نگاهی کوتاه به کارنامه موسوی خوئینی‌ها

نگاهی کوتاه به کارنامه موسوی خوئینی‌ها

ویژه نامه ایران سیاسی: «حلقه سلام» از خرداد ماه 70 با محوریت موسوی خوئینی‌ها به سردبیری عباس عبدی و همکاری مصطفی تاج‌زاده، علیرضا علوی‌تبار، هادی خانیکی، اکبر اعلمی، جعفر گلابی، مهرنوش جعفری، احمد بورقانی، رجبعلی مزروعی و... شروع به کار کرده است. در این حلقه مهمترین موضوعی که طرح می‌شود و ما آن را به تفصیل و با ذکر مستندات در مقاله «چیستی و چرایی نظریه‌های ایرانی جدایی دین از سیاست» آورده‌ایم، موضوع زمینی کردن حکومت و نیز قطع ارتباط آن با شریعت بوده است .

در بررسی پرونده گروهی که امروز با عنوان همکاری با دشمنان محاکمه می‌شوند، به این نقطه می‌رسیم که شاخص‌ترین چهره فکری که نقش «پدرروحانی» را برای این گروه ایفا می‌کرده است، از نظر اعتقادی انحراف داشته است.

وی پیش از پیروزی انقلاب (در دهه 50) در یکی از مساجد تهران مباحثی را به عنوان تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه ارائه می‌داده است. آنگونه که فرزند شهید مطهری(رض) در نامه‌ای به این فرد روحانی یادآور شده است که شهید مطهری نسبت به طرح مباحثی که شما به عنوان تفسیر قرآن مطرح می‌کردید، معترض بوده و آن مباحث را دارای ریشه‌های مادی می‌دانسته‌اند.

شهید مطهری موضوع را در همان سال‌ها با مقام معظم رهبری (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) در میان می‌گذارند، ایشان نیز به ریشه‌های مادی‌گرایانه و جنبه تفسیر به رأی این مباحث اشاره می‌کنند.

در حقیقت مباحثی که در آن حلقه تفسیر قرآن ارائه می‌شده است و دانشجویانی نظیر عباس عبدی در آن شرکت می‌کرده‌اند، با مباحثی که گروهک (مجاهدین خلق) از آیات و روایات داشتند، همگون بوده است.

طبعاً مبانی غیردینی اگر به نام دین ارائه شوند، در متن خود تعارضاتی را برانگیخته و فرد را دچار تحیر و سرگردانی می‌کنند؛ به گونه‌ای که فرد اگر به «سرچشمه» بازنگردد، یا دچار انحراف شدید «جدا شدن از دین» می‌شود و یا منافقانه از دین برای رسیدن به «دنیا» استفاده می‌نماید.

اما این نکته را هم باید اضافه کرد که آن روحانی به رغم تأکید شهید مطهری مبنی بر تعطیل کردن درس و کنار گذاشتن آن مباحث مادی‌گرایانه، به بحث خود ادامه می‌دهد.

از سوی دیگر ادامه درس در شرایطی بوده است که رژیم شاه تلاش وافری داشته تا با علم کردن اختلاف میان جمع‌های روحانی (به ویژه روحانی‌هایی که با رژیم طاغوت مبارزه می‌کردند) جریان مبارزه با نظام شاهنشاهی را تضعیف نموده و مردم را نسبت به کلیت آن بدبین نماید.

بر همین اساس حضرت امام خمینی(ره) در جریان بلوایی که میان دو قشر روحانی بر سر کتاب «شهید جاوید» به وجود آمده بود، به روحانیون رهنمود دادند که اینگونه مباحث (موافق و مخالف) را کنار بگذارند، چرا که رژیم از آن سود می‌برد.

امام(ره) در عین حال نقش ساواک را در پیدایی و بزرگ شدن چنین اختلافاتی محتمل می‌دانستند.

بر همین اساس باید گفت مباحث انحرافی آن حلقه تفسیری اگرچه از منظر بزرگانی نظیر مقام معظم رهبری و شهید مطهری یک خطر محسوب می‌شد، ولی علنی شدن اختلاف میان طبقه روحانی را خطری بزرگتر قلمداد می‌کردند و لذا از کنار این مباحث عبور کردند؛ هرچند شهید مطهری در مجموعه کتاب‌های «جهان‌بینی توحیدی» بدون اشاره به این حلقه تفسیری، مباحث آن و مباحث حلقه‌های مشابه را مورد انتقاد عالمانه خود قرار دادند.

با پیروزی انقلاب اسلامی کسی که در این حلقه فکری، تفسیر مادی‌گرایانه از آیات قرآن ادامه می‌داد، توانست با ابراز وفاداری‌ها نسبت به حضرت امام خمینی(ره) و بخصوص مخالفت تند و آشکار با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و دیگر گروه‌های انحرافی، توجه مسئولین را به خود جلب نماید. بدین‌جهت او بعد از انقلاب توانست جایگاه برجسته‌ای را در میان مسئولین کشور داشته باشد.

اما در این خصوص نیز نکات قابل تأملی وجود دارد؛ این فرد روحانی با کمک بعضی از دانشجویان که چند تن از آنان در همان حلقه‌های تفسیری شرکت داشتند، تصرف لانه جاسوسی امریکا را طرح‌ریزی نمود.

تصرف لانه جاسوسی (جدا از اهدافی که طراحان آن دنبال می‌کردند) فی‌نفسه یک اقدام مثبت و انقلابی محسوب می‌گردد و به همین جهت بایدگفت، یکی از فرازهای برجسته مبارزه ملت ایران علیه استعمار امریکا، تسخیر لانه جاسوسی امریکا بوده است؛ از این رو تسخیرکنندگان حق دارند، همواره به خویش ببالند و به این اقدام افتخار کنند.
اما نکته‌ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که این فرد روحانی و حلقه پنج نفره‌ای که تسخیر لانه را طراحی کردند، رهبر انقلاب را در جریان قرار ندادند. یعنی یک گروه سیاسی به خود حق داده است، اقدامی مخاطره‌آمیز را بدون ملاحظه نظر امام طراحی نماید.

رهبر روحانی این گروه می‌گوید، ما سفارتخانه را می‌گیریم؛ اگر امام ابراز نارضایتی کرد آن را ترک می‌کنیم و اگر راضی بودند تصرف لانه را ادامه می‌دهیم. این همه در حالی است که حق رهبر انقلاب بوده است که در چنین تصمیمی شرکت داشته و امرونهی او پیش از وقوع باید اتفاق بیفتد.

هرچند ممکن است ما این اقدام را بالاخره برخاسته از رهنمودهای کلی امام(ره) درخصوص مبارزه با رژیم و دولت امریکا ارزیابی کنیم و تأییدهای بعدی حضرت امام(ره) را (که از آن به انقلابی بزرگتر از انقلاب اول یاد فرمودند) مبنای قضاوت خود در مورد این مقوله بدانیم؛ طبعاً چنین چیزی به مصلحت کشور و انقلاب نیز می‌باشد و بخصوص از آنجا که بالاخره علامت سؤال گذاشتن جلوی نقطه آغازین تسخیر لانه ممکن است به اهمیت و تأثیر بزرگ آن نیز در مبارزه ضدامریکایی ملت ایران صدمه وارد کند.

بعدها همین فرد (تقریباً) همه مبناهای فکری حضرت امام (حتی درخصوص مبارزه با امریکا) را زیر سؤال برد و از طریق روزنامه خود به مخالفت با مبناهای امام(ره) برخاست.

بدین ترتیب تفسیر دنیوی کردن از حکومت اسلامی و ولایت فقیه را یک مقوله عرفی قلمداد کردن و جواز صادر کردن برای معارضه با ولایت فقیه و دستورات ولی فقیه، نشان داد که آن تلاش سال 58 برای نادیده انگاشتن امام، بعد از امام(ره) به صورت یک رفتار فراگیر درآمد.

«حلقه سلام» از خرداد ماه 70 با محوریت حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها (که حدود 8 سال دادستان کل کشور بود)، سردبیری عباس عبدی و همکاری مصطفی تاج‌زاده، علیرضا علوی‌تبار، هادی خانیکی، اکبر اعلمی، جعفر گلابی، مهرنوش جعفری، احمد بورقانی، رجبعلی مزروعی و... شروع به کار کرده است.

در این حلقه مهمترین موضوعی که طرح می‌شود و ما آن را به تفصیل و با ذکر مستندات در مقاله «چیستی و چرایی نظریه‌های ایرانی جدایی دین از سیاست» آورده‌ایم، موضوع زمینی کردن حکومت و نیز قطع ارتباط آن با شریعت بوده است.

نکته‌ای که باید به این مقوله اضافه شود، این است که اکثر کسانی که حلقه سلام را از اوایل بهمن ماه 69 (که به مدت 5 ماه شماره‌های صفر سلام را منتشر می‌کردند) شکل دادند، پیش از آن در حلقه «کیان» قرار داشتند.
حلقه کیان از روشنفکرانی تشکیل شده بودکه گفتمان جدیدی در مقابل گفتمان «جمهوری اسلامی» طرح می‌کردند.

قبل از پرداختن به حلقه کیان باید به یک نکته مهم دیگر اشاره کنیم؛ گرداننده حلقه سلام نقش بسزایی را در به مقابله خواندن گروهی از روحانیون در مقابل گروه بزرگ روحانیونی که پرچم نهضت حضرت امام(ره) بر دوش گرفته بودند، داشت.

بنا به آنچه بعدها حجت‌الاسلام کروبی در مصاحبه‌های خود می‌گوید، خوئینی‌ها در به وجود آمدن «مجمع‌روحانیون مبارز» که پیدایی آن با بروز شکاف جدی در میان طیف روحانی طرفدار امام همراه شد، داشته است.

مجمع روحانیون از عناصر (به نسبت جامعه روحانیت مبارز تهران) جوان‌تر تشکیل شد که عمدتاً مجتهد نبودند.

آنان با این عنوان که عناصر اداره‌کننده جامعه روحانیت را در خط امام نمی‌بینند و می‌خواهند ظرفیت طرفداری از امام را در میان روحانی‌ها افزایش بدهند، این مجمع را در زمستان 66 پایه‌گذاری کردند.

چیزی نگذشت که عملکرد این گروه منجر به دلسردی گروه زیادی از روحانیون که سال‌ها در محضر امام تلمذ کرده و تحت رهبری ایشان در مبارزه سخت علیه شاه شرکت کرده بودند، گردید. اما مجمع روحانیون مبارز که به داعیه تقویت بعد حمایتی روحانیون از نظام شکل گرفته بود، سه سال پس از تأسیس، اولین حرکت‌های اعتراضی را علیه بخش‌هایی از نظام شکل دادند، آنان در جریان انتخابات دومین مجلس خبرگان رهبری که در مهر ماه 1369 انجام شد، زیر بار امتحان اجتهاد نرفتند و شرط‌گذاری اجتهاد را برای عضویت در خبرگان برنتافتند؛ برهمین اساس آن دسته از روحانیون هوادار خود را که واجد شرایط بودند و برای عضویت در مجلس کاندیدا شده بودند، وادار کردند در یک حرکت اعتراضی، اعلام انصراف نمایند.

پس از آن حداقل سه نفر از روحانیون سرشناس هوادار مجمع (آقایان طاهری اصفهانی، عبایی خراسانی و محمدرضا توسلی) به ترتیب استعفا دادند.

سه ماه پس از این مقطع روزنامه سلام راه افتاد. سلام تلاش کرد تا یک جریان سیاسی روحانی را در مقابل جریان روحانی حاکم به وجود آورد و به نوعی آنان را در بعد مشروعیت و کارآمدی به چالش بکشاند.
برهمین اساس می‌توان گفت که «سلام» نقشی محوری در تفرقه‌هایی که بعد از رحلت امام(ره) در جامعه به وجود آمد، داشته است.

حسینعلی قاضیان، متهم ردیف اول پرونده «آینده» در جریان بازجویی خود به انحراف عقیدتی خود و آقایان عبدی و علوی‌تبار اشاره می‌کند.

او اگرچه این انحراف عقیدتی را نه مولود تعلیمات انحرافی بلکه مولود برداشت‌های انحرافی می‌داند، ولی به این مهم اشاره می‌کند و با صراحت می‌گوید: «ما از نظر فکری دچار انحراف بودیم و مبناهای فکری ما به گونه‌ای بود که امریکایی‌ها آن را مورد توجه قرار دادند و احیاناً افکار ما را در مسیر امیال خود ارزیابی می‌کردند. او می‌گوید: نوع اعتقاداتی که گروه ما و بخصوص مطالبی که دکتر عبدالکریم سروش در کنفرانس‌های خارجی بیان می‌کرد، سبب می‌شد که اختلاف فکری ما با مبانی انقلاب روز به روز بیشتر شده و به همان میزان به افکار و امیال امریکایی‌هایی که خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند، نزدیک شویم. قاضیان به جلسات فکری اشاره می‌کند که از سال 67 به طور منظم در روزهای چهارشنبه در ساختمان کیان برگزار می‌شده و مطالب تنش‌زایی را که علیه مبانی دین توسط دکتر سروش طرح می‌گردیده، در آنجا بیان می‌شده است.

اما آنچه در این بحث باید به آن توجه جدی شود، این است که میان مباحث مادی‌گرایانه‌ای که در سال‌های میانی دهه پنجاه در یک مسجد و توسط یک روحانی مطرح می‌شده و اقدام بعضی از افراد آن حلقه به جاسوسی به نفع امریکا رابطه مستقیمی وجود دارد.

منبع

نیت شوم موسوی خوئینی‌ها، خاتمی، مهدی هاشمی، نبوی و تاج‌زاده

فرمانده کل سپاه افشا کرد
نیت شوم موسوی خوئینی‌ها، خاتمی، مهدی هاشمی، نبوی و تاج‌زاده

دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات بازخوردهای متفاوتی داشته است، به طوری که اگرچه افکار عمومی را در این زمینه حساس و هوشیار کرده و به همین دلیل از آغاز برگزاری این دادگاه‌ها هیچ تجمعی دیگر در تهران و سایر شهرها با استقبال مردمی مواجه نشده است اما طیف‌های بیرون از زندان این جریان را به تکاپو برای انکار اعترفات بازداشت‌شدگان واداشته است.

به گزارش رجانیوز، در این میان، فرمانده كل سپاه و عضو شوراي عالي امنيت ملي بخشي ديگر از تلاش هاي برنامه ريزي شده براي انجام انقلاب مخملين در كشورمان با استناد به اعترافات جديد برخي از افراد سياسي را تشريح كرد.

سردار سرلشكر محمد علي جعفري فرمانده كل سپاه در جمع پيشكسوتان جهاد و شهادت كه در مسجد ولي عصر(عج) تهران گرد هم آمده بودند، بخش‌های مهمی از اعترافات سران بازداشت‌شدگان را افشا کرد.

فرمانده سپاه با اشاره به اينكه خيلي ‌ها مي‌گويند نگوييد انقلاب مخملي، چراكه وقوع انقلاب در ايران ممكن نيست، گفت: ولي همين اتفاق در خيلي از كشورها از بستر انتخابات و دموكراسي انجام گرفته است.

به گزارش فارس، وي افزود: بزرگ‌ترين نقطه آسيب انقلاب و محتواي نظام، همين جاست. مقاطع انتخابات (البته در گذشته كمتر اين فرصت در اختيار مخالفين استمرار انقلاب اسلامي و راه امام قرار گرفته بود)، محل بروز چنين رفتارهايي است، اما در دهه چهارم انقلاب با اين موضوع بيشتر مواجه هستيم.

جعفري اضافه كرد: بعضي از آقاياني كه چند وقتي است دستگير شده‌اند، اعترافاتي داشته‌اند كه به صراحت اعلام مي‌كنند در گذشته نيز همين هدف‌ها دنبال مي‌شده، اما به شكل ديگر. البته برخي فكر مي‌كنند اين حادثه اخير يك اتفاق ساده بود و تنها يك رقابت سياسي به شمار مي‌رفت كه در درون نظام اتفاق افتاد. البته اينكه مي‌گوييم درون نظام، از يك نظر درست است، چون همه مردم در زير چتر نظام جمهوري اسلامي زندگي مي‌كنند. اما در جايي ديگر مفهوم از درون نظام آن است كه ما محتواي نظام را قبول داشته باشيم در حالي كه در اين انتخابات موضوع به اين سادگي نبود.

عضو شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: پاسخ به اين موضوع در جملات و اطلاعاتي كه به آنها استناد خواهم كرد، نهفته است. وقتي حرف از براندازي به ميان مي‌آيد، به آن معنايي كه امریکايي‌ها در گذشته مي‌گفتند و امروز جرأت بيان آن را ندارند، نيست. بلكه منظور همان است كه به اصطلاح «تغيير رفتار جمهوري اسلامي» خوانده مي‌شود. يعني تغيير جهت‌گيري‌هاي اصلي انقلاب و عدول از اصول و آرمان‌هاي انقلاب كه هدف امریکايي‌ها نيز اكنون همين است.

جعفري يادآور شد: شايد برخي بگويند كه اين اعترافات منتشر شده همچون سخنان آقاي ابطحي بر اثر فشار و زور بوده است، اين افراد مدعي چاره‌اي ندارند جز اينكه دروغ بگويند. آقاي ابطحي در مدتي كه در زندان بود، با خروج از جوي كه ديگر بر او حاكم نبوده و دور شدن از آن دوستان خود، با بحث آزاد، تحولي در او به وجود آمده و اين سخنان را گفته است. البته ايشان روزي بيرون خواهد آمد و آن موقع نيز مي‌توانيد در مورد استدلال‌هاي وي اظهارنظر كنيد. چراكه دانستن حق مردم است، مردم بايد بدانند.

وي در ادامه سخنان خود به طور مستند به برخي از سخنان افراد اصلاح طلب اشاره كرد كه آنها هدف اصلي خود براي پيروزي در انتخابات را تضعيف ولايت فقيه عنوان كرده و اينگونه گفته اند:

* آقاي موسوي خوئيني‌ها در بهمن 87 اينگونه مي‌گويد: ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. او بايد بفهمد كه اين مملكت آن‌طور نيست كه ايشان هر جور بخواهد، به هر سمت بكشد. خاتمي و يارانش اكنون كلي تجربه دارند.

* آقاي ابطحي در اعترافات خود مي‌گويد: «خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه "برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. " يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد. اعتراضات در انتخابات كاملا برنامه‌ريزي شده بود.»

* آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد."

* آقاي نبوي مي‌گويد: "بايد سعي كنيم احمدي‌نژاد را كانديداي رهبري معرفي كنيم كه اگر شكست خورد، رهبري شكست خورده باشد. ما يك بار اين كار را در خرداد 76 انجام داديم كه ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند، اكنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم. براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد."

* آقاي عطريان‌فر اعتراف مي‌كند كه «آقاي تاج‌زاده در انتخابات مي‌گفت "اگر بتوانيم ببريم، با تجربياتي كه در اين سال‌ها كسب كرده‌ايم به راحتي مي‌توانيم رهبري را مهار كنيم. " شايد تنها كسي كه انقلاب مخملي در ذهنش كاملا تئوريزه شده بود و بدون آنكه اسمش را بياورد همان ايده‌ها را مطرح مي‌كرد، آ‌قاي تاج‌زاده بود.»

* آقاي ابطحي در رابطه با هدف اصلاحات مي‌گويد: «هدف اصلاحات حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاكميت انقلابي و ديني به حاكميت عرفي و سكولار است.»

سردار جعفري گفت: آقاي ابطحي استراتژي‌هاي اصلاحات را اينگونه بيان مي‌كنند: "1- دين ستيزي؛ يعني بي‌توجهي و غيرارزشي معرفي كردن دينداري و دينداران. 2- رواج بي‌بند و باري كه مهمترين شكل آن بي‌تفاوت كردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يكديگر بوده است. 3- حذف نمادهاي ديني و انقلابي". ابطحي مي‌گويد سعي مي‌شد در جلسات كم كم عكس امام و رهبري حذف شود.

وي اضافه كرد: ابطحي خصوصيات اصلاح‌طلبان را نيز اينگونه ذكر مي‌كند: "1- غرب باوري؛ بي‌هويتي اصلاح‌طلبان در سياست خارجي شاخص‌ترين وجه آنها بود. آنها از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر به اجراي ظالمانه‌ترين تقاضاهاي غرب بودند."

به گفته عضو شوراي عالي امنيت ملي، ابطحي دومين شاخصه اصلاح‌طلبان را آلوده شدن به فسادهاي مالي عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: "ريشه همه مشكلات همين موضوع بود."

جعفري افزود: اين نوع انحرافات در مسير انقلاب، امروزه بسيار جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان و هدف دشمن خارجي روي همين مفاهيم متمركز شده است.

فرمانده كل سپاه با طرح اين سوال كه آيا در اين فضا بايد ساكت بنشينيم و نظاره‌گر باشيم، گفت: برخي نيز متأسفانه با آنها همگام شدند كه انشاءالله هدايت شوند. جالب آنكه اين اتفاقات بعضاً به اسم مبارزه با انحراف انجام مي‌شود و برخي مي‌گويند در راه امام و انقلاب انحراف ايجاد شده و ما مي‌خواهيم جلوي آن را بگيريم.

عضو شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به تعبير مقام معظم رهبري مبني بر فتنه عميق خواندن اتفاقات اخير گفت: اين ماجرا بحران نبود. البته يك آزمايش بزرگ نيز بود، اگر ما خواهان بقاي نظام هستيم و دوست داريم راه امام استمرار داشته باشد، بايد بيش از اين دقت كنيم و در موضع‌گيري‌ها در رأي دادن ها در حمايت از جريانات سياسي، شناخت از دشمنان، بيشتر دقت كنيم.

سرلشكر جعفري يادآور شد: نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ريزش داشتند، اما نبايد نظام را با عملكرد من يا شما سنجيد،‌ بلكه بايد با معيارها و شاخص‌هاي صحيح راه امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخي از نخبگان به اين نكته مهم كه ولي‌فقيه فصل‌الخطاب موضوعات است، توجه كافي نكردند و به راحتي نقدهاي نادرستي به آن وارد مي‌كنند و اگر آنها اينگونه رفتار كنند، نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از نظام را داشته باشند.

فرمانده كل سپاه خطاب به اينگونه افراد گفت: بياييد مردانه موضع واقعي خود را اعلام كنيد و روي آن بايستيد. البته برخي مي‌خواهند در عمل در مقابل اصل نظام بايستند ولي مردم متوجه اين قصد آنها نباشند اما ما وظيفه داريم آنها را رسوا كنيم و اين وظيفه سنگين بر دوش همه ماست كه وظيفه پيشكسوتان جهاد و شهادت در اين زمينه بسيار مهم است.

جعفري يادآور شد: حفظ انقلاب نيازمند سرباز، سردار و البته انسان‌هاي خط‌ شكن است.

وي در ادامه در پاسخ به سوالي درخصوص اعلام برخي اسامي افراد سياسي گفت: معتقدم ما امروز بعد از اين فتنه بزرگ و اين ضربه بزرگ اعتباري كه به حيثيت نظام جمهوري اسلامي وارد شد، ديگر اين اسم آوردن‌ها حتماً بايد انجام شود.

وي با انتقاد از كساني كه دفاع از احمدي‌نژاد را مساوي با دفاع از رهبري مي‌دانند، گفت: رهبري كجا و ماها يعني ديگر مسئولان نظام كجا؟ برخي طيف‌هاي سياسي در اين انتخابات معتقد به "نه به احمدي‌نژاد به هر قيمتي" بودند كه البته به جز تأكيد آنها بر موضوع هر قيمتي، بقيه شعارشان، قابل قبول است، چرا كه نوعي مبارزه انتخاباتي است ولي وقتي برخي اتفاقات پشت صحنه مشاهده مي‌شود پيچيدگي‌هاي سختي اتفاق مي‌افتد.

جعفري در پاسخ به سؤال ديگري درباره استفاده از مشايي در دولت، اين موضوع را نادرست عنوان كرد و گفت:‌ البته آقاي احمدي‌نژاد در اين زمينه استدلال‌ها و نظراتي دارند و ايشان را آدم درستي مي‌دانند و در همين موضوع انتصاب ايشان به عنوان معاون اول، آقاي احمدي‌نژاد گفتند كه من با رهبري صحبت مي‌كنم و اگر ايشان قانع نشدند، اين انتصاب ملغي خواهد شد ولي برخي رفتارهاي آقاي احمدي‌نژاد درباره موضوع انتصاب مشايي جاي دفاع ندارد.

* حوادث اخير بزرگ‌ترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه مي‌توانست محتواي انقلاب را تهديد كند

سرلشكر در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه بسياري از افراد امروز فراموش كرده‌اند كه اهداف شهيدان در دفاع مقدس چه بود و ما براي چه مي‌جنگيديم، خاطرنشان كرد: وصيت‌نامه اكثر شهيدان بر موضوع رهبري و نظام ولايت فقيه تاكيد دارد.

وي افزود: امروز افراد زيادي از راه امام(ره) حرف مي‌زنند ولي بعضاً در مقابل يكديگر عمل مي‌كنند و بايد بدانيم كه صحبت كردن از راه امام(ره) آسان است اما عمل كردن و شناخت اين راه به خصوص امروز بسيار سخت است.

فرمانده كل سپاه با بيان اينكه امام(ره)، اسلام را به جمهوري اسلامي گره زد و حفظ نظام را از اوجب واجبات مي‌دانستند، اظهار داشت: هدف اصلي ما دفاع از محتواي واقعي جمهوري اسلامي است، نه شكل ظاهري آن.

جعفري خطاب به پيشكسوتان جهاد و شهادت گفت:‌ ماندن در اين راه مانند انقلابي ماندن است كه اين امر در اوائل انقلاب آسان بود ولي امروز بسيار سخت است و خيلي ها نتوانستند اين روحيه را حفظ كنند.

وي با تاكيد بر اينكه توصيه به ماندن در مسير جهاد و شهادت بايد هدف اصلي اينگونه نشست‌ها باشد، خاطر نشان كرد: مقام معظم رهبري نيز همواره بر اين موضوع تاكيد دارند كه نبايد تنها در دوران گذشته پر افتخار ماند بلكه بايد تكليف امروز را ببينيم؛ چرا كه گاهي برخي قدرت تطبيق با شرايط امروز انقلاب را ندارند.

وي با تأكيد بر اينكه هدف امروز ما همان اهداف گذشته يعني حفظ اصالت جمهوري اسلامي است و فقط مصاديق تفاوت مي‌كند، ادامه داد: امروز حتي شاهد تغيير در تهديدات عليه كشورمان هستيم؛ چرا كه امروز شيوه جنگ عوض شده و دفاع نيز از نوع همطراز به ناهمطراز تغيير يافته است و البته اولويت تهديد براي دشمنان ديگر نظامي نيست.

فرمانده كل سپاه با بيان اينكه از سال 80 همواره منتظر حمله نظامي امریکا بوديم، خاطرنشان كرد: آنها هيچ‌گاه جرأت عملي كردن اين تهديد را نداشتند اما بايد بدانيم كه امروز تهديد عليه نظام و انقلاب، جدي تر از گذشته است.

جعفري با اشاره به اين مطلب كه بي‌ترديد تهديد نظامي هيچ‌گاه منتفي نيست، خاطر نشان كرد: نيروهاي مسلح همواره بايد براي ارتقاء آمادگي خود، تلاش كنند.

وي با اشاره به موضوع هسته‌اي كشورمان گفت: در طول اين سال‌ها شاهد دو مدل برخورد بااين موضوع بوديم كه بايد ببينيم كدام يك از اين برخوردها با مباني جمهوري اسلامي بيشتر سازگار بود و استقلال و آزادي ملت ايران در كدام برخورد نمود بيشتري داشت.

عضو شوراي عالي امنيت ملي عدالت، حمايت از مستضعفين و پرهيز از اشرافي‌گري را از جمله اصول و مباني انقلاب اسلامي عنوان كرد و گفت: دشمن در طول اين 30 سال تلاش كرد تا اين مباني را زير سئوال ببرد.

جعفري با تاكيد بر اين مطلب كه هيچ كس حتي امریکا جرأت و توان براندازي نظام جمهوري اسلامي را ندارد، گفت: اما آنها تلاش مي‌كنند تا محتواي اصلي نظام و مباني آن را خدشه‌دار كنند و در داخل نيز، برخي افراد كه حتي سوابق انقلابي نيز دارند در اين مسير حركت مي‌كنند.
وي با بيان اينكه استمرار انقلاب يعني تحول دائمي و روز به روز به سوي خوبي ها، افزود: ‌امروزه تهديد عليه انقلاب از تهديدات سخت به سمت تهديدات نرم و خصوصا در ابعاد فرهنگي و سياسي تغيير ماهيت داده است و اگر اين موضوع مورد توجه ما ثقرار نگيرد، ممكن است اين انقلابي كه حاضر بوديم براي آن تمام هستي خود را بدهيم، به راحتي و از طريق ديگر از بين برود.

به گزارش فارس، فرمانده كل سپاه در ادامه با تاكيد بر اينكه امروز بايد تهديد اصلي انقلاب را به درستي بشناسيم، اظهار داشت: پيشكسوتان جهاد و شهادت بايد امروز نيز به عنوان خط‌ شكن در اين مسير حركت كرده و رسالت خود را انجام دهند.

جعفري تشخيص دشمن و شناخت تهديدات امروز را بسيار سخت توصيف كرد و با اشاره به حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم گفت:‌ بزرگ‌ترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه مي‌توانست محتواي انقلاب را تهديد كند، همين حوادث اخير بود كه در قالب انتخابات بروز كرد.

وي گفت: برخي از به كار بردن واژه انقلاب مخملي ناراحت مي‌شوند اما بايد بدانيم كه همين اتفاقات در بسياري از كشورها در بستر انتخابات و دموكراسي صورت گرفت و از آن نتيجه هم گرفتند.

فرمانده كل سپاه با بيان اينكه در گذشته افراد ضد انقلاب و مخالفين استمرار راه امام (ره) كم‌تر توان سوء استفاده از مقاطع انتخابات را داشتند، اظهار داشت: برخي آقايان به صراحت در اعترافات خود اعلام كردند كه اين اهداف در گذشته نيز به شكل ديگري دنبال مي‌شد.

جعفري با بيان اينكه حوادث اخير موضوع ساده‌اي نبود، گفت: اين اتفاقات از ماه‌ها قبل طراحي شده بود و حتي در گفتار دشمنان نيز اعلام مي‌شد كه دنبال تغيير رفتار در جمهوري اسلامي هستند كه اين تغيير رفتار به معناي همان عدول از مباني انقلاب است.

منبع