تحلیل برخی شنیده ها

یکشنبه چهارم مهر 1389

اسامی فامیل های آقای هاشمی رفسنجانی

............. آقای  هاشمی

هاشمی در بیمارستانبعد از ترور در بیمارستان

 

طبق گفته فاطمه خانم دختر ارشد ایشون  آقای هاشمی پدری آرام هستند.

ایشان بسیار خوش خوراک هستند.از بین غذاها ایشون به کباب علاقه خاصی دارند

 . و یکی از عادت های ایشون نوشیدن  چای ."  بخصوص بعد خواب است .

ایشون تا همین چند ماه پیش هیچ دارویی مصرف نمیکرد اما تازهگی ها مجبور به مصرف دارو شده بودند. .

تو ورزش ها ایشون به شنا علاقه دارند. البته توصیه پزشکان هم مسبب بوده است.

 و عاشق جهانگردی هستند اما شرایطشو ندارند چون خودشون میگن هر جا باشم باید کلی پاسدار رو باخودم بکشم اینور بکشم اونور.عکس زیر عکسی قدیمی از زمان جنگ تحمیلی است"

هاشمی

 

از راست مهدی محسن یاسر فاطمه فائزه  هاشمی

آقا محسن با دختر دخترخالشون  اعظم خانوم ازداوج کردن 3 پسر دارند. احسان . عماد . علیرضا

فاطمه خانم همسر آقای سعید  لاهوتی  یک دختر دارند.سارا.

که سارا خانوم دو دختر دارند.لیلا و مریم

فائزه خانم همسر حمید لاهوتی یک دختر (مونا)  ویک پسر (حسن) دارند.

آقا مهدی اسم همسرشون فرشته است دختر عمو پسر عمو هستند. دو پسر دارند فواد و یاسین .

آقا یاسر هم با مریم  ( دختر پسر خالشون)  ازدواج کرده اند و یک فرزند دارند به نام لیلی

فائزه و فاطمه و آقای لاهوتی .

 

عفت مرعشی

عفت مرعشی همسر آقای هاشمی در جوانی"

مادر خانم هاشمیمادر خانم آقای هاشمی "

 

 

با خانواده

 

خانه پدری

 عکس زیر فبلم تبلیغاتی آقای هاشمی در سال84  .مشورت با خانواده برای کاندیدشدن.

دیدار دانشجویان با اقای هاشمی در سال 1384 یکی از فعالیت های تبلیغاتی ستاد انتخاباتی ایشون"

فاطمه و محسن ( اون هاخانم و آقایی که در عکس نشسته اند)بهترین فرزندان آقای هاشمی از نظر آیت الله مهدوی هستند.

فاطمه خانوم خیر  هستند و در مورد بیماران خاص بسیار زحمت میکشن.

آقا محسنم دست راست مجمع تشخیص مصلحت هستند که در چند سالی که در مجمع بودن هرگز حقوقی نگرفتن.

آقایی که پشت سر آقا محسنه آقا مهدی پسر جنجالی و بسیار خبر سازرسانه ای هاشمی هستند.

من نظری نسبت به ایشون ندارم.اصلا نمیشناسمشون . ااا انقد گیر ندید من چه میدونم

 ----شجره نامه فامیلی

 

حسن لاهوتی فرزند خانوم فائزه هاشمی

 متولد 1366هستند و در حال حاضر دانشجو اند.

 و در لندن درس میخونن...............

آقای حسین مرعشی

 برادر خانوم آقای هاشمی (اون کوچولو نوه آقا حسینه)

همسر فائزه خانم آقا حمید که  پسر بزرگه آقای لاهوتی هستن و ایشون دندانپزشک  هستند.

فازه خانم در دفتر کار

البته ایشون گفته اند هرگز بابت کار در سازمان پولی نگرفته اند"

 به علت عدم دریافت بودجه  انجمن ورزش زنان تعطیل شد . ولی فرای سیاست ورزی خدایش برای خانم ها خیلی بد شد"

 

 

مونا لاهوتی دختر فائزه خانوم .ایشون هم ازدواج کرده اند

 

منبع

نوشته شده توسط محمد در 22:41 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوم مهر 1389

مسافرت فائزه هاشمی به پاریس و استقرار در منزل دختر مرعشی

مسافرت فائزه هاشمی به پاریس و استقرار در منزل دختر مرعشی

در ادامه سفرهای اعضای خانواده آقای هاشمی رفسنجانی به کشورهای خارجی، فائزه هاشمی و دخترش (مونا لاهوتی) چند روز قبل به فرانسه عزیمت کردند.

به گزارش رجانيوز، طبق گزارش‌های موثق از چند تن از ایرانیان مقیم فرانسه، فائزه و دخترش در منزل مریم مرعشی (دختر حسین مرعشی) در پاریس مستقر شده‌اند و احتمالاً در راستای تحرکات اخیر خود از جمله مصاحبه وی با رادیو فردا با برخی از نزدیکان ملاقات خواهند کرد.

مریم مرعشی ساکن تهران است ولی به فرانسه ترددهای زیادی دارد و در آنجا نیز خانه‌ای تهیه کرده است. وی دارای یک NGO به‌نام "زنجیره امید" است که تحت این عنوان، ارتباطات تنگاتنگی با سفارتخانه‌ها و بیگانگان دارد و در جریان فتنه سال گذشته نیز فعال بوده است.

راه‌اندازی و بهره‌برداری از مؤسسات و NGO ها از ترفندهای دشمنان کشور در براندازی نرم است که در پوشش افراد و مؤسسات عام المنفعه انجام می‌شود.

خبر مرتبط:

مهدی هاشمی کجاست؟

فانزه هاشمی: اگر دختر بابام نبودم، الان زندان بودم!

سه‌گانه جنگ رواني امریکا عليه ايران

 

منبع

نوشته شده توسط محمد در 10:46 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم شهریور 1389

اخبار جدید از سفرهای متنوع خارجی اعضای خانواده هاشمی

مهدی هاشمی کجاست؟
اخبار جدید از سفرهای متنوع خارجی اعضای خانواده هاشمی

خبرنگار رجانیوز به اخبار جدیدی از سفرهای متنوع خارجی اعضای خانواده هاشمی طی روزها و هفته‌های اخیر دست یافت.

بنا بر این گزارش، فاطمه هاشمی، محمد هاشمی، فرزندش حسن و فرشته هاشمی (همسر مهدی هاشمی) صبح چهارشنبه عازم ترکیه شدند.

با توجه به برخی ارتباطات خاص مهدی هاشمی با وساطت برخی نزدیکان، فرشته هاشمی راضی شده است که پس از ماه‌ها دوری و قهر به ملاقات همسر خود (مهدی) برود.

این سفر با عنوان بنیاد بیماری‌های خاص و تحت پوشش سرکشی از مناطق درمانی ترکیه! انجام شده است.

مهدی هاشمی که به‌تازگی از لندن به امارات رفته بود، در ترکیه به خانواده خود ملحق شده است.

قرار بود در این سفر عفت مرعشی (همسر آقای اکبر هاشمی رفسنجانی) نیز آنان را همراهی کند اما بنا به برخی دلایل به این سفر نرفته است.

گزارش دیگر حاکی است محمد لاهوتی (داماد فاطمه هاشمی) نیز به فرانسه عزیمت کرده است.

همچنین سارا لاهوتی (دختر فاطمه هاشمی) چند روز قبل همراه فرزندش به امارات رفت. وی چند هفته قبل نیز برای خرید منزل مسکونی به امارات رفته بود.

گزارش دیگری حاکی است محسن هاشمی که همراه خانواده، فرزندان و عروس خود در استرالیا به‌سر می‌برد، روز سه‌شنبه به تهران بازگشته است.

یاسر هاشمی نیز در همین روز (سه‌شنبه 23/6/89) به همراه خانواده‌اش، تهران را به مقصد امارات ترک کرد.

همچنین فؤاد هاشمی (فرزند مهدی هاشمی) که اوایل شهریور ماه به امارات رفته بود، روز یکشنبه هفته جاری (21/6/89) به ایران بازگشت.

نوشته شده توسط محمد در 12:46 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389

حرکت دست معنادار احمدی نژاد در مقابل تخت جمشید و منشور کوروش

فروردین سال ۸۶ بود که به همراه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور برای سفر استانی به شیراز سفر کردیم؛ یادم می آید که در برنامه رسمی هیچ اسمی از تخت جمشید و زمان حضور رئیس جمهور در تخت جمشید نبود؛

در آن زمان (سال 86) در خلال این سفر حرف و حدیث هایی هم مطرح بود که آیا با توجه به نماد بودن تخت جمشید در مسائل ملی گرایی افراطی و با توجه به برپایی جشن های 2۵۰۰ ساله در این مکان در زمان طاغوت و حساسیت خاص قشر مذهبی، آیا احمدی نژاد در تخت جمشید حضور خواهد یافت یا نه؟

یادم میاد در خلال همان سفر هم بعضی دوستان تماس می گرفتند و درباره احتمال رفتن احمدی نژاد به تخت جمشید بسیار نگران بودند ...

به هر حال، در خلال یکی از سخنرانی ها در شهرستان های استان فارس، وقتی رئیس جمهور به مسیر بازگشت به شیراز بود، با هلی کوپتر و تقریبا بصورت سرزده به تخت جمشید رفت، اما احمدی نژاد در جریان حضور کوتاه خود در تخت جمشید کاری خاص انجام داد و جمله ای گفت که حتی خبر حضورش در تخت تخت جمشید را هم در آن مقطع در فضای سایتها تحت تاثیر قرار داد.

احمدی نژاد پس از بازدید کوتاه از تخت جمشید در دروازه ملل مقابل دوربین خبرنگاران ایستاد، دست راستش را بالا برد و بدون هیچ مقدمه ای گفت: "اسلام پیروز است".

دکتر احمدی نژاد در تخت جمشید/ سال 86

و این جمله پیام های فراوانی داشت در آن مکان، در آن زمان و در آن حالت ...

احمدی نژاد پس از این حضور حتی در سفرهای بعدی به استان فارس، دیگر به تخت جمشید نرفت و حتی جشن نوروز 89 که قرار بود در تخت جمشید برگزار شود را هم لغو کرد و در تهران برگزار شد ...

حالا هم زمانی یاد این ماجرا افتادم که این عکس را از مراسم رونمایی منشور کوروش در تهران دیدم:

 دکتر احمدی نژاد در مراسم رونمایی از منشور کوروش / سال 89

رئیس جمهور پس از رونمایی از منشور کوروش، در کنار آن ایستاده وانگشت اشاره دست راست خود را بالا برده است.

البته از بعضی دوستان حاضر در آنجا پرسیدم که آیا رئیس جمهور در هنگام بالا بردن انگشت خود جمله یا کلمه ای گفته یا نه که ظاهرا هیچ کلمه ای در هنگام انجام این کار نگفته؛ یعنی بدون هیچ مقدمه و شاید بدون هیچ علت ظاهری خاصی این کار را انجام داده ...

منبع

نوشته شده توسط محمد در 11:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389

نگاهی کوتاه به کارنامه موسوی خوئینی‌ها

نگاهی کوتاه به کارنامه موسوی خوئینی‌ها

ویژه نامه ایران سیاسی: «حلقه سلام» از خرداد ماه 70 با محوریت موسوی خوئینی‌ها به سردبیری عباس عبدی و همکاری مصطفی تاج‌زاده، علیرضا علوی‌تبار، هادی خانیکی، اکبر اعلمی، جعفر گلابی، مهرنوش جعفری، احمد بورقانی، رجبعلی مزروعی و... شروع به کار کرده است. در این حلقه مهمترین موضوعی که طرح می‌شود و ما آن را به تفصیل و با ذکر مستندات در مقاله «چیستی و چرایی نظریه‌های ایرانی جدایی دین از سیاست» آورده‌ایم، موضوع زمینی کردن حکومت و نیز قطع ارتباط آن با شریعت بوده است .

در بررسی پرونده گروهی که امروز با عنوان همکاری با دشمنان محاکمه می‌شوند، به این نقطه می‌رسیم که شاخص‌ترین چهره فکری که نقش «پدرروحانی» را برای این گروه ایفا می‌کرده است، از نظر اعتقادی انحراف داشته است.

وی پیش از پیروزی انقلاب (در دهه 50) در یکی از مساجد تهران مباحثی را به عنوان تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه ارائه می‌داده است. آنگونه که فرزند شهید مطهری(رض) در نامه‌ای به این فرد روحانی یادآور شده است که شهید مطهری نسبت به طرح مباحثی که شما به عنوان تفسیر قرآن مطرح می‌کردید، معترض بوده و آن مباحث را دارای ریشه‌های مادی می‌دانسته‌اند.

شهید مطهری موضوع را در همان سال‌ها با مقام معظم رهبری (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) در میان می‌گذارند، ایشان نیز به ریشه‌های مادی‌گرایانه و جنبه تفسیر به رأی این مباحث اشاره می‌کنند.

در حقیقت مباحثی که در آن حلقه تفسیر قرآن ارائه می‌شده است و دانشجویانی نظیر عباس عبدی در آن شرکت می‌کرده‌اند، با مباحثی که گروهک (مجاهدین خلق) از آیات و روایات داشتند، همگون بوده است.

طبعاً مبانی غیردینی اگر به نام دین ارائه شوند، در متن خود تعارضاتی را برانگیخته و فرد را دچار تحیر و سرگردانی می‌کنند؛ به گونه‌ای که فرد اگر به «سرچشمه» بازنگردد، یا دچار انحراف شدید «جدا شدن از دین» می‌شود و یا منافقانه از دین برای رسیدن به «دنیا» استفاده می‌نماید.

اما این نکته را هم باید اضافه کرد که آن روحانی به رغم تأکید شهید مطهری مبنی بر تعطیل کردن درس و کنار گذاشتن آن مباحث مادی‌گرایانه، به بحث خود ادامه می‌دهد.

از سوی دیگر ادامه درس در شرایطی بوده است که رژیم شاه تلاش وافری داشته تا با علم کردن اختلاف میان جمع‌های روحانی (به ویژه روحانی‌هایی که با رژیم طاغوت مبارزه می‌کردند) جریان مبارزه با نظام شاهنشاهی را تضعیف نموده و مردم را نسبت به کلیت آن بدبین نماید.

بر همین اساس حضرت امام خمینی(ره) در جریان بلوایی که میان دو قشر روحانی بر سر کتاب «شهید جاوید» به وجود آمده بود، به روحانیون رهنمود دادند که اینگونه مباحث (موافق و مخالف) را کنار بگذارند، چرا که رژیم از آن سود می‌برد.

امام(ره) در عین حال نقش ساواک را در پیدایی و بزرگ شدن چنین اختلافاتی محتمل می‌دانستند.

بر همین اساس باید گفت مباحث انحرافی آن حلقه تفسیری اگرچه از منظر بزرگانی نظیر مقام معظم رهبری و شهید مطهری یک خطر محسوب می‌شد، ولی علنی شدن اختلاف میان طبقه روحانی را خطری بزرگتر قلمداد می‌کردند و لذا از کنار این مباحث عبور کردند؛ هرچند شهید مطهری در مجموعه کتاب‌های «جهان‌بینی توحیدی» بدون اشاره به این حلقه تفسیری، مباحث آن و مباحث حلقه‌های مشابه را مورد انتقاد عالمانه خود قرار دادند.

با پیروزی انقلاب اسلامی کسی که در این حلقه فکری، تفسیر مادی‌گرایانه از آیات قرآن ادامه می‌داد، توانست با ابراز وفاداری‌ها نسبت به حضرت امام خمینی(ره) و بخصوص مخالفت تند و آشکار با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و دیگر گروه‌های انحرافی، توجه مسئولین را به خود جلب نماید. بدین‌جهت او بعد از انقلاب توانست جایگاه برجسته‌ای را در میان مسئولین کشور داشته باشد.

اما در این خصوص نیز نکات قابل تأملی وجود دارد؛ این فرد روحانی با کمک بعضی از دانشجویان که چند تن از آنان در همان حلقه‌های تفسیری شرکت داشتند، تصرف لانه جاسوسی امریکا را طرح‌ریزی نمود.

تصرف لانه جاسوسی (جدا از اهدافی که طراحان آن دنبال می‌کردند) فی‌نفسه یک اقدام مثبت و انقلابی محسوب می‌گردد و به همین جهت بایدگفت، یکی از فرازهای برجسته مبارزه ملت ایران علیه استعمار امریکا، تسخیر لانه جاسوسی امریکا بوده است؛ از این رو تسخیرکنندگان حق دارند، همواره به خویش ببالند و به این اقدام افتخار کنند.
اما نکته‌ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که این فرد روحانی و حلقه پنج نفره‌ای که تسخیر لانه را طراحی کردند، رهبر انقلاب را در جریان قرار ندادند. یعنی یک گروه سیاسی به خود حق داده است، اقدامی مخاطره‌آمیز را بدون ملاحظه نظر امام طراحی نماید.

رهبر روحانی این گروه می‌گوید، ما سفارتخانه را می‌گیریم؛ اگر امام ابراز نارضایتی کرد آن را ترک می‌کنیم و اگر راضی بودند تصرف لانه را ادامه می‌دهیم. این همه در حالی است که حق رهبر انقلاب بوده است که در چنین تصمیمی شرکت داشته و امرونهی او پیش از وقوع باید اتفاق بیفتد.

هرچند ممکن است ما این اقدام را بالاخره برخاسته از رهنمودهای کلی امام(ره) درخصوص مبارزه با رژیم و دولت امریکا ارزیابی کنیم و تأییدهای بعدی حضرت امام(ره) را (که از آن به انقلابی بزرگتر از انقلاب اول یاد فرمودند) مبنای قضاوت خود در مورد این مقوله بدانیم؛ طبعاً چنین چیزی به مصلحت کشور و انقلاب نیز می‌باشد و بخصوص از آنجا که بالاخره علامت سؤال گذاشتن جلوی نقطه آغازین تسخیر لانه ممکن است به اهمیت و تأثیر بزرگ آن نیز در مبارزه ضدامریکایی ملت ایران صدمه وارد کند.

بعدها همین فرد (تقریباً) همه مبناهای فکری حضرت امام (حتی درخصوص مبارزه با امریکا) را زیر سؤال برد و از طریق روزنامه خود به مخالفت با مبناهای امام(ره) برخاست.

بدین ترتیب تفسیر دنیوی کردن از حکومت اسلامی و ولایت فقیه را یک مقوله عرفی قلمداد کردن و جواز صادر کردن برای معارضه با ولایت فقیه و دستورات ولی فقیه، نشان داد که آن تلاش سال 58 برای نادیده انگاشتن امام، بعد از امام(ره) به صورت یک رفتار فراگیر درآمد.

«حلقه سلام» از خرداد ماه 70 با محوریت حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها (که حدود 8 سال دادستان کل کشور بود)، سردبیری عباس عبدی و همکاری مصطفی تاج‌زاده، علیرضا علوی‌تبار، هادی خانیکی، اکبر اعلمی، جعفر گلابی، مهرنوش جعفری، احمد بورقانی، رجبعلی مزروعی و... شروع به کار کرده است.

در این حلقه مهمترین موضوعی که طرح می‌شود و ما آن را به تفصیل و با ذکر مستندات در مقاله «چیستی و چرایی نظریه‌های ایرانی جدایی دین از سیاست» آورده‌ایم، موضوع زمینی کردن حکومت و نیز قطع ارتباط آن با شریعت بوده است.

نکته‌ای که باید به این مقوله اضافه شود، این است که اکثر کسانی که حلقه سلام را از اوایل بهمن ماه 69 (که به مدت 5 ماه شماره‌های صفر سلام را منتشر می‌کردند) شکل دادند، پیش از آن در حلقه «کیان» قرار داشتند.
حلقه کیان از روشنفکرانی تشکیل شده بودکه گفتمان جدیدی در مقابل گفتمان «جمهوری اسلامی» طرح می‌کردند.

قبل از پرداختن به حلقه کیان باید به یک نکته مهم دیگر اشاره کنیم؛ گرداننده حلقه سلام نقش بسزایی را در به مقابله خواندن گروهی از روحانیون در مقابل گروه بزرگ روحانیونی که پرچم نهضت حضرت امام(ره) بر دوش گرفته بودند، داشت.

بنا به آنچه بعدها حجت‌الاسلام کروبی در مصاحبه‌های خود می‌گوید، خوئینی‌ها در به وجود آمدن «مجمع‌روحانیون مبارز» که پیدایی آن با بروز شکاف جدی در میان طیف روحانی طرفدار امام همراه شد، داشته است.

مجمع روحانیون از عناصر (به نسبت جامعه روحانیت مبارز تهران) جوان‌تر تشکیل شد که عمدتاً مجتهد نبودند.

آنان با این عنوان که عناصر اداره‌کننده جامعه روحانیت را در خط امام نمی‌بینند و می‌خواهند ظرفیت طرفداری از امام را در میان روحانی‌ها افزایش بدهند، این مجمع را در زمستان 66 پایه‌گذاری کردند.

چیزی نگذشت که عملکرد این گروه منجر به دلسردی گروه زیادی از روحانیون که سال‌ها در محضر امام تلمذ کرده و تحت رهبری ایشان در مبارزه سخت علیه شاه شرکت کرده بودند، گردید. اما مجمع روحانیون مبارز که به داعیه تقویت بعد حمایتی روحانیون از نظام شکل گرفته بود، سه سال پس از تأسیس، اولین حرکت‌های اعتراضی را علیه بخش‌هایی از نظام شکل دادند، آنان در جریان انتخابات دومین مجلس خبرگان رهبری که در مهر ماه 1369 انجام شد، زیر بار امتحان اجتهاد نرفتند و شرط‌گذاری اجتهاد را برای عضویت در خبرگان برنتافتند؛ برهمین اساس آن دسته از روحانیون هوادار خود را که واجد شرایط بودند و برای عضویت در مجلس کاندیدا شده بودند، وادار کردند در یک حرکت اعتراضی، اعلام انصراف نمایند.

پس از آن حداقل سه نفر از روحانیون سرشناس هوادار مجمع (آقایان طاهری اصفهانی، عبایی خراسانی و محمدرضا توسلی) به ترتیب استعفا دادند.

سه ماه پس از این مقطع روزنامه سلام راه افتاد. سلام تلاش کرد تا یک جریان سیاسی روحانی را در مقابل جریان روحانی حاکم به وجود آورد و به نوعی آنان را در بعد مشروعیت و کارآمدی به چالش بکشاند.
برهمین اساس می‌توان گفت که «سلام» نقشی محوری در تفرقه‌هایی که بعد از رحلت امام(ره) در جامعه به وجود آمد، داشته است.

حسینعلی قاضیان، متهم ردیف اول پرونده «آینده» در جریان بازجویی خود به انحراف عقیدتی خود و آقایان عبدی و علوی‌تبار اشاره می‌کند.

او اگرچه این انحراف عقیدتی را نه مولود تعلیمات انحرافی بلکه مولود برداشت‌های انحرافی می‌داند، ولی به این مهم اشاره می‌کند و با صراحت می‌گوید: «ما از نظر فکری دچار انحراف بودیم و مبناهای فکری ما به گونه‌ای بود که امریکایی‌ها آن را مورد توجه قرار دادند و احیاناً افکار ما را در مسیر امیال خود ارزیابی می‌کردند. او می‌گوید: نوع اعتقاداتی که گروه ما و بخصوص مطالبی که دکتر عبدالکریم سروش در کنفرانس‌های خارجی بیان می‌کرد، سبب می‌شد که اختلاف فکری ما با مبانی انقلاب روز به روز بیشتر شده و به همان میزان به افکار و امیال امریکایی‌هایی که خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند، نزدیک شویم. قاضیان به جلسات فکری اشاره می‌کند که از سال 67 به طور منظم در روزهای چهارشنبه در ساختمان کیان برگزار می‌شده و مطالب تنش‌زایی را که علیه مبانی دین توسط دکتر سروش طرح می‌گردیده، در آنجا بیان می‌شده است.

اما آنچه در این بحث باید به آن توجه جدی شود، این است که میان مباحث مادی‌گرایانه‌ای که در سال‌های میانی دهه پنجاه در یک مسجد و توسط یک روحانی مطرح می‌شده و اقدام بعضی از افراد آن حلقه به جاسوسی به نفع امریکا رابطه مستقیمی وجود دارد.

منبع

نوشته شده توسط محمد در 11:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم شهریور 1389

هاشمی: نخست‌وزیری مجدد موسوی تحمیلی بود

هاشمی: نخست‌وزیری مجدد موسوی تحمیلی بود

شبکه ایران: در قسمت های اول و دوم و سوم این مقاله، مروری داشتیم بر حضور عناصر مختلف در ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری چهارم و سپس شرحی اجمالی از متن و حواشی رد صلاحیت اعضای نهضت آزادی ارائه کردیم. سپس به بحث عدم تمایل آیت الله خامنه ای به کاندیداتوری (به دلیل عدم میل به همکاری مجدد با موسوی) اشاره کردیم و سپس ضمن ذکر پاره ای از انتقادات جدی کاندیداها به دولت موسوی، نمونه هایی از تلاش های رسانه ای یاران وی برای توجیه عملکرد او و ضمناً تحت فشار گذاشتن رئیس جمهور جدید برای انتخاب مجدد او به نخست وزیری را نقل نمودیم و تا آنجا رسیدیم که آیت الله خامنه ای پس از انتخاب شدن، سفری به مشهد مقدس داشتند. در این قسمت، ماجرا را تا انتها می خوانید:

آیت الله خامنه ای: نخست وزیری برمی گزینم که حجت شرعی بر من تمام باشد
آیت الله خامنه ای در سفر خود به مشهد، طی سخنانی مهم، سرنخ هایی از پشت پرده ماجرا ها ارائه دادند. در بخشی از این بیانات آمده بود: «دو وظیفه تعیین نخست وزیر و وزیران و نظارت برکار دستگاه های اداری و دولتی کشور از بزرگترین وظایف رئیس جمهور است. رئیس جمهور اگر دید یک نخست وزیر و وزرا و حتی مدیران، کارشان مناسب نیست، از لحاظ قانونی نمی تواند بر دارد. لذا در آغاز کار رئیس جمهور موظف است با دقت با ملاحظه همه جوانب ببیند چه کسانی را در راس امور خواهد گماشت. ... من برای این کار باید حداکثر دقت را بکنم تا حجت شرعی را برای خودم و استدلال الهی را که در مقابل خدا بشود جواب داد، برای خودم تأمین کنم. من با تجربه ای که در این چهارسال دارم که تجربه گرانبها و ارزنده ای است و همه جور افرادی را در این چهارسال و قبل از این چهار سال در رأس مسئولیت های مختلف مشاهده کرده ام، آدم هایی که دیدها و روش های مختلف داشته اند، بعضی ها خودرأی بودند، بعضی ها متکی بر افکار دیگران بودند، بعضی ها از لحاظ تعبد فوق العاده با دقت بودند. همه جور فکر و سلیقه ای را از اول انقلاب تا به حال دیده ام. من از این تجربه باید استفاده کنم و با دقت و ملاحظه جوانب کار انتخاب کنم. و من می توانم اینجا در کنار آستان علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) و در حضور شما ملت که یک اسطوره و نمونه ای از ملت ایران هستید، با کمال قاطعیت بگویم که در این انتخاب بزرگ و در این کار حساس و در این انجام بزرگترین تکالیف رئیس جمهور آنچنان عمل خواهم کرد که حجت شرعی برای من تمام باشد.» (روزنامه جمهوری اسلامی9/6/64)
        
امام خمینی: آیت الله خامنه ای فردی شریف، صادق، متعهد و روشن بین است
چندی بعد نیز، در سالروز عید سعید غدیرخم، مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در جماران برگزارشد. امام خمینی (رضوان الله علیه) در بخشی از این حکم آورده بودند: «بحمد اللَّه تعالى با تأییدات خداوند متعال-جلّ و علا- و دعاى خیر حضرت ولى اللَّه الاعظم -روحى لمقدمه الفداء- چهار سال ریاست جمهورى اسلام با خیر و سلامت و قدرت و عظمت سپرى شد و ... ملت متعهد، با عزمى والا و قدمى ثابت، از پیر نود ساله تا نوجوان تازه بالغ، براى چهارمین بار براى تعیین سرنوشت خویش به سوى صندوق هاى رأى هجوم آورد و یاوه گویان و خیالبافان را بر خود لرزاند و فردى شریف از سلاله پیامبران را براى خدمت به اسلام و ایران و مسلمانان و ملت برگزید و این مسئولیت سنگین را بر عهده کسى گذاشت که چهار سال در این مقام، صادقانه و با تعهد و روشن‏بینى به ملت و اسلام و ایران خدمت نمود؛ و این، پس از خدماتى بود که قبل و بعد از انقلاب انجام داده بود؛ "جَزاهُ اللَّهُ خَیراً".
رئیس جمهور محترم باید توجه داشته باشند که در پیشگاه مقدس حق- جلّ و علا- واقع است و آنچه بر او از خطرات قلبى  و تمایلات سرّى تا اعمال مُعلن [آشکار] و مخفى مى‏گذرد، در حضور حق است و چیزى را نتوان از او- جلّ و علا- پنهان کرد، هر چند از خلق خدا پنهان باشد. و باید توجه نمایند که در مقامى هستند که یک جمله او گاهى مؤمنى را ساقط کرده و متعهدى را از بین مى‏برد، و یا غیر صالحى را به مقامى که شایسته آن نیست مى‏رساند؛ گاهى یک سخنرانى او، جمهورى اسلامى و کشور را نور مى‏بخشد و گاهى بعکس. مقام خطیر است و خطر بزرگ، به خدا باید پناه برد و از او استمداد کرد. همه دست‏اندرکاران- بویژه رئیس جمهور- باید از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله‏گر بر حذر باشند و مشاوران خود را از اشخاص سابقه‏دار که تعهدشان قبل از انقلاب مشهود بوده است، انتخاب کنند. بسا که منحرفان و منافقان، خود را با ظاهرى آراسته به تقوا جا بزنند و با دست ما به اسلام و کشور اسلامى صدمه زنند.» (صحیفه امام، جلد19، صفحه369)

انتقاد آیت الله خامنه ای از دولت موسوی در مراسم تنفیذ
پس از قرائت حکم، رئیس جمهور به سخنرانی پرداخت. آقای هاشمی رفسنجانی درباره آن روز می نویسد:«آیت الله خامنه ای در اظهاراتشان از نقاط ضعف عملکرد دولت با کنایه یاد کردند.» (امید و دلواپسی، کارنامه و خاطرات سال1364هاشمی رفسنجانی، صفحه240)
در بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای آمده بود: «ریشه مشکلات امروز ما وابستگی اقتصادی به خارج از این مرزها ومنحصر بودن درآمد ما به درآمد حاصل از نفت است. فقدان یک برنامه همه جانبه اقتصادی و گرایش به دولت سالاری یکی دیگر از مشکلات ماست که نتایج این مشکلات را در کاهش رشد اقتصادی و گاهی در رشد منفی اقتصادی مشاهده می کنیم. باید در زمینه اقتصادی برنامه ریزی مستقل از نفت انجام بگیرد. گرایش به افزایش تولید داخلی به وجود آید و شدت پیدا کند و استفاده از سرمایه ابتکار و مدیریت و همکاری مردم جدی گرفته شود.» (همانجا)

تأکید مجدد بر حق رئیس جمهور در انتخاب نخست وزیر
آیت الله خامنه ای که همه شمشیرهای جناح چپ را برای اجبارشان در معرفی مجدد موسوی از رو بسته می دیدند، در مراسم تحلیف در مجلس شورای اسلامی نیز مجدداً بر اختیارات رئیس جمهور در این امر تأکید کرده و گفتند: «این سوگند یک سوگند شرعی است و یک سوگند جدّی است و صرف تشریفات نیست. خود قانون اساسی ابزارهای لازم برای عمل به این سوگند را مشخص کرده که اگر آن ابزارها باشند، عمل به این سوگند امکان پذیر است و الّا نه. و مهم ترین آن ابزارها چیزی است که در اصل 124 و 133 [اصول مربوط به تعیین نخست وزیر و وزرا توسط رئیس جمهور] ذکر شده است. در صورتی که رئیس‌جمهور این ابزارها را در اختیار داشته باشد، خواهد توانست به این سوگند عمل کند وگرنه این سوگند، حکم فقهی‌اش برای فقها روشن است.... من یک طلبه کوچک و یکی از شاگردان امام عزیز و بزرگوار هستم و هیچ ادعایی ندارم. اما با این ابزارها می توانم و این قدرت را دارم که این مسئولیت را انجام دهم.» (روزنامه کیهان18/7/64)

آقای هاشمی: موسوی به آیت الله خامنه ای تحمیل شد
گرچه عدم تمایل آیت الله خامنه ای به انتخاب مجدد موسوی واضح بود اما به هر حال به خاطر کارشکنی ها و بدعت هایی که جناح چپ موجود در سه قوه انجام دادند (از جمله نامه به امام و یا گفتن این نکته به امام که در صورت رفتن موسوی، جبهه ها از نظر روحی تضعیف می شوند) آیت الله خامنه ای پس از فراز و نشیب های فراوان مجبور شدند تا به خاطر مصلحت نظام و در راستای تبعیت از ولی فقیه، با اکراه تمام مجدداً میرحسین موسوی را جهت نخست وزیری به مجلس معرفی نمایند.
چگونگی و روند این امر (که در دل خود ماجراهایی نظیر 99 نفر را آفرید) خود مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد و به امید خدا در آینده به صورت جداگانه و مفصّل به آن خواهیم پرداخت.
اما به عنوان خاتمه، می توان برخی از علل این معرفی را خلاصه وار، در مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی با روزنامه کیهان ملاحظه است:
«س:آیت الله خامنه ای در دوره دوم ریاست جمهوری شان نمی خواستند آقای موسوی را مطرح کنند تا این مشکل از ریشه حل شود. این را توضیح بفرمایید.
ج: همین طور است. ایشان او را قبول نداشتند و خیلی صریح هم می گفتند که قبول ندارم. ... این بحث مفصل است. ایشان می دیدند که توافق ندارند. تقریباً بر ایشان تحمیل شد.
س: یعنی حمایت حضرت امام از آقای موسوی باعث چنین کاری شد؟
ج: امام هم روی ملاحظاتی می گفتند آقای موسوی باشد.
س: ملاحظات حضرت امام را بفرمایید.
ج: از داخل مجلس جمع زیادی نامه می نوشتند و در بیرون هم این گونه منعکس می کردند. حتی افرادی از جبهه نامه نوشتند که جبهه آسیب می بیند. دوستانی که بعداً مجمع روحانیون شدند، در اطراف امام بودند. عوامل زیادی دست اندرکار بود. آیت الله خامنه ای هم تسلیم امام بودند و اگر امام نظر صریحی می دادند، ایشان تکلیفی برای خودشان قائل نبودند و می پذیرفتند. در این قضیه هم همینطور شد و پذیرفتند. البته بهتر است این گونه مسائل را از خود آقایان بپرسید. من مایل نیستم در چنین مواردی وارد شوم.» (بی پرده با هاشمی رفسنجانی،صفحه111)
و این چنین، فصلی دیگر رقم خورد از کتاب سرگذشت عده ای که ولایت فقیه را فقط تا وقتی می خواستند که برآورنده تمایلات آنان باشد و همچنین برگ درخشان دیگری افزوده شد بر کتاب عمل کسانی که گرچه تحت تهمت «عدم پیروی از ولایت فقیه» بودند، ولی به یک اشاره ولی امر، تمام تمایلات خود را زیر پا گذاشتند و به فرامین ولی گردن نهادند. آری، به درستی که «تاریخ روشنگر نسل های آینده است.» (صحیفه امام، جلد 3، صفحه 434)

منبع

نوشته شده توسط محمد در 0:40 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و نهم مرداد 1389

ماندن سر زبان ها به هر وسیله

عباس سليمي‌نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در نامه اي به رئيس جمهور به نقد رفتار مرتبط با رییس دفتر دولت پرداخته است.


به گزارش الف، متن کامل نامه مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران به اين شرح است:

جناب آقاي رئيس‌جمهور! دفاع سخاوتمندانه‌ جنابعالي از اظهارات اخير مسئول دفترتان مرا بر آن داشت تا نکاتي را خدمتتان معروض دارم، هرچند صادقانه بگويم که به نتيجه بخشي آن چندان اميدوار نيستم.
1- آيا سخنان مورد مناقشه اخير رئيس دفتر شما (که حالتي مستمر به خود گرفته) آن‌گونه که ادعا مي‌کنيد «نظريه»‌اي جديد و محصول ذهن ايشان است، يا بازتوليد ديدگاهها و نظراتي با قدمتي ديرينه؟ بدون ترديد اگر در گذشته و حال فرصت مي‌يافتيد تا مستقل از کانال رياست‌ دفترتان به حوزه موضوعات فکري و چالش‌هاي علوم انساني، نظري افکنيد، اظهارات ايشان را نظريه نمي‌پنداشتيد که زمان براي مبدع آن جهت ثبت در تاريخ تنگ باشد.
 
2- قطعاً صاحب‌نظران و دلسوزان، تفسير اظهارات رئيس‌ دفتر شما را علاوه بر ظاهر آن در عملکردهاي ايشان مي‌جويند. نگاهي به فعل و انفعالات در سازمان ميراث فرهنگي با محوريت باستان‌گرايي افراطي، کافي است تا دريابيم با اين سخنان به چه جهت‌گيري‌اي دامن زده مي‌شود. کما اينکه صاحب سخن نيز بر اين واقعيت اذعان دارد که: «برخلاف بعضي‌ها، حرف‌هاي بنده نه فقط تئوري‌پردازي نيست، بلکه بيان بسياري از رفتارهاي جاري است که بنده فقط در مقام تبيين يا تصحيح آنها سخن مي‌گويم» (اظهارات آقاي مشايي در جمع عده‌اي از دانشجويان، 20/5/89)
 
3- واکنش‌هاي به ثبت رسيده مؤيد آن است که اظهارات آقاي مشايي حتي نزديک‌ترين شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي به رئيس‌جمهور را نگران و مخالفان شاخص را مسرور ساخته است. آيا دولت براي پيشبرد برنامه‌هاي کلان و حياتي خود همچون «طرح هدفمند کردن يارانه‌ها» در حوزه درون مرزي و خنثي‌سازي طرح تحريم‌هاي گسترده آمريکا در حوزه بين‌الملل نياز به پشتيباني و همراهي جدي حاميان تعيين کننده خود ندارد؟ در کنار اين اظهارات بحث‌انگيز و منحرف کننده اذهان از مسائل اصلي به فرعي، چه کساني رئيس‌جمهور را قانع ساخته‌اند که شرايط به‌گونه رقم خورده که رئيس قوه مجريه براي پيشبرد امور خطير پيش‌رو از حمايت دلسوزان بي‌نياز است؟ اگر جز اين بود لحن جنابعالي در برتري دادن سخن رئيس دفترتان بر همه منتقدان نمي‌بايست بدين‌گونه باشد.
 
4- جناب آقاي رئيس‌جمهور! جنابعالي در دفاع مطلقتان از اظهارات آقاي مشايي مي‌گوييد: «ما بايد همه در راستاي انجام اين مسئو‌وليت‌ها و مأموريت‌ها تلاش و کمک کنيم تا فضاي لطيف آزادي‌انديشه که در ايران حاکم است، ادامه و تعميق پيدا کند. اگر کساني نقدي دارند و معتقدند که اين سخن اشتباه است از آقاي مشايي دعوت کنند با ايشان صحبت کنند، حتي مناظره کنند.» (در حاشيه جلسه هيئت دولت، چهارشنبه 20/5/89) در اين رابطه يادآوري چند نکته ضروري مي‌نمايد؛
 
اولاً آقاي مشايي استاد تغيير موضع و تکذيب افعال و گفتار خود است و در هر جلسه به فراخور مخاطب بياناتي ارائه مي‌کند که براي مطلعان از اين نوسانات توصيه شما چندان مفيد نيست.
ثانياً آيا شما اين ميزان آزادي را براي ديگر اعضاي هيئت دولت نيز قائليد؟ حتماً فراموش نکرده‌ايد که در روزهاي پاياني عمر دولت نهم بسياري از اعضاي ارزشمند و صديق کابينه خود را صرفاً در پي طرح انتقادي از اظهارات و عملکردهاي آقاي مشايي به صورتي غيرقابل باور (نمي‌گويم ناشايست) کنار گذاشتيد. انتظار نداريد که توجيهاتي همچون ضعف مديريت رانده شدگان پذيرفته شود؛ زيرا تعاريف صريح و مکرر شما از قابليت‌هاي آنان با فاصله کوتاهي از آن انتقاد و واکنش غلاظ و شدادتان، ثبت و درج است.
 
ثالثاً منطق حکم مي‌کند دولتي که درگير مسائل کلان و سرنوشت‌ساز، است هم خود از درگير شدن در مسائل غير ضروري و تفرقه‌انگيز اجتناب کند و هم زمينه همراهي طيف بيشتري از اقشار مردم را با برنامه‌هايش فراهم آورد. درک حساسيت شديد قاطبه طيف طرفدار دولت به ويژه فحول آن در مورد شخص آقاي مشايي (به لحاظ پيشينه) و اظهارات وي چندان دشوار نيست. حتي اگر اين حساسيت را ناروا بپنداريم مدبرانه نيست که لجاج‌گونه هر روز بيش از گذشته سرنوشت دولت را با سخنان دستکم نابجاي گوينده پيوند زنيم.
 
رابعاً در مورد مناظره با آقاي مشايي، گرچه با تبديل اظهارات مکرر غير سنجيده وي به مسئله اول کشور مخالفم، اما از آنجا که اين مسئول محترم دفتر جنابعالي به هر وسيله‌اي اصرار دارد سر زبان‌ها بماند، پيشنهاد مناظره با ايشان را در شبکه چهار سيما پذيرفتم، اما جهت اطلاع متأسفانه خلف وعده کردند و در آخرين دقايق تن به مناظره ندادند.
 
5- جناب آقاي احمدي‌نژاد! جنابعالي در دفاع مطلق از همه مواضع آقاي مشايي و تقويت اين پشتيباني مي‌گوييد ايشان حرف دولت را مي‌زند.
اولاً هيئت دولت مرکب است از شخصيت‌هاي اجرايي مختلف، لذا مطلبي موضع دولت محسوب مي‌شود که در دستور کار نشست‌هايش قرار گرفته و بعد از بحث موافقان و مخالفان حول آن به رأي گذاشته شده و آراي اکثريت را کسب کرده‌ باشد، در حالي‌که کارنامه مصوبات هيئت دولت مؤيد اين واقعيت است که هرگز مطالب طرح شده از سوي آقاي مشايي در دستور کارش قرار نگرفته است؛ لذا چگونه مي‌توان چنين ادعاي غريبي را مطرح ساخت؟
ثانياً منطقي نيست که رئيس‌جمهور ادعا کند «هرچه آقاي مشايي مي‌گويد موضع من است»؛ زيرا ديگر در اينجا بحث آقاي احمدي‌نژاد نيست. شايد در خارج از حوزه رياست‌جمهوري چنين تعارفاتي قابل فهم باشد، اما زماني که فردي با راي مردم بر مسند رياست‌جمهوري قرار گرفت هزينه کردن اين اعتبار براي اين و آن نبايد بر اساس سلايق شخصي صورت گيرد، به ويژه در حوزه‌هايي که رئيس‌جمهور در آن داراي تخصص نيست علي‌القاعده براي کاهش ميزان خطا و لغزش، به اجماع شوراي مشاوران – آن‌هم نه به صورت مطلق- اتکا مي‌کنند؛ لذا اگر آقاي رئيس‌جمهور به‌گونه‌اي مجاب شده است که آن‌چه آقاي مشايي در آينده نيز بر زبان خواهد راند حق مطلق است، هزينه کردن سخاوتمندانه جايگاه رياست‌جمهوري و هيئت دولت براي آن خالي از شائبه نخواهد بود. اثبات اين امر که سخنان آقاي مشايي تاکنون بيشتر واگويه مواضع گذشته جريانات پرمسئله بوده است چندان دشوار نيست؛ لذا اين ترديد شکل مي‌گيرد که حوزه انديشه بهانه و بستري شده است براي پيوندهاي غيراصولي با نگاهي به قدرت.
 
ثالثاً آقاي ثمره هاشمي - دستيار ارشد رئيس‌جمهور- هفته گذشته در يک برنامه تلويزيوني رسماً اعلام کرد که مطالب طرح شده از سوي آقاي مشايي موضع دولت نيست.
 
6- ايجاد تمايز بين مليت و اسلاميت در اين مرز و بوم سابقه‌اي ديرينه دارد. شخصيت‌هاي ولايي مانند شهيد مطهري همان‌گونه که به درستي در بحث شما به آن اشاره شده است کوشيده‌اند تا «کيد» بدخواهان وحدت صفوف ملت را در اين زمينه خنثي سازند، اما اکنون اين سؤال به جد مطرح است که کدام تغييرات موجب شده که تصور کنيد شخصيت‌هاي علمي و حوزو‌ي‌اي که تا ديروز افتخار پيروي از آنان را داشتيد، تفاوت بين متمايز کنندگان مليت از اسلاميت و پيوند زنندگان در اين عرصه را متوجه نمي‌شوند؟ هرچند اصرار برخي شخصيت‌ها را بر موضع‌گيري علني در قبال هر اظهار آقاي مشايي نيز درک نمي‌کنم؛ زيرا کساني را که مي‌خواهند حتي با نفي شدن در کانون توجه باشند به هدفشان نزديک مي‌کند.
 
7- مايلم در اين نوشتار از نظرات بدبينانه در مورد آقاي مشايي که قرائني نيز براي آن ارائه مي‌شود درگذرم و صرفاً توجه شما را به تبعات مخرب تبليغات زودهنگام پيرامون يازدهمين دوره رياست‌جمهوري معطوف دارم. آيا مي‌دانيد حتي اگر اين گمان در جامعه تقويت گردد که اظهارات شاذ و نادر آقاي مشايي، جلب توجه نيروهاي غيرهمگون با رويکرد انتخاباتي را در برنامه دارد، چه نگاهي به اقدامات دولت شما (که دولت‌هاي گذشته کمتر حاضر به ورود به آن بودند)، شکل خواهد گرفت؟ انگيزه خدمت‌گذاري زيرسؤال خواهد رفت و ضربه سنگيني به اصول‌گرايي وارد خواهد آمد.
 
8- جناب آقاي رئيس‌جمهور! تمام کساني که در گذشته تصور کردند تنها گزينه ملت‌ به شمار مي‌روند و مي‌توانند شرايطي را بر رأي‌دهندگان به خود تحميل کنند به خطا رفتند و به نتيجه‌اي معکوس دست يافتند. يک ملت فرهيخته حتي در سخت‌ترين شرايط قابليت‌هايش محدود به يک فرد نمي‌شود. با در نظر گرفتن اين واقعيت هر نوع دخالت قوه مجريه در طرح گزينه‌هايي براي آينده رياست‌جمهوري تعبير به تلاش براي استمرار قدرت خواهد شد. پديده‌اي که اين ملت فرهيخته نسبت به آن بسيار حساس است و در اين سه دهه ثابت کرده که هرگز به آن تن نخواهد داد. اعتماد مردم حتي به انسان‌هاي صالح قابل انتقال نيست، به ويژه اين‌که ملت از آن بوي استمرار قدرت را استشمام کند.
 
با تشکر
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران
عباس سليمي‌نمين

منبع

نوشته شده توسط محمد در 13:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389

اعترافات نادمان فتنه 88 در سریال شبکه تهران مسخره شد؛

اعترافات نادمان فتنه 88 در سریال شبکه تهران مسخره شد؛
عابد و زاهد شدن در زندان، عزیزان بازجو، لاغری و شیشه نوشابه +فيلم

سریال تلویزیونی "نون و ریحون" که در شب‌های ماه مبارک رمضان هر شب از شبکه تهران سیما پخش می‌شود، شب گذشته به تمسخر اعترافات تعدادی از نادمان حوادث و دادگاه‌های سال گذشته پرداخت.

به گزارش رجانیوز، در بخشی از این سریال که به خواب دیدن نقش عباس و گفت‌وگوی او با دختر مورد علاقه‌اش در زندان اختصاص داشت، عملاً مواردی از محورهای اعترافات سال گذشته ابطحی و عطریانفر همسو با جوسازی رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر لاغری در زندان، مباحثه دوستانه با بازجویان مورد تمسخر قرار گرفت‌و حتی موضوعی مانند شیشه نوشابه در راستاي ادعاهاي بي‌سند مهدي کروبي، مطرح و به آن دامن زده شد.

کارگردان سریال "نون و ریحون" فرزاد مؤتمن است که اولین مجموعه نمایشی را به روی آنتن برده است.

"پوپک و مش ماشا الله" آخرین ساخته سینمایی، فرزاد مؤتمن بود که چند ماه پیش اکران شد و علاوه بر ابتذال کلامی و رفتاری موجود در این فیلم، عقب مانده نشان دادن قشر مذهبی جامعه و رفتارهای ریاکارانه ایده اصلی آن را تشکیل می‌داد.

در ادامه بخش‌هایی از دیالوگ مربوط به قسمت یکشنبه شب سریال "نون و ریحون" آمده است:

براي ديدن فيلم اينجا کليک کنيد.

دختر- من شرمندم عباس

عباس- براي چي اين كار رو كردي؟

دختر- من كار بدي نكردم طبق حقوق مدني و حقوق مجازات اسلامي رباست كه جرم محسوب مي‌شه من اين پولا رو با رضايت دهنده به عنوان قرض الحسنه كه يك فعل خداپسندانه ‌است قرض گرفتم. طبق قانون خدا من اين پول رو هركجا كه دوست داشته باشم مي تونم خرج كنم حالا دادگستري كه پولش از نفت و شاكيان هم منبع اصلي پولشون از نفته جلوي هم ايستادند كه اين پول خدا براي ماست. ما از خدا قرض گرفتيم و اينها مي گن اين پول مال ماست. مي بيني؟‌ كي اين وسط گناهكاره؟

عباس- تو زندان چه خبره؟ چرا هركي ميره توش عابد و زاهد ميشه؟

دختر- خب اينجا يك فرصته آدم تو خلوتش با خودش مواجه شه؛  البته با عزيزان بازجو هم جلسات مباحثه و گفتگوي خيلي دوستانه هم داشتيم كه تو فهميدن مشكلاتم كمك كرد.

عباس- چقدر لاغر شدي؟‌

دختر- رژيم گرفتم. البته گويا اينطور كه شنيدم دكتر كيمياگر عصرا مياد به وعده‌هاي غذايي سركشي مي‌كنه و غذاهاي پرچرب و با كالري بالا را از وعده‌هاي غذايي ما حذف كرده است. اگر بهت بگم اينجا شيشه نوشابه‌اي نديدم  تا توش نوشابه‌ي باشه دروغ نگفتم كاملاً حواسشون هست اينجا نوشابه قدغن است. دروغ مي‌گن.

منبع

نوشته شده توسط محمد در 10:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم مرداد 1389

علت اصرار بر تكرار اظهارات تأويل‌پذير چيست؟

علت اصرار بر تكرار اظهارات تأويل‌پذير چيست؟

گروه سیاسی- محمد حسن روزی‌طلب: صبح امروز اسفنديار رحيم مشايي به خبرگزاري جمهوري اسلامي رفت تا در نشستي خبري اعلام كند كه از سرلشكر سيد حسن فيروزآبادي ‌رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح شكايت مي كند.

به گزارش رجانيوز، مشايي در ايرنا گفت: ‌به خاطر اتهاماتي که از سوي او به من وارده شده محق هستم از مسير قضايي موضوع را پيگيري کنم و اين کار را براي تنوير افکار عمومي انجام خواهم داد. ‌ناچارم اين اتهامات بد و موهن را از طريق دستگاه قضايي پيگيري کنم.

همچنين بنا به خبري كه دفتر رئيس جمهوري به رسانه ها ارسال كرده است،‌ مشايي شب گذشته در جمع تعدادي از دانشجويان گفته است: برخورد سطحي، چكشي و غير عادلانه از سوي برخي انديشمندان و فعالان حوزه دين با مباحث مطرح شده موجب تأسف است و موجب نهادينه شدن يك رفتار غلط در سطح عموم جامعه مي شود.

مشايي در عين حال گفته است: بسياري از واكنش‌ها را دلسوزانه مي‌دانم، اما معتقدم برخوردهاي دور از استدلال و فاقد مباني و آداب نقادي برخلاف هدف‌گذاري برخي دوستان، موجب اقبال جامعه به سوي ديدگاه‌هاي ارايه شده مي‌شود، زيرا قاطبه مردم دلسوزي براي دين را با ناسزاگويي، اتهام زني و بالا بردن صدا به رسميت نمي‌شناسند و فقط برخورد انساني، علمي و اخلاقي را مي‌پسندند.

روز گذشته سردار فيروزآبادي با انتقاد شديد از طرح موضوعاتي چون مكتب ايراني اظهار داشته بود: اين قبيل اظهارات را انحراف و جرم عليه امنيت ملي و حمله به اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي مي دانيم.

آيت الله مصباح يزدي نيز در انتقاد از اظهارات مشايي در همايش ايرانيان خارج از كشور گفته بود: كساني كه بي‎شرمانه مكتب ايران را به‌جاي مكتب اسلام معرفي مي كنند، خودي نبوده غيرخودي‌اند و بايد حواسمان جمع باشد. شما كه ادعاي خط امام مي كنيد، امام راحل در كدام سخنراني خود از اسلام ده بار سخن نگفت و از ايران نام برد؛ ما كه پيرو او هستيم بايد همان روش را ادامه دهيم.

دكتر احمدي ن‍ژاد نيز امروز پس از جلسه هيات دولت،‌ با حمايت از مواضع مشايي و اعلام اين كه فضاي انديشه و بحث بايد باز باشد،‌ نكته قابل توجهي را اعلام كرد: برخی دنبال این هستند که موضوع دشمنان کشور، توطئه آمریکا، تحریم های غیرقانونی و همراهی برخی با آنان را به موضوع دست دوم و سوم کشور تبدیل کنند.

در روزهاي گذشته طيف هايي از اصولگرايان كه اكنون در صف منتقدان رئيس جمهور قرار دارند،‌ حملات تندي به دولت كردند و ماجراي اظهارات مشايي را به مساله اول كشور تبديل كردند و در اين راستا به تسويه حساب با احمدي ن‍ژاد و دولت دهم پرداختند.

از سوي ديگر نيز شخصيت هاي برجسته اي مانند آيت الله مصباح يزدي و سردار سرلشكر فيروزآبادي به انتقاد از مواضع مشايي پرداختند اما كوشيدند تا با توصيه جدا كردن خط مشايي از احمدي ن‍ژاد، ‌حمايت‌شان از دولت نهم و دهم را اعلام كنند. همچنان كه اين شخصيت ها در چند سال گذشته صميمانه و مقتدرانه حمايتشان از دكتر احمدي نژاد و دولتش را اعلام كرده بودند و به همين خاطر مورد هجوم شديد سران فتنه و باندهاي قدرت و ثروت قرار گرفته بودند.

اكنون نيز به نظر مي رسد،‌ آقاي اسفنديار رحيم مشايي به جاي شكايت كردن از استوانه هاي واقعي انقلاب اسلامي مانند سردار بسيجي سيد حسن فيروزآبادي از اظهارات اشتباه و البته تاويل پذيرش عذرخواهي كند تا مكر ماكرين مخالف دولت متدين و انقلابي به خودشان باز گردد.

در عين حال، مشخص نيست دليل اصرار بر ادامه بيان اظهارات چيست و حتي اگر در خوشبينانه‌ترين حالت اين اظهارات از عمق خاصي برخوردار نباشد و دريافت‌هاي منفي از آن ناشي از سوء برداشت به‌دليل ناتواني گوينده در بيان باشد و تعمدي در زمينه تكرار اظهارات تأويل‌پذير نباشد، ادامه اين رويه موجب شكنندگي بيشتر وحدت  است.

.منبع

نوشته شده توسط محمد در 16:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم مرداد 1389

انتقاد شديد استاد قرآن از وزير ارشاد؛

انتقاد شديد استاد قرآن از وزير ارشاد؛
بجاي‌دغدغه نشر موسيقي درصدد نظارت‌ بر امور مغاير با وظايفتان باشيد

عباس سلیمی از پیشکسوتان قرآن کشور و از خادمان برگزیده قرآن کریم طی نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از چاپ کتابی که به بهانه تقدیس موسیقی، پیامبران و اهل بیت(ع) را نیز از علاقه‌مندان و مروجین موسیقی قلمداد کرده به شدت انتقاد نموده است.

در بخش‌هایی از این نامه خطاب به سیدمحمد حسینی آمده است:

در اخبار، از قول شما آورده می‌شود: "وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مورد برخی از دیدگاه‌های علما و روحانیون در مورد حرام بودن موسیقی گفت: ما این دیدگاه کلی را که با دیدگاه امام نیز سازگاری ندارد، قبول نداریم و با احترامی که به بزرگان و علما و روحانیون قائل هستیم باید اجازه فعالیت گروه‌های موسیقی در چارچوب قانون و موازین نظام را داشته باشیم."

این سخن شما جای تعجب دارد! زیرا هرگونه اظهار نظر مدیران ارشد مسئول نظام می‌تواند آثار و تبعات خاصی دربرداشته باشد و مورد سوءاستفاده قرار گیرد.

جنابعالی مطلقا نگران عدم ترویج موسیقی در جامعه نباشید چرا که در شب اول قبر و در قیامت از شما در مورد عدم اهتمام و مجاهدت نسبت به رواج موسیقی در نظام شهیدان بازخواست نخواهید شد، زیرا به لطف سیاست‌های غیراصولی سنوات گذشته، بازار انواع موسیقی‌های مجاز و غیرمجاز در کوچه و خیابان و رسانه داغ است، از نوارهای آنچنانی داخل برخی تاکسی‌ها و خودروهای آژانس و اتوبوس‌های بین شهری و هواپیماها گرفته تا زنگ موبایل و زنگ انتظار تلفن ادارات و سازمان‌ها و عرضه CD‍ِ‍ در سر چهارراه‌ها، برپائی کنسرت‌ها و محافل و عروسی‌های آشکار و پنهان و برگزاری همایش‌ها و سمینارهای دولتی و غیردولتی، انواع موسیقی‌ها در برنامه‌های صدا و سیما "غیر از دو شبکه رادیو قرآن و رادیو معارف "اگر تدریجا به سراغ آنها نروند!" از برنامه کودک و کارتون و اخبار و تحلیل سیاسی تا فیلم‌ها و سریال‌ها و مناسبت‌های شادی و عزا و حضور برخی خوانندگان آنچنانی و اعلام موضع صریح برخی مدیران رسانه مبنی بر اینکه در این مقوله هیچ خط قرمزی ندارند! و بالاخره تک نوازی نی در مجالس ترحیم مساجد و بهشت‌زهرا و حضور برخی گروه‌های قارچ گونه تواشیح موزیکال و... و...

سلیمی در بخش دیگری از نامه خود نوشته است: کتابی تحت عنوان "برگ‌هایی از داستان موسیقی ایرانی" نوشته شخصی به نام حسن رضا رفیعی با موضوع موسیقی ایرانی، عربی و موسیقی قرآنی! که علی‌القاعده از وزارتخانه تحت مسئولیت شما مجوز چاپ گرفته و احتمالا برخوردار از یارانه! برخاسته از بودجه عمومی کشور نیز بوده، ... قدم را فراتر از این مسائل گذاشته و پیامبران بزرگ الهی را نیز به صحنه موسیقی آورده است!

در سرتاسر مطالب کتاب مزبور مطالب بی‌اساس و تعجب‌برانگیزی به بهانه تقدیس موسیقی آورده شده که ضمن ارسال تصویر اوراقی از آن کتاب، برخی از آن عبارات را برای آگاهی شما ذکر می‌کنم:

1 - صفحات 40 و 345: روايت شده كه رسول اكرم در هنگام سپيده دم، قرآن را به آهنگ زنگوله يا نهاوند مي‌خوانده! و چون بامداد نزديك مي‌شد "رهاوي" و در بامداد "حسيني" مناسبت‌تر است.

2 - صفحه 93: نزد حكما و فيلسوفان، اين موسيقي را فايده عظيم است و بسيار حال‌ها اين به كار داشته‌اند چنانكه در محراب‌ها و استجابت دعا! چنانكه داود(ع) در محراب، بربط زدي و...!

3 - صفحه 310: سكينه دختر امام حسين(ع) شاعره و موسيقي‌داني بود كه شايد بتوان او را از حاميان بزرگ موسيقي ايراني در حجاز معرفي كرد،... مجلسي باشكوه با حضور برجسته‌ترين موسيقي‌دانان شاعر و موسيقي دوستان در خانه سكينه برپا شد، اين جشنواره بزرگ موسيقي به حدي پرجمعيت و پرشور بود كه سقف يكي از تالارها فروريخت و حنين (موسيقي‌دان) زير آوار جان سپرد، حزن و اندوه نهفته در بافت موسيقي ايراني مي‌توانسته تسلي‌بخش دل دغ‌دار سكينه از فجايع كربلا و كشته شدن شوهرش باشد!!

4 - درصفحه 90 اين كتاب متوسلين به موسيقي را عاقل و ترك‌كنندگان آنرا جاهل و نادان معرفي كرده و از آن بالاتر در صفحه 412 كتاب صراحتا مي‌گويد: هركس سماع و غنا و رقص و دف و آواز و سرودخواني را انكار كند و گويد حرام است، بر فعل نبي منكر شده و چنين اعتقادي موجب كفر و خروج از دين خواهد شد! (با اين وصف بايد در انتظار صدور حكم تكفير مومنيني بود كه رقص و غنا و آوازخواني را حرام مي‌دانند! "جل الخالق!")

5 - در صفحه 391 اين نوشتار، ملامحسن فيض كاشاني، فقيهي معرفي شده كه در باغ خود به وقت نماز شب، كنيزي براي او غنا مي‌خواند و او در حالت ركوع بسيار مي‌گريسته است!

6 - در صفحه 309، ابوجعفر سائب خواننده و نوازنده را از ملازمان عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب ناميده كه جز براي عبدالله آواز نمي‌خوانده است! ضمنا بموجب مندرجات صفحه 91 جميله سلميه اسناد مسلم خوانندگي و نوازندگي و آهنگ‌سازي نيز مورد احترام عبدالله بن جعفر و آوازه‌هاي او مورد علاقه وي بوده است!

7 - لاطائلات اين كتاب بيش از اين موارد است: موسيقي يعني حركت در راه كمال مطلق يعني خدا (ص369) در اين نوع از موسيقي، طهارت شرط لازم است مثل وضو در قرائت قرآن (ص12)، موسيقي زبان خدا است و هيچ مذهب و ديني بدون موسيقي نمي‌تواند اوج بگيرد و به خداوند برسد (ص19)، مشاور فرهنگي رئيس جمهور در سال 1386: موسيقي لمحه‌اي از آواز بهشت است (ص19)، بي‌گمان مجموع آثار باخ، همگي هديه و پيش‌كش به خداست (ص61)، هر دعا كه با موسيقي بود اجابت آن زودتر بود چنانكه بزرگان در سحرگاه ني‌زدن و بربط زدن فرموده‌اند (ص93) زندگي بدون موسيقي فقط يك خطاست (ص94) و بالاخره تحريفي شرم‌آور در صفحه 483 كتاب در مورد كلام قرآن ناطق، امير مؤمنان علي(ع) كه فرمودند: الله الله في‌القرآن، لايسبقكم بالعمل به غيركم - خدا را خدا را در مورد قرآن درنظر داشته باشيد، مبادا ديگران در عمل به آن از شما سبقت گيرند! كه نگارنده كتاب، اين فرمايش را تحت عنوان هشدار به موسيقي‌دانان عنوان و اعلام خطر نموده است كه مبادا اين وصيت علي(ع) را در مورد موسيقي فراموش كنند!!

آري آقاي وزير، وقتي با بها دادن بيش از حد به مقوله‌اي كه در اولويتهاي مسئوليتهاي شما نيست چنين بستري در جامعه فراهم مي‌شود، برخي از مدعيان هنر نيز به بهانه ترويج موسيقي، پيامبران و اهل بيت و مقدسات را بنام خويش مصادره مي‌كنند، مؤمنين مخالف رقص و آواز و غنا را تكفير مي‌كنند، به صحنه آوردن بانوان دف زن را در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي، رعايت حقوق زن ايراني مي‌پندارند، دختر امام حسين(ع) را برگزاركننده جشنواره موسيقي معرفي مي‌كنند، حضرت داود عليه‌السلام را نوازنده داخل محراب معرفي مي‌نمايند، وضو و طهارت را در نوازندگي شرط لازم مي‌دانند مانند نماز و قرائت قرآن، موسيقي را آواز بهشت مي‌پندارند! موسيقي را زبان خداوند تلقي كرده و موفقيت هر دين و آئين آسماني را در گرو توسل به آن مي‌دانند و صدها توصيف زشت ديگري كه خود سزاوار آن هستند!

من نمي‌گويم بايد همگان به سراغ قرائت قرآن بروند و اهل نماز شب باشند... مردم حق انتخاب دارند و البته هركس در برابر انتخاب خود در دنيا و آخرت مسئول و پاسخگو خواهد بود، بلكه مي‌گويم متوليان امور فرهنگي بايد بيش از پيش مراقب اظهارات خود باشند تا برخي از زياده‌طلبان با سوءاستفاده از فضاي ايجاد شده، در مطالبات و انتظارات خود زياده‌روي نكنند و به بهانه دفاع از هنر، در طريق كجروي و بدعت گام نگذارند.

در خاتمه با ابراز تأسف از عدم نظارت دقيق وزارتخانه شما بر چاپ كتابهائي مانند آنچه كه گذشت و براز تأسف از صرف هزينه‌هاي عمومي و اقدام انتشارات وابسته به حوزه هنري در چاپ و انتشار كتاب مزبور و تأكيد بر اينكه نگارنده كتاب يادشده بايد پاسخگوي نوشته‌هاي خود در مراجع قضائي باشد، انتظار مي‌رود بيش از آنچه كه دغدغه نشر موسيقي را داريد در صدد نظارت و جلوگيري از امور مغاير با شرح وظايف وزارتخانه متبوع خود باشيد كه اگر در اين دنيا مورد سئوال واقع نشويد قطعا در سراي آخرت مورد بازخواست قرار خواهيد گرفت (و لتسئلن عما كنتم تعملون... و البته از آنچه كه انجام داده‌ايد از شما سئوال و بازخواست خواهد شد/نحل،93) خداوند بزرگ عاقبت همه ما را ختم به خير فرمايد

منبع

نوشته شده توسط محمد در 15:41 |  لینک ثابت   •