «خالد مشعل » رئيس دفتر سياسي جنبش حماس ،‌ خروج اشغالگران، ‌رفع حصر و بازشدن راه ها و گذرگاه ها را زمينه ساز تكميل پيروزي ها برشمرد و گفت:‌امروز فشار براي عقب نشيني كامل رژيم صهيونيستي و باز شدن راه ها و محاكمه جنايتكاران صهيونيست و قطع ارتباط با رژيم جعلي صهيونيستي و تحريم كالاهاي اين رژيم و حاميانش بايد از سوي دولت هاي اسلامي پي گيري شود.

رئيس جمهوربا بيان اين كه ملت و دولت ايران تا آخر در كنار ملت و دولت فلسطين خواهند بود تاكيد كرد:‌ تا زماني كه دل ها ايماني، ‌توكل برخدا و دست ها در دست هم باشد، ‌آرمان ها و پيروزي محقق مي شود.

«خالد مشعل » رئيس دفتر سياسي جنبش حماس نيز در اين گفت وگوي تلفني با تاكيد بر اين كه به لطف الهي و با مقاومت،‌ دشمن به هيچ كدام از اهداف خود دست نيافته است، ‌تصريح كرد:‌ مقاومت تا بيرون رفتن كامل صهيونيست ها و رفع محاصره ادامه دارد.
رئيس دفتر سياسي جنبش حماس هم چنين از رهبر معظم انقلاب اسلامي ،‌ دولت و ملت ايران به خاطر حمايت از مقاومت و ملت مظلوم فلسطين قدرداني كرد.

پيام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانونی حماس

پيام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانونی حماس

27/10/1387

بسم‌ الله الرحمن الرحيم
برادر مجاهد جناب آقای اسماعيل هنيّه
سلام‌عليكم بما صبرتم

صبر بيست روزه‌ی شما و مجاهدان دلير و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر يكی از فجيع‌ترين جنايات جنگی جهان و تاريخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت كرديد كه دل سرشار از ايمان به خدا و قيامت و روح منيع و عزيز مسلمانی كه ذلت و تسليم درباره‌ی ظلم و زور را بر نمی‌تابد، آنچنان قدرتی می‌آفريند كه حكومتهای جبّار و مستكبر و ارتشهای مجهّز در برابر آن ناتوان و ذليل‌اند.

ارتشی كه قدرت فداكاری و شهادت‌طلبی شما، آن را بيست روز است پای در گل در پشت دروازه‌های غزه به خفت افكنده همان است كه ظرف شش روز بخشهای عظيمی از سه كشور عربی را زير سيطره‌ی خود در آورد. به ايمان و توكل خود، به حسن ظنّ خود به وعده‌ی الهی،‌ به صبر و شجاعت و فداكاری خود بباليد كه امروز همه‌ی مسلمانان به آن ميبالند. جهاد شما تا امروز آمريكا و رژيم صهيونيست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا كرده است.
امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، كه بسياری از ملتهای اروپا و آمريكا حقانيت شما را از بن دندان پذيرفته‌‌اند. شما همين امروز هم پيروزيد و با ادامه‌ی اين ايستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بيشتر به ذلت و شكست خواهيد كشاند. انشاءالله