همه فرزندان خانواده هاشمی

همه فرزندان خانواده هاشمی

شبکه ایران: اکبر هاشمی رفسنجانی روایتی درباره فرزندانش دارد که در آنجا از غیر سیاسی بودن خانواده‌اش می‌گوید، از دخترانش که یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند و پسرانش، محسن که زمینه سیاسی داشت و الآن مدیرعامل مترو است، مهدی که دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفته و یاسر که برای راه اندازی کارش، مشاور وزیر شده بود، هاشمی پدر نتیجه می‌گیرد که بچه‌هایش در کار سیاست نیامدند اما در کارهایی که به آنها مربوط نیست، دخالت می‌کنند. اما حکایت خاندان هاشمی رفسنجانی به اینجا ختم نمی‌شود، سال 88 حکایت این خانواده به گره کور خود می‌رسد و انتخاباتی که قرار است بدون آشکار شدن نام آنها پروژه «نه به احمدی‌نژاد» را عملی کند، ناگهان در دوگانه «هاشمی - احمدی‌نژاد» گرفتار می‌شود و نقش آنها از پرده بیرون می‌افتد و آنها به ناچار خود را مغلوب می‌دانند و عصبانیت ناشی از شکست آنها را به بازی تازه‌ای می‌کشاند و در قالب‌های آشکاری قرار می‌دهد.

اکبر هاشمی رفسنجانی
انتخابات دهم ریاست جمهوری برای اکبر هاشمی رفسنجانی با طرح «دولت وحدت ملی» کلید خورد. او بیش از یک سال مانده به انتخابات در مصاحبه‌ای طرح خود را که منجر به حذف احمدی‌نژاد از اردوگاه اصولگرایی می‌شد این‌گونه تشریح کرد:‌ «چنانچه همه کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصولگرایان می‌دانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی؛ حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد و با جریان اصلاح‌طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است.» در این میان اما زمانی که طرح هاشمی با استقبال برخی چهره‌های اصلاح‌طلب از جمله غلامحسین کرباسچی مواجه گشت، این ایده را به ناطق نوری نسبت دادو گفت: « این طرح را اول آقای ناطق نوری مطرح کرد که جزء اصلاح‌طلبان نیست. بعد هم آقای لاریجانی مطرح کرد که او هم جزء اصلاح‌طلبان نیست. بعد هم جامعه‌ روحانیت مبارز با خواست عسگراولادی، باهنر و حبیبی به میدان آمد.» انتساب این طرح به عسگراولادی و محمدنبی حبیبی اما تکذیب آنها و در عین حال اجماع اصولگرایان برای نفی آن را در پی داشت.
پس از به بن‌بست رسیدن طرح هاشمی در میان اصولگرایان، او ترجیح داد هدایت جبهه دوم خرداد را به عهده گیرد و این هدایتگری از آنجا آغاز می‌شد که او تلاش خود را برای به میدان آوردن خاتمی به کار بست. در همان ایام اخبار حکایت از جلسه 3 ساعته خاتمی با هاشمی رفسنجانی داشت که محور اصلی این جلسه، موضوع کاندیداتوری او بوده است. در ابتدای این جلسه، خاتمی اقدام به بیان تردیدهایش برای کاندیداتوری کرده بود که این موضع خاتمی با واکنش هاشمی رفسنجانی مواجه شد. هاشمی در ادامه،‌ خاتمی را به نترسیدن از «شکست» توصیه کرده و گفته بود: «اگر شما بیایید، بدبینانه‌ترین حالت این است که انتخابات به دور دوم کشیده شود.»
با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی و کناره‌گیری خاتمی، هاشمی رفسنجانی حمایت از او را در دستور کار خود قرار داد چرا که گمان می‌کرد محور مناسبی برای پیشبرد طرح وحدت ملی خود یافته است. هرچند هاشمی نمی‌خواست بازیگردانی او در جبهه دوم خرداد و حمایت‌های او از موسوی چهره علنی به خود گیرد اما این موضوع تا آنجا پیش رفت که کروبی طی نامه‌ای نسبت به حمایت هاشمی از موسوی واکنش نشان داد و از تخریب‌های اطرافیان هاشمی علیه خود گلایه کرد. کروبی در نامه خود خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشته بود:‌« بدانید که به‌رغم برخی داعیه‌ها اکنون همه این رفتارها منتسب به حضرتعالی است و گرچه سهم برخی نهادهای عمومی - مانند دانشگاه آزاد اسلامی - را نمی‌توان در ترویج نامزد مورد نظر شما نادیده گرفت اما حق شهروندی‌شما در دفاع از نامزد خاص ملازمتی با خروج از دایره عدل و انصاف ندارد.»
احمدی‌نژاد هم در جریان مناظره انتخاباتی با موسوی پرده از نقش هاشمی در صحنه گردانی اردوگاه رقیب برداشت و گفت: «بنده دربرابر یک کاندیدا نیستم دربرابر یک مجموعه‌ای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.»
تشکیک در سلامت انتخابات موضع دیگری بود که هاشمی رفسنجانی به موازات حمایت از موسوی اتخاذ کرد. او دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه اعلام کرد که «در این دو ماه تا انتخابات باید به طور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود. ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود.»
با این همه نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب سه روز پیش از انتخابات، مهمترین واکنش به افشای بازیگردانی‌اش در جبهه دوم خرداد بود. او در نامه خود تلویحاً دولت احمدی‌نژاد به دولت بنی‌صدر تشبیه شده و حتی در آن تهدید کرده بود: «بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم.» نامه رئیس مجمع تشخیص مصلحت در میان بهت ناظران و فعالان سیاسی صدرنشین خبرهای انتخاباتی شد و واکنش‌های شدیدی را برانگیخت.
اما انتشار گسترده شایعه پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه هاشمی غائله دیگری برای تأثیرگذاری بر انتخابات و از آخرین تلاشها برای حذف احمدی‌نژاد بود که البته با تدبیر ایشان رنگ باخت. آیت‌الله خامنه‌ای در روز انتخابات و پای صندوق‌ رأی با اشاره به برخی شایعه سازی‌ها و نقل قول از جانب ایشان اعلام کردند: مردم به این شایعات و دیگر شایعات در خصوص بخش‌های مختلف انتخابات که ساخته انسانهای ناسالم است توجه نکنند.
موضع هاشمی در حوادث پس از انتخابات در ابتدا صرفاً سکوت بود و در حالی که فعالان سیاسی انتظار واکنش روشن از وی در قبال اردوکشی‌های خیابانی و اغتشاشات متعاقب آن را داشتند اما او پس از قریب به یک ماه سکوت در نماز جمعه 26 تیر ماه با حمایت از آشوب‌ها، شرایط را بحرانی معرفی و با ابراز تردید نسبت به انتخابات گفت: «این انتخابات اگر مشکلاتی در آن پیش نمی‌آمد ما در 30 سالگی انقلاب بهترین گام را در جهت تحقق جمهوری اسلامی برمی‌داشتیم. من نمی‌گویم که این اتفاق نیفتاده است، اما ما از اواخر دوران تبلیغات دچار تردید شدیم. افرادی تردید کردند، تبلیغات نادرست و عمل نادرست صداوسیما باعث شد، بذر تردید در دل مردم به وجود بیاید که مثل خوره به جان ما افتاده است. ما تردید را بدترین مصیبت می‌دانیم. البته دو گروه هستند؛ عده‌ای تردیدی ندارند، قاطع ایستاده‌اند و کار خودشان را می‌کنند، اما عده‌ای هستند که کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم و عالم کشورمان هستند که می‌گویند ما تردید داریم. ما باید برای رفع تردید آن‌ها کار کنیم. شرایط و دوران تلخی است. هیچکس از همه‌ جریانات دلش نمی‌خواست که این‌طور شود. همه ضرر کردیم. » هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه خود از دستگیر‌شدگان حمایت کرد و در عین حال شورای نگهبان را متهم به عمل نکردن به وظیفه خود کرد. گرچه سخنان هاشمی در نماز جمعه واکنش‌های بسیاری را برانگیخت اما او در مقاطع دیگری از جمله در مشهد و در دیدارش با اعضای حزب اعتدال و توسعه بر مواضعش در نماز جمعه اصرار ورزید.
حمایت مستقیم از آشوبگری‌ها با ادعای تقلب در انتخابات در حالی صورت می‌گرفت که رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه 29 خرداد ماه 88 با انتقاد از طرح مباحثی درباره فساد مالی اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری افزودند: البته کسی، خود این آقایان را به فساد مالی متهم نکرد اما هر کس هر ادعایی در مورد بستگان آنها نیز دارد نباید قبل از اثبات در مراجع و مجاری قانونی، در رسانه‌ها بیان کند، چرا که این‌گونه اقدامات در جامعه و بویژه در اذهان جوانان، تلقی نادرست ایجاد می‌کند.
غیبت در مراسم تنفید و تحلیف رئیس دولت دهم واکنش دیگر هاشمی به شکست استراتژی انتخاباتی او بود و متعاقب آن محکوم نکردن اقدامات ساختار شکنانه‌ای بود که دیگر دولت را نشانه نمی‌رفتند و در واقع از قالب معترض به انتخابات خارج شده و وارد فاز مقابله با ارزشها و مقدسات شده بودند.

عفت مرعشی
عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی که البته چهره‌ای سیاسی نیست در معدود واکنش‌های سیاسی خود، در روز رأی گیری، رأی خود را نشان داد و ادعا کرد اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر این‌گونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌کنند. وی سپس با حمله به دکتر احمدی‌نژاد گفت: امیدوارم احمدی‌نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دریافت کنند.

مهدی
مهدی فرزند چهارم و پسر دوم هاشمی رفسنجانی رسانه‌ای ترین چهره این خاندان در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود، مشی او با سایر اعضای خانواده اندکی متفاوت بود چرا که او از دریچه رسانه حمایت از کاندیدای مطلوبش یعنی میرحسین موسوی را بر عهده گرفت. موسوی کاندیدای مورد پذیرش مهدی بود چرا که قرار بود مجری طرح دولت وحدت ملی باشد؛ طرحی که در واقع قالبی برای پروژه «نه به احمدی‌نژاد» بود.

با راه اندازی کمیته راهبردی ستاد حامیان میرحسین موسوی، مهدی هاشمی قائم مقامی حسین مرعشی را بر عهده گرفت و از همین جایگاه هدایت رسانه‌ای برای پیروزی موسوی را آغاز کرد، اما عملکرد سایت‌های تحت مدیریت او از جمله آینده و جمهوریت تا آنجا پیش رفت که حتی کاندیدای همفکر موسوی یعنی مهدی کروبی و نزدیکانش از تخریب‌ها و تخلفات آنها گلایه‌مند بودند.

گرچه انکار ارتباط با سایت‌ها و تشکیک درباره صحت اعترافات متهمان در دستور کار مهدی هاشمی و نزدیکانش قرار گرفت اما شاهد این ادعاها نامه‌ای است که کروبی یک روز پیش از انتخابات به هاشمی رفسنجانی نوشت و نسبت به تخریب‌های سایت جمهوریت اعتراض کرد.

همچنین اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی در گفت وگویی مطبوعاتی اظهار داشت: «مهدی هاشمی سایت جمهوریت را هدایت می‌کند. بارها هم ما تماس گرفتیم ولی متأسفانه این تخریب‌ها همچنان ادامه دارد و تنها سؤال ما از آنها این است که چرا کروبی را تخریب می‌کنند...»

این تخلفات را اگر به ابهامات و اتهامات مهدی هاشمی در پرونده‌های نفتی و ماجرای استات اویل که احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی به گوشه‌ای از آن اشاره کرد و گفت: «استات اویل بی‌قانونی است که طرف می‌آید اینجا محاکمه می‌شود و محکوم می‌شود، از زندان فراری داده می‌شود، می‌رود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است.» و در عین حال نقش‌آفرینی در آشوب‌های پس از انتخابات که محمدعلی ابطحی نیز به آن اشاره داشت و گفت: «به خیابان آوردن جمعیت قبل از انتخابات مقدمه‌ای بود برای به خیابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادی مانند فاتح، تاج زاده، خاتمی و ستادش، مهدی هاشمی و آدمهایش برای اینکه جمعیت را در خیابان‌های شهر نگه دارند خیلی فعال بودند و همه اینها در پیش‌بینی و طراحی برنامه برای شب شنبه نقش داشتند»؛ اضافه کنیم در یک روال طبیعی و قانونی فرزند هاشمی باید پاسخگوی این اتهامات و ابهامات بود اما دیدیم که چنین نشد.

حتی پس از آنکه دادستان عمومی و انقلاب تهران به مهدی هاشمی توصیه کرد هر چه زودتر به ایران بازگردد تا اگر معتقد است اتهامی به او وارد نیست، از خود دفاع کند، مهدی به جای پاسخگویی طی نامه‌ای به خط و نشان کشیدن برای دادستانی پرداخت، اکبر هاشمی رفسنجانی هم ضمن توصیه به پسرش که با خیال راحت به کارها و تحصیلاتش در لندن ادامه دهد، در مشهد اعلام کرد: «مهدی ما رفته خارج و خیالش از پرونده‌هایش راحت است.» او در عین حال با اطمینان گفت: «مهدی در این انتخابات هیچ دخالتی نداشت او فقط تنها دخالتی که کرده این بود که تجربه خودشان را در کمیته صیانت از آرایی که در مجلس خبرگان خوب جواب داده بود، به دیگران انتقال داد.» گرچه هاشمی پدر، خیالش از بابت حاشیه امن فرزندانش راحت است اما معاون اول قوه قضاییه اوایل بهمن ماه اعلام کرد که پرونده فرزندان هاشمی نیز به دادسرای تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جریان قرار خواهد گرفت.

فائزه
فائزه از پرکارترین اعضای خاندان هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بود و در حمایت از کاندیداتوری موسوی سنگ تمام گذاشت و اتفاقاً شباهت‌هایی هم با کاندیدای مورد حمایتش داشت از این لحاظ که نیمی از دوران گوشه نشینی آخرین نخست‌وزیر، او نیز سکوت و انزوا را برگزیده بود و همانند او شکست برایش باور ناپذیر بود و واکنش‌ها و ادعاهای بعد از انتخابات این دو چهره سیاسی بعد یک و دو دهه خانه نشینی نزدیکی بسیاری با هم داشت تا آنجا که تحلیلگران این‌گونه رفتارها را ناشی از فراموشی قواعد بازی سیاسی ارزیابی کردند.

 

 
فائزه هاشمی از همان ابتدا با وجود مخالفت پیشینش با کاندیداتوری موسوی، به حمایت از او برخاست و در زمینه ساماندهی دختران فیروزه‌ای فعال شد. او در بزرگ‌ترین اجرای دختران فیروزه‌ای در مراسم سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادی در حضور خاتمی و زهرا رهنورد دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگی دانسته و در توصیف دورانی کنونی گفت: «در شرایط به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است.» او همچنین حرف تاریخی دیگری زده و گفته بود: «مطمئن هستم که اگر در اثر خطای ما این دولت پیروز شود، امر بر این آقا (احمدی‌نژاد) مشتبه می‌شود که خود را امام زمان بنامد و خطاهای گذشته را با قدرت بیشتر ادامه دهد.» این مواضع عریان دختر هاشمی رفسنجانی موجب شد تا احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی با استناد به آن بگوید: «قشنگ تشریح می‌کند و می‌گوید: دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است و ما آقای موسوی را می‌خواهیم برای این که استمرار همان راه است. یعنی اشرافیتی که جناب آقای هاشمی در کشور پایه‌گذاری کرد، قرار است ادامه پیدا کند.»
پایان انتخابات برای فائزه هاشمی اما پایان فعالیت‌های انتخاباتی‌اش نبود و از همان ابتدا در شکل‌گیری و تداوم تجمع‌ها نقش‌آفرینی ویژه‌ای کرد. او 26 خرداد، یعنی چهار روز پس از انتخابات، در تجمعی روبه‌روی جام جم مدعی شد که تمامی ناظران را هنگام شمارش و تجمع آرا بیرون کردند و صندوق‌ها از قبل پر از رأی به احمدی‌نژاد بود! او در عین حال که پایه انتخابات را مخدوش می‌دانست، تعریض‌هایی هم به رهبر معظم انقلاب داشت.
روز 30 خرداد، بار دیگر فائزه با شرکت در تجمع دیگری در خیابان آزادی، به تحریک معترضان به تداوم اغتشاشات پرداخت و به همین اتهام دستگیر شد. چندی بعد، حسین طائب، فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج درباره تحرکات فائزه هاشمی پس از انتخابات گفت: «فائزه هاشمی در تجمعی خواستار برگزاری مراسمی برای کشته شدگان در روز پنجشنبه بود اما وقتی قرار شد مقام معظم رهبری در نماز جمعه شرکت کنند، آنها این برنامه را تعطیل کرده و برای برهم زدن نمازجمعه برنامه‌ریزی کردند.»
دستگیری فائزه به همراه چهارتن از اعضای خانواده هاشمی در روز شنبه 30 خرداد در تجمع غیرقانونی چندان طول نکشید. حسن لاهوتی، فرزند فائزه همزمان با دستگیری وی، در مصاحبه با بی.بی.سی اعلام کرد که مادر و بستگانش به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی در روز شنبه دستگیر شده‌اند و وی مدعی شد که از مادرش خواسته‌اند تا متعهد شود دیگر در تجمعات شرکت نکند و ظاهراً با توجه به عدم امضای این تعهدنامه، وی همچنان در بازداشت است.
در جریان بازداشت یکروزه فائزه هاشمی، فشارها برای آزادی وی بسیار زیاد بود. تماس‌ها در نهایت، آزادی او را یکروزه رقم زد.
چندی بعد اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گزارشی که از دیدارهای هیأت منتخب مجلس با برخی از چهره‌های سیاسی ارائه داد، اعلام کرد: «آقای هاشمی گفتند که قصد داشتند بیانیه‌ای در این خصوص (حوادث پس از انتخابات) صادر کنم اما کسی نیستم که زیر فشارها اقدام به صدور بیانیه کنم، منظور ایشان از اعمال فشار، دستگیری دخترشان در اغتشاشات بود. گویا دختر آقای هاشمی به ایشان گفته بود که من برای خوردن ساندویچ به آن خیابان رفته بودم اما من را دستگیر کردند.»
اقدامات فائزه هاشمی موجب شد تا جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور با برگزاری تجمعی در مقابل دادستانی تهران، خواستار برخورد قضایی با فرزندان هاشمی شده بودند. همچنین فعالان سیاسی اصولگرا نسبت به عدم برخورد با فرزندان هاشمی تذکرهای پیاپی داده بودند. اما فائزه هاشمی خود در تجمعات غیر‌قانونی اعلام کرد که از احمدی‌نژاد شکایت می‌کند. او مدتی پس از آزادی نیز مدعی شده بود برگزاری جشن پیروزی از سوی احمدی‌نژاد اصلی اغتشاشات است.
دختر کوچک هاشمی رفسنجانی مدت کوتاهی پس از آزاد شدن در مصاحبه با یکی از سایت‌های حزب کارگزاران، ضمن تکرار ادعاهای قبلی‌اش درباره تقلب در انتخابات مدعی شد که جمهوریت از نظام رخت بربسته و تبدیل به حکومت اسلامی شده است. او در واکنش به برخورد با متهمان اغتشاشات اخیر مدعی شد که «برای افراد بی‌گناه پرونده‌سازی می‌کنند و برعکس پرونده‌دارها را به مقام و پست می‌رسانند.» او در مصاحبه خود «انقلاب مخملی» را نوعی فرافکنی خواند و گفت: «انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می‌تواند به معنی اصلاح‌طلبی و بیان مسالمت‌آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست.» او همچنین درباره اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس که در اغتشاشات دستگیر شد، هم گفت: «اعترافات کارمند سفارت انگلستان البته طبق آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه. هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه می‌کند تا سیاست‌هایشان را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمی‌کنند؟»
فائزه هاشمی، هرچند که بعد از بازداشت یک روزه، مدتی حاشیه‌نشینی کرد و غیر از حرف‌های پراکنده‌ای که در سطح رسانه‌ها از وی منتشر می‌شد، خبری از او نبود اما حضور دوباره‌اش در حاشیه مراسم16آذر و روز دانشجو در واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد و سخنرانی در جمع تعدادی از حامیان موسوی و همچنین حضوری دیگربار در میان اغتشاشگران روز عاشورای حسینی در تهران، از تداوم تحرکات او در ایام انتخابات حکایت دارد.

محسن
رفسنجانی در انتخابات دهم بیش از آنکه خود به میدان حمایت از کاندیداها بیاید تصمیم گرفت در قامت یک حامی قدرتمند برای خانواده خویش ظاهر شود و مدافع تمامی اقدامات آنها باشد. او که در جریان این انتخابات چند بیانیه با امضای خود به عنوان پسر هاشمی و رئیس دفتر ریاست مجمع تشخیص مصلحت را در کارنامه دارد، اما به واسطه مسئولیتش در مترو تهران تلاش می‌کرد تا مانند مهدی و فائزه چندان نقشش از پرده بیرون نیفتد. با این همه پس از این مناظره 13 خرداد ماه احمدی‌نژاد و موسوی، محسن هاشمی در نامه‌ای به احمدی‌نژاد مدعی شد که رئیس جمهور با دروغ و عوامفریبی می‌خواهد فضای انتخابات را «هاشمی – احمدی‌نژاد» کند اما او نگفت که چرا برپایی چنین فضایی این چنین به نفع احمدی‌نژاد است و آرای مردم را به سوی او گسیل می‌کند. چندی بعد نیز پیش از آنکه محسن مجبور به ترک دفتر پدر به دلیل ممنوعیت تصدی دوشغل همزمان شود، امضای او به عنوان رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت پای شکایت از رسانه‌های منتقد هاشمی ثبت شد. محسن هاشمی در نامه خود رسانه‌‌های مورد شکایت را «رسانه‌های معلوم‌الحال» نام برد و اظهار داشت این شکایت نه ادعایی شخصی بلکه به واسطه حفظ نظام و ولایت فقیه مطرح شده است. بار دیگر نیز نام او در کنار نام دیگر اعضای خانواده‌اش در نامه‌ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه ثبت شد. آنها در نامه خود نوشتند:‌ «ما «هاشمیان»، اما از آنجا که طرح این اتهامات، به عنوان اهرم فشار و ابزاری برای حذف هاشمی رفسنجانی به کار گرفته می‌شود و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می‌ریزد، بر احقاق حق خود پافشاری می‌کنیم.»

 


 اما چندی بعد از انتخابات مشخص شد محسن آنگونه هم که می‌خواست خود را منطقی و اهل نگارش و حرکت از مسیر‌های بدون جنجال نشان دهد نیست و در هتاکی و بی‌پرده عیان شدن چیزی کم از مهدی و فائزه جنجالی ندارد. 26 خرداد ماه همان زمان که فائزه مشغول تحریک آشوبگران بود و سخنرانی‌های ساختارشکنانه در اجتماع به اصلاح معترضان به انتخابات ایراد می‌کرد، محسن هم در مراسم افتتاح خط 7 مترو حرفهایی زد که البته در شلوغی‌های اخبار آن روزها مجال انتشار نیافت. اظهارات فرزند ارشد هاشمی، 4 روز پس از انتخابات اعتراض حاضران در جلسه را بر انگیخت. او گفته بود:‌ «ابتدا انتخابات را هاشمی - احمدی‌نژادی کردند، حالا با مشکلاتی که خود برای کشورایجاد کردند می‌خواهند فضا را خامنه‌ای- هاشمی کنند... بر بستر شایعات سوار شوند و رأی بیاورند، بگویند این رأی حلال است؟ حالا این رأی را گرفتید مگر حلال است؟ اگر اجازه دادند علیه بزرگتر از هاشمی صحبت کنند بیشتر رأی جمع می‌شود، اصلاً اگر کل انقلاب را زیر سؤال ببرند 70 میلیون رأی جمع می‌شود.» او همچنین در اعتراض به قطع بلندگو و ترک جلسه از طرف حاضران گفت: «این مردم که اینجا نشسته‌اند می‌گویند محسن هاشمی دزد است که اینجا حرف می‌زند. من اول باید ثابت کنم که دزد نیستم، بعد بگویم خط 7 را کی ساخته؟... چرا بعضی سپاهی‌ها رفتند؟ چرا نوشتند ما دزدیم؟»

فاطمه
نارضایتی پدر از وضع موجود انگیزه‌ای مضاعف برای فاطمه فرزند ارشد هاشمی رفسنجانی بود تا به جمع دیگر اعضای خانواده در حمایت از میرحسین موسوی بپیوندد. گرچه او حمایتش از موسوی را تبعیت از یک تصمیم حزبی اعلام کرده بود اما همزمان گفته بود:‌ «وقتی در خانواده بحث می‌شود ایشان می‌گویند از وضعیت موجود ناراضی‌اند و خواستار ایجاد تغییر در این شرایط هستند. آیت‌الله هاشمی معتقدند که احتیاج به تغییرات زیادی در سطح مدیریتی کشور داریم.»
گرچه او به سیاق دیگر اعضای خانواده فعالیت‌های انتخاباتی را از سر گرفت و پیش رفت اما مثل خواهرش روزهای آشوب را در خیابانها سپری نکرد و حرفهای تند و ساختارشکنانه نزد و در جریان بازداشت یک روزه خواهرش، طی تماس‌هایی با قوه قضائیه تمام تلاشش را برای آزادی او انجام داد.
فاطمه هاشمی رفسنجانی وقتی که پس از 11 سال در شهریور ماه 88 از ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص استعفا می‌داد اما در متن استعفای خود عقده‌گشایی کرد و نوشت:‌« یقین دارم آنان که با قطب بندی جامعه و بیگانه انگاری هر آن که با آنها نیست و حتی با مخالفت‌های پنهان و آشکار با اصل ولایت و امامت امت دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام را نشانه گرفته‌اند و همه منتقدان را دشمن می‌پندارند و با بیان و ادبیاتی استهزاآمیز تلاش در حذف آنان دارند و عرصه را بر خدمت خادمان تنگ کرده‌اند راه به جایی نخواهند برد.» او اما در نامه در حالی از حلقه بسته مدیریت سخن می‌گفت که اشاره‌ای نکرد که چگونه در 4 ساله دولت نهم در این سمت باقی مانده و آیا او خود مصداق حلقه بسته می‌شد یا خیر؟

یاسر
یاسر آخرین فرزند هاشمی رفسنجانی اما از همه اعضای خانواده خود در انتخابات کم حاشیه تر بوده است او که علاوه بر فعالیت‌های اقتصادی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت روزگار می‌گذراند، چهره‌ای سیاسی و رسانه‌ای نداشته است. تنها اظهار نظر انتخاباتی که از او وجود دارد نقل قولی است که مدت زیادی قبل از انتخابات محمدعلی ابطحی از وی نقل کرده است. هم زمان که حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تیغ انتقاد غیرمنصفانه علیه دولت می‌کشید، یاسر از نامزدی حسن روحانی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خبر داده بود و در عین حال حضور روحانی در عرصه انتخابات مزبور را مشروط و منوط به عدم نامزدی خاتمی در این انتخابات کرده و در صورت نامزدی خاتمی، حضور روحانی را به عنوان نامزد ریاست جمهوری بلاموضوع عنوان کرده بود. است.
گرچه در جریان اغتشاشات روز 13 آبان اخباری مبنی بر حضور او در میان اغتشاشگران منتشر شد اما او برخلاف فائزه که عضو فعال اغتشاشات است و حتی از انتشار عکس و فیلم حضورش در آشوب‌های خیابانی ابایی ندارد، حضور خود را تکذیب کرد و در تکذیبیه خود تهدید کرد که «شایعه سازان اگر عذرخواهی نکنند، در دادگاه باید پاسخگو باشند.» با این همه وقتی صحبت از ضرورت از بین رفتن حاشیه امن فرزندان هاشمی به میان می‌آید، او نیز از نگاه فعالان سیاسی دور نمی‌ماند، چنان‌که لطف‌الله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران می‌گوید: مردم انقلاب نکردند که هزار فامیل درست بشود، فامیل رده سوم آقای هاشمی در حاشیه امنیت قرار دارند؛ حالا یاسر و اینها که جای خود دارند و بعد هم کار فرزندانش به اینجا می‌رسد که اکثر اغتشاشات را توجیه می‌کنند، حضور پیدا می‌کنند و حمایت مالی می‌کنند.

منبع

جزئيات جديد از شيطنت ستاد مراسم ارتحال امام(ره) در روز 14 خرداد

جزئيات جديد از شيطنت ستاد مراسم ارتحال امام(ره) در روز 14 خرداد

يكي از دست‌اندركاران برگزاري مراسم سالگرد ارتحال امام خميني در واكنش به نامه سرگشاده محمدعلي انصاري جزئيات جديدي از شيطنت ستاد ارتحال را در گفت‌وگو با رجانيوز فاش كرد.

وي با اشاره به تأخیر در برگزاری جلسات ستاد ارتحال از سوي محمدعلي انصاري گفت: محدود کردن مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) در ادامه اقدامات قبلي مانند لغو برنامه مراسم سالگرد حاج سيد احمد آقا، خطی بود که توسط این ستاد دنبال می شد.

اين مقام مسئول ادامه داد: البته پيگيري اين خط منحصر به برنامه‌هاي سالگرد نبود، بلكه براي امام‌زدايي از  سوي اين افراد و محو بخش عمده‌اي از بيانات، خاطرات و توصیه های مهم امام(ره) كه با ابراز ناراحتی از پخش برنامه های مؤثري مانند مستند "شاخص" که آثار ارزنده ای در افزايش بصیرت مردم و آشنایی با دیدگاه‌های حضرت امام داشت، تلاش‌هاي غيرقابل انكاري انجام دادند.

وي افزود: اما از آنجا که امام(ره) و فرزند گرامی ایشان مرحوم حاج سيد احمد آقا متعلق به جمع خاصی نیستند، در راستای اجابت خواسته مردم، نهادهایی بودند که قصور ستاد را جبران كنند و به‌عنوان نمونه پس از آنكه مراسم سالگرد حاج سيد احمد خميني در مرقد امام(ره) لغو شد، با برگزاري مراسم باشكوهي اين خلأ پر شد.

اين دست‌اندركار برگزاري مراسم سالگرد ارتحال اضافه كرد: پس از مشاهده اين تعلل‌ها در خصوص مراسم سالگرد ارتحال امام، رئیس‌جمهور براي حضور مؤثر در اين ستاد به وزير كشور حكم داد. همچنين همه سازمان‌ها و نهادها به‌ویژه سپاه و بسیج، براي جبران کمبودها و كم‌كاري‌هاي ستاد به صحنه آمدند تا مراسم امسال آنچنان كه مورد تأكيد رهبر انقلاب و رئيس‌جمهور بود، با شكوه‌تر از سال‌هاي قبل برگزار شود.

وي با اشاره به خنثي شدن برخي اقدامات ستاد ارتحال برای احیا و حمایت از جریان فتنه گفت: پوسترهايي با جهت‌گیری خاص آماده كرده بودند و بسته های نمایشگاهی حاوي تصاوير امام(ره) و میرحسین موسوی، امام(ره) و بهزاد نبوی و... به بهانه وحدت جهت توزيع گسترده تدارك ديده بودند، در حالی که امام (ره) حاضر به گذشت از خیانتکاران به نظام اسلامی نبود و هزاران تن از افراد محارب را با سپردن به محکمه عدل اسلامی به دیار نیستی فرستاد.

اين مقام مسئول در خصوص ماجراي روز 14 خرداد تصريح كرد: بر اساس برنامه قبلي، از ابتدا مقرر شده بود مراسم با خیرمقدم گفتن آقای سید حسن مصطفوی، سخنرانی رئیس جمهور به‌عنوان سخنران قبل از خطبه‌ها و سپس ايراد خطبه‌های نمازجمعه توسط رهبر معظم انقلاب دنبال شود.

وي اضافه كرد: اما آقای انصاری اصرار بر اجراي برنامه خود را داشت. مسئله این بود که ستاد ارتحال خود را مجری مراسم می دانست، در صورتی که با توجه به برگزاری نمازجمعه، جایگاه و مراسم نمازجمعه، مجري، ستاد نمازجمعه بود.

اين دست‌اندركار برگزاري مراسم سالگرد ارتحال خاطرنشان كرد: به هر حال، آقایان به اطلاعیه های ستاد نمازجمعه توجه نکردند، آقاي سيد حسن مصطفوي دیر آمد تا برنامه خیرمقدم خود را لغو کند، آقای احمدی نژاد هم برابر برنامه رسمی ابلاغ شده از سوی ستاد نمازجمعه بعد از پایان صحبت های خود از مقام معظم رهبری دعوت کرد ولی سيد حسن، با اجازه مقام معظم رهبری برای صحبت پشت تربیون حاضر شد.

وي درباره اعتراض جمعيت انبوه حاضر در حرم به سيد حسن مصطفوي گفت: اين جمعيت، منحصر به صحن غربی نبود، به‌خصوص بعد از آنکه سيد حسن، جمع را محدود اعلام کرد جمعیت در ضلع شمالی حرم نيز همانطور که در تصاویر صدا و سیما هم پیداست، برخاستند و به شدت اعتراض کردند.

اين مقام مسئول با بيان اينكه حرکت مردم ربطی به مراسم نداشت، افزود: این بغض فرو خورده ای بود که در اعتراض به حمایت های آقاي سيد حسن از جریان فتنه و سکوت های مکرر در اهانت به ساحت امام(ره) و زیر سوال بردن اندیشه های متعالی و آرمان‌های ايشان توسط افراد نزدیک به وي شده بود که در روز 14 خرداد، اين بغض تركيد و از شعارهای مردمي که فریاد می زدند "وصیت حاج احمد پیروی از ولایت"، اين مسئله كاملاً‌ معلوم بود.

وي در پايان با نقل جمله‌اي از امام(ره) در منشور روحانيت مبني بر اينكه "خدا می داند شخصاً برای خود ذره‌ای مصونیت و حق امتیاز قائل نیستم. اگر تخلفی از من سر بزند مهیای مواخذه‌ام"، گفت: اهانت‌های آقاي سيد حسن و آقای محمدعلي انصاری، لگد زدن به حجت‌الاسلام شیرمردی رئیس ستاد نمازجمعه تهران، سیلی زدن به گوش وزیر کشور و حوادث دیگر پشت جایگاه که کم و بیش مردم از آنها مطلع شده اند و جای تشریح ندارد، بیانگر فاصله‌ای است که برخي منسوبین امام(ره) از راه و اخلاق ايشان پیدا کرده اند.

منبع

 

مطالبات طلبه سيرجاني و علل راهپيمايي‌هاي اعتراضي وي

مطالبات طلبه سيرجاني و علل راهپيمايي‌هاي اعتراضي وي

حجت‌الاسلام جهانشاهي گفت: متاسفانه امروز متهم اول زمين‌خواري 2500 هكتاري سيرجان به جرم هديه گرفتن 350 متر زمين از رييس اداره خود، در زندان است درحالي‌كه مجرمين اصلي هنوز آزادانه به فعاليت خود ادامه مي‌دهند.

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام جهانشاهي معروف به طلبه سيرجاني از جمله نام‌هاي بوده كه در دو سال اخير در زبان‌ها جاري شده است. نحوه اعتراض اين طلبه سوالاتي را در جامعه به‌وجود آورده است؛ برخي‌ها مي‌گويند وي مراحل قانوني را طي نكرده است، بعضي‌ ديگر مي‌گويند مطالبات وي كلي بوده و موجب عدم نتيجه و نهايتا سرخوردگي عدالتخواهان مي‌شود و يا مواردي از اين دست.
او هم اكنون بعد از ماهها پيگيري مطالبات مردم سيرجان از طريق قانوني و تحمل نزديك به 8 ماه زندان و دوبار پياده روي اعتراضي، در حرم حضرت عبدالعظيم(ع) اقامت دارد و جالب اينكه براي اسكان حتي يك اتاق هم از او مضايقه شده بشكلي كه شبها را در محوطه باز اطراف حرم مي‌گذراند.

متن گفتگوي فارس با طلبه سيرجاني درباره مطالباتش بدين شرح است:

*چگونگي آغاز ماجرا

جهانشاهي درباره آغاز حركت خود براي دفاع از حق مردم سيرجان گفت: اعتراض من در ابتدا در سيرجان به ضرب و شتم يك جانباز 65 درصد توسط برخي مسئولان انتظامي شهر و عدم توجه مسئولين به خواسته بحق اين جانباز بود كه متاسفانه عليرغم تمام تلاشي كه كردم نتوانستم حق وي را ادا كنم.
جهانشاهي با بيان اينكه بعد از گذشت 4 سال از ماجراي برخورد نيروي انتظامي با اين جانباز هنوز پاسخي از سوي مسئولان دريافت نكرده است و اين مسئله جزو مطالبات كنوني‌اش است، خاطرنشان كرد: البته ماجراي اين جانباز به اينجا كشيد كه وي را محاكمه كردند و قاضي به جرم اينكه اين جانباز به برخي از مسئولان شهر اهانت كرده وي را محاكمه كرد و در پاسخ به اين سؤال كه چه اهانتي كرده است گفت كه اين جانباز به برخي مسئولان شهر گفته كه شما به مردم خيانت مي‌كنيد.
وي افزود:‌ علاوه بر ظلمي كه در حق اين جانباز شد، متوجه شدم كه زمين‌خواري‌هاي گسترده‌اي در سيرجان صورت گرفته بود كه يكي از اعضاي شوراي شهر هم آن را اعلام كرده بود كه از اين جا بود كه من بعنوان يك روحاني وظيفه خود ديدم كه از حق مردم در برابر اين ظلم دفاع كنم.
جهانشاهي اظهار داشت: بر اساس مطالباتي كه مردم داشته‌اند بيانيه‌اي را نوشته و با امضاي هزار نفر از متدينين شهر از مسئولان شهر خواستيم تا به سؤالات آنها پاسخ بگويند؛ من اين نامه را به تهران آورده و به چندين نهاد نظارتي از جمله دادستاني كل كشور، بازرسي ويژه رياست جمهوري و مسئولان دادگستري ارائه كردم و در ارديبهشت ماه نامه ديگري با عنوان «فرياد عدالتخواهي 3» نوشته و 4 مورد زمين‌خواري را بصورت مصداقي نام برديم.
جهانشاهي گفت: متاسفانه يكي از اين زمين‌ها متعلق به يكي از نهادها بود و چون به منافع شخصي آنها لطمه خورده بود در اين باره جنجال ‌آفريني كردند.

* 2500 هكتار زمين‌خواري در سيرجان مورد تائيد مسئولان اين شهر است

طلبه سيرجاني با بيان اينكه2500 هكتار زمين‌خواري در سيرجان مورد تائيد مسئولان اين شهر است، گفت: وقتي ما وارد اين ماجرا شديم اولين اتفاقي كه افتاد جرم‌تراشي براي من بود بطوريكه برخي مسئولان شهر به يك باره برگه‌هايي را با نام موسسه ما در سطح شهر پخش كردند و از مردم خواستند براي تعاوني مسكن ثبت‌نام كنند و بر همين اساس جرم بنده را اينگونه تعريف كردند كه قصد من براي اين اعتراضات فريب مردم بوده است.
اين دانشجوي سيرجاني با بيان اينكه در سيرجان افرادي هستند كه هزار قطعه زمين دولتي را به نام خود كرده‌اند و كافي بود كه مردم از اين مسائل مطلع شوند، گفت: من به خاطر اينكه دشمن از آنچه كه واقعيت داشت، ‌سوء استفاده نكند و همانند حوادث بعد از انتخابات فرصت را غنيمت نشمارد، سكوت كردم و صبر را به بدترين فحاشي‌ها و اهانت‌ها را ترجيح دادم.
جهانشاهي با بيان اينكه بعد از مدتي به اتهام فريب مردم محاكمه شدم ادامه داد: گفته شد شاكي رئيس سازمان مسكن و شهرسازي سيرجان بود افزود:‌ رئيس سازمان مسكن و شهرسازي سيرجان به من گفت در جلسه‌اي كه با مسئولان داشتم آنها به من گفتند كه از شما به هر بهانه‌اي كه شده شكايت كنم و البته آنها دستور دادند كه به عنوان متولي زمين‌هاي سيرجان از شما شكايت كنم در حالي كه وي بعدا از بنده عذرخواهي كرد.

*بار اول 50 روز حبس شدم

وي با بيان اينكه به اين دليل به 3 ماه زندان محكوم شدم گفت: بعد از 50 روز تحمل زندان آزاد شدم و اگرچه از مسئولان زندان 4 مرتبه از من خواسته شد تا درخواست عفو بدهم اما به دليل اينكه جرمي مرتكب نشده بودم اين كار را نكردم.
طلبه سيرجاني گفت: در دوران برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي به دليل اينكه احتمال سوء‌استفاده دشمنان انقلاب را مي‌دادم سكوت كردم در صورتيكه به من مي‌گفتند اگر آن موقع به فعاليتم ادامه مي‌دادم به دليل حساسيت فضا شايد زودتر به نتيجه مي‌رسيدم.
وي افزود: پس از آزادي از زندان به دليل اينكه به مطالباتي كه براي احقاق حقوق مردم داشتم توجهي نشد و چند ماهي نيز صبر كرده بودم، اعلام كردم تا زمان شهادت حضرت زهرا (س) اگر به مطالبتم پاسخ داده نشود، اقدام به پياده‌روي خواهم كرد.
جهانشاهي با بيان اينكه 5 مطالبه را از مسئولان درخواست كرده بودم و حتي يكي از مطالبات را به عنوان كوچك‌ترين مطالبه، مخصوصا مطرح كردم تا در آينده به عنوان استدلالي مبني بر اينكه مسئولان به كوچكترين مطالبه‌ام بي‌توجهي كرده‌اند، داشته باشم، اظهار داشت: وقتي برخي مسئولان اين مطالبه كوچك يعني ملاقات با يكي از مسئولان را شنيدند خنديدند در حالي كه همين مطالبه كوچك از سوي مسئولان پاسخ داده نشد.

*براي بار دوم 6 ماه زنداني شدم

اين دانشجوي سيرجاني با بيان اينكه بعد از طي تمامي مراحل قانوني و عدم پاسخ مسئولان اقدام به پياده‌روي كردم، گفت: من در طول مسير سيرجان به تهران هيچ كاري كه منجر به سوء استفاده دشمن شود نكردم و در كل اين مسير تلاش كردم به تنهايي پياده روي كنم و اجازه ندادم كسي در اين مسير به من بپيوندد.
جهانشاهي در خصوص نحوه دستگيري‌اش گفت:‌ وقتي وارد استان فارس شدم در روز 19 تير و سي و سومين روز راه‌پيمايي بازداشت شدم.
وي با بيان اينكه از روزي كه دستگير شدم تا روزي كه محاكمه شدم 23 روز طول كشيد ادامه داد: 55 روز در زندان انفرادي شيراز ماندم البته سلول انفرادي نمي‌گويم چرا كه سلول انفرادي حداكثر شش متر است در حاليكه اين سلول 14 متر بود.

*زماني كه دلم شكست

طلبه سيرجاني با بيان اينكه هيچگاه در طول اين مدت دلم نشكسته بود گفت: يكبار كه از فرودگاه در حال اعزام به زندان اوين بودم دو مامور براي انتقال من آمده بودند.
وي افزود: اين دو مامور جلوي ماشين نشستند و بنده را عقب ماشين نشاندند و دست راستم را به دستگيره راست و دست چپم را به دستگيره چپ درب اتومبيل با دستبند بستند در صورتيكه به اين كار احتياجي نبود.
جهانشاهي ادامه داد: از اين برخورد خيلي دلم شسكست چراكه من دزد يا قاتل و يا فراري نبودم كه اينطور با من برخورد شود ولي به هرحال براي خود اينطور توجيه كردم كه آن مامور هم در حال انجام وظيفه خود است.
جهانشاهي با بيان اينكه پس از تحمل زندان در شيراز 6 ماه را نيز در زندان اوين گذراندم، تاكيد كرد: پس از گذراندن 6 ماه حبس با دستور يكي از مسئولان نظام آزاد شدم.

*در زندان برايم روانپزشك آوردند

وي با بيان خاطره اي از زندان شيراز گفت: در 12مرداد 87 كه عصرش جلسه محاكمه بود ابتدا مرا بردند پزشكي قانوني و بالاخره پيش يك خانم روانپزشك رفتيم.
وي افزود: خانم دكتر پرسيد مشكل چيست گفتم نمي‌دانم من داشتم از سيرجان با پاي پياده مي‌رفتم تهران مرا دستگير كردند و آوردند اينجا. گفت مگر پياده‌روي جرم است، گفتم نمي‌دانم از دادگاه ويژه روحانيت شيراز بپرس. متوجه شد كه ماجرا چيست. گفت براي چه مي‌رفتي تهران گفتم براي دادخواهي. گفت دادت را گرفتي؟ گفتم بله، اينجوري و اشاره كردم به وضعيتي كه دارم. خنديد.

*بجاي محاكمه زمين‌خواران افرادي را دستگير كردند كه متهم رديف اول 350 متر زمين هديه گرفته بود

طلبه سيرجاني با بيان اينكه مسئولان شهر براي سرپوش گذاشتن بر اين پرونده 4 نفر را به عنوان مجرمان زمين‌خواري محاكمه كردند به طوري كه متهم پرونده اول تنها 350 متر زمين هديه گرفته بود، گفت: يكي از مطالبات من اين بود كه قوه قضائيه به پرونده اين 4 نفر كه توسط مسئولان شهرستان قرباني زمين‌خواران شده بودند رسيدگي كند يعني قصد ما برخورد با زمين‌خواران بود اما متاسفانه با چند بي‌گناه به جاي زمين‌خوار برخورد شد.
وي با بيان اينكه سخنگوي قوه قضائيه در كنفرانس مطبوعاتي در پاسخ به سؤال خبرنگاران گفته بود كه 4 متهم پرونده زمين‌خواري سيرجان را بازداشت شده‌اند گفت: نفر اول اين پرونده كه به تحمل 10 سال زندان، 40ميليون جريمه نقدي و انفصال دائمي از مشاغل دولتي محاكمه شده بود فقط به خاطر 350 متر زمين به دادگاه احضار شده بود.
جهانشاهي با بيان اينكه جريمه 40 ميليوني نشان مي‌دهد كه زمين مورد نظر دادگاه 20 ميليون تومان ارزش مالي داشته است، ضمن ابراز تاسف از رفتار قوه قضائيه گفت: متاسفانه ما خون 400 هزار شهيد و زحمات رهبر معظم انقلاب را فراموش كرده و به ظلم‌هاي مفسدان عليه ملت عادت كرده‌ايم.
طلبه سيرجاني با بيان اينكه خودش را به خاطر محاكمه بي‌گناهان به جاي دانه‌درشت‌ها نخواهد بخشيد، تصريح كرد: اين 4 قرباني كه زمين‌هاي كوچك و كم ارزش خود را از رييس اداره هديه گرفته بودند به جاي دانه‌ درشتان محاكمه شدند و زندگي آنها از هم پاشيد كه اگر من اين كار رانمي‌كردم چه بسا اين بي‌گناهان نيز محاكمه مي‌شدند.

*برخورد با مفاسد اقتصادي سيرجان از جمله مطالبات من است

طلبه سيرجاني در ادامه يادآور شد: شايد برخي ها فكر كنند كه من با مطالبه برخورد با مفاسد اقتصادي اقدام به راهپيمايي كردم در حالي كه اينطور نيست چراكه بنده خود را در جايگاهي نمي‌بينيم كه بخواهم براي چنين مسئله‌‌ بزرگي شخصا اقدامي انجام دهم.
وي افزود: من مطالباتي دارم كه مربوط به سيرجان و مردم آن است و معتقدم اگر همه مردم و دلسوزان درباره مفسده هاي اتفاق افتاده سكوت نكنند برآيند آن يك مطالبه ملي خواهد بود.
طلبه سيرجاني گفت: عنوان مبارزه با مفاسد اقتصادي يك عنوان كلي است درصورتيكه خواسته من يك خواسته مشخص و معلوم و قابل پيگيري است.
جهانشاهي با بيان اينكه مطالباتش را دنبال خواهد كرد، گفت: متاسفانه در حالي كه براي رسيدن به اهدافم مطالبات خود را از طرق مختلف دنبال كرده‌ام اما هنوز هيچ كس به كوچكترين مطالبه من توجهي نكرده و حتي كسي حاضر نشده است سخنان مرا بشنود.
طلبه سيرجاني با بيان اينكه مطالبه فعلي من اين است كه يكي از مسئولين حرفم را بشنود، ابراز داشت: من از قبل اعلام كرده بودم كه اگر مسئولان به مطالباتم بي توجهي كنند از 20 تير سال 88 راهپيمايي خود را ادامه خواهم داد اما اين ايام با حوادث بعد از انتخابات همراه شد و من به ناچار و براي مصلحت نظام صبر كردم.

*قبل از راهپيمايي دوم نامه‌اي به كميسيون اصل 90 مجلس نوشتم

وي با بيان اينكه بعد از حماسه 9 دي و آرام شدن فضاي جامعه، در 28 دي ماه نامه اي به مجلس شوراي اسلامي نوشته و از آنها خواستم تا در خصوص ظلم‌هاي كه به مردم سيرجان وارد شده بود پاسخگو باشند.
جهانشاهي با بيان اينكه اين نامه چندين بار به كميسيون اصل 90 مجلس رفته و از نمايندگان قول گرفته بود تا ظرف 2 ماه به مسائل و مطالباتش رسيدگي كنند، گفت: بعد از 2 ماه و نيم تحمل، گفتند كه كميسيون اصل 90 صلاحيت رسيدگي به اين موضوع را ندارد چرا كه بحث به دادگاه ويژه روحانيت برمي‌گردد.
وي افزود: پس از تلاش بسيار از راههاي قانوني و عدم نتيجه دو مرتبه مسير قم تا تهران را به نشانه اعتراض پياده روي كردم و هم اينك نيز در حرم حضرت عبدالعظيم اقامت دارم.

*از رييس جمهور انتظار داشتم در مورد مفاسد صورت گرفته در سيرجان اقدامي صورت دهند

اين طلبه سيرجاني با بيان اينكه احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور نهم و دهم شعار عدالت خواهي را سر لوحه خود قرار داده و اعلام كرد كه هركس ظلمي را مي‌بيند فرياد بزند، از رئيس جمهور ابراز گلايه كرد و گفت: اين سخنان رييس جمهور بسيار اميدبخش بود و نشان داد ايشان در اين راه مصمم هستند.
وي افزود: آقاي احمدي نژاد گفت كه عدالت خواهي را فرياد بزنيد و من به عنوان يك طلبه اين كار را كردم تا به گوش رئيس جمهور برسد اما گويا يا به گوش ايشان نرسيده است كه اين خود يك ضعف است و يا اينكه ايشان به اين مسائل بي اعتنا است كه اميدواريم اين گونه نباشد.
وي افزود: از رييس جمهور انتظار داشتم در مورد مفاسد صورت گرفته در سيرجان اقدامي صورت مي‌دادند.

*با تيغ دو لبه مسئولان و بدنه عدالت‌خواهي در جامعه بايد با اژدهاي 7 سر برخورد كرد

طلبه سيرجاني حركت اعتراضي خود را با بركت‌هاي فراواني توصيه كرد و گفت: متاسفانه يك فرهنگ غلط در بين مسئولان ما شكل گرفته است كه آنها حاضر نيستند به مطالبات عمومي پاسخ دهند من تلاش خواهم كرد تا اين فرهنگ غلط را در بين مسئولان و دلسوزان انقلاب بشكنم.
جهانشاهي در ادامه گفت: من امروز براي برخي مسئولين متاسفم چرا كه مقام معظم رهبري فرموده بودند اژدهايي 7 سر وجود دارد اما آنها از اين نكته غافل شدند.
وي افزود: زماني كه مقام معظم رهبري از اژدهاي 7 سر سخن مي‌گويد در حقيقت معناي اين است كه آقا مي‌فرمايد كه به خاطر مصالح نظام كوتاه آمده است و نبايد عدالت خواهان هم كوتاه بيايند و من يقين دارم كه اين اژدهاي 7 سفر دست مقام معظم رهبري را در امور داخلي كشور بسته است و اين در حالي است كه مقام معظم رهبري همچون يك‌تنه در مقابل تمام جهان كفر ايستاده است.
اين طلبه سيرجاني از حاميان عدالت خواهي خواست تا براي برخورد با اژدهاي 7 سر وارد عمل شود و افزود: اميدوارم اكنون كه زمان مقابله و برخورد با اژدهاي 7 سر رسيده است جريان عدالت خواه ولايتمدار سكوت نكند و در اين جهاد وارد شود و من به اين جهاد كه منجر به نابودي اژدهاي 7 سر خواهد شد بسيار اميدوارم.
وي با بيان اينكه به عنوان يك روحاني بسيجي معتقدم كه حتي در اين صورت كه روساي قواي وظايف خود را به طور احسنت انجام دهند باز هم پايان كار نخواهد بود، تاكيد كرد: برخورد با اژدهاي 7 سر يك تيغ دو لبه مي‌خواهد كه يك لبه آن مسئولان نظام و لبه ديگر بدنه عدالت خواهي در جامعه است.
جهانشاهي در پايان گفت كه فرياد عدالت خواهي‌اش را براي رضاي خدا و در راستاي مطالبات مقام معظم رهبري دنبال خواهد كرد و از هيچ رنجي در اين راه آزرده نخواهد شد.
منبع

ریشه فتنه گذشته، درگیری سکولارهای مسلمان و طرفداران مدرنیته اسلامی باجریان تمدن اسلامی بود

تحلیل حجت الاسلام میرباقری در برنامه دیروز، امروز، فردا
ریشه فتنه گذشته، درگیری سکولارهای مسلمان و طرفداران مدرنیته اسلامی باجریان تمدن اسلامی بود

استاد میرباقری پیرامون انتخابات دهم ریاست جمهوری و فتنه پیرامونی آن عنوان داشتند که اگر تحلیل کلان و فرهنگی از حوادث سال گذشته داشته باشیم ریشه درگیری را در شکاف ایدئولوژیک بین سه جریان فکری-سیاسی سکولاریستهای مسلمان، مدرنیته اسلامی و تمدن اسلامی می بینیم.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام سید محمد مهدی میرباقری-مسئول فرهنگستان علوم اسلامی- هفته گذشته با حضور در برنامه دیروز، امروز، فردا به گفتگو پیرامون امام و تحلیل انقلاب اسلامی پرداختند.در ابتدا ایشان با شروع از مقایسه انقلاب اسلامی با رنسانس فرمودند: از پنج قرن گذشته به این طرف در برابر رنسانس هیچ انقلاب جدی دیگری به غیر از انقلاب اسلامی به وجود نیامده است.رنسانس به عنوان انقلاب روشنگری به سرعت از مرزهای غرب گذشت و مدعی جهانی سازی سکولاریزم شد.در برابر رنسانس، انقلاب اسلامی از شرق آغاز شد و در اولین قدم کمونیسم را فتح کرد و فروپاشی شوروی اوج این فتح است و در ادامه نیز وارد برخورد تمدنی با مدرنیته و جریان پس از رنسانس شده است.

اگر تحلیل درستی از ریشه‌های انقلاب نداشته باشیم نمیتوانیم درک کنیم که چرا همراهی با انقلاب و آرمانهای امام سخت و دشوار است.امام در روزهای آغازین نهضت به همراهان فرموده بودند که ما به دنبال سه آرمان هستیم که یکی حکومت دینی در کشور است و دو آرمان دیگر نیز ایجاد بیداری و احیای هویت جهان اسلام و ایجاد عدالت خواهی معنوی بر محور توحید در جهان است.

امام به سرعت به آرمانهای خود نزدیک شدند و در کمترین زمان دولت را تشکیل دادند و جریانهای داخلی را هدایت و برخی را مهار نمودند و نظام مورد نظرشان را با مشارکت ملت ایجاد نمودند که همان نظام جمهوری اسلامی باشد و جریانات نیز مقاومتهای بسیاری داشتند.در ادامه با تسخیر لانه جاسوسی و خروج انقلاب از مرزهای ایران موفق شدند که انقلاب را تبدیل به حقیقتی جهانی نمایند.با فروپاشی شوروی و خروج پرچم عدالت خواهی از دست مارکسیستها گامی دیگر برداشته شد.در طول هشت سال جنگ تحمیلی نیز که امام آن را تبدیل به جنگ ایمان و کفر نمودند علاوه بر پرورش نیروی انسانی، موفق شدند فرهنگ داخلی را تثبیت و با مقاومت، ایمانی برای بیداری معنوی در جهان ایجاد نمایند.


در ادامه استاد میرباقری با قرائت بخشهایی از پیام حضرت امام خطاب به آسیب دیدگان جنگ تحمیلی که در دوم فروردین سال شصت و هشت صادر شده بود، اشاره نمودند که آرمان این انقلاب مبارزه در عرصه جهانی با استکبار و جریان تجدد بوده است که حتی تا آخرین روزهای حیات امام نیز به طور صریح و قاطع بیان شده است.

جملات امام در پایان جنگ شاهد این مدعاست که امام یک لحظه هم از جنگ پشیمان نیستند و میفرمایند که دفاع هشت ساله ما بیداری مردم آفریقا و اروپا و فتح فلسطین را در پی خواهد داشت.

آنچه غرب را دچار پارادکس کرده است این است که با وجود اقتدار ظاهری نمیتواند به ماتعرض کند.با اینکه هشت سال است که نیروهای خود را به همراه ناتو در اطراف ایران به شکل کمربند مستقر کرده، اما جرات کشیدن این کمربند را ندارد و این ترس از شکلگیری مقاومت ایمانی در عرصه جهانی است.

ایشان اظهار داشتند که جریانهای مختلف با پیشفرضهای خود به بیانات امام میپردازند و چالشهای امروز جریانهای سیاسی نیز چالش فکری است که به علاوه مسائل شخصی و روحی تبدیل به اختلاف در موضعگیری شده است.

رئیسفرهنگستان علوم اسلامی، انقلاب اسلامی را انقلابی ذاتاً اسلامی دانستند و بیان داشتند که انقلاب اسلامی، انقلابی طبقاتی یا دموکراتیک نبود که امام آن را به نفع اسلام مصادره کرده باشد.انقلاب اسلامی دارای ظرفیت جهانی شدن است ولی عدهای از ابتدا با صدور انقلاب مخالف بودند و علت آن نیز نداشتن درک درست از آرمان امام و انقلاب اسلامی بود.اما امام نشان داد که انقلاب این ظرفیت را داراست و به سرعت از مرزها خارج شد.

اگر انقلاب اسلامی را مدعی جهانی شدن و فتح قلل جهانی بدانیم، بیتردید صفآرایی گستردهای در برابر آن شکل خواهد گرفت و این صفآرایی امروز اتفاق افتاده است.بنابراین اصلیترین چالش انقلاب اسلامی تقابل با تمدن مدرن با داعیه جهانی شدن است و بزرگترین بحران جهان اسلام نیز سکولاریزم است.

این استاد حوزه علمیه سکولاریزم را ایده و شعار اصلی غرب عنوان کردند که میخواهد عرصه حیات اجتماعی بشر را بدون دخالت وحی و انبیاء اداره نماید.پس پایگاه فتنه در جهان اسلام جریان مدرنیته است و برای یکبار جهان اسلام باید حساب خود را با این جریان تمدنی صاف کند. این درگیری یک منازعه جهانی بین تمدن اسلام و تمدن غربی است و روشن است که همانند نفوذ ما در دل دنیای غرب با صدور انقلاب و رشد اسلام خواهی در اروپا، غرب نیز در درون دنیای اسلام نفوذ کرده و جریان سازی و شبکه سازی کرده است.گرایشهای مختلف در دنیای اسلام نیز تحت تاثیر همین تقابل و درگیری شکل گرفته اند.

ایشان اظهار داشتند که غرب به دنبال مدیریت ایدئولوژیک جهان است و تلاش میکند تا اسلام را تبدیل به خرده فرهنگ کند و نامه شصت تن از استادان دانشگاههای آمریکا پس از یازده سپتامبر به رئیس جمهور وقت آمریکا گواهی بر این مدعاست.در طرف مقابل امام نیز جنگ را جنگ کفر و ایمان و جنگ فقر و غنا نمودند و فرمودند جنگ ما تا اهتزاز پرچم اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّد رسول الله بر فراز قلل رفیع جهانی ادامه دارد و این دو بیان به طور واضح نشان میدهد که دو جریان کاملاً متضاد در عرصه جهانی وجود دارد.

استاد میرباقری درباره نفوذ غرب در دنیای اسلام فرمودند که غرب نفوذ داشته اما نه نفوذ و یارگیری سیاسی.چون ادعا و اثبات یارگیری سیاسی مشکل است ولی جریان سازی فکری و فرهنگی داشته و سابقه آن هم به دو قرن پیش بازمیگردد.وقتی عقلانیت تخصصی غرب به عنوان تنها راه توسعه و رسیدن به سعادت معرفی میشود و آن عقلانیت در داخل دنیای اسلام مبنای مدیریت قرار میگیرد، در واقع در حال نهادینه سازی تمدن غربی در جهان اسلام هستند.این نفوذ در حال شفاف شدن است و درک این خطر نیز به تبع انقلاب اسلامی ایجاد شده است.

مسئول فرهنگستان علوم اسامی در ادامه به طبقه بندی جریانات حاضر در بدنه دنیای اسلام پرداختند و گفتند که سه جریان در دنیای اسلام وجود دارد که اینها در تقابل اسلام و غرب به صورت تدریجی و آرام شکل گرفتهاند.طرفداران این جریانات نیز همگی مسلمان هستند، نماز میخوانند و محکوم به اسلاماند، اما قرائتهای متفاوتی از اسلام، غرب و انقلاب اسلامی دارند.

این سه جریان که عبارتند از؛ سکولاریستهای مسلمان، مدرنیته اسلامی و تمدن اسلامی علاوه بر سه حوزه ذکر شده در شیوهها و الگوی اداره حکومت و دولت نیز تفاوتهای اساسی دارند.ایشان اشاره کردند که این سه جریان فکری در کشور ما نیز حضور دارند و ریشه اختلافات سیاسی نیز به درگیری فکری این سه بازمیگردد.

استاد میرباقری سکولاریستهای مسلمان را جریانی دانستند که اسلام را خرده فرهنگ میداند و برای آن ظرفیت جهانی شدن قائل نیست و این را با صدای بلند اعلام میکند و در برابر غرب کاملاً منفعل است.

جریان مدرنیته اسلامی هم همچنان به دنبال ژاپن اسلامی و مالزی دوم است و احساس میکند که نسبت به آنها عقب مانده است.اما طرفداران تمدن اسلامی به دنبال تغییر کل نظام جهانی هستند و میخواهند به سمت عصر ظهور حرکت کنند.

این استاد حوزه علمیه هر دو جریان سکولاریستهای مسلمان و مدرنیته اسلامی را به عنوان مسلمانان میانه رو و سازشکار نام بردند و اظهار داشتند با وجود تحلیلهای مختلفی که هر یک از این دو گروه سازشکار از انقلاب و اسلام دارند اما در راهکارهای اداره کشور به یک نقطه میرسند.

کسانی که کشور را در دورههای بازسازی و اصلاحات مدیریت کردند همگی از سکولاریستهای مسلمان نبودند اما چون به دنبال تغییر موازنه جهانی و ایجاد حکومت جهانی اسلام نبودند به راه دیگری رفتند و عملاً به سازوکارهای مدیریتی غرب نزدیک شدند.

در دوره بازسازی شیوه برنامهریزی اقتصاد محور و بر مبنای اقتصاد لیبرالی بود.هر چند با ورود این برنامه کشور به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و این به قدرت انقلاب اسلامی بازمیگردد، الحمدلله نتوانستند در این دوره اقتصاد لیبرالیستی را به طور کامل محقق کنند و ما این را علامت رشد انقلاب میدانیم.

در دوره اصلاحات نیز محور توسعه سیاسی را لیبرال دموکراسی قرار دادند و از همان ابتدا نیز زمزمه تغییر قانون اساسی و حذف ولایت فقیه مطرح شد.

ایشان در پاسخ به این سوال که شاید مشکل از این جریانات نباشد و شاید انقلاب دارای چنین ظرفیتی برای جهانی شدن و اداره زندگی اجتماعی نباشد بیان داشتند؛ اگر چنین بود باید بعد از دوره اصلاحات ما شاهد نظامی کاملاً سکولار میبودیم و ملیمذهبیها و لائیکها بر سر کار میآمدند اما اینگونه نشد.در حالیکه پیش بینی غرب و جریانات سکولار داخلی همین بود.

ایشان در ادامه افزودند: در حال حاضر ما با دو مشکل جدی روبرو هستیم.اول اینکه چارچوب روشنی برای تشخیص جریانهای طرفدار اسلام انقلابی و اسلام سازشکار از هم در دست نداریم و دیگر اینکه باید از مرز عقلانیت غرب عبور کنیم.

استاد میرباقری پیرامون انتخابات دهم ریاست جمهوری و فتنه پیرامونی آن عنوان داشتند که اگر تحلیل کلان و فرهنگی از حوادث سال گذشته داشته باشیم ریشه درگیری را در شکاف ایدئولوژیک بین همین سه جریان فکری سیاسی کشور می بینیم.

ایشان با قرائت بخشهای مربوط به آقای هاشمی در خطبه تاریخی رهبر معظم انقلاب در خرداد ماه 88، ریشه اختلاف را فکری و در موارد سه گانه مورد اختلاف ایشان و آقای هاشمی در موضوعات سیاست خارجی، عدالت اجتماعی و فرهنگ دانستند.ایشان این اختلاف را ریشه درگیریهای انتخاباتی عنوان داشتند.

ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا تغییر رویکرد پس از تیر 84 را در مسیر انقلاب اسلامی میدانید، اظهار داشتند که در جهتگیریها و در مقیاس توسعه آری، اما در برنامههای کلان و خرد نه.و این هماهنگ نبودن نیز به موانع پیشروی انقلاب بازمیگردد.چرا که ما عقلانیت خود را تولید نکردهایم و این بزرگترین چالش پیشروی انقلاب اسلامی است.

ایشان در ادامه برای هر سه جریان سکولارهای مسلمان، طرفداران مدرنیته اسلامی و جریان تمدن اسلامی حق حیات سیاسی قائل شدند و اظهار داشتند که انقلاب در حال پیشروی است و از عقلانیت غرب عبور خواهد کرد و به دنبال این پیشروی بخش اصلی جریان مدرنیته اسلامی و برخی از طرفداران سکولارهای مسلمان نیز به جریان تمدن اسلامی خواهند پیوست.

ایشان نهضت علمی فراگیر و انقلاب فرهنگی را راهکار و مسیر آینده انقلاب اسلامی دانستند و فرمودند که بومیسازی علم غربی از رسیدن به قلههای آن میگذرد که مسیری صعبالعبور و سخت است و در این راه عموم دانشگاهیان و حوزویان همراه انقلاب خواهند بود.

نکته جالب توجهی که در بخشی از صحبتهای استاد میرباقری بیان شد تفکیک بین عناصر قانونشکن از جریانات فکری سیاسی بود.ایشان اظهار داشتند که برای عناصر قانون شکن فضایی برای مشارکت و حضور در رقابتهای بعدی نیست ولی جریانات فکری مانند جریان مدرنیته اسلامی باید فضا داشته باشند و مردم نیز حق انتخاب بین این جریانات را داشته باشند اما در فضایی شفاف و با روشن بودن مرز فکری آنها نسبت به اسلام، انقلاب و غرب.

ایشان جریانهای سکولارهای مسلمان و مدرنیته اسلامی را منطبق با خط اصیل امام و انقلاب ندانستند اما راه حل رفع نزاعهای درون کشور را نیز برخورد با اقتدار سیاسی ندانستند.

استاد میرباقری فرمودند:من معتقدم که انقلاب اسلامی قدرت بقا و ظرفیت جهانی شدن را دارد و به تبع قدرت عبور از این چالش فکری را نیز داراست.نباید فرض کنیم که انقلاب قدرت حل و فصل فرهنگی این شکاف ایدئولوژیک را ندارد.بر عکس انقلاب در این زمینه توانمند است و راه حل آن نیز انقلاب فرهنگی است.

ایشان شروع انقلاب فرهنگی را از نقد علوم انسانی دانسته و گفتند وقتی ما مفاهیم و نظریات سکولار را عریان و بدون نقد در دانشگاهها تدریس میکنیم، طبیعی است که این اتفاقات و درگیری‌ها رخ خواهد داد.

استاد میرباقری انقلاب فرهنگی را درگیرشدن با عقلانیت مدرن دانسته و شروع آن را از نقد علوم انسانی غرب عنوان کردند.ایشان با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب پس از انتخابات عنوان کردند که بیانات رهبری پیرامون علوم انسانی پایگاه مشروعیت غرب را زیر سوال برد.

ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در پایان افزودند که انقلاب فرهنگی به معنای تعطیلی دانشگاهها و منزوی شدن اساتید و دانشجویان نیست بلکه معنای آن رسیدن به قلههای علم مدرن و نقد و عبور از آن است و همین دانشگاهیان نیز فرماندهان و افسران انقلاب اسلامی در این نبرد خواهند بود.

اگر انقلاب اسلامی نتواند این نبرد را فعال کند و این فرماندهان و افسران را در جبهه خود قرار دهد، غرب ما را خواهد گرفت و در خود منحل خواهد ساخت ولی مطمئن باشید چنین روزی اتفاق نخواهد افتاد ان شاء الله.

منبع